s2C8R04.jpg
صلوات برای سلامتی و فرج امام زمان عجل الله:










» تعداد مطالب :
» تعداد نویسندگان :
» آخرین بروز رسانی :
» بازدید امروز :
» بازدید دیروز :
» بازدید این ماه :
» بازدید ماه قبل :
» بازدید کل :
» آخرین بازدید :

چاپ این صفحه





Powered by WebGozar

 

به جای عیوب دیگران، سرگرم عیوب خود باشیم

سرگرم عیوبِ نفس خودمان باشیم، زیرا این کار ما را از پرداختن به عیوب دیگران مشغول می‌کند.

ویژه نامه ضیافت - مشرق در ماه مبارک رمضان، روزانه، شرح یکی از احادیث اخلاقی مقام معظم رهبری که در ابتدای درس خارج معظم‌له مطرح می‌شود را برای مخاطبین منتشر می‌کند.

حدیث:

فى الكافیِ، عن الباقر... قاِل رسول الله (صلی‌الله علیه و آله): طوبیِ لمِن شَغله خوفُ الِله عن خوف الناس، طوبی لمَن مَنعه عیبهُ عن عیوب المؤمنینَ مِن اخوانه ،طوبی لمَن تواضَع لله تعالی.[1]

شرح:

حدیثاین، همان حدیثی است که صدر آن را در جلسۀ قبل خواندیم که جابر از رسول مکرّم (صلی‌الله علیه و آله) نقل می‌کند که می‌فرماید: ما نشسته بودیم، حضرت سوار بر ناقۀ خود عبور کردند و بیاناتی را فرمودند، از جمله این که خوشا به حال کسی که ترس خدا او را از ترس از مردم مشغول کند؛ یعنی آنچنان قلبِ او از خشیت الهی لبریز بشود که جایی برای ترس از این و آن باقی نماند و مظهر تامّ و تمامش آنجایی است که در یک عملی که امرش دائر بین ملاحظۀ خوف الهی یا ملاحظۀ خوف مردم است، انسان طبق تکلیفش عمل می‌کند.

اصل دیگر این است که سرگرم عیوبِ نفس خودمان باشیم، زیرا این کار ما را از پرداختن به عیوب دیگران مشغول می‌کند. ما عیوبی داریم که نه فقط آن را نمی‌شناسیم، بلکه حتی گاهی آن را حُسن تصوّر می‌کنیم! می‌پنداریم که این، حُسنِ ماست در حالی که عیبِ ماست. بنابراین، باید دقتّ بکنیم تا عیب را پیدا بکنیم. بعد از پیدا کردنِ عیب، به رفعِ آن بپردازیم. همۀ اینها مراحلِ دشواری است که اگر انسان این اشتغال را پیدا کند، این وظیفه را برای خود قائل باشد که به عیب خود بپردازد، دیگر مجالی برای او باقی نمی‌ماند که به عیب این و آن بپردازد. این «طوبی»ها که فرموده است، به این معناست که خوشا به حال آن کسی که این خصوصیات را دارد.[2]



[1] - الشافی، صفحه 821

[2] - 1/8/1391


منبع: مشرق نیوز


:: مرتبط با: شرح حدیث از آقا ,
:: برچسب‌ها: حدیث , امام , خامنه ای ,
ن : Khangoli
ت : چهارشنبه 1393/05/1

چرا مرگ را در ظاهر قبول داریم ولی در باطن خیر

در اینجا هزار کار می توانیم برای نجات خودمان انجام بدهیم؛ توسّل کنیم، خدمت کنیم، تلاش کنیم، مجاهدت کنیم، همه کار می‌توانیم بکنیم اماّ آنجا که رفتیم، دست‌ها بسته است، برای نجات خودمان از مشکلاتی که آنجا ممکن است پیش بیاید، راهی وجود ندارد، این را باید از عُمق جان باور کرد.

ویژه نامه ضیافت - مشرق در ماه مبارک رمضان، روزانه، شرح یکی از احادیث اخلاقی مقام معظم رهبری که در ابتدای درس خارج معظم‌له مطرح می‌شود را برای مخاطبین منتشر می‌کند.

حدیث:

فى الكافی، عن الباقر (علیه السلام): سَمعتُ جابرَ بنَ عبدالله یقوِل: انّ رسولَ الله (صلی‌الله علیه و آله) مرّ بِنا ذِاتَ یوم و نحن فی نادینا و هو علی ناقَته و ذلک حینَ رجَع مِن حَجّة الوداع فَوَقَف علینا فسَلٍّم فرَدَدنا علیه سلامَه ثمّ قال: ما لی أری حُبَّ الدنیا قد غَلب علی کثیر من الناس حتیّ کأنّ الموتَ فی هذه الدنیا علی غیرهِم کُتبِ و کأنّ الحقَّ فی هذه الدنیا علی غیرهِم وَجب و حتیّ کأن لمیسَمَعوا و یرَوا منِ خَبرِ الامواتِ قبلَهم سبیلُهم سبیلُ قوم سَفرٍ عَمّا قلیلٍ إلیهم راجعون یبُوَّئونهَم اجداثهَم و یأکُلون ترُاثهَم فیظُنوّن أنهّم مَخلَّدون بعدَهم هیهاتَ هیهات أ ما یتَعَّظُ آخِرُهم بأوّلهٍم! لقد جَهلِوا و نسُوا کلَّ واعظٍ فِیِ کتاب الله و أمنِوا شَرَّ کلِّ عاقبةِ سَوء و لمیخَافوا نزُولَ فادحةٍ و بوَائق حادثةَ.[1]

ترجمه:

امام باقر علیه السلام فرمودند: از جابر بن عبد اللَّه شنیدم كه می‌گفت: روزى رسول خدا (ص) هم چنان كه سوار شتر بود از كنار انجمن ما گذر كرد و این جریان وقتى بود كه از سفر حجة الوداع باز میگشت پس در نزد ما كه رسید توقف كرده بر ما سلام كرد آنگاه فرمود: چه شده كه مى‏بینم دوستى دنیا بر بیشتر مردم چیره شده بحدى كه گویا مرگ در این دنیا بنام دیگران ثبت شده؟ و گویا حق و حقیقت در این جهان بر جز اینها واجب گشته، و تا اینكه گویا سرگذشت مردگان پیش از خود را نشنیده و ندیده‏اند، (با اینكه) راه ایشان همان راه مردم مسافر است و بزودى‏ بسوى آنان (یعنى مردگان) بازگردند، خانه‏‌هاى آن مردگان گورشان باشد و اینان میراث آنان را خورند، اینها پندارند پس از آن مردگان همیشه خواهند ماند! هیهات هیهات! [آیا] دنبالان از جلو رفتگان پند نگیرند؟ براستى كه از یاد برده و فراموش كردند هر پند دهنده‏اى را در كتاب خدا و از شر هر سرانجام بدى ایمن و آسوده خاطر گشته و از نزول بلاهاى سخت و پیش آمدهاى ناگوار ترس ندارند.

شرح:

حِضرت باقر (علیه السلام) روایت می کنند از جابر بن عبدالله، سند روایت سند معتبری است. می گوید جمع شده بودیم، مشغول گفتگو بودیم، حضرت رسول (صلی‌الله علیه و آله) سوار شترشان بودند، از کنار ما عبور کردند ـ فرمایش پیغمبر اکرم(صلی‌الله علیه و آله) ، خطاب به ماهاست، دربارۀ ما این حرف گفته شده ـ می‌فرمایند: چگونه است که می‌بینم محبتّ دنیا بر بسیاری از مردم غالب شده! گویا مرگ برای آنها نیست و فقط برای دیگران مرگ مقدّر و معینّ شده است، اینها بنا نیست بمیرند! اینطور مکِبّ بر دنیا و محبتّ دنیایند، کأنهّ بنا نیست از دنیا جدا بشوند. این حقوقی که مردم دارند، مسلمان‌ها دارند، گویا این حقوق بر اینها واجب نشده است و بر دیگران این حقوق واجب شده است! گویا اصلاً اطلاعی ندارند از مردمی که قبل از اینها وارد عالمَ اموات شدند و مرُدند. کلمۀ سَفر جمع سافرِ است.

حدیثگویا اینها خیال می کنند که این مرُده هایی که رفتند، این مرُده ها مسافرانی هستند که به زودی به طرف اینها برمی گردند. کأنهّ اصلاً مرگ به معنای واقعی اش برای اینها جا نیفتاده! مرُده‌ها را در قبرها جا می دهند، میراث آنها را می خورند، خیال می کنند که خودشان بعد از این مرُده ها تا ابد بناست در دنیا بمانند! کأنهّ باورشان این است.

ممکن است ما بگوییم: ما که مرگ را قبول داریم. بله، در ذهنمان قبول داریم ،اماّ در باطنِ دلمان کأنهّ قبول نداریم که روزی باید از این عالم به عالمَ برزخ برویم و وارد در یک عالمَ عجیب ناشناخته ای شویم که انسان قادر بر کوچکترین عملی برای نجات خودش نیست.

در اینجا هزار کار می توانیم برای نجات خودمان انجام بدهیم؛ توسّل کنیم، خدمت کنیم، تلاش کنیم، مجاهدت کنیم، همه کار می‌توانیم بکنیم اماّ آنجا که رفتیم، دستها بسته است، برای نجات خودمان از مشکلاتی که آنجا ممکن است پیش بیاید، راهی وجود ندارد. این را باید از عُمق جان باور کرد، صِرف باورِ عقلی و ذهنی کافی نیست (فادِحَة به معنای حوادث سخت و دشوار است).[2]



[1] - 17/7/1391

[2] - الشافی، صفحه 821

منبع: مشرق نیوز


:: مرتبط با: شرح حدیث از آقا ,
:: برچسب‌ها: حدیث , امام , خامنه ای , مرگ ,
ن : Khangoli
ت : دوشنبه 1393/04/30

در قیامت چطور جواب این‌ها را بدهم؟

من چشمم که می‌افتاد به این جمعیت گاهی اوقات تنم می‌لرزید، می‌گفتم پروردگارا! من در قیامت چطور جواب این‌ها را بدهم....
به گزارش گروه سیاسی باشگاه خبرنگاران به نقل از khamenei.ir ، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب طی دیداری با واحد روحانیت حزب جمهوری اسلامی در تاریخ ۶۴.۰۶.۲۱ فرمودند:
 
بنده اعلام کرده‌ام و حالا هم به شما برادران عزیز دارم عرض می‌کنم من تابع حجت شرعی‌ام. یک روزی بود بنده در مسجد کرامت مشهد نماز می‌خواندم، منبر می‌رفتم، سخنرانی می‌کردم بعد از نماز، منبر یعنی نمی‌رفتم می‌ایستادم صحبت می‌کردم. چشمم به این جمعیت که می‌افتاد آن جمعیت در مساجد مشهد نظیر نداشت، یعنی مسجد پدر خودم که پنجاه سال بود نماز می‌خواند بعد از نماز ایشان می‌آمدند برای مثلاً فرض کنید که صحبت من بود گوش کنند یا نماز ما و آن اجتماع مسجد ما ده برابرِ مثلاً اجتماع مساجد معروف و معتبر مشهد بود، تمام این مساجدی که بود مشهد، بدون استثناء. یک اجتماع عظیمی از در و دیوار، واقعاً از در و دیوار جمعیت همین‌طور می‌چسبیدند که بیایند نماز و بیایند گوش کنند آن حرفهای ما را.

من چشمم که می‌افتاد به این جمعیت گاهی اوقات تنم می‌لرزید، می‌گفتم پروردگارا! من در قیامت چطور جواب این‌ها را بدهم؟ این همه مسجد خالی شد تو مشهد که مسجد ما پر شد. آخر من چطور جواب این‌ها را بدهم؟ واقعاً تنم می‌لرزید. بار‌ها با خودم فکر می‌کردم در آن وقت که از این کارهائی که دارم می‌کنم، نماز می‌خواندم و تفسیر می‌گفتم و حدیث روی تخته می‌نوشتم و از این کارهائی که آن وقت‌ها جدید بود، نو بود اینکار‌ها، جاذبه داشت، می‌گفتم بیایم کنار، منصرف بشوم و اینکار‌ها را نکنم که این جمعیت یک خرده‌ای، بعد فکر می‌کردم که خب آن نهیب تکلیف وظیفه و این‌ها که آیا مثلاً جایز هست جایز نیست.

خب منی که تنم از فرضاً چند هزار آدم می‌لرزیده، آن روز، حالا چند میلیون آدم را رو دوش من سوار کردند و بنده باید این‌ها را از این پل صراط عبور بدهم مگر می‌شود این کار. مگر بنده حاضرم بدون احراز تکلیف شرعی کاری بکنم والله حاظر نیستم و نخواهم کرد. آن چیزی را که احراز کردم آن را عمل می‌کنم ولو تمام عالم با او مخالف باشند. آنی را که احراز کردم که خلاف است عمل نمی‌کنم ولو تمام عالم بر طبق او بیایند بگویند که اینکار باید انجام بگیرد.

منبع: باشگاه خبرنگاران


:: مرتبط با: خاطـــــــرات ,
:: برچسب‌ها: خاطرات , امام , خامنه ای ,
ن : Khangoli
ت : شنبه 1393/04/28

توصیه‌ی آیت‌الله خامنه‌ای به شاگردانشان

خیلی از شاگردهای ما درگیر مبارزات بودند. از بس گرم کارهای مبارزاتی میشدند، به نظرشان می‌آمد که این حرفهای مکاسب و استدلالهای کفایه فایده‌اش چیست...
 به گزارش گروه سیاسی باشگاه خبرنگاران به نقل از khamenei.ir ،‌ حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب طی بیاناتی در دیدار علما و روحانیون خراسان شمالی در تاریخ ۱۳۹۱.۰۷.۱۹ فرمودند:
 
بنده از دوران مبارزات، خودم درگیر مبارزات بودم. در مشهد درس مکاسب و کفایه میدادم. خیلی از شاگردهای ما درگیر مبارزات بودند. از بس گرم کارهای مبارزاتی میشدند، به نظرشان می‌آمد که این حرفهای مکاسب و استدلالهای کفایه فایده‌اش چیست. مکرر بنده به آنها میگفتم: آقاجان! بی‌مایه فطیر است؛ باید مایه پیدا کنید. اگر مایه پیدا کردید، آن وقت میتوانید در منصب و جایگاهی مثل جایگاه امام بزرگِ عالی‌مقام، این حرکت عظیم را انجام دهید.

منبع: باشگاه خبرنگاران


:: مرتبط با: خاطـــــــرات ,
:: برچسب‌ها: خاطره , امام , خامنه ای , شاگرد ,
ن : Khangoli
ت : جمعه 1393/04/27

اینهایی که این‌جا نشسته‌اند، از امریکا می‌ترسند!

سران یکی از کشورها که یک جوان انقلابی بود گفت: همه‌ حرفهای شما درست است، منتها من به شما بگویم که به خودتان نگاه نکنید که از امریکا نمی‌ترسید؛ همه‌ اینهایی که در این‌جا نشسته‌اند، از امریکا می‌ترسند....
به گزارش گروه سیاسی باشگاه خبرنگاران به نقل از khamenei.ir ، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب طی بیاناتی در دیدار فرمانده و جمع کثیری از پرسنل نیروی هوایی ارتش در تاریخ  ۱۳۶۸.۱۱.۱۹ فرمودند:
 
این خاطره را بارها نقل کرده‌ام که در یکی از مجامع بین‌المللی که نطق خیلی پُرشوری در آن‌جا علیه تسلط قدرتها و نظام سلطه در دنیا ایراد کردم و امریکا و شوروی را در حضور بیش از صد هیأت نمایندگی و رؤسای دولتها، به نام کوبیدم و محکوم کردم، بعد از آن نطق، عده‌ی زیادی آمدند تحسین و تصدیق کردند و گفتند: همین سخن شما درست است. یکی از سران کشورها که یک جوان انقلابی بود - و البته بعد هم او را کشتند - نزد من آمد و گفت: همه‌ی حرفهای شما درست است، منتها من به شما بگویم که به خودتان نگاه نکنید که از امریکا نمی‌ترسید؛ همه‌ی اینهایی که در این‌جا نشسته‌اند، از امریکا می‌ترسند! بعد سرش را نزدیک من آورد و گفت: من هم از امریکا می‌ترسم!!

منبع: باشگاه خبرنگاران


:: مرتبط با: خاطـــــــرات ,
:: برچسب‌ها: خاطره , امام , خامنه ای , امریکا ,
ن : Khangoli
ت : جمعه 1393/04/27
شاعری که در محضر رهبر انقلاب غوغا کرد

بابایی: تمام دنیا را با تحسین رهبر انقلاب عوض نمی‌کنم/ رزقی از رزق‌های خداوند که نصیب شاعران می‌شود

من بسیاری از دوستان شاعر را می‌شناسم که شعرهایشان می‌تواند مورد تحسین آقا قرار بگیرد.
گروه فرهنگی مشرق - احمد بابایی گفت: اگر تمام دنیا را در قبال شعرم به من بدهند، من آن را با یک تحسین ایشان در واکنش به این شعر عوض نمی‌کنم و به من حق بدهید اگر در زمان شعرخوانی بغض کرده بودم.

 احمد بابایی همان شاعر جوانی است که در دیدار امسال شاعران با رهبر انقلاب شعری درباره درباره فتنه اخیر تکفیری‌ها و جریان تروریستی داعش خواند و شعرش با تشویق مقام معظم رهبری و دیگر شاعران حاضر در جلسه روبرو شد. شعر او این گونه شروع می‌شد:

خبر، آمیخته با بغض گلوگیر شده‌ست

سیل دل‌شوره و آشوب، سرازیر شده‌ست

سرِ دین، طعمه‌ی سرنیزه‌ی تکفیر شده‌ست

هر که در مدح علی شعر جدید آورده‌ست

گویی از معرکه‌ها نعش شهید آورده‌ست

شعر این شاعر جوان، همه را به وجد آورد و شور زیادی به جلسه بخشید. آقا هم بارها از آن تعریف کردند و فرمودند جوان‌ها امشب غوغا می‌کنند.

بعد از این جلسه شعر بابایی بارها دست به دست شد و در گروه‌ها و شبکه‌های مجازی، استقبال فراوانی به خود دید. با این شاعر جوان درباره دیدار و شعری که در مراسم خواند گپ و گفتی داشته‌ایم که در ادامه می‌آید:

**صمیمیت جلسه حیرت انگیز است

آقای بابایی جلسه دیدار شاعران با رهبر انقلاب را چگونه دیدید؟

من این جلسات را در راستای یک سنت تاریخی شیعی می‌بینم. در میان شیعیان رسم بر این است که شیعیان گاه به گاه یا حداقل سالی یک بار دینشان را به مولایشان عرضه می‌کنند، مبادا کج رفته باشند و دینشان را با میزان مولایشان می‌سنجند. شاعران هم در همین راستا، سالانه به دیدار رهبر انقلاب می‌روند. این دیدار سالانه شاعران محفل بسیار بسیار صمیمی است و میزان صمیمیتش برای کسانی که با این فضا آشنا نیستند، حیرت انگیز است و کسانی که برای اولین بار در این جلسات شرکت می‌کنند با حیرت از جلسه بیرون می‌روند. شاعران هر سال در این جلسه شرکت می‌کنند و دست آوردهای فرهنگی و حتی می‌توان گفت دین خود را به ایشان عرضه می‌کنند و این ادامه همان سنت حسنه تاریخی شیعه است.

ایشان هم در سخنانی با جمع بندی‌های حکیمانه‌ای که درباره شعر دارند، نقطه گذاری‌های شعر فارسی را هم جهت با دین تنظیم می‌کنند و هدف گذاری‌های پیش رو شعر را تبیین و راه را پیش روی شاعران نشان می‌دهند.

**حضور در جلسات دیدار با رهبری از رزق‌های خداوند است

اولین بار بود که در این دیدار سالانه نیمه ماه مبارک رمضان شرکت می‌کردید؟

نه. قبلا هم روزی‌ام شده بود تا در این جلسات شرکت کنم. می‌گویم روزی، چون اعتقاد دارد دیدار ولی خدا، رزق است و خداوند آن را نصیب بعضی افراد و شاعران می‌کند و خیلی هم خوشحال هستم که لیاقت حضور در این جلسات را داشته‌ام و این رزق خاص نصیبم شده است. اما امسال اولین سالی بود که توفیق شعرخوانی پیدا کردم.

**زمان سرودن شعر بغض داشتم

از حال و هوای شعرخوانی در این دیدار می‌گویید؟ شما خیلی خوب شعرتان را اجرا می‌کردید و در بخش‌هایی هم، شعرخوانی‌تان همراه با بغض بود و جمع حاضر را هم تحت تاثیر قرار دادید. چه حس و حالی داشتید؟

دو مطلب در این باره وجود دارد. اول اینکه زمان سرودن شعر بغض داشتم و دلیلی که مرا به سرودن این شعر وا داشت خیلی بغض آلود بود. ببینید الان در منطقه یک جنایت و خیانت توسط بنیادگرایی سلفی و تکفیری انجام می‌شود و این کار اتفاقا برای شبیه سازی جمهوری اسلامی و ارائه نسخه بدلی از انقلاب اسلامی است و این بنیادگراها با این حرکت‌های بی‌ارزش و این جنایت‌ها مانند خوارج رفتار می‌کنند تا حرکت اساسی انقلاب و اصل ولایت فقیه را در میان این حرکت‌ها گم و کم رنگ شود. هر کس که در این فضا زندگی می کند می‌داند جمهوری اسلامی حاصل خون شهدا است نه تنها شهدای انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی بلکه شهدای اسلام از ابتدا تا کنون و این انقلاب نتیجه قرن‌ها مظلومیت شیعه است و این دستاورد کار را به آنجا رسانده که ولایت فقیه را به عنوان راهی برای آزادی خواهی و عدالت خواهی به تمام دنیا معرفی کند. آن وقت در این فضا یک بنیادگرایی پوچ و احمقانه به دنبال این است که کل سیستم ولایت فقیه و این دستاورد را دچار تزلزل کند که البته نمی‌توانند و دست مکر یهود در این توطئه و فتنه آشکار است و من هم در شعرم به این مکر اشاره کرده بودم.

**به من حق بدهید اگر بغض کرده بودم

پس یک بخش این بغض به زمان سرودن شعر برمی‌گردد که از دیدن این وضعیت متاثر بودم. درباره زمان شعرخوانی هم باید بگویم در آن زمان من در محضر کسی شعر می‌خواندم که همه دشمنی‌های این جریان را با ایشان می‌دیدم و شعرم هم دقیقا در همین ارتباط بود. خیلی خوشحال شده بودم که شعرم با تحسین ایشان روبرو شده بود و نفس به نفس که شعر می‌خواندم و تایید ایشان را می‌دیدم خدا را شکر می‌کردم که حرف‌هایی که در شعرم آورده‌ام، درست است. اگر تمام دنیا را در قبال شعرم به من بدهند، من آن را با یک تحسین ایشان در واکنش به این شعر عوض نمی‌کنم و به من حق بدهید اگر در زمان شعرخوانی بغض کرده بودم.




خودتان این شعر را برای خواندن در آن جلسه انتخاب کرده بودید؟

نه و در اینجا از محبت دوستانی که امر کردند من آن شعر را در محضر رهبر انقلاب بخوانم تشکر می‌کنم. اگر خودم بودم ترجیح می‌دادم شعری درباره بیداری اسلامی بخوانم اما آقای قزوه و آقای مرزبان و آقای نظری و دیگر دوستان از روی عمد دنبال این بودند که من این شعر را بخوانم که اتفاقا خیلی هم خوب شد و از این راهنماییشان بسیار سپاسگزارم.

**تعریف رهبر انقلاب از شعر مانند سخنان امام (ره) درباره هنر بود

درباره صحبت‌های رهبر انقلاب بعد از شعرخوانی‌ها هم صحبت می‌کنید؟ کدام بخش از صحبت‌های ایشان بیشتر در ذهن شما ماند و اثر ماندگارتری گذاشت؟

ایشان هر سال بیشتر صحبت می‌کردند منتها امسال با کرامت،‌ وقت بیشتر را به شاعران دادند و کمتر صحبت کردند اما در همان صحبت‌ها، دو مطلب خیلی حیاتی بود. اولا ایشان در تعریف شعر، نوع دیگری از تعریف را ارائه کردند؛ درست مثل همان سخنانی که حضرت امام خمینی در تعریف هنر در اواخر سال 67 مطرح کردند و ظلم ستیزی و عدالت محوری را اساس هنر دانستند و گفتند ما هنر برای هنر را قبول نداریم و هنر باید در خدمت و دین و عدالت باشد، در این دیدار هم رهبر انقلاب تعریف بسیار جامعی از شعر ارائه کردند که مانند تعریف امام از هنر بود و در راستای کمک به مظلوم و ظلم ستیزی تعریف می‌شد. نکته دیگری هم که ایشان در سخنانشان به آن اشاره کردند و صراحتا به اهل هنر و خصوصا شعرا آن را یادآوری کردند، این بود که وظیفه خود را به عنوان یک شاعر بشناسیم و بدانیم که شعر چه کارکردها و تاثیرهایی دارد.

**کاش جلسات سالی دو بار بود

آرزویی درباره این دیدارها دارید که در سال‌های آینده محقق شود؟

من بسیاری از دوستان شاعر را می‌شناسم که شعرهایشان می‌تواند مورد تحسین آقا قرار بگیرد و جایشان در این جلسات خالی است. کاش فرصت بیشتری برای این دیدارها داشتیم. کاش این امکان فراهم می‌شد که شاعران حداقل سالی دوبار به خدمت ایشان برسند و شعر بخوانند. خاک این کشور برای شعر و پرورش شاعر بسیار حاصلخیز است و به قدری ما شاعران خوب داریم که مطمئن هستم اگر تا سال‌های سال شاعران در محضر رهبر انقلاب حاضر شوند و هر سال فقط شعر اولی‌ها و بدون تکرار شعر بخوانند،‌ جریان به گونه‌ای خواهد بود که تا 10 سال شاعران فقط نفری یک بار شعر بخوانند و رهبری شعرهای ایشان را بشنود. من چون خودم طعم شعرخوانی در محضر آقا را چشیده‌ام آرزو می‌کنم چنین شرایطی برای دیگر شاعران هم فراهم شود.

منبع:مشرق نیوز



:: مرتبط با: آقا از نگاه دیگران ,
:: برچسب‌ها: شاعر , امام , خامنه ای ,
ن : Khangoli
ت : چهارشنبه 1393/04/25
شرح احادیث خارج فقه رهبر انقلاب/16

از آزار مؤمن که همانا غیبت است پرهیز کنید

نوع دیگری از ورع هم وجود دارد که حضرت می فرمایند از همۀ ورع ها انفع است، و آن این که: انسان خودداری کند از آزار مؤمنین، غیبت مؤمنین را نکند. غیبت هم یک نوع آزاردادن است.

ویژه نامه ضیافت - مشرق در ماه مبارک رمضان، روزانه، شرح یکی از احادیث اخلاقی مقام معظم رهبری که در ابتدای درس خارج معظم‌له مطرح می‌شود را برای مخاطبین منتشر می‌کند.

حدیث:

فی الکافی، عن الصادق (علیه السلام) قال لحِمران بن أِعین... وِ اعلَم أنّ العملَ الدائمَ القلیل علی الیقین أفضلُ عند الله تعالی من العمل الکثیر علی غیر یقین، و اعلَم أنهّ لاوَرعَ أنفعَ منِ تجنبِّ محارم الله، و الکفّ عن أذی المؤمنین و اغتیابهِم.[1]

شرح:

دِنبالۀ روایت حمران از امام صادق (علیه السلام) است، حضرتِ می‌فرماید: عمل کم ولی مستمرّ و همراه با یقین، بهتر است از عمل انبوهی که انسان آن را بدون یقین انجام بدهد. یقین یعنی یقینِ به حقیقتِ توحید ،یقینِ به حضور در مقابل پروردگار عالم، یقین به این که خدای متعال عمل ما را می بیند، سخن ما را می‌شنود و به ما جزا می دهد آنچنان که خودش وعده فرموده است. البته یقین مراتبی دارد، هم از لحاظ سعۀ دایرۀ متیقَن، هم از جهت عمق یقین و روشن و نورانیِ بودن آن. به هر حال، آن مقداری که واضح است، یقین به خدای متعال، یقین به وعدۀ او، یقین به سمع و بصر او است.

استمرار در عمل را هم در روایاتِ زیادی تأکید کردند. اینطور نباشد که انسان یک احساس و هیجانی پیدا کند و عمل نیکی را انجام بدهد ،بعد فراموش بکند! می‌فرمایند: عمل ولو کم ولی باید مستمرّ باشد.

از آزار مؤمن که همانا غیبت است پرهیز کنیدورع یعنی: حالت خویشتنداری و پرهیز، خویشتنداری و پرهیز فی نفسه حالتِ خوبی برای انسان است، که انسان رفتار و عملِ عادیِ زندگی اش تابع هوی و هوس نباشد، بتواند در مقابل خواهش ها و هوس ها خویشتن داری کند؛ در مقابلِ خشمِ خودش خویشتنداری کند، در مقابل محبتّ زیاد خویشتن داری کند.

نفس این خویشتن داری یک صفت محموده ای است، لکن یک خویشتن داری ای وجود دارد که از همۀ خویشتن داریها بالاتر است و در این حدیث شریف دو مصداق برای آن ذکر می فرمایند، یکی: تجنبّ از محارمِ الله، انسان در مقابل محرّمات الهی خویشتن داری بکند. این، از همۀ خویشتن داریها انفع است. علت هم این است که اگر تجنبّ از محارم الله در ما نباشد، بسیاری از کارهای نیک ما هم آن اثر مطلوب را نخواهد بخشید. علاوه بر این که کار بد و محارم الله، انسان را ساقط می کند و انحطاط درجه بوجود می‌آورد، از علوّ درجه و ارتقاء مقام معنوی بوسیلۀ خیرات هم مانع می‌شود.

مکرّر مثال زدیم، مثل این است که در یک استخری، چندین لولۀ قطورِ باز می کنید و آب وارد استخر می‌شود، اماّ می بینید استخر پر نمی شود! این همه آب وارد استخر می شود اماّ همچنان اسِتخر خالی است! بعد که دقت می کنید، می بینید استخر ترَک دارد! آب آن هرز می رود! هر چه آب می ریزید، فایده ای نخواهد داشت، پر نخواهد شد. گاهی ما اینطور می شویم، به خاطر وارد شدن در حیطۀ گناه وضعیت ما طوری میشود که نافله می خوانیم، قرآن می خوانیم، خیرات و احسان میکنیم ،لکن میبینیم هیچ علوّی در روان ما، در دل ما بوجود نمی‌آید، هیچ حالتِ نورانیتی در خودمان احساس نمی‌کنیم! بنابراین، نفعِ ورع، هم از این جهت است که ورع موجب می شود انسان دچار ظلمات ناشی از گناه نشود، و هم دچار محرومیت و محجوب شدن از برکات و خیراتِ عبادات نشود.

نوع دیگری از ورع هم وجود دارد که حضرت می فرمایند از همۀ ورع ها انفع است، و آن این که: انسان خودداری کند از آزار مؤمنین، غیبت مؤمنین را نکند. غیبت هم یک نوع آزاردادن است اماّ تخصیصِ به ذکر آن، بخاطر اهمیت آن است و بخاطر این که رائج و دمِ دست است! ما خیلی اوقات دستمان نمی رسد کسی را اذیت کنیم، لکن دستمان می رسد که از او بدگویی کنیم، بنشینیم پشت سر او حرف بزنیم، غیبت کنیم، علاوه که گناه بزرگی است، لذا آن را بطور خاص ذکر فرمودند.[2]



[1] - الشافی، صفحه 851

[2] - 24/2/1392


مشرق نیوز



:: مرتبط با: شرح حدیث از آقا ,
:: برچسب‌ها: حدیث , امام , خامنه ای , فقه ,
ن : Khangoli
ت : سه شنبه 1393/04/24

شعله‌ برخاسته از خَس و خاشاک، فورا فرو می‌نشیند

ِشعار ظاهری هر کسی را به هیجان می‌آورد .این خوب است، اماّ مانند یک شعله‌ای است که برخاسته از خَس و خاشاک است، بلند می شود، بعد فورا فرو می نشیند. آنچه آتشش بیشتر می ماند، آن کُندۀ محکم است.

ویژه نامه ضیافت- مشرق در ماه مبارک رمضان، روزانه، شرح یکی از احادیث اخلاقی مقام معظم رهبری که در ابتدای درس خارج معظم‌له مطرح می‌شود را برای مخاطبین منتشر می‌کند.

حدیث:

فی الکافی، عن الثمّالی، قال: ... و اعلَموا أنکّم عبیدُ الله و نحن معکم یحَکم علینا و علیکم سیدٌّ حاکمٌ غداً و هو موقفِکم و مُسائلِکم فأعدِّوا الجوابَ قبلَ الوقوفِ و المُسائلَة و العَرضَ علی ربِّ العالمین یؤمئذٍ لاتکَلَّمٍ نفسٌ الاّ بإذنهِ و اعلَموا أنهّ لایردّ عذرَ مسِتحقٍ و لایعُذِر غیرَ معذور و له الحجّةُ علی خلقهِ باِلرُسل و للأوصیاء بعدَ الرسل ألا و إنّ الشَجرَة البرَیِةَّ أصلَب عُوداً و أبقیٰ وَقوداً. [1]

ترجمه:

بدانید كه شما همگى بندگان خدائید و ما هم با شما (و بهمراه شمائیم) كه حكومت كند بر ما و شما در فرداى قیامت آقا و بزرگى حاكم، و او است بازدارنده و پرسش‏ كننده از شما، پس آماده كنید پاسخ (خود) را پیش از بازداشت و پرسش و ورود بر پروردگار جهانیان كه در آن روز هیچ كس سخن نكند جز به اذن او، و بدانید كه خدا در آن روز تصدیق نكند دروغگوئى را و تكذیب نكند راستگوئى را و عذر بجائى را رد نكند و كسى كه (واقعا) عذرى ندارد معذورش نسازد، او بر آفریدگان خود بوسیله پیامبران و اوصیاء پس از پیمبران حجت دارد، پس اى بندگان خدا، از خدا بترسید و باصلاح خود و به فرمانبردارى كسى كه خدا را در اطاعت او دوست دارید روآرید، شاید شخص پشیمانى در آخرت پیدا شود كه از كوتاهیهائى كه از كارهاى خدا در دنیا كرده است و حقوقى كه از خدا ضایع كرده پشیمان گردد، و از خدا آمرزش بخواهید و بدرگاهش توبه كنید كه او توبه را میپذیرد و از گناهان درگذرد و هر آنچه میكنید میداند. بدانید که درختان بیابانى چوبشان سخت‏ تر، آتششان قوى ‏تر و خاموشى آنها دیرتر است.

شرح:

دنبالۀ همان بیانِ نورانیِ امام سجاد (علیه السلام) است که جناب ابی حمزۀ ثمالی از ایشان نقل می کند، روایت صحیحه است و فقرات متعدّدی دارد، می فرماید: بدانید! توجّه داشته باشید ما و شما، همه بندگان خدا هستیم. حضرت خودشان را هم در کنار مخاطبان خودشان قرار می دهند، در اینکه: همه، بندۀ خدا هستیم، همۀ ما فرمانبرداران خدای متعال هستیم. فردای قیامت بر ما و شما سرورِ حاکمی که ذات اقدس الهی (جلّ جلاله و عزّاسمُه) است، حکمرانی می کند. او در قیامت شما را متوقف می کند، جلویتان را می گیرد، از شما سؤال خواهد کرد. آماده کنید جواب را قبل از آن که شما را نگه دارند، جلوی شما را بگیرند ،از شما بپرسند. قبل از آن که در معرضِ سؤال و مؤاخذۀ ربُّ العالمین قرار بگیرید، جواب را آماده کنید! ، اینطور نیست که مثل دنیا، هر چه خواستیم راست و دروغ، واقع و خلاف واقع بر زبان جاری کنیم. نه ،آنجا لاتکلمّ نفسٌ الاّ بإذنه، آنجا انسان بایستی در مقابل پروردگار حرفِ حدیثمنطقی بزند، برای یکایک کارهای خودش حجّت داشته باشد.

در دعای شریف ابوحمزه می خوانیم: و ارحَمنی اذا انقَطَعت حجّتی و کَلَّ عن جوابکِ لسانی و طاشَ عندَ سؤالکِ ایاّیَ لبُیّ، به من رحم کن! آنوقتی که از پاسخ درمی مانم، عذری ندارم برای آنچه انجام داده ام. و اعلمَوا أنّ اللهَ لایصُدِّقُ یومئذٍ کاذبا و لایکَُذِّبُ صادقا، آنجا ملاک و معیار، صدق و کذب است، بیانِ حقیقًت یا عدمِ تواناییً بر بیان حقیقت است. خدای متعال هیچ دروغگویی را تصدیق نمی کند، حرف را از او قبول نمی کند .مثل محاکمِ دنیا نیست که کسی بتواند با دروغ و با زیر و رو کردن، و جفت و جور کردنِ ادله، یک چیزی را ثابت بکند. آنجا حقیقت آشکار میشود. آن کسی که استحقاق دارد که خدای متعال از او بگذرد، عذر او را رد نمی کند. گاهی انسان عذری دارد، به ضعف خود واقف است ،خدای متعال عذر او را قبول می کند. اما کسی را که در واقع معذور نیست، معذور نمی دارد. اینجا یک ِنصیحت فوق العاده حساس و مهم و اثرگذاری برای ما و همۀ انسانها در همۀ زمانها بیان میشود؛ می فرماید:

زندگی در گذر است، همینطور ساعت به ساعت و روز به روز و سال به سال، کودکی تبدیل به جوانی، جوانی تبدیل به پیری، پیری هم منتهی به مرگ می شود ـ به حسب روال عادی، و الاّ گاهی مرگ در دوران کودکی و جوانی هم به سراغ افرادی می آید ـ در این حرکتی که ما به سمت یک مقصدِ قطعی و مسلمّ می‌کنیم و لامَحیص عنه، آنچه برای انسان اهمیت دارد، این است که: خودش را آماده کند، یک جوابی برای آنجا فراهم کند، آنچه از او خواستند، انجام بدهد ـ و لایکُلفّ الله نفسا الاّ وُسعَها ـ سعی و تلاشت را بکن! تا آنچه را از تو خواستند، بتوانی آن را انجام بدهی و خیالت راحت باشد.

این، نصیحتی است برای همۀ ما در همۀ زمانها. آن نکته ای که باید عرض کنیم، این است که: بعد از واقعۀ کربلا، در مرکز اسلام یعنی مدینه و مکّه، فضلاً از نقاط دیگر مثل مناطق شام، عراق، ایران و سایر مناطق، یک رُعبی بر همۀ مردم حاکم شد به طوری که حتی کسانی که پیروان اهل بیت بودند و اهل بیت (علیهم السلام) را قبول داشتند، اکثرشان، یا نزدیک به همه شان، از مسیری که باید حرکت می کردند، و برگشتند! وقتی کسی جرأت دارد پسر پیغمبر را، حسین بن علی را، آن هم با این وضع فجیع از بین ببرد، ضعافُ الناس می ترسند .لذا یک روایتی را آنروز از امام صادق (علیه السلام) عرض کردم که فرمود: إرتدَّ الناس بعدَ الحسین الاّ ثلاثة. در یک روایت: الاّ خمسة، در روایت دیگر: الاّ سبعة ذکر شده است، فقط چند نفر اطراف امام سجاد (علیه السلام) باقی ماندند که اینها استوار و محکم در راه خودشان بودند، یکی از آنها همین ابی حمزۀ ثمالی است، بقیه همه مرعوب شدند و متوقف ماندند. آن حرکتی که ائمه (علیهم السلام) شروع کرده بودنِد برای بیان معارفِ اصیل اسلام و تفسیر صحیح قرآن و حرکت دادن جامعه به آن سمتی که پیغمبر اراده کرده بود، این حرکت متوقف ماند.

امام سجاد (علیه السلام) در ظرف سی سال دوباره این موتور را روشن کرد و راه انداخت، که در همین روایت دارد: ثمّ انّ الناس لحِقوا و کثروا. راه انداختنِ این موتور و احیای دلهای مرُده و برگردانِ امید به دلهای افسرده یکی از بزرگترینِ معجزاتِ امام سجاد (علیه السلام) است، با همین تعبیرات و با همین کلمات، سبک تبلیغِ امام سجاد را اینجا ملاحظه می کنید، در این روایت و روایاتِ دیگری که از آن حضرت نقل شده است و آنچه در صحیفۀ سجادیه است، کاملاً نشان می دهد که آنچه به نظر امام سجاد (علیه السلام) اهرمِ حرکت مجدّد شیعه است، عبارت است از توجه به خدا، التفات به معنویات، رسوخ خوف از خدای متعال در دل و اعتقاد به نعیم و بهشت و دوزخ و قیامت، اینهاست که مردم را به صورت عمیق حرکت می‌دهد.

از سال 94 که وفات امام سجاد (علیه السلام) است تا 148 که وفات امام صادق (علیه السلام) است، در ظرف این پنجاه سال ،آنچنان اوضاع توسط ائمه (علیهم السلام) عوض می‌شود و ِاطراف امام صادق (علیه السلام) آنطور شلوغ می شود که گفتند چهار هزار نفر یا بیشتر از آن بزرگوار حدیث نقل کردند.

این، یک درس بزرگی به من و شما است. اگر می خواهید در راه درست، مخاطبان خودتان را به راه بیندازید تا ثابت قدم باشند، چشمه‌های اعتقاد و ایمان را در دل‌های اینها جاری کنید! این امر فقط با شعار مقدور نیست. وقتی فقط شعار بود، احساسات بود ،تبلیغ سطحی بود، می‌شود حالِ همان کسانی که در دهۀ اول انقلاب از همه داغ تر بودند، از همه سخت تر بودند، بعد إنقلب الی ضدِّه! یک عده شان رفتند نوکر صدّام شدند، یک عدّه نوکر آمریکا شدند، یک عدّه نوکر انگلیس شدند! این، بخاطر این است که عمق ندارد، ترس از خدا نیست، آن ریشه و پایۀ اصلی، یعنی بهشت و جهنم نیست، همین شعارهای ظاهری است، ِشعار ظاهری هر کسی را به هیجان می‌آورد .این خوب است، اماّ مانند یک شعله‌ای است که برخاسته از خَس و خاشاک است، بلند میشود، بعد فورا فرو می نشیند. آنچه آتشش بیشتر می ماند، آن کُندۀ محکم است، آن را اگر توانستید داغ کنید، تبدیل به آتشش کنید، روشنش کنید، آن ماندنی است، یعنی با همین عمق بخشیدن مخاطبان خودتان، با معرفت الهی، با ترس از خدا، با ترس از قیامت، با ایجاد شوق به ثواب الهی، ایمان را در دلشان عمق ببخشید ،آنوقت این، می ماند. در تقلبِّ احوال، حالِ جامعه، حال سیاست، حالِ این انسانها عوض نمی‌شود.[2]



[1] - الشافی، صفحه 846

[2] - 15/2/1392

برچس



:: مرتبط با: شرح حدیث از آقا ,
:: برچسب‌ها: حدیث , امام , خامنه ای ,
ن : Khangoli
ت : دوشنبه 1393/04/23
خاطراتی از رهبر انقلاب

آخوندی که خاطرش برای رِژیم سلطنت عزیز بود

با هر آخوندی بد نیستند؛ با بعضی از آخوندها خیلی هم خوبند؛ همچنان‌که در دستگاه سلطنت هم همین‌طور بود. آن دستگاهی که می‌خواست ریشه‌ی روحانیت را بکند، خاطر بعضی از آخوندها را هم می‌خواست!
به گزارش گروه سیاس یباشگاه خبرنگاران به نقل از khamenei.ir ،‌ حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب طی بیاناتی در دیدار روحانیون مشهد در تاریخ ۱۳۶۹.۱.۴ فرمودند:
 
هر کسی که به خط انقلاب و اسلام ناب محمّدی (صلّی‌اللَّه‌علیه‌واله‌وسلّم) نزدیکتر است، به ضربات و حملات و تهمتها و هوچیگریها و سوءقصدها و بدجنسیها و موذیگریهای جناح استکبار هم نزدیکتر است. با هر آخوندی بد نیستند؛ با بعضی از آخوندها خیلی هم خوبند؛ همچنان‌که در دستگاه سلطنت هم همین‌طور بود. آن دستگاهی که می‌خواست ریشه‌ی روحانیت را بکند، خاطر بعضی از آخوندها را هم می‌خواست! به آخوندهای درباری پول می‌داد و به آنها سفارش می‌کرد که عمامه‌تان را یک مقدار بزرگتر و ریشتان را هم یک مقدار بلندتر کنید! اینها را دیده بودیم، ما از اینها خبر داریم. رژیم طاغوت، خاطر این‌گونه روحانیون را هم می‌خواست و با آنها ملاقات هم می‌کرد.
 
البته چون ذات آن دستگاه، ذات متکبر و خبیث و رذلی بود، محبت و نوکریِ آن علما را، آن‌چنان‌که باید و شاید هم قدردانی نمی‌کرد. همانهایی که نوکر آن دستگاه بودند، به مردم و به بقیه‌ی روحانیون، زبانشان دراز بود و زور می‌گفتند؛ اما به خود دستگاه نه! خود آن رأس طغیان و نوکران رده‌ی بالایش، تحقیر و بی‌محلی و بی‌احترامیشان هم می‌کردند. می‌دیدند که اینها چه‌قدر پَستند! این را هم ما اطلاع داشتیم.
 
منبع: باشگاه خبرنگاران


:: مرتبط با: خاطـــــــرات ,
:: برچسب‌ها: خاطرات , امام , خامنه ای ,
ن : Khangoli
ت : یکشنبه 1393/04/22

نقش پدربزرگ آیت الله خامنه‌ای در قیام مسجد گوهرشاد

رضاشاه پس از اطلاع از اقدام علما دستور دستگیری آنها را صادر کرد و پس از قتل عام خونین مردم در مسجد گوهرشاد نظمیه مشهد به سرعت علمای فوق‌الذکر را دستگیر کرد.
گروه تاریخ مشرق- سالگرد قیام مسجد گوهرشاد مشهد مناسبتی است تا به موضوعات کمتر پژوهش شده آن پرداخت. خاندان و نیاکان آیت‌الله سید علی خامنه‌ای از دو سو، هم پدر و هم مادر، خاندانی مبارز و موثر در تحولات سیاسی اجتماعی بوده‌اند. خاندان پدری مقام معظم رهبری در آذربایجان در عرصه سیاسی اجتماعی حضور موثر داشته‌اند؛ از آن جمله بزرگانی چون آیت‌الله سید جواد خامنه‌ای (پدر مقام معظم رهبری).
جالب آنکه عقدنامه شهید شیخ محمد خیابانی در کتابخانه شخصی آیت‌الله خامنه‌ای موجود است. ضمن آنکه دست‌نوشته‌های آقا سید محمد پیغمبر از فعالان دوره مشروطیت در آذربایجان نزد ایشان است.
آیت‌الله خامنه‌ای از جانب مادر نیز در خاندانی جلیل‌القدر در عرصه علم و فقاهت و مجاهده قرار دارند. مادر معظم‌له فرزند آیت‌الله سید هاشم میردامادی معروف به نجف‌آبادی یا نجفی است. سلسله اجداد مادری آیت‌الله خامنه‌ای با سی و چند واسطه به امام جعفر صادق(ع) می‌رسد. خاندان جلیل‌القدر نیاکان مادری مقام معظم رهبری بزرگانی چون علامه میرمحمد اشرف، صاحب کتاب «فضایل‌السادات» و میرمحمدباقر داماد سرسلسله خاندان بزرگ میرداماد، دانشمند و فیلسوف معروف عصر صفویند.
آیت‌الله سیدهاشم نجف‌آبادی در سال 1303 هجری قمری در نجف اشرف به دنیا آمد و پس از طی مقدمات و تحصیل نزد بزرگان فقه شیعه به مشهد مقدس منتقل و ساکن شدند. همسر دوم آیت‌الله سید هاشم نیز از خاندان معروف سادات «مقبره» از سادات جلیل‌القدر خوی در آذربایجان بود. آیت‌الله سید هاشم نجف‌آبادی اهل ذوق و عرفان بود. ایشان محضر عرفایی چون سید احمد کربلایی و سید مرتضی کشمیری را درک کرده بود.
به تصریح مقام معظم رهبری بین پدر (آیت‌الله سید جواد خامنه‌ای) و آیت‌الله سید هاشم نجف‌آبادی (پدربزرگ) ‌این زهد و عرفان وجهی مشترک بود.1
آیت‌الله سید هاشم نجف‌آبادی پدربزرگ آیت‌الله خامنه‌ای علاوه بر مقام علمی، عرفانی، زهد و تقوا در تحولات سیاسی – اجتماعی مشهد حضوری فعال داشت. از آن جمله حضور در قیام مسجد گوهرشاد است اما این حضور و شرکت کمتر مورد بررسی قرار گرفته است. از این رو اطلاعاتی که ارائه می‌شود جامع و مانع نیست و در آینده تکمیل‌تر خواهد شد.
پس از عزیمت آیت‌الله العظمی حسین قمی از مشهد به تهران برای مذاکره رو‌ در رو با رضاشاه جهت جلوگیری از کشف حجاب در مشهد و حبس توسط نظمیه،‌ مردم مشهد به اعتراض در مسجد گوهرشاد جمع شدند. پس از سخنرانی‌های شدید اللحن بهلول در حضور مردم در مسجد گوهرشاد، مامورین رضاخان مردم را در حرم رضوی‌(ع) به گلوله بستند. در پی حمله اولیه مامورین و کشتار عده‌ای از مردم، علما و مراجع مشهد طی تلگرافی اعتراض‌آمیز ضمن محکوم کردن کشتار مردم شرح ماوقع را به شاه گزارش کردند. در این تلگراف قید شده بود که «در اثر کثرت مقتولان در صحن مقدس و ورود گلوله‌ها بر ایوان مقصوره و بقعه منوره، ازدحام ملت زیاد است و ما فعلا در مسجد گوهرشاد هستیم».
در ادامه علمای مشهد خواستار آزادی آیت‌الله قمی و موقوف شدن بی‌حجابی و کلاه پهلوی شدند. امضاکنندگان از آیات عظام سید یونس اردبیلی، شیخ هاشم قزوینی، سید هاشم نجف‌آبادی،‌ سید عبدالله شیرازی، سید علی‌اکبر خویی ـ پدر آیت‌الله العظمی ابوالقاسم خویی – حاج میرزا حبیب ملکی و سید علی سیستانی و شیخ آقا بزرگ شاهرودی بودند.

نقش پدربزرگ آیت الله خامنه‌ای در قیام مسجد گوهرشاد

حضرت آیت الله سید هاشم میردامادی نجف آبادی


اداره تلگراف به دستور والی خراسان از ارسال تلگراف به تهران جلوگیری و تلگراف به جای دربار به نظمیه کل ارسال شد.2 رضاشاه پس از اطلاع از اقدام علما دستور دستگیری آنها را صادر کرد و پس از قتل عام خونین مردم در مسجد گوهرشاد نظمیه مشهد به سرعت علمای فوق‌الذکر را دستگیر کرد. بر اساس اسناد، علمای فوق‌الذکر از جمله آیت‌الله سید یونس اردبیلی و آیت‌الله سید هاشم نجف‌آبادی دستگیر و به تهران اعزام می‌شوند و مدتی را در زندان به سر می‌برند.
در اواخر شهریور سال 1314 در سندی قید شد که این علما - که تلگراف اعتراض‌آمیز را امضا کرده بودند- با اخذ التزام مراجعت به محل‌های اولیه خود مرخص و شهربانی موظف به مراقبت از اعمال آنهاست.3 سند دیگری حکایت از دستور تبعید علمای دستگیر شده به اوطان خود و نقاط دیگر می‌دهد.4 در سندی دیگر اداره آگاهی تهران به دستور رضاشاه ـ حسب‌الامر ـ موظف می‌شود طی 48 ساعت تحت‌الحفظ آیت‌الله سید یونس اردبیلی را به اردبیل و آیت‌الله سید هاشم نجف‌آبادی را به جای قزوین به سمنان روانه کند.5
«به تاریخ 14/9/14 [13]، وزارت داخله، نمره 1009، اداره کل شهربانی، اداره آگاهی: عطف به یادداشت مورخه 9/9/14[13] که ابلاغ فرموده بودند سید یونس اردبیلی و هاشم در عرض 48 ساعت به اردبیل و سمنان اعزام شوند طبق راپورت شعبه منافیات، سید یونس با جواز نمره (17871) 11/9/14 به اردبیل و هاشم نجفی با جواز نمره (17860) 11/9/14 به سمنان عزیمت نمودند.
کفیل اداره آگاهی، سمیعی[امضا]»6 پس از سپری شدن مدت محکومیت، تا مدت‌ها آیت‌الله سید هاشم نجف‌آبادی از بازگشت به مشهد ممنوع بود. در صورت اسامی علمای دستگیر شده، در مقابل نام وی نوشته شده است: «اجازه داده شده است جزء مشهد هر کجا که مایل است بماند
».7
آیت‌الله سید یونس اردبیلی پس از شهریور 1320 اجازه خروج از اردبیل را یافت و پس از سقوط دیکتاتوری رضاخان به مشهد بازگشت. رضاشاه و عمال او در جریان کشف حجاب که رویارویی با هویت ملی و مذهبی مردم ایران بود علاوه بر قتل عام مردم در مسجد گوهرشاد که تعداد دقیق آن هیچ‌گاه روشن نشد علما و روحانیون مبارز مشهد را دستگیر، زندانی و تبعید کردند تا جایی که شهادت آیت‌الله آقازاده به عنوان جنایتی دیگر در پرونده رضاشاه ثبت شد.

*رحیم نیکبخت، مدیر بخش تدوین اسناد و تاریخ شفاهی مرکز اسناد انقلاب اسلامی

منابع:
1. آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی، مصاحبه با مقام معظم رهبری
2. قیام مسجد گوهرشاد به روایت اسناد و خاطرات، تدوین داود قاسمپور، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1386، صص 83-80 و 60
3. مبارزات آیت‌الله سید یونس اردبیلی به روایت اسناد و خاطرات، تدوین رحیم نیکبخت، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی،‌1385، سند شماره 3، ص 48
4. همان،‌ سند شماره 4، ص 40
5. همان، سند شماره 5، ص 51
6. همان،‌ سند شماره 6، ص 53
7. همان،‌سند شماره 8، ص 56. 
«پرونده‌ای برای قیام مسجد گوهرشاد»/2
منبع: مشرق نیوز



:: مرتبط با: خاطـــــــرات ,
:: برچسب‌ها: امام , خامنه ای , گوهرشاد ,
ن : Khangoli
ت : پنجشنبه 1393/04/19

وقتی انسان عاشق شد موانع سر راهش را نگاه نمی‌کند

مثل کودکی که یک شیء رنگینی، مثلاً توپی را می‌خواهد بردارد، وسط راه را نگاه نمی‌کند! این استکان شکست، این ظرفِ آب مثلاً ریخت، متوجه نیست، همینطور به دنبال آن چیزی که عاشق اوست، مایلِ به اوست، راه می‌افتد. ما هم همان طوریم، لکن رغبت آن بچه به آن توپِ رنگین است، رغبتِ ما به چیزهای رنگینِ بزرگتر است.

ویژه‌نامه ضیافت - مشرق در ماه مبارک رمضان، روزانه، شرح یکی از احادیث اخلاقی مقام معظم رهبری که در ابتدای درس خارج معظم‌له مطرح می‌شود را برای مخاطبین منتشر می‌کند.

حدیث:

فی الکافی، عن الثمّالی، قال: ... و احذَروا ما حَذَّرکُم اللهُ منها و ازهَدوا فی ما زَهَّدکم الٍله فیه منها و لاترکنوا الی ما فی هذه الدنیا رکون من اتخّذها دار قرار و منزلَ استیطان.[1]

ترجمه:

در کتاب کافی از ابوحمزه ثمالی نقل شده است که امام سجاد (ع) فرمودند: از آنچه خدا از آن بر حذر داشته است، بر حذار باشید و از آنچه خداوند نسبت به آن بی‌رغبت است، بی‌اعتنا باشید و میل و گرایش شما به دنیا مانند کسی نباشد که این دنیا را محل قرار و آسایش و موطن ابدی پنداشته است

شرح:

از آنچه خدای متعال شما را از آن بر حذر داشته است، بر حذر باشید! اگر یک دوستِ مشفِقِ عاقلِ مطلعّی شما را از یک چیزی بر حذر بدارد، مثلاً بگوید: از فلان راه نرو! به فلان جا نرو! با فلان کس رفاقت نکن! شما اطمینان می کنید، عمل می‌کنید. حال، خدای متعال به ما می‌فرماید: این کارِ را نکن! از این راه نرو! این حرکت را انجام نده! تکلیفِ عقلی و عقلائی ما چیست؟

از آنچه خدای متعال ما را از آن برحذر می‌دارد، باید بر حذر باشیم. یک وقتی در اوائل ریاست جمهوری، از یکی از بزرگان ـ خداوند رحمت کند ایشان را ـ خواستم، پیغام دادم که یک چیزی برای ما بنویسید که ما حالا گرفتاریم، گرفتار ریاست جمهوری، به ما کمک کند.

هشدار خداوند را به مانند هشدار دوست عاقل، جدی بگیریمیک نامۀ مفصّلی ایشان نوشتند، برای ما فرستادند. محصّل آنچه ایشان در این نامه نوشته بودند، این بود که: ملاحظه کنید، ببینید شارع مقدس بر شما چه چیز را حرام کرده، آن را انجام ندهید! چه چیز را واجب کرده، آن را انجام بدهید! این، دستور یک عالمِ عارفِ سالکِ حکیمی است در اجابت به یک درخواستی، دستور این است. گاهی اوقات به شخصی از اهل معنی برخورد می کنید، دستوری می خواهید ،دستور که نباید حتماً یک ذکری باشد، دستور صحیح، دستور واقعی همین است.

خدای متعال امور را معینّ کرده است، حرامٌ بینّ، حلالٌ بینّ و شبهاتٌ بین ذلک. از حرام اجتناب کنید! حلال را بر خودتان حلال بدانید! آن چیزهایی هم که شبهه است، احتیاط کنید! آن چیزهایی که خدای متعال از شما خواسته است که به آنها کم رغبت باشید ـ زهد به معنای کم رغبتی است ـ یعنی حرص و ولع نداشته باشید که به آنها دست پیدا کنید، از آنها زهد بورزید، نسبت به آنها بی رغبتی نشان بدهید.

وقتی انسان عاشق یک چیزی شد، رغبت به یک چیزی داشت، موانع سر راهش را نگاه نمی‌کند. مثل کودکی که یک شیء رنگینی، مثلاً توپی را می‌خواهد بردارد، وسط راه را نگاه نمی‌کند! این استکان شکست، این ظرفِ آب مثلاً ریخت، متوجه نیست، همینطور به دنبال آن چیزی که عاشق اوست، مایلِ به اوست، راه می‌افتد. ما هم همان طوریم، لکن رغبت آن بچه به آن توپِ رنگین است، رغبتِ ما به چیزهای رنگینِ بزرگتر است. بین راه نگاه نمی‌کنیم حال که می‌رویم، به اینِ مقِام یا به این پول دست پیدا کنیم، بر این خصم غلبه پیدا بکنیم، سر راه ما چه چیزهایی وجود دارد، حواسمان نیست! عاقلی که اسلام و شرع خواسته است که ما آنطور باشیم، کسی است که تبعاتِ کار خود را، آثار و حوادثی که مترتب بر کار اوست، اینها را ملاحظه کند.

یک وقت انسان وارد خانه می‌شود، هوای گرم، آفتاب سوزان و یک حوض آبی مثلاً آنجاست ،آبِ زلالی، انسان لباسش را می‌کَند، یا با لباس، خودش را درون این آب می اندازد برای این که خنک بشود. این کاری است که به حسب ظاهر ایرادی هم ندارد. اما گاهی لبِ پاشویۀ این حوض مثلاً یک ظرف قیمتی، چینی قیمتی گذاشتند، وقتی شما خودت را درون حوض انداختی و آب موج برداشت، به این ظرف برخورد می کند، ظرف می‌شکند! این را توجه کن که از افتادنِ در این آب گوارا و زلال و مطلوب و خنک شدنِ تو چه اثری پدید می‌آید، بر آن چه اثری مترتب می‌شود. با این ملاحظه برو و حرکت کن! مثل کسی عمل نکنید که اینجا را دارِ قرار خودش دانسته، گویا قرار است تا ابد زندگی کند.

این، هیچ منافاتی ندارد با آن: إعمَل لدنیاک کأنکّ تعَیش أبدا. در امور اداره دنیا باید طوری عمل کنید مثل اینکه تا ابد انسان زنده اًست، اگر فکر کنید که فردا از این دنیا خواهید رفت، هیچ کدام از کارهای زندگی را استوار انجام نمی دهید. کارتان را استوار انجام بدهید، مطالعه ای که باید برای فردا بکنید، بکنید، کاغذی که باید امضا بکنید، بکنید! اقدامی که باید برای خانواده، برای جامعه، برای بشریت انجام بدهید، انجام بدهید، مثل این که تا ابد خواهید بود. این دنیایی که اینجا گفته میشود، مراد لذّاتِ ماست. خاطر جمع نشویم به این که همیشه در این دنیا خواهیم بود. در روایتی است که می فرماید: ای بسا کسی در اوّل شب حالش به گونه ای بود که مردم به او غبطه می خوردند که چقدر سالم است، چقدر موفقّ است، صبح مردم به حال او گریه می‌کردند! حوادث دنیا اینطوری است .خدا کند در درجۀ اوّل خود بنده به این مواعظ متُعَّظ بشوم، بعد هم شما دوستان.[2]



[1]- الشافی، صفحۀ 548

[2] - 3/2/1392


منبع: مشرق نیوز



:: مرتبط با: شرح حدیث از آقا ,
:: برچسب‌ها: حدیث , امام , خامنه ای ,
ن : Khangoli
ت : دوشنبه 1393/04/16
شرح احادیث خارج فقه رهبر انقلاب

در حال وضو هم از خداوند سؤال کنید

با غفلت وضو نگیرید، در حال وضو هم از خدای متعال سؤال بکنید، یعنی دعا بخوانید، با خدای متعال حرف بزنید، تلاوت قرآن بکنید.

ویژه‌نامه ضیافت - مشرق در ماه مبارک رمضان، روزانه، شرح یکی از احادیث اخلاقی مقام معظم رهبری که در ابتدای درس خارج معظم‌له مطرح می‌شود را برای مخاطبین منتشر می‌کند.

حدیث:

و کان فی وصیتّه (صلی‌الله علیه و آله) لعلیٍّ (علیه‌السلام): و علیکَ برَفعِ یدَیک فی صلاتکِ و تقلّبهُما، و علیک بالسؤال عند کلّ وضوء.[1]

ترجمه:

در وصیت پیامبر به امیرالمؤمنین (ع) آمده است: بر تو باد که در نماز دستهایت را بلند کنی و بعد پایین بیاوری و بر تو باد که در تمام مدت وضو نیز دعا کنی و از خدا مسئلت بجویی.

شرح:

از جمله وصایای نبیّ مکرّم (صلی‌الله علیه و آله) به امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) این است که: در نماز، دستت را بلند نموده و دعا کن! یعنی این قنوتی که در نماز جزو مستحباّت است، این را حضرت توصیه می کنند که انجام بگیرد؛ به سبب این که این کار، توجه انسان را در نماز تضمین می کند. از حالت یک عملِ عادیِ معمولی ای که انسان به حسب عادت انجام می دهد، قنوت نماز را از این حالت می تواند خارج کند. که در وسط نماز، انسان توجه می‌کند به خدای متعال، در قنوت یا تحمید و تسبیح و تهلیل است، یا دعا و طلب حاجت است. عبارت «تقلبّهما»، ظاهرا ناظر به این است که در حال قنوت، انسان وقتی دستش را تکان می دهًد، بالا می برد، پایین میآورد، این، دعا را در نماز تقویت و تأکید می کند. این جمله اهمیت دعا را نشان می‌دهد.حدیث

وضو هم مقدمۀ نماز است، نماز ذکرِ خالص است، ذکر بدون شائبۀ هیچ چیز دیگری، اوّل تا آخر نماز ذکر است. وضو را هم داخل در همین گسترۀ ذکر الهی قرار بدهید! با غفلت وضو نگیرید! در حال وضو هم از خدای متعال سؤال بکنید! یعنی دعا بخوانید! با خدای متعال حرف بزنید! تلاوت قرآن بکنید! بدیهی است مهمترین و کارآمدترینِ توصیه‌ها، در این کلام شریف و نورانی وجود دارد. همۀ اینها انسان را به خدا متوجه می‌کند؛ اللهم ارزُقنی ذِکرَک و شُکرَک و اةنابةَ و الرغبةَ إلیک، این حالتِ انابه و رغبت و توجه به خدا، روحِ عمل در زندگی انسان است، که انسان، قلبش با خدای متعال مرتبط باشد، متذکر خدای متعال باشد، از خدای متعال بخواهد، به خدای متعال پناه ببرد، از خدای متعال کمک بخواهد.

این تعبیرات گوناگونی که در دعاهای مختلف هست، این دعاها هم واقعاً جزو نعِم بزرگ الهی در حق ما است، گمان نمی کنم در هیچ مذهبی، در هیچ نحِله ای از نحلههای الهی این همه دعا وجود داشته باشد که در شیعه وجود دارد، دعاهای مأثوری که از ائمه:رسیده، این صحیفۀ سجادیه، دعاهای گوناگون دیگر از ائمه:

به مناسبت‌های مختلف، بدون مناسبت، اینها نعمت‌های بزرگی است، که خالص ذکر الهی را به انسان تعلیم می دهد.[2]



[1] - الشافی، صفحه 829

[2] - 20/1/1392

منبع: مشرق نیوز



:: مرتبط با: شرح حدیث از آقا ,
:: برچسب‌ها: حدیث , امام , خامنه ای ,
ن : Khangoli
ت : یکشنبه 1393/04/15

قرآن باید با احساس تکلم با خدا قرائت شود

قرآن را باید با خشوع خواند، اگر انسان قرآن را بدون خشوع، با غفلت بخواند، چیز زیادی گیرش نمی‌آید، گاهی هیچ چیز گیرش نمی‌آید! گاهی هم خدای نکرده اثرات عکس می‌بخشد.

ویژه‌نامه ضیافت - مشرق در ماه مبارک رمضان، روزانه، شرح یکی از احادیث اخلاقی مقام معظم رهبری که در ابتدای درس خارج معظم‌له مطرح می‌شود را برای مخاطبین منتشر می‌کند.

حدیث:

کان فی وصیة النبی (صلی‌الله علیه و آله) لعلی (علیه السلام): و علیک بتلاوة القرآن على کلّ حال[1]

ترجمه:

در وصیت پیامبر اکرم (صلی‌الله علیه و آله) به امیرالمؤمنین (علیه السلام): علی بر تو باد قرائت قرآن در هر حال

شرح:

حضرت به تلاوت قرآن توصیه می‌فرمایند. با قرآن باید مأنوس شد. اگر در جامعۀ اسلامی، در کشور ما، یک جمع قابل توجّهی از مردم با قرآن انس پیدا بکنند به طوری که مفاهیمِ قرآنی در ذهن اینها زنده باشد، به نظر بنده حرکت اسلامی جامعه تضمین شده است.

نمی‌‌گوییم همۀ مردم، اگرچه این مطلوب‌تر است، لکن یک جمع قابل توجّهی، چند میلیون از جمعیت کشور طوری باشند که با قرآن مأنوس باشند، این هم نمی‌شود مگر با تلاوت دائمیِ قرآن، نه فقط ایاّم ماه مبارک رمضان، بطور دائم انسان با قرٍآن مأنوس باشد. لذا می‌فرماید: و علیک بتلاوة القرآن علی کلّ حال، در همه حال، تلاوت قرآن بکن! در سفر، در حضر، در خانه، در بیرون از خانه، هر وقتی که می توانی، قرآن حدیثرا تلاوت کن!

البته کسی که حافظ قرآن است، برای او آسان تر است، برای امثال ماها که حافظ قرآن نیستیم، راهش این است که بر خودمان وظیفه قرار بدهیم که هر روزی یک مقداری از قرآن را بخوانیم.

به گمان من خوب است که انسان از اوّل قرآن شروع کند، همانطور که معمول بین مردم است، که قرآن را ختم می کنند، علاوۀ بر این، بخشی از آیات یا سُوَر قرآنی را به طور مرتبّ تکرار بکند، این، موجب می شود که انسان با بخش‌هایی از قرآن انس بیشتری پیدا کند، یکی، از آیات سورۀ یونس خوشش می آید، سورۀ یونس را مرتباً بخواند تا حفظ کند. یکی از سورۀ احزاب خوشش می آید، یکی سُوَر مسبحّات را که مضامین عالی و مهمی دارد،

اهل معنا و اهل سلوک هم به تلاوت مسبحّات توصیه می‌کنند ،سوری که با «سبحّ لله»، «یسبحّ لله» شروع می‌شود، یا سور حَوامیم، که آنها هم مطالب مهم دارد، البته همه جای قرآن مهم است، هیچ نقطه ای از قرآن نیست که حامل مطالب اساسی و معارف مهم نباشد، اماّ افراد مختلف اند، همان چیزی را که بیشتر خوشتان می آید، هر روز بخوانید! تکرار کنید!

قرآن را باید با خشوع خواند، اگر انسان قرآن را بدون خشوع، با غفلت بخواند، چیز زیادی گیرش نمی‌آید، گاهی هیچ چیز گیرش نمی‌آید! گاهی هم خدای نکرده اثرات عکس می‌بخشد.

قرآن را با توجه، با خشوع، با اعتماد به بیان الهی، با این احساس که خدای متعال با انسان حرف می زند، بخواند تا لذّت قرآن بر جان شما بنشیند. اگر ما لذّت تلاوت قرآن را بچشیم، هیچ زمان از آن دست برنمی داریم. مهم این است که آن لذّاتی که در خواندن قرآن و تدبرّ در آیات و کلمات قرآن وجود دارد، این لذّت را انسان در جان خودش احساس کند. اگر بخواهیم این، حاصل بشود، باید قرآن را با خشوع خواند.[2]



[1] - الشافی، صفحه 829

[2] - 19/1/1392


منبع: مشرق نیوز





:: مرتبط با: شرح حدیث از آقا ,
:: برچسب‌ها: حدیث , امام , خامنه ای ,
ن : Khangoli
ت : جمعه 1393/04/13
ن : Khangoli
ت : دوشنبه 1393/04/9

تصاویر کمتر دیده شده از روزهای پس از ترور آیت الله خامنه‌ای

آنچه پیش روی شماست تصاویری از حضرت آیت الله خامنه‌ای در دوران پس از ترور و نقاهت ایشان می‌باشد که بعضی از آنها برای اولین بار در فضای مجازی منتشر می‌شود.

گروه تاریخ مشرق- چهار پنج روز از عزل بنی‌صدر می‌گذشت. جنگ با عراق و شورش منافقین بعد از اعلام جنگ مسلحانه با جمهوری اسلامی، بحث داغ محافل بود. آیت‌الله خامنه‌ای که از جبهه‌ها برگشته و خدمت امام رسیده بودند، بعد از دیدار، طبق برنامه‌ی شنبه‌ها، عازم یکی از مساجد جنوب‌شهر برای سخنرانی بودند.

خودرو حامل آیت‌الله خامنه‌ای که از جماران حرکت می‌‌کرد، آن روز مهمان ویژه‌ای داشت؛ خلبان عباس بابایی که می‌خواست درد دل‌هایش را با نماینده‌ی امام در شورای عالی دفاع در میان بگذارد. آن‌ها نیم‌ ساعت زودتر از اذان ظهر به مسجد ابوذر رسیدند و گفت‌وگوشان را در همان مسجد ادامه دادند.‌

نماز ظهر تمام شد. آقا رفتند پشت تریبون. نمازگزاران همان‌طور منظم در صفوف نماز نشسته بودند. پرسش‌های نوشته‌ی مردم را به سخنران می‌دادند، اگرچه بعضی از پرسش‌ها تند و حتی گاهی بی‌ربط بود.

آقا در سخنرانی مقدمه‌ای ‌چیدند تا به این‌جا ‌رسیدند که: «امروز شایعات فراوانی بین مردم پخش شده و من می‌خواهم به بخشی از آن‌ها پاسخ بدهم.»

بین جمعیت ضبط صوتی دست به دست شد تا رسید به جوانی با قد متوسط و موهای فری و کت و پیراهن چهارخانه و صورتی با ته‌ریش مختصر که آن روزها کلیشه‌ی چهره‌ و تیپ خیلی از جوان‌ها بود. خودش را رساند به تریبون. ضبط را گذاشت روی تریبون؛ درست مقابل قلب سخنران. دستش را گذاشت روی دکمه‌ی Play. شاسی تق تق صدا کرد و روشن نشد؛ مثل حالت پایان نوار، اما او رفت.

یك دقیقه نگذشت که بلندگو شروع کرد به سوت کشیدن. آقا همین‌طور که صحبت می‌کردند، گفتند: «آقا این بلندگو را تنظیم کنید.» بعد خودشان را به سمت چپ کشیدند و از پشت تریبون کمی عقب آمدند و به صحبت ادامه دادند: «در زمان امیرالمؤمنین، زن در همه‌ی جوامع بشری -نه فقط در میان عرب‌ها- مظلوم بود. نه می‌گذاشتند درس بخواند، نه می‌گذاشتند در اجتماع وارد بشود و در مسائل سیاسی تبحر پیدا بکند، نه ممکن بود در میدان‌های... انفجار!

برای دیدن تصاویر در سایز اصلی بر روی آن کلیک کنید



منبع:مشرق نیوز



:: مرتبط با: خاطـــــــرات , آقا از نگاه دیگران ,
:: برچسب‌ها: امام , خامنه ای , امام خامنه ای , ترور ,
ن : Khangoli
ت : پنجشنبه 1393/04/5
تهیه کننده "شیار 143" در گفتگو با باشگاه خبرنگاران:

دیدار با مقام معظم رهبری خستگی را از تنمان به در کرد

دیدار با مقام معظم رهبری و رهنمودهایشان در مورد این فیلم خستگی چند ماهه تولید فیلم سینمایی "شیار 143" را از تنمان به در کرد.
محمد حسین قاسمی تهیه کننده فیلم سینمایی شیار 143 درخصوص دیدار مقام معظم رهبری با عوامل این فیلم و به تعویق افتادن اکران عید فطر به خبرنگار سینما باشگاه خبرنگاران گفت: دیدار با مقام معظم رهبری در تاریخ 26 خرداد دیداری بسیار خوب و صمیمی بود، ایشان فیلم شیار 143 را پسندیدند و رهنمودهایی را در راستای دفاع مقدس و سینما به ما عرضه کردند.

وی افزود: مقام معظم رهبری فیلم را به لحاظ کارگردانی، بازیگری و به خصوص موضوع آن را بسیار پسندیدند و نگاه دقیق و تخصصی نسبت به شیار 143 داشتند.

قاسمی اظهار داشت: این دیدار باعث در آمدن تمام خستگی‌هایی که در راستای تولید این اثر بر تن و جانمان نشسته بود، شد.

وی ادامه داد:‌  ایشان در خصوص ظرفیت سینما و موضوع دفاع مقدس صحبت‌هایی کردند که امیدوارم بتوانیم در این مسیر حرکت و عمل کنیم.

قاسمی در ادامه به تعویق افتادن اکران فیلم  اشاره کرد و تصریح کرد:‌ قرار بود شیار  143به دلیل استقبال بی نظیر مردم و رسانه‌ها درعید فطر اکران شود که متأسفانه به دلایل نامعلوم این اکران به پاییز موکول شد و پیگیری‌های ما هم به نتیجه‌ای نرسید.
 
قاسمی در مورد تولیدات بخش خصوصی عنوان کرد: مادر بخش خصوصی فعالیت می‌کنیم و اگر دوستان و مسئولان از این بخش حمایت نکنند به طور حتم تولیدات و پرداختن فیلمسازان با محوریت موضوعی این اثر با مشکل مواجه خواهد شد.

وی با اشاره به استقبال مردم از این اثر بیان کرد:‌ با توجه به استقبال بی نظیری که از این فیلم شد مردم و سینماداران مشتاق به اکران عمومی این اثر بودند در این راستا با یکی از پخش کننده‌ها قرارداد بستیم و مدنظر این بود که بهترین زمان برای اکران به فیلم اختصاص داده شود، اما پس از اکران نشدن فیلم در عید نوروز، عید فطر را برای نمایش شیار 143 در نظر گرفتند که آن هم در زمان تعیین اکران‌ها بدون هیچ دلیلی تغییر کرد و اکران به پاییز موکول شد.

وی ادامه داد:‌ شیار 143 فیلم ارزشی است که موفق به دریافت سیمرغ بهترین فیلم از نگاه مردم، سیمرغ بهترین بازیگر زن، کاندید 5 سیمرغ و دریافت جایزه بخش تجلی اراده ملی شده است و همچنین 40 تقدیر در مجامع مختلف و سازمان‌های مردم نهاد را به خود اختصاص داده است و با موضوعیتی که فیلم دارد فکر نمی‌کنم شایسته این همه کم لطفی از سوی مسئولان باشد.

قاسمی درخصوص حیات این فیلم گفت: اکران، حیات فیلم است و شیار 143 با پرداختن به موضوع مادران شهید یک همبستگی را بین اقشار مختلف جامعه ایجاد کرد حتی این فیلم در اکران خارج از کشور توانست نگاه‌های بسیاری را به خود جلب کند.

وی در پایان خاطر نشان کرد: مطمئن هستم این فیلم در هر زمانی که اکران شود از استقبال خوبی بهره مند خواهد شد چون حامیان خوبی چون مردم را دارد، این موضوع وظیفه و دغدغه‌ام بود و اگر کسی هم در خود وظیفه‌ای احساس کند از اکران این فیلم حمایت خواهد کرد. 
منبع: باشگاه خبرنگاران



:: مرتبط با: آقا از نگاه دیگران ,
ن : Khangoli
ت : چهارشنبه 1393/04/4
بسم الله الرحمن الرحیم
حضرت آیت الله علامه محمدتقی مصباح یزدی:
کسانی که از نزدیک با رهبری آشنایی دارند و می توانند ایشان را با اقرانشان مقایسه کنند، متوجه می شوند که تفاوت از زمین تا آسمان است؛ میان ماه من تا ماه گردون، تفاوت از زمین تا آسمان است.
امثال بنده همین اندازه مفهمیم که ایشان خیلی بهتر از دیگران است؛ اما چقدر بهتر است، نمی توانیم درست ارزیابی کنیم.
اگر همه نعمت های مادی را در یک کفه بگذاریم و این نعمت را در کفه دیگر، ارزش و نفع وجود شخص ایشان به عنوان یک نعمت برای فرد فرد ما، نه برای کل جامعه، از مجموع نعمت های مادی که خدا به هر فردی می دهد، بیش تر است. البته نعمت معرفت خدا و ولایت اهل بیت - علیهم السلام - جای خود را دارد. بنابراین اگر ما بخواهیم با اعداد و ارقام ارزش نعمت وجود ایشان را برای هر فردی تعیین کنیم، این کار نشدنی است. - کسانی که در عالم فقاهت همگی به انصاف و تقوا معروف هستند، شهادت می دهند که ما رهبر معظم انقلاب را در فقاهت نه تنها کم تر از اقرانشان نمی دانیم، بلکه در مواردی برای ما ثابت شده که ایشان افضل هستند.

منبع: نکته ها و گفته ها ، دفتر اول



:: مرتبط با: آقا از نگاه دیگران ,
:: برچسب‌ها: امام , خامنه ای , امام خامنه ای , مصباح ,
ن : Khangoli
ت : شنبه 1393/03/31
رونمایی از تقریظ رهبر انقلاب بر کتاب «‌من زنده‌ام»

آباد: وقتی تقریظ آقا را دیدم سر از پا نمی‌شناختم/ رشاد: شخصیتی به جامعیت رهبر انقلاب نداریم

تقریظ حضرت آیت‌الله خامنه‌ای بر کتاب «من زنده‌ام» در مراسم چهارمین پاسداشت «ادبیّات جهاد و مقاومت» در حضور جمعی از پیشکسوتان عرصه ایثار، نویسندگان، فعالان حوزه ادبیّات مقاومت و شخصیت‌های کشور رونمایی شد.
گروه فرهنگی مشرق - چهارمین پاسداشت «ادبیات جهاد و مقاومت» با حضور حجت‌الاسلام والمسلمین محمدی گلپایگانی‌ رئیس دفتر مقام معظم رهبری، حجت‌الاسلام علی‌اکبر رشاد، سردار علی فضلی، سردار کارگر، حجت‌الاسلام علی شیرازی، مهندس مهدی چمران، حجت‌الاسلام دعایی، علیرضا مختارپور، حجت‌الاسلام علی‌اکبری و جمعی از فرهنگیان، نویسندگان و جهادگران عرصه ادبیات جهاد و مقاومت به منظور رونمایی از تقریظ رهبر انقلاب بر کتاب «‌من زنده‌ام» اثر معصومه آباد در فرهنگسرای اندیشه برگزار شد.

* گلپایگانی: رهبری امروز نقش اساسی در زنده نگه داشتن فرهنگ ایثار و مقاومت را برعهده دارد

در این مراسم ...


ادامه مطلب

:: مرتبط با: آقا از نگاه دیگران ,
:: برچسب‌ها: امام , خامنه ای ,
ن : Khangoli
ت : چهارشنبه 1393/03/28
 

 


 

 
Free counter and web stats