تبلیغات
سیرت امام سیدعلی خامنه ای
آپلود عکس
صلوات برای سلامتی و فرج امام زمان عجل الله:










» تعداد مطالب :
» تعداد نویسندگان :
» آخرین بروز رسانی :
» بازدید امروز :
» بازدید دیروز :
» بازدید این ماه :
» بازدید ماه قبل :
» بازدید کل :
» آخرین بازدید :

چاپ این صفحه





Powered by WebGozar

ماجرای بستری شدن همسر رهبر انقلاب در بیمارستان بقیة الله تهران

"چندی پیش همسر مقام معظم رهبری بیمار شد و برای عمل جراحی به بیمارستان بقیت‌الله رفت. همسر ایشان با وجودی که چند روز در بیمارستان بستری بود، هیچ‌کس اطلاع نداشت که همسر مقام معظم رهبری هستند و همه کارها اعم از دریافت ویزیت، دارو و سایر کارها را در نوبت انجام دادند. دو روز مانده به مرخص شدن همسر رهبر انقلاب، به مسئولان بیمارستان خبر دادند که مقام معظم رهبری قصد دارد برای عیادت به بیمارستان بقیه‌الله بیایند؛ با آمدن رهبر انقلاب به بیمارستان، مسئولان آنجا تازه فهمیدند که آن خانم، همسر رهبر معظم انقلاب بوده اند. "



:: مرتبط با: خاطـــــــرات ,
:: برچسب‌ها: امام , خامنه ای , بیمارستان ,
ن : Khangoli zivlaei.reza
ت : دوشنبه 1398/05/14
بعد از نماز مغرب بود. آقا داشتند با چند نفر از علما دیدن می کردند. بحث خیلی جدی بود. ناگهان یکی از محافظ ها با دو دختر بچه آمد داخل. بچه ها بدجوری گریه می کردند. آب دماغ شان آویزان بود. هق هق می کردند. محافظ گفت: آقا ببخشید. اینها آنقدر گریه کردند که دیگر کسی حریفشان نشد. آمدند شما را ببینند. آقا نگاه تفقد آمیزی کردند و دست روی سر دختر کوچکتر کشیدند. احوال پرسی کردند اسم شان را پرسیدند. بچه ها خود را روی دست آقا انداختند ، عقده دل شان را خالی کردند.
دو دختر که کنار رفتند یک پسر بچه شش ساله پشت شان بود. یک پسر بچه با شلوار کردی و یک زیرپوش آبی رنگ کهنه و چفیه ای به دور گردن.
آقا پرسیدند : شما هم برادر این هایی؟
پسر سر را به آسمان پرتاب کرد و نزدیک آقا شد. شروع کرد در گوش آقا صحبت کردن. آقا به دقت گوش می داد. اخم ها را توی هم کشیدند و سر بلد کردند. پرسیدند: آقای نجات کجا هستند؟
همه تعجب کرده بودند. مگر این پسرک چه در گوش رهبر گفته بود که آقا رئیس کل سپاه ولی امر را صدا کرده؟! آقای نجات آمد. آقا گفتند: ببینید این آقا پسر چه می گویند، پی گیری کنید و به من خبر دهید.
نجات دست بچه را گرفت و به گوشه حسینیه رفت. پسرک یک دقیقه ای هم با نجات صحبت کرد. ناگهان نجات هم بلند شد. از قیافه اش معلوم بود که او هم گیج شده.فرید جلو رفت. گفت چی شده؟چی میگه؟
نجات گفت: میگه پدرم معتاد بوده. یک سال پیش همه چیزمان را برداشته و رفته. ما چند وقتی توی همان خانه که بودیم زندگی کردیم. اما بعد چند مدت صاحبخانه بیرون مان کرد. توی میدان هفتاد و دو تن چادر زده بودیم که دو ماه پیش شهرداری از آنجا هم بیرونمان کرد. این چند وقت را شبها در حرم می خوابیدیم اما از وقتی که آقا آمده و حرم را حسابی می  گردند شبها ما را از آنجا بیرون می کنند. الان چند شب است که ما توی خیابون می خوابیم.
نجات به پسرک گفت: مادرت کجاست؟گفت: بیرون. الان میرم میارمش.
فرید دنبالش دوید. رفت تا جلوی در. از هر گیتی که رد می شد محافظین و مسئولین حراست می گفتند تو دیگه کجا بودی؟! پسرک بی توجه به سوالشان می دوید و ناگهان در جمعیت انبوه جلوی در گم شد. فرید به مسئولین حراست گفت: اگر این پسرک برگشت جلویش را نگیرید . قراره با مادرش برگرده.

توی همین گیر و دار بود که یک ربعی گذشت. ناگهان  پسرک دست در دست یک کودک کوچکتر آمد. اولین گیت جلویش را گرفت. پاسدار گفت: آقا کوچولو کجا میری؟! پسرک در حالیکه چشمش برق می زد گفت: آقای خامنه ای با ما کار داره. فرید دوید جلو. گفت ولش کنید.بچه ها رفتند و ناگهان فرید با زنی که در میان جمعیت خود را به زور جلو می کشید روبرو شد.زن عصبانی بود. گفت: آقا این … سگ ما کجا رفت؟ آمده به من می گه بیا بریم من با آقای خامنه ای حرف زدم قراره خونه بهمان بدهند. بیا بریم. دست داداشش را گرفته و بدو بدو کشونده تا اینجا.

فرید متحیّر شده بود. گفت : بله خانم  حرف زده.
زن گفت: چی ؟ حرف زده؟ با کی؟
فرید گفت: با آقای خامنه ای
زن داشت از حال می رفت. دیگر …سگ اش را فحش نمی داد. گریه می کرد و قصه بدبختی اش را تعریف می کرد. قصه از شوهری که معتاد بوده و رفته و ….
بعدا” نوشت: از آن موقع همه دارند به این سوال فکر می کنند که چگونه یک پسر بچه توانسته از سه گیت حفاظتی رد بشه، خودش را به آقا برسونه و حرف هایش را به آرامی بیان کنه؟؟!!
چقدر جالبه وقتی خدا بخواد کار بنده اش را بدست جانشین امام زمان(عج) حل کنه

منبع:سایت ابابیل




:: مرتبط با: خاطـــــــرات ,
ن : Khangoli zivlaei.reza
ت : دوشنبه 1398/04/17
رییس جمهور: هیچ حکومتی اگر یک ذره خرد و تدبیر داشته باشد نمی آید بالاترین مقام یک کشور آن هم نه تنها مقام سیاسی، بلکه مقام دینی، مقام اجتماعی و مقام معنوی نه یک فرد که فقط رهبر ایران است که رهبر عاشقان ایران انقلاب اسلامی و شیعیان در جهان اسلام در سراسر جهان است (را تحریم کند). رهبر ایران فقط متعلق به ایران نیست این همه مردم در لبنان سوریه و عراق افغانستان پاکستان و کویت شیعه و غیر شیعه علاقه مند عاشق و مطیع هستند.

وی گفت: یک آدمی بیاید یک کار وقیحانه و احمقانه انجام دهد؟ که چی؟ رهبری کشور را بگویید تا مثلاً تحریم می‌کنم که نیاید آمریکا! خوش مزه است! ما آنها را راه نمی‌دهیم بعد می‌گویید شما نیاید؟!

روحانی تصریح کرد: اموال رهبری را می‌خواهید تصرف کنند؟ اموال رهبری یک حسینیه و یک خانه ساده است. رهبران ما که مثل رهبران بقیه کشورها نیستند که در حساب های خارجی شان میلیاردها پول داشته باشند که بخواهید آنها را تحریم و تصرف کنید.

وی بیان داشت: تحریم های آمریکا، جنایت بشری است. اقدامات اخیر آمریکا نشانه قطعی شکست آنهاست.اقدامات جدید کاخ سفید نتیجه سرخوردگی و سردرگمی در برابر ایران است. کاخ سفید معلولیت ذهنی دارد...




:: مرتبط با: آقا از نگاه دیگران ,
ن : Khangoli zivlaei.reza
ت : سه شنبه 1398/04/4

عارف بالله حاج اسماعیل دولابی:

امام خمینی "رحمت الله" مظهر مهابت بود و رهبری (( آیت الله خامنه ای ))مظهر محبت. خداوند متعال به امام نعمت ها را یکجا داد و امام هم این نعمت ها را برای استقرار نظام جمهوری اسلامی مصرف کردند. ولی نعمت ها به حضرت آقا را خدا تدریجی به ایشان می دهد و در هر مرحله ای متناسب با شرایط، خدا نعمت هایی را به ایشان می دهد یعنی شرایط آن نعمت ها را خود آقا فراهم می کنند.




ن : Khangoli zivlaei.reza
ت : دوشنبه 1398/01/5

⚡ حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر انقلاب اسلامی در پیامی به‌مناسبت آغاز سال ۱۳۹۸، سال جدید را سال «رونق تولید» نام‌گذاری کردند.




ن : Khangoli zivlaei.reza
ت : پنجشنبه 1398/01/1

ایشان (امام خامنه ای)می فرمودند که :«من وقتی ازدواج کردم همسرم از پدرش ، که فرش فروش بوده ، فرشی به عنوان جهیزیه به همراه داشته است که هنوز نیز، با وجود فرسودگی آن ، در منزل ما از آن استفاده می شود و بجز آن ، قالی دیگری در منزل نداریم . چند مرتبه گفته اند که این قالی نخ نما شده و خواسته اند که آن را عوض کند ولی من اجازه نداده ام . اصلا در طول زندگی خود ، نه قالیچه ای خریده ام و نه فرشی به خانه اضافه کرده ام ، حتی آنها را تبدیل به احسن نیز نکرده ام . من در طول این دوران یک مرتبه گوشت تازه نخریده ام ، کوپن گوشت سردی که همه مردم از آن استفاده می کردند ما نیز از آ ن استفاده می کردیم ، مگر آنکه گوشت نذری می آوردند . سایر مایحتاج زندگی مثل پنیر، نفت و کره نیز به همین صورت تهیه می شود

این زندگی رهبر ماست که در بالاترین مقامات این کشور قرار دارد و در طول زندگی خود، زندان، شکنجه ، تبعید و بسیاری گرفتاریهای دیگر را به جان خریده و برای خدمت به اسلام به عنوان فردی شایسته مشغول انجام وظیفه است

آیت الله مصباح یزدی ،کتاب مباحثی درباره حوزه، ص :215




ن : Khangoli zivlaei.reza
ت : جمعه 1397/12/10

نه و نیم شب بود که متوجه ایستادن یک پیکان شدیم.یکی از اهالی فریاد زد برای سلامتی.آقا صلوات بفرستید ما که در مغازه حضور داشتیم از روی کنجکاوی بیرون آمدیم متوجه شدیم مقام معظم رهبری از آن ماشین پیاده شدند.دور آقا رو گرفتیم ایشان پس از سلام و احوالپرسی تشریف آوردند و در مغازه مدتی نشستند.آقا پس از گوش دادن به درد دل صاحب مغازه و یکی دو نفر از دوستان ، فرمودند که ما برای دیدار خانواده شهیدی آمدیم. خداحافظی کردند و تشریف بردند.صاحب مغازه که چندان مذهبی نبود و حتی گاه و بی گاه در مورد آقا.حرفهایی می زد باورش نمی شد که آقا به مغازه ایشان بیایند بعدها متوجه شدیم آمدن آقا به مغازه ایشان موضوعیتی داشته و این عمل صاحب مغازه را از رفتار خود پشیمان کرده است و امروزه یکی از علاقمندان واقعی آقا می باشد.

ر _م (از بسیجیان تهران)




ن : Khangoli zivlaei.reza
ت : چهارشنبه 1397/12/1



حجت‌الاسلام راشد یزدی می‏گوید: در سال 56 به اتفاق آقای صدوقی و تعدادی از آقایان دیگر، تصمیم گرفتیم برویم به افرادی كه در تبعید هستند، سری بزنیم. چون مقام معظم رهبری به ایرانشهر تبعید شده بودند، خدمت ایشان رسیدیم. به امامت آقای صدوقی نماز مغرب و عشا را خواندیم. من شنیده بودم كه در سمت ایرانشهر، كفش‌های خوبی تولید می‌شود، لذا تصمیم گرفتم به بازار بروم و یك جفت كفش بخرم. كارم یك الی دو ساعت طول كشید. به خانه آقای خامنه‌ای تلفن زدم كه دیگر آقای صدوقی و آقای خامنه‌ای برای صرف غذا منتظر من نباشند و شام را میل كنند. وقتی برگشتم دیدم این دو بزرگوار هنوز مشغول بحث هستند. من وارد كه شدم، آقای صدوقی به من گفت: «ماشاءالله، ماشاءالله این آقای سید‌علی آقا خیلی مُشت‌شان پر است».


صبح روز بعد رفتیم چابهار برای زیارت آقای مكارم؛ در این فاصله، اسم آقای خامنه‌ای از دهان آقای صدوقی نیفتاد؛ از بس مجذوب ایشان شده بود.


بعد از زیارت آقای مكارم، گفتم كنار دریا برویم تا مدتی استراحت كنیم. ایشان گفت من می‌خواهم برگردم پیش آقای خامنه‌ای و بعد حدود دو ساعتی با هم بحث كردند. از لحاظ علمی آقای خامنه‌ای، مورد تأیید صددرصد آقای صدوقی بود.


2- در زمان انقلاب، بین حزب جمهوری اسلامی و امام جمعه بندرعباس اختلافی در گرفت. آقای صدوقی به من گفتند تا درباره اختلاف آن‌ها، گزارشی بیاورم. بعد از تهیه و دادن گزارش آن به آقای صدوقی، ایشان پرسیدند: كی به تهران می‌روی؟ گفتم فردا. ایشان پاكتی را به من دادند. پشت پاكت نوشته بود: "تقدیم به محضر مبارك آیت‌الله‌ العظمی آقای خامنه‌ای ". پسر آقای صدوقی اعتراض كردند كه آیا ایشان به مقام آیت‌اللهی رسیده‌اند؟ آقای صدوقی از بالای عینك به پسرش‌نگاه كردوگفت:بله‌كه‌آیت‌الله‌‌هستند.






ن : Khangoli zivlaei.reza
ت : جمعه 1397/11/19

نه و نیم شب بود که متوجه ایستادن یک پیکان شدیم.یکی از اهالی فریاد زد برای سلامتی.آقا صلوات بفرستید ما که در مغازه حضور داشتیم از روی کنجکاوی بیرون آمدیم متوجه شدیم مقام معظم رهبری از آن ماشین پیاده شدند.دور آقا رو گرفتیم ایشان پس از سلام و احوالپرسی تشریف آوردند و در مغازه مدتی نشستند.آقا پس از گوش دادن به درد دل صاحب مغازه و یکی دو نفر از دوستان ، فرمودند که ما برای دیدار خانواده شهیدی آمدیم. خداحافظی کردند و تشریف بردند.صاحب مغازه که چندان مذهبی نبود و حتی گاه و بی گاه در مورد آقا.حرفهایی می زد باورش نمی شد که آقا به مغازه ایشان بیایند بعدها متوجه شدیم آمدن آقا به مغازه ایشان موضوعیتی داشته و این عمل صاحب مغازه را از رفتار خود پشیمان کرده است و امروزه یکی از علاقمندان واقعی آقا می باشد.

ر _م (از بسیجیان تهران)




ن : Khangoli zivlaei.reza
ت : جمعه 1397/10/21




ن : Khangoli zivlaei.reza
ت : جمعه 1397/10/14

در محضر مقام معظم رهبری از مهریه صحبت به میان آمد آقا فرمودند:

اولاً در مورد مهریه هرچه مورد نظر دختر شما باشد همون را مهریه قرار دهید.ولی من چون برای مردم خطبه عقد میخوانم و این سنت من بوده که دختر خانومی که مهریه اش بیش از ۱۴ سکه باشد صیغه ی عقد را نمی خوانم تا حالا هم این کار را نکرده ام.اگر بخواهید میتوانید بیش از ۱۴ سکه هم قرار بدهید ولی من صیغه عقد را نمی توانم بخوانم ، بروید نزد آقای دیگری صیغه عقد را بخواند و از نظر من اشکالی ندارد.

دکتر غلامعلی حداد عادل




ن : Khangoli zivlaei.reza
ت : پنجشنبه 1397/10/13

راوی استاد پناهیان: خاطره دیگه دارم برای دلهای نورانی میگم؛ استدلال نیست برای دلهای کورانی !!احساس قشنگیه برای دلهای نورانی

شهید اندرزگو میدونید کیه؟ انسان بسیار زاهد، بسیار مجاهد، بسیار عارف، بسیار خوب ، بسیار قوی


آقای ابوترابی را چه طوری میشناسید؟ اسوه ای بود در دفاع مقدس که بی نظیره، خیلی از شهدای ما به گرد پای این شخصیت بزرگ نمیرسن.یه خوبی به من گفت که ابوترابی از کسانی هست که پای ظهور حضرت دوباره بر میگرده!!!گفتم حقشه ، فوق العاده است آقای ابوترابی و شخصیت بی نظیری داره؛ مرحوم شد ، آزاده بود.


ابوترابی مرید شهید اندرزگو بود؛ ببین دیگه اندرزگو کی بوده!!


شهید چمران با آقای ابوترابی آشنا شد ، یکماه بعد آشنایی شون ،آقای ابوترابی اسیر شد؛ از اون به بعد شهید چمران هرجا می رفت دوتا عکس در اتاقش می زد یکی عکس امام خمینی ، یکی عکس ابوترابی!!!!


شهید چمران ، عاشق ابوترابی بود، و همیشه میگفت من چرا ایشون را دیر پیدا کردم، با اینکه شهید چمران از نظر سنی ، بزرگتر از ابوترابی بود!!!


ابوترابی مرید اندرزگو بود، شهید اندرزگو قبل از اینکه به شهادت برسه به خانمش گفته بود: من میدونم که این انقلاب پیروز میشه و امام بر میگرده به ایران(اون موقع خبر برگشتن امام خبر عجیبی بود، تا یکماه قبل برگشتن امام هم این خبر عجیب بود)


خانمش ظاهرا از ظهور سوال میکنه ، اما شهید اندرزگو میگه نه، امام به ظهور نمی رسه؛ اما بعد او یک سید روحانی، زمام امور را بدست میگیره به اسم سید علی، خانمش میگه حتما تویی؟(اسم کوچک شهید اندرزگو ، سیدعلی بود) ایشون میگن نه، من قبل از اینکه امام بیاد شهید میشم ؛ او یک فرد دیگه است.





ن : Khangoli zivlaei.reza
ت : پنجشنبه 1397/09/22

آیت الله العظمى اراکى (رحمة الله علیه) در پیامى به مقام معظم رهبرى فرمودند:

انتخاب شایسته حضرت عالى به مقام رهبرى جمهورى اسلامى ایران، مایه دلگرمى و امیدوارى ملت قهرمان ایران است.

آیت الله العظمى بهاء الدینى (رضوان الله علیه) : ...از همان زمان، رهبرى را در آقاى خامنه‏ اى مى ‏دیدم، چرا که ایشان ذخیره الهى براى بعد از امام بوده است.باید او را در اهدافش یارى کنیم.باید توجه داشته باشیم که مخالفت‏با ولایت فقیه، کار ساده‏اى نیست.هنگامى که میرزاى شیرازى بزرگ، مبارزه با دولت انگلستان را از طریق تحریم تنباکو آغاز کرد، یک روحانى با او مخالفت کرد و میرزا با شنیدن مخالفت او، وى را نفرین کرد.همان نفرین باعث ‏شد که نسل او از سلک روحانیت محروم شوند.پسر جوانش جوانمرگ شد و حسرت داشتن فرزند عالم به دل او ماند.




ن : Khangoli zivlaei.reza
ت : یکشنبه 1397/09/4

شما (آیت الله خامنه‌ای) از جمله افراد نادرى هستید که چون خورشید روشنى مى‌‏دهید

امام خمینی(ره) می فرمودند: این جانب که از سالها قبل از انقلاب با جناب عالى (آیت الله خامنه‌ای) ارتباط نزدیک داشته‌‏ام و همان ارتباط بحمد الله تا کنون باقى است... شما از جمله افراد نادرى هستید که چون خورشید روشنى مى‌‏دهید.




ن : Khangoli zivlaei.reza
ت : چهارشنبه 1397/08/30

‍ ⚡️‍ امام خامنه‌ای(حفظه الله)⚡️

✅«آن چه من توانستم به عنوان جمع‌بندی از دوران زندگی تقریباً پنج‌سالهٔ حکومت امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) بدست بیاورم، این است که «تحلیل سیاسی» مردم ضعیف بود.

اما مهمترین مسئله این بود.

✔️والا خیلی از مردم هنوز مؤمن بودند، اما مؤمنانه پای هودج ام‌المؤمنین در مقابل علی(ع) جنگیدند و کشته شدند!

✔️موضع خود را شناختن و در آن قرار گرفتن، هوشیاری سیاسی، شمّ سیاسی خودش یکی از خطوط ظریفی است که امام هم مکرر در مکرر فرموده بودند.»




ن : Khangoli zivlaei.reza
ت : سه شنبه 1397/08/22

آیت الله بهاءالدینی:بعد از امام اگر بشود به کسی اعتماد کرد به این سید (آیة الله خامنه ای)است.. آقای خامنه ای از همه به امام نزدیک تر است . . .کسی که ما به اوامیدواریم آقای خامنه ای است . . . این دید ماست، نزد ما محرز است سیدعلی خامنه ای. - علامه بهاءالدینی چند سال قبل از فوت حضرت امام فرمودند: مساله قائم مقامی سر نمیگیرد. دلخوشی ما به آقای خامنه ای ست. صبح صادق 16/3/84 (ایت الله بهاءالدینی کسی بود که آیت الله بهجت در و دیوار خانه اش را می بوسید و علت این کار را کثرت رفت و آمد امام زمان عجل الله به این خانه میدانست)




ن : Khangoli zivlaei.reza
ت : سه شنبه 1397/08/15

ایت الله محمدی گلپایگانی:

امام خامنه ای 15 فروردین 1381 دیدار با سید حسن نصرالله : این روزگار ، روزگار قدرت نمایی خدای متعال است و حضور جمهوری اسلامی ایران در این منطقه جهان، مبدایی برای حوادث باور نکردنی در سراسر عالم است... منتظر باشید.... زمانی این جملات را آقا به سید حسن نصرالله گفت که سیدحسن نصرالله باور نمی کرد ارتش اسراییل اینطور مفتضاحانه از جنوب لبنان عقب نشینی کند... بعد آقا فرمودند : علیرغم همه تبلیغات دشمن و دشمنان ، آینده را روشن می بینیم حقیقتا امروز احساس میکنیم که وعده های الهی در حال تحقق یافتن است، ما باید خود را آماده نگه داریم....

آقا از کجا صحبت میکرد که با این تعبیر فرمود: این دوران؛ دوران غلبه ارزشهای معنوی است و جوانهای ما که حتما این دوره را می بینند....




ن : Khangoli zivlaei.reza
ت : چهارشنبه 1397/08/9

حداد عادل:

طی سالهایی كه نسبت خانوادگی با مقام معظم رهبری پیدا كرده ام در این شیوه و منش تغییری ندیدم و در واقع ایشان با این شیوه زندگی حجت را بر همه ما تمام كرده است كه می‌شود كسی امكان بهره مندی از همه مواهب ظاهری دنیا را داشته باشد ولی همان زندگی ساده و طبیعی خود را حفظ كند. هر چهار پسر ایشان روحانی هستند و تا آنجا كه من می‌دانم هیچ ممر درآمدی غیر از شهریه طلبگی كه نظایر آنها در حوزه می‌گیرند، ندارند و هیچ ریخت و پاشی در زندگی آنها دیده نمی‌شود. در هیچ بانكی هم حساب ندارند و در هیچ كار اقتصادی وارد نشدند و واقعا پول و ثروت گویی مثل آتشی است كه به آن دست نمی‌زنند و این خیلی ارزشمند است برای كشوری كه شاه آن ناصرالدین شاه بود و ولیعهدش ظل السطان بوده و همچنین باید مقایسه كرد با كشورهای حاشیه‌ای كه چه شیوخ و سلاطینی در آن حكومت دارند و چه زندگی مجللی را برای خود مهیا كرده‌اند. اینها نعمت‌هایی است كه ما باید قدر آن را بدانیم و گزارش ما از این واقعیت‌ها باید از مرحله لفاظی فراتر رود و خودمان هم فكر كنیم كه حالا كه خداوند عنایت كرده واین انقلاب به پیروزی رسیده و چنین الگوهایی مثل امام ورهبری نصیب ما شده، ما هم وجود خود را وقف كشور كنیم و در هر جایگاهی كه هستیم این فرصت را غنیمت بشماریم و همه وجودمان را در خدمت این كشور قرار دهیم نه اینكه اگر موقعیت نصیبمان شد، نفع خود را تامین كنیم. كشور ما به این افراد و مدیران زیاد احتیاج دارد و پیام شهدا نیز چیزی غیر از این نیست. آنها كه رفتند پیام دادند و ما كه ماندیم باید پیام فهم باشیم و كشور باید با این الگوها اداره شود.




ن : Khangoli zivlaei.reza
ت : شنبه 1397/07/28
 

 


 

 
Free counter and web stats