s2C8R04.jpg
صلوات برای سلامتی و فرج امام زمان عجل الله:










» تعداد مطالب :
» تعداد نویسندگان :
» آخرین بروز رسانی :
» بازدید امروز :
» بازدید دیروز :
» بازدید این ماه :
» بازدید ماه قبل :
» بازدید کل :
» آخرین بازدید :

چاپ این صفحه





Powered by WebGozar

خرید و فرش چک مدت دار

س: آیا فروش چک به مبلغ کمتر به شخص ثالث مطلقاً صحیح نیست و یا اینکه اگر مقصود از فروش چک خرید و فروش دین باشد آنگونه که امروزه در بانک ها رایج است اشکال ندارد؟

ج) فروش چک مدت دار به دیگرى به کمتر یا بیشتر از مبلغ مندرج در چک، جایز است و اشکال ندارد آنچه اشکال دارد و جایز نیست این است که مبلغى از کسى قرض بگیرد و در برابر آن چک مدت دار به مبلغ بیشتر از مبلغ قرض به او بدهد. این عمل، قرض ربوى است و حرام است، اگرچه بعید نیست اصل قرض صحیح باشد.




:: مرتبط با: احکام (استفائات) ,
:: برچسب‌ها: امام , خامنه ای , استفتاء ,
ن : Khangoli
ت : چهارشنبه 1393/05/29

نوشته‌های شهید قشنگ، باصفا و عمیق است/ هرچه یاد شهدا بیشتر شود، زندگی حقیقتی‌تر می‌شود


حضرت آقا پس از مطالعه و متبرک نمودن صفحاتی از دست نوشته‌های شهید فرمودند: قشنگ نوشته...این حرف‌هایی که این جوان در این دفتر نوشته، این‌ها هر کدام عمقی دارند، هر کدام از این‌ها یک باطنی دارند.
نوشته‌های شهید قشنگ، باصفا و عمیق است/ هرچه یاد شهدا بیشتر شود، زندگی حقیقتی‌تر می‌شود

به گزارش خبرگزاری دفاع مقدس از مشهد، «مجتبی سالاری» یکی از نزدیکان سردار شهید سبیلیان که در دیدار مقام معظم رهبری با خانواده این سردار شهید در سال 80 حضور داشته، از آن دیدار این‌گونه روایت می‌کند:

آقا تشریف آورده بودند تا از خانواده‌ی شهید، دل جویی کنند؛ تا همسر سردار پاکباز سردار شهید «سید محمود سبیلیان»، مزد سال‌ها صبوری و ایستادگی را با دیدار پیر و مرادش از خدای محمود بگیرد.

ذوق زده شده بود، باورش نمی‌شد. یعنی درست می‌دید؟ نکند چشم‌هایش کم سو شده‌اند؟ خصوصاً الان که باران اشک هم از آن، سرازیر بود.

اما نه، درست دیده بود؛ این چهره‌ی متبسم و نورانی مولا و مقتدایش مقام عظمای ولایت بود که در خانه شهید سبیلیان، رو به روی خود می‌دید.

خانم دکتر نصرتی -همسر شهید- حرف‌های بسیاری برای گفتن داشت: از محمود گفت و از صفا و صداقتش؛ از موجی که به ساحل آرامش رسیده بود. از او که تنها دو بهار با او زیسته بود و اینک 18 بهار با یادش.

دفتر یادداشت‌های سردار را آورد، آقا پس از مطالعه و متبرک نمودن صفحاتی از دست نوشته‌های سردار شهید سید محمود سبیلیان، خلوص، تلاش و درایت محمود را تحسین کردند و فرمودند: قشنگ نوشته...این حرف‌هایی که این جوان در این دفتر نوشته، این‌ها هر کدام عمقی دارند دیگر، هر کدام از این‌ها یک باطنی دارند. او همانطور با صفا نوشته، اما همان نوشته‌ی با صفایی که از روی طبع اولیه‌ی خودش نوشته، همین دارای عمق است. خاصیت ایمان هم همین است که ایمان درست، عمیق است، عمق دارد.

در آن لحظات شیرین و به یاد ماندنی، تصویر زیبای محمود، مقابل دیدگان مبارک آقا بود. حضرت، مطالب مفصّلی پیرامون نقش و وظیفه‌ی سنگین خانم‌های انقلابی و اهل فکر در جامعه کنونی، ایراد فرمودند و افزودند:  خدا ان شاءالله که برکات این شهدای عزیز را روز به روز در جامعه‌ی ما محسوس‌تر و برجسته‌تر کند.

هر چه که یاد این‌ها برجسته‌تر و زنده‌تر شود، زندگی در این کشور، حقیقی‌تر می‌شود و الّا گاهی هست که مردم، ظاهراً زنده‌اند، باطناً حیاتی وجود ندارد. حیاتی که همراه باشد با سرسپردگی و بی اتکایی و دل باختگی به دیگران، چه زندگی‌‌ای است؟ زندگی‌‌ای که در آن هدفی وجود نداشته باشد، چه زندگی‌‌ای است؟

وقتی که این‌ها زنده باشند، روحشان، نامشان، یادشان زنده باشد، زندگی حقیقی خواهد شد و انسان‌ها، با جهت و با هدف، حرکت خواهند کرد. انشاءالله که خداوند خودش همه ماها را به برکت صفا و صداقت اینها (شهیدان) مشمول نور هدایت خودش قرار بدهد.

ان شاءالله که روز به روز همین جور باشد.




:: مرتبط با: بازدید های حضرت آقا , خاطـــــــرات ,
:: برچسب‌ها: امام , خامنه ای , شهید ,
ن : Khangoli
ت : چهارشنبه 1393/05/22
سخنان منتشرنشده آیت‎الله خامنه‎ای پیرامون جنگ، دولت موسوی و وضعیت سیاسی دهه60/
از سال 62 به بعد مسئولیت در جنگ نداشتم/ دولت زیر نظر رئیس جمهور قرار ندارد/ به امام پیشنهاد دادم وزرا را حَکَم ها تعیین کنند/ وزیر صنایع سنگین ناسالم ترین کار را می کند

گروه تاریخ انقلاب - رجانیوز: چندیپیش نشریه رمز عبور با انتشار ویژه نامه ای به بررسی اسرار پذیرش قطعنامه 598 و پایان جنگ پرداخت. به گزارش رجانیوز، بخشی از این ویژه نامه به سخنان منتشر نشده حضرت آیت الله خامنه ای پیرامون اختیارات ریاست جمهوری درزمان جنگ و عدم تبعیت نخست وزیر و برخی از وزرا از ایشان اختصاص داشت، که این بخش را در ادامه می خوانید. 

نسخه الکترونیک نشریه رمز عبور را می توانید از این آدرس تهیه کنید. 

 یكی از مسائل مهم و در عین حال مستور در میان اسرار زمان جنگ، میزان اختیارات، نقش و علت عدم ورود ریاست جمهوری وقت (حضرت آیت‌الله خامنه‌ای) در امور جنگ و همین طور پشتیبانی از جنگ است. براساس سوابق و اسناد موجود، دولت در پشتیبانی از جنگ به خوبی ایفای نقش نمی‌كرد و اگر بخواهیم منصفانه قضاوت كنیم، باید لااقل قبول كنیم كه فرمان حضرت امام خمینی(ره) كه «جنگ در رأس امور است»، توسط دولت جدی گرفته نشده بود؛ واقعاً جنگ در رأس امور دولت نبود. این مطلب نقدی بود كه در زمان جنگ توسط فرماندهان صورت می‌گرفت و سؤال و اشكالی است كه بعد از جنگ توسط محققین و پژوهشگران به آن پرداخته شده است. هرچند برخی از مسئولان معتقد بودند كه دولت بیشتر از این نمی‌توانست از جنگ پشتیبانی كند، ولی براساس آمار و ارقام و در مقایسه با دولت بعثی عراق، می‌توان این ادعا را نپذیرفت.همین مطلب از جمله سؤالاتی است كه در جلسه صمیمی فرماندهان لشكر 27 محمد رسول‌الله(ص) با حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در تاریخ 10/5/1367 مطرح شد و ایشان نیز به طور مشروح و صریح و مستندی به آن پاسخ گفتند.

 
در این زمینه نكاتی مطرح است كه بیان آنها ضروری است:
1- براساس قانون اساسی اولیه (قبل از بازنگری)، سیستم اجرای كشور بدین صورت بود كه بعد از مقام معظم رهبری، ریاست جمهوری، نخست وزیر و هیأت وزیران ساختار اجرایی كشور را تشكیل می‌دادند. براین اساس مسئولیت اجرایی كشور برعهده نخست‌وزیر بود و عملاً ریاست جمهوری به جز معرفی نخست‌وزیر و موافقت با وزیران انتخابی توسط او، نقش دیگری در مسائل اجرایی نداشت. این مسأله باعث شده بود كه مقام ریاست جمهوری به یك مقام تشریفاتی تبدیل شود. وجود این اشكال اساسی باعث شد تا از جمله موضوعاتی كه در بازنگری قانون اساسی مورد بررسی قرار گرفت، همین موضوع باشد. براین اساس، در حكم صادره توسط حضرت امام درباره بازنگری قانون اساسی، بازنگری در ساختار اجرایی كشور مورد تصریح واقع شده است. بعد از بازنگری، پست نخست وزیری حذف و ریاست جمهوری مسئولیت هیأت وزیران را شخصاً برعهده گرفت.
 
2- تعیین نخست وزیر در دور دوم ریاست جمهوری حضرت آیت‌الله خامنه‌ای از موضوعات مهمی است كه نقش اساسی در پشتیبانی از جنگ داشته است. این كه چرا حاج محسن رضایی، فرمانده وقت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، ابقای نخست وزیر وقت (آقای میرحسین موسوی) را از حضرت امام درخواست كردند، جزو موارد مهمی است كه حتماً باید به آن پرداخته شود. به نظر می‌رسد دلایل ارائه شده توسط ایشان و توضیحات درباره آن، تاكنون نتوانسته بسیاری از رزمندگان حاضر در صحنه‌های نبرد، سیاسیون و پژوهشگران را اقناع نماید. ولی آنچه در این واقعه مهم است، تبعیت و تعبد حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در این موضوع است، به طوری كه علی‌رغم این كه شرط كاندیدا شدن مجدد ایشان برای دور دوم ریاست جمهوری، تعیین نخست وزیری غیر از آقای میرحسین موسوی بوده، ولی به محض اطمینان از نظر حضرت امام مبنی بر ابقای وی، معظم‌له بدون درنگ ایشان را به مجلس شورای اسلامی معرفی كردند. 
 
3- عدم تبعیت و بعضاً لجاجت در تقابل با دستورات ریاست جمهوری وقت، موضوعی بود كه بر عموم مردم پوشیده بود. ایشان نیز علی‌رغم امكان توضیح درباره آن و فشار به دولت، هیچ گاه اقدام به این موضوع نكرده و حفظ وحدت را اصل قرار داده و از بیان آن خودداری كردند.
خوب است توضیحات معظم‌له را درباره موضوعات فوق عیناً نقل كنیم تا تاریخ نسبت به آن قضاوت كرده و بسیاری از شبهات مرتفع گردد:
 «...قضایای جنگ هم كه خودتان می‌دانید. جنگ مسئولیتش با من نیست، حالا هم نبوده، دیروز هم نبوده. عرض كنم كه از سال 62 به این طرف، بنده هیچ گونه مسئولیتی در جنگ ندارم و اگر شما سؤال كردید، اشكالی داشتید، ممكن است بنده آن اشكال شما را در مواردی وارد بدانم؛ ممكن است در مواردی هم چون خبرهای بیشتری از شما بدانم. شما اشتباه می‌كنید در یك سؤالی اما چه سؤال شما وارد باشد چه وارد نباشد، طرف سؤال من نیستم؛ این یك مقوله.
مقوله دوم: مسائل دولتی، این سؤالی كه آقای كوثری اخیراً كردند كه چرا سیاست‌های دولت این نیست؟ خب این مسئولش دولت است نه من. ممكن است بگویید خب مگر دولت زیر نظر رئیس جمهور نیست؟ نه، جوابش نه است... حالا دیگر بالاخره قانون اساسی را می‌خواهید بیاورید اینجا بخوانید، آنی كه من دارم می‌گویم، شما این را به عنوان یك برادر بزرگ‌تر از خودتان كه وارد هم هست تو كارها- من هم كه دارم این حرف را می‌زنم، حرفی نمی‌زنم كه آن طرف منكرش بشوند. این حرف را، در نماز جمعه هم می‌شود زد، منتها من مصلحت نمی‌دانم توی نماز جمعه این چیزها را بگویم، یا در ملأ- اما شما یك عده خواصید. هم صاحب فكرید، صاحب نظرید، لااقل بعضی‌هایتان و هم این كه تو مسائل صاحب اعتقاد هستید، یعنی یك نظری دارید، اعمال نظر می‌كنید. برادرهای مسئولی هم هستید. باید شما اینها را بدانید؛ نه، مسئولش من نیستم.
 
بنده‌ای كه فلان وزیر سه سال است، چهار سال است از نظر من عملش غلط، موضعگیری‌اش در زمینه كاری، نه مسائل سیاسی و خطی- آن كه خبر پوچ است- كار ملموس از نظر من غلط، ضعیف، ناقص است و بنده هیچ قادر نیستم كه این وزیر را نه فقط برش دارم، طبق قانون اساسی من نمی‌‌توانم وزیر را بردارم، باید نخست وزیر به من پیشنهاد كند، من قبول كنم. من نمی‌توانم به نخست وزیر پیشنهاد كنم كه بیا این وزیر را برداریم و اگر نخست‌وزیر صد سال هم به فرض محال، یك نفری را پیشنهاد نكند كه عوض كنیم، بنده قادر به كار نیستم. من مجبورم این وزیری را كه دارم می‌بینم جلوی چشم خودم كه نمی‌تواند كار كند و دارد اشتباه می‌كند و دارد غلط عمل می‌كند، باید تحملش بكنم، قبولش كنم. خب بنده چه كار می‌توانم بكنم؟ اتفاقاً آن وزیر هم شگرد كار را فهمیده... یك مدتی تا دو، سه سال اوایل ریاست جمهوری كه این وزرا هنوز تازه‌كار بودند، نمی‌دانستند چی به كجاست، با اینها رفتار می‌كردیم. بعد یواش یواش وزرا فهمیدند نه، بیخودی از ما می‌ترسند! اصلاً نباید بترسند. تنها جایی كه رئیس جمهور می‌تواند در مورد وزیر اعمال نفوذ بكند، اول، پیشنهاد دولت است كه وقتی نخست وزیر گفت آقا این وزیر را ما می‌‌خواهیم به مجلس بدهیم، رئیس جمهور بگوید: نه، آقا من این وزیر را قبول ندارم؛ اینجا آن گلوگاه قدرت رئیس جمهور است. آن هم كه در دوره دوم ریاست جمهوری به خاطر مشكلاتی كه در باب نخست وزیر پیش آمد كه بنده آن نخست وزیر را قبول نداشتم، بعد امام فرمودند، بنده از امام تبعیت كردم، برادرمان آقای موسوی را تصویب كردم و ازشان حمایت هم كردم؛ تا این ساعت هم من از آقای موسوی همیشه حمایت كردم.
 
بعد این مسأله پیش آمد، من خودم به امام گفتم، گفتم: آقا ما سر قضیه نخست وزیری اینقدر مشكل تحمل كردیم. سر قضیه وزرا من و آقای موسوی به توافق نخواهیم رسید؛ من می‌دانم 13 تا، 15 تا وزیر ما اختلاف پیدا خواهیم كرد. ایشان یك كسی را معرفی می‌كند، من آن را قبول نخواهم داشت، قبول ندارم اصلاً. شما بیایید یك فكری بكنید، این را من خودم به امام گفتم، هیچ كس دیگر پیشنهاد نكرد. پیشنهاد من به امام این بود كه شما بیایید یك حَكمی را- من نگفتم یك هیأت- گفتم یك شخصی را به عنوان حَكم معین كنید كه هر جا من و آقای موسوی اختلاف نظر پیدا كردیم در وزیر، آن حَكم بگوید این، حرفش تمام باشد. امام گفتند این خوب فكری است. من سه نفری را معین می‌كنم؛ سه نفر معین كرد. سه نفر هم مورد رضایت من است: یكی آقای هاشمی، یكی آقای موسوی اردبیلی، یكی آقای حاج احمد آقا. خیلی خب، ما گفتیم بسیار خب، من خودم رفتم به برادرها حكمیت را ابلاغ كردم- سال 64- و گفتم این پیشنهاد من به امام بوده. بنده هم می‌خواهم كار و تكلیف الهی انجام بگیرد؛ من چه كار دارم كه كی می‌آید، كی می‌رود؟ هر كی می‌خواهد بیاید، هر كی می‌خواهد برود. این را شما بدانید، الان هم هر كسی می‌خواهد باید، هر كسی می‌خواهد برود، برای بنده یك سر سوزن والله تفاوت نمی‌كند. من فقط حجت شرعی داشته باشم، بتوانم فردا جواب خدا را بدهم. اگر حجت شرعی داشتم، جواب شماها و جواب ملت را خواهم داد. من از جواب دادن اصلاً باكی ندارم. هر كسی بگوید: آقا چرا؟ می‌گویم كه: وظیفه‌ام بود؛ دهان‌ها بسته می‌شود. من باید آنجا را قرص كنم. حجت را سر قضیه نخست وزیر هم به امام گفتم. گفتم آقا من حجت شرعی می‌خواهم، این جوری برای من حجت شرعی نیست؛ حجت شرعی به من بدهید، من اقدام می‌كنم. امام هم حجت شرعی به من داد، من هم اقدام كردم. سر قضیه وزرا هم همین بود، من گفتم آقا حكمیت، حكمیت را هم امام معین كردند. این حكمیت هم به لطف الهی در حدود 11-10 مورد بین من و آقای نخست وزیر اختلاف سر وزرا بود- به نظرم 11 مورد بود- در 11-10 مورد، 11 تا رأی به نفع آقای نخست وزیر دادند، بنده هم هیچ اظهار نگرانی نكردم.
 
همان وزرا بودند كه وقتی نخستین جلسه هیأت دولت تشكل شد، من آمدم بیرون مصاحبه كردم،- همه‌تان شنیدید قاعدتاً- گفتم: بسیاری هیأت دولت خوبی است، چهره‌ها، چهره‌های پرنوری هستند، چهره‌های باصفایی هستند؛ من محیط صفا اینجا دیدم و اعتقادم هم واقعاً این است كه باید از اینها حمایت كرد، تا الان هم حمایت كردم. این حرف‌هایی هم كه دارم به شماها می‌زنم، به كمتر جمعی ممكن است من بزنم این حرف‌ها را. حالا ممكن است یك فرد، دو فردی، اما به جمع‌ها من این حرف‌ها را نمی‌زنم. برای خاطری كه ظرفیتش را ندارند. شما ظرفیتش را دارید، باید بدانید این را. آن وزیری كه من تعیین‌اش نكردم، با حكمیت آمده، آن حرف من را گوش نمی‌كند؛ حالا شما هم هر چی دلت می‌خواهد، می‌گویی.
 
قبل از این جریان هم من به یكی از برادران وزرا- وزیری است كه اسمش هم تو همین جلسه آورده شده- یك چیزی را من نوشتم. آن برادر جواب من را نوشت. كاغذ نوشت كه مثلاً یك بهانه‌ای آورد. من دوباره جواب نوشتم كه آقا این بهانه است، اینی كه شما نوشتید، این درست نیست، ‌این بهانه است؛ همانی كه گفتیم عمل كنید. آن برادرمان باز یك جواب نوشت كه آره، مثلاً به این دلیل فلان. خب من كه ول‌كن معامله نیستم كه باید دنبال كنیم قضیه را تا به جایی برسیم. این مال سال 63 است یا اوایل 64، قبل از دوره دوم ریاست جمهوری. من دوباره، سه باره نوشتم؛ اینها همه‌اش محفوظ است. اینها كاغذهایی است كه هست توی سوابق و پرونده‌های دستگاه ما؛ موجود است در دفتر. ایشان در جواب چون دید نمی‌تواند هر چی بنویسد ما جواب می‌دهیم، نوشتش كه: برای این كه وقت مثلاً ریاست محترم جمهوری و اینها به مكاتبه و اینها تلف نشود، من دیگر بعد از این جواب نامه را نمی‌دهم! این یعنی تا این حد یك وزیر گستاخی می‌كند بنده هیچ ضعیف نیستم. این را شاید بدانید، من آدمی هستم كه به فضل پروردگار زحمت را بر تن خودم و بر جان خودم تحمیل می‌كنم؛ من تنم از زحمت نمی‌ترسد. هیچ لذت و آسایشی را كه به طور معمول وجود دارد، بنده دنبالش نیستم؛ نه این كه اگر لذت بیاید، پس می‌زنم. اما اصلاً بدن من احتیاج به لذت ندارد. روی زمین خوابیدن، تنها خوابیدن، گرسنگی كشیدن، حتی سختی‌های روحی را من می‌توانم تحمل كنم؛ به هیچ وجه احتیاج به هیچ كس و هیچ چیز و هیچ مقامی ندارم كه بخواهم از آن ملاحظه بكنم. آدم دنبال‌گیری هستم، آدم این جوری قوی است.
 
...آدمی كه این جور است، از گروه فشار نمی‌ترسد؛ دنبال آسایش و راحتی خودش نیست؛ این آدم، ضعیف نمی‌تواند باشد؛ من ضعیف نیستم. اما وقتی كه امكان قانونی من ندارم، فشار قانونی نمی‌توانم روی مقامی بیاورم، بنده مسئولیت آن مقام را به عهده نمی‌گیرم.
 
...یا وزیر صنایع سنگین ملزم نیست كه نیسان پاترول را بگذارد كنار؛ مثلاً تویوتا لندكروز را كه سپاه لازم دارد بسازد یا آن مقدارش را به سپاه بدهد. همین اواخر، یك كاری اینها می‌كردند؛ به نهادها از سهمیه دولتی به قیمت بیش از دولتی، مثلاً فلان ماشین كه قیمت دولتی‌اش 150 هزار تومان است، به 350 هزار تومان به نهادها می‌فروختند كه نهاد این را به قیمت دولتی بگیرد، توی بازار آزاد بفروشد كه استفاده پولی بكند؛ ناسالم‌ترین كارهای عالم، موجب تورم، موجب فساد، موجب ضعف دستگاه‌ها از لحاظ ارتباطات با یكدیگر، كار غلط اندر غلط اندر غلط. بنده وقتی كه اعتراض به این كار كردم، پاسخ من مثبت نبود از طرف مسئولانی كه من به اینها اعتراض كردم كه چرا این كار را می‌كنید؟ البته به نهاد ریاست جمهوری هم آمدند، همین را پیشنهاد كردند- پیشنهاد كرده بودند، من خبر دارم- مثلاً به فلان نهاد به فلان نهاد به فلان نهاد، صدتا، 200 تا، 300 تا، هزار تا، فلان ماشین را دادند. من به نهاد گفتم: یك دانه‌اش را قبول نكنید؛ ما توی این سیكل غلط، حتی به این اندازه قرار نخواهیم گرفت و من قبول نخواهم كرد؛ رد كردم من. وقتی كه اعتراض كردم به مسئولانش، پاسخ این بود كه خب چه كار كنیم؟ ما ارز می‌خواهیم، ما فلان می‌خواهیم ما می‌خواهیم كارخانه اشتغال داشته باشد. البته بعداً فهمیدند؛ از بس اعتراض‌ها از اطراف زیاد شد، فهمیدند كه كار غلطی است. اما بنده كه مسئول قانونی هستم و طبق قانون اساسی شخص اول كشور هستم (بعد از رهبری) و مسئولیت‌های قانون هم زیاد است، اختیارات قانونی من آنقدر نیست كه من بتوانم جلوی این كار غلط را بگیرم. حالا شما می‌فرمایید: چرا پاترول تولید می‌كنند؛ نمی‌دانم، تویوتا نمی‌زنند. این اعتراض‌ها را به من نباید بكنید، سؤال از من نباید بكنید. البته من حالا جواب خواهم داد، بعضی‌هایش كه جواب دارد، اما هدف و به اصطلاح، مخاطب این سؤال‌ها هیچ كدام بنده نیستم؛ این را بدانید و اصلاً به این عنوانی كه بنده بخواهم مسئولیت را برگردانم، نیست. هر چی كه مسئولیتش با من است، با كمال میل قبول می‌كنم و خوب هم انجامش می‌دهم، اما اینها مسئولیتش با بنده به هیچ وجه نیست؛ نه آن مسأله جنگ، نه این. بخشی از سؤال‌های آقایان از این دو مقوله است.»
(بیانات در جمع فرماندهان لشكر 27 محمد رسول‌ الله، 10/5/1367، پادگان گلف اهواز، مركز اسناد ستاد حفظ آثار و ارزش‌های دفاع مقدس سپاه محمد رسول‌الله)

منبع: رجانیوز



:: مرتبط با: بیانات آقا ,
:: برچسب‌ها: امام , خامنه ای ,
ن : Khangoli
ت : شنبه 1393/05/18
حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب در نماز عید سعید فطر در مصلای امام خمینی (ره) تهران.

تصاویر/ در قنوتم خم ابروی تو در یاد آمد

تصاویر/ در قنوتم خم ابروی تو در یاد آمد


تصاویر/ در قنوتم خم ابروی تو در یاد آمد

عکس: khamenei.ir
منبع: مشرق نیوز



:: مرتبط با: عکس و پوستر ,
:: برچسب‌ها: عکس , پوستر , امام , خامنه ای ,
ن : Khangoli
ت : جمعه 1393/05/10

گزیده‌ای از فتاوای حضرت آیت‌الله خامنه‌ای درباره فطریه

در آستانه‌ عید سعید فطر، پایگاه اطلاع‌رسانی KHAMENEI.IR گزیده‌ای از فتاوای آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای درباره‌ احکام فطریه و مبالغ مربوط به سال ۱۳۹۳ را منتشر کرد.
به گزارش گروه سیاسی باشگاه خبرنگاران، متن این استفتائات به شرح زیر است:

۱. مبلغ فطریه سال ۱۳۹۳ در تهران و شهرستان چه مقدار است؟

فطریه عبارت است از سه کیلو گندم یا خرما یا کشمکش یا برنج و مانند اینها و یا پول یکی از اینها که برای امسال (۱۳۹۳) حداقل معادل ۴۵۰۰ تومان می‌باشد. البته بهتر است در تهران ۵۰۰۰ تومان پرداخت شود و همچنین افرادی که می‌خواهند بر اساس برنج پرداخت نمایند بهتر است حداقل ۱۵۰۰۰ تومان در نظر بگیرند.

۲. مبلغ کفاره‌ی سال ۱۳۹۳ افطار عمدی و عذری روزه‌ی ماه رمضان چه مقدار است؟

کفاره یک مد طعام، ۷۵۰ گرم گندم یا آرد یا نان یا برنج یا مانند اینها می‌باشد که اگر بخواهد پول آن را به افرادی بدهد که تبدیل به طعام بشود، می‌تواند در کفاره افطار عذری برای هر روز ۱۵۰۰ تومان و در ابطال عمدی هر روز ۹۰۰۰۰ تومان پرداخت کند.

۳. فطریه‌ی مهمان یک شبه بر عهده‌ی چه کسی است؟

فطریه میهمان یک شبه بر عهده خودش می‌باشد و بر عهده‌ی میزبان نیست.

۴. پرداخت فطریه غیر سادات به سادات و احکام آن چگونه است؟

غیر سادات نمی‌توانند فطریه را به سادات فقیر پرداخت کنند و در صورت پرداخت مجزی نمی‌باشد و ملاک در این امر سرپرست خانواده می‌باشد.

۵. پرداخت فطریه در شهری غیر از شهر شخص پرداخت کننده چگونه است؟

بنابر احتیاط در همان شهری که هست پرداخت شود.

۶. جهت مصرف فطریه چیست؟ و آیا می‌توان آن را برای اماکن مذهبی مصرف نمود؟

مصرف فطریه همان مصرف زکات است؛ ولی احتیاط این است که به فقرای مومن داده شود.

منبع: باشگاه خبرنگاران



:: مرتبط با: احکام (استفائات) ,
:: برچسب‌ها: خامنه ای , استفتاء , فطریه ,
ن : Khangoli
ت : یکشنبه 1393/05/5

حرص نزدن نسبت به حلال الهی مطلوب است

این زهدی که در دنیا نسبت به امر حلال می‌ورزد، به گونه‌ای نباشد که از سیرۀ پیغمبر خارج بشود؛ سیرۀ پیغمبر یعنی آنچه خود آن بزرگوار عمل می‌کردند و به یاران و اصحابشان هم آن را بیان می‌کردند و امر می‌کردند.

ویژه نامه ضیافت - مشرق در ماه مبارک رمضان، روزانه، شرح یکی از احادیث اخلاقی مقام معظم رهبری که در ابتدای درس خارج معظم‌له مطرح می‌شود را برای مخاطبین منتشر می‌کند.

حدیث:

فى الكافی، عن الباقر... قال رسول الله(صلی الله علیه و آله): طوبی لمِن توَاضع لله تِعالی ،و زَهٍد فی ما أحَلَّ اللهُ تعالی، و زَهد فی ما أحلَّ اللهُ تعالی له من غیر رَغبة عن سیرَتی، و رَفضَ زَهرَة الدنیا من غیر تحَوّلٍ عن سنتّی.[1]

شرح:

این حدیث، دنبالۀ همان مواعظ پیامبر مکرّم (صلی الله علیه و آله) است. گویا یکی از نشانه‌های تواضع لله این است که انسان در دنیا زهد بورزد، بی رغبتی نشان بدهد. نه فقط نسبت به آنچه بر او حرام شده، حتی نسبت به آن چیزهایی که برای او حلال است، در مورد اینها هم انسان بی رغبتی نشان بدهد. سپس در ادامه می‌فرمایند: لکن این زهدی که در دنیا نسبت به امر حلال می‌ورزد، به گونه‌ای نباشد که از سیرۀ پیغمبر خارج بشود؛ سیرۀ پیغمبر یعنی آنچه خود آن بزرگوار عمل می‌کردند و به یاران و اصحابشان هم آن را بیان می‌کردند و امر می‌کردند؛ یعنی ترک دنیا مطلوب نیست، حِرص نزدن به آنچه حلال است، مطلوب است. یک وقت انسان همۀ آنچه را که بر او حلال است، ترک می کند! حیوانی نمی‌خورد، گوشت نمی‌خورد، خواب نمی‌کند، ازدواج نمی‌کند و ،... اینها بر خلاف سنتّ پیغمبر است، سنتّ پیغمبر این نیست.

حرص نزدن نسبت به حلال الهی مطلوب استاز این مرتبه، نباید فورا به نقطۀ مقابلش منتقل شد که: بنابراین، حال که ما بایستی ترک دنیاً نکنیم، معنایش این است که همۀ آن چیزهایی که در دنیا مایۀ بهجت و سرور و جالبِ توجّه ماست، به همۀ آنها اقبال کنیم، رو بیاوریم. نه، هر چه انسان هوس می‌کند بخورد، حلال هم هست، هر چه انسان هوس می‌کند بپوشد، هر نوع تجمّلی که انسان در زندگی دوست میدارد آن را انجام بدهد، نه، اینها همه اش ممکن است حلال هم باشد ،حرام هم نباشد، اسراف هم نباشد، اماّ زهدِ در اینها مطلوب است، در آنچه حلال است هم بی رغبتی مطلوب است. سیرۀ پیغمبر این است که دنیا را ترک نکند اماّ چسبیدن به مشتهیات نفس در دنیا ولو آن مشتهیات حلال هم باشد، این هم مطلوب نیست.

در ادامه می‌فرماید: چشم بپوشد از زیبایی‌های دنیا! زَهرَة الدنیا یعنی زیبایی‌ها و طراوت‌ها و جاذبه‌های دنیا. در اینجا نیز این قید وجود دارد که از سنتّ پیغمبر نبایستی روی برگرداند. ترک دنیا مطلوب نیست، اماّ چسبیدن به دنیا و همۀ مشتهیات را بجا آوردن و اشباع نفس از مشتهیات، این هم نامطلوب است.[2]



[1] - الشافی، صفحه 821

[2] -2/8/1391

مشرق نیوز



:: مرتبط با: شرح حدیث از آقا ,
:: برچسب‌ها: حدیث , امام , خامنه ای ,
ن : Khangoli
ت : شنبه 1393/05/4
«رهبر ایران در موضوعات محوری مذاکرات هسته‌ای تسلیم‌ناپذیر ظاهر شده و می‌خواهد غرور ملی را حفظ کند.»


روزنامه لس‌آنجلس تایمز در تحلیلی به قلم پل ریشتر خاطرنشان کرد: ایران سال گذشته موافقت کرد به مذاکرات بر سر برنامه هسته‌ای‌اش بپیوندد و همین تصمیم‌گیری، بحث‌هایی تازه راجع به رهبر معماگونه ایران آیت‌الله «علی خامنه‌ای» برانگیخت.
سوالی که در ذهن متبادر شد عبارت بود از اینکه آیا این روحانی انقلابی مصمم آنگونه که خود نیز می‌گوید هرگز تسلیم غرب نخواهد شد؟ مذاکرات هسته‌ای ماه جاری میلادی در وین به جزئیات بیشتری راجع به «رهبر» ایران پرداخت. از دیدگاه غرب و کارشناسان هسته‌ای، تصویر ارائه شده مبنی بر اینکه ایران به واسطه توافق، برنامه هسته‌ای خود را محدود می‌کند دلگرم‌کننده نیست.
لس‌آنجلس تایمز می‌افزاید: درباره موضوعات محوری مورد منازعه یعنی ظرفیت ایران برای غنی‌سازی اورانیوم، رهبر ایران اعلام کرده که تسلیم تقاضای طرف‌های مذاکره برای کوچک کردن ابعاد برنامه هسته‌ای ایران نخواهد شد بلکه برعکس بر گسترش آن تاکید دارد فارغ از اینکه قدرت‌ها با آن موافق باشند یا نباشند.
این روزنامه خاطرنشان کرد: رهبر ایران با سخنان مهم خود در تاریخ 7 ژوئیه/ 16 تیر/ آب پاکی را روی دست غرب ریخت و با اشاره به مسائل فنی مذاکرات، یک سری «خطوط قرمز» را ترسیم کرد.
لس‌آنجلس تایمز با اشاره به اینکه غرب درصدد برچیدن زیرساخت‌های غنی‌سازی در ایران است و در مقابل وعده لغو تحریم‌ها در آینده را می‌دهد، نوشت: اما به نظر می‌رسد (آیت‌الله) خامنه‌ای مصمم است در هر دو موضوع پیروزی را به خانه ببرد؛ هم تحریم‌ها را از میان بردارد و هم تقریبا کل برنامه هسته‌ای خود را حفظ کند. در این ارتباط سوزان مالونی کارشناس مسائل ایران در موسسه «بروکینگز» گفته است «به نظر نمی‌رسد رهبر ایران حاضر به سازشی بنیادین باشد.» رابرت آینهورن از مشاوران اسبق اوباما در امور ایران هم اعلام کرده است «ایران در سکوت کامل اهدافش در غنی‌سازی را به پیش می‌برد.»
روزنامه آمریکایی با بیان اینکه ایران درصدد حفظ ظرفیت غنی‌سازی صنعتی است افزود: رهبر عالی ایران هدفش این است به همه وعده‌هایش که به ایرانیان داده است عمل کند و اجازه ندهد برنامه هسته‌ای که «یک غرور ملی» است هرگز کوچک شود، بلکه توسعه هم پیدا کند. او مطالبات غرب را که از ایران می‌خواهد برنامه هسته‌ای‌اش سخت‌افزار کمتری داشته باشد، بازرسی‌های سرزده بیشتری انجام شود و تحریم‌ها فقط معلق بماند و لغو نشود را به نوعی قلدری و زورگویی غرب علیه ایران می‌داند و هرگز زیر بار آن نخواهد رفت.
«علی واعظ» کارشناس مسائل ایران در «گروه بحران بین‌الملل» در استانبول اظهار می‌دارد: «تنها توافقی مورد قبول و تایید رهبر ایران خواهد بود که کرامت و اصول بنیادین انقلاب اسلامی ایران را محترم شمرده باشد.»
لس‌آنجلس تایمز از قول یک دیپلمات غربی بدون ذکر نام نوشت: مواضع سرسختانه (آیت‌الله) خامنه‌ای که در این ماه بیان شد، بیانگر آن است که او آماده است اگر لازم ببیند از توافق عقب‌نشینی کند.
لس‌آنجلس تایمز در پایان نوشت: آیا امکان دارد مطالبات ایران فقط برای ژست گرفتن باشد و رهبری در آخرین دقایق تسلیم شود. سوزان مالونی می‌گوید: «واقعا هیچ شواهدی که دلالت کند این اتفاق رخ خواهد داد، به چشم نمی‌خورد.»
منبع: کیهان



:: مرتبط با: آقا از نگاه دیگران ,
:: برچسب‌ها: امام , خامنه ای , امریکا ,
ن : Khangoli
ت : شنبه 1393/05/4
 

به جای عیوب دیگران، سرگرم عیوب خود باشیم

سرگرم عیوبِ نفس خودمان باشیم، زیرا این کار ما را از پرداختن به عیوب دیگران مشغول می‌کند.

ویژه نامه ضیافت - مشرق در ماه مبارک رمضان، روزانه، شرح یکی از احادیث اخلاقی مقام معظم رهبری که در ابتدای درس خارج معظم‌له مطرح می‌شود را برای مخاطبین منتشر می‌کند.

حدیث:

فى الكافیِ، عن الباقر... قاِل رسول الله (صلی‌الله علیه و آله): طوبیِ لمِن شَغله خوفُ الِله عن خوف الناس، طوبی لمَن مَنعه عیبهُ عن عیوب المؤمنینَ مِن اخوانه ،طوبی لمَن تواضَع لله تعالی.[1]

شرح:

حدیثاین، همان حدیثی است که صدر آن را در جلسۀ قبل خواندیم که جابر از رسول مکرّم (صلی‌الله علیه و آله) نقل می‌کند که می‌فرماید: ما نشسته بودیم، حضرت سوار بر ناقۀ خود عبور کردند و بیاناتی را فرمودند، از جمله این که خوشا به حال کسی که ترس خدا او را از ترس از مردم مشغول کند؛ یعنی آنچنان قلبِ او از خشیت الهی لبریز بشود که جایی برای ترس از این و آن باقی نماند و مظهر تامّ و تمامش آنجایی است که در یک عملی که امرش دائر بین ملاحظۀ خوف الهی یا ملاحظۀ خوف مردم است، انسان طبق تکلیفش عمل می‌کند.

اصل دیگر این است که سرگرم عیوبِ نفس خودمان باشیم، زیرا این کار ما را از پرداختن به عیوب دیگران مشغول می‌کند. ما عیوبی داریم که نه فقط آن را نمی‌شناسیم، بلکه حتی گاهی آن را حُسن تصوّر می‌کنیم! می‌پنداریم که این، حُسنِ ماست در حالی که عیبِ ماست. بنابراین، باید دقتّ بکنیم تا عیب را پیدا بکنیم. بعد از پیدا کردنِ عیب، به رفعِ آن بپردازیم. همۀ اینها مراحلِ دشواری است که اگر انسان این اشتغال را پیدا کند، این وظیفه را برای خود قائل باشد که به عیب خود بپردازد، دیگر مجالی برای او باقی نمی‌ماند که به عیب این و آن بپردازد. این «طوبی»ها که فرموده است، به این معناست که خوشا به حال آن کسی که این خصوصیات را دارد.[2]



[1] - الشافی، صفحه 821

[2] - 1/8/1391


منبع: مشرق نیوز


:: مرتبط با: شرح حدیث از آقا ,
:: برچسب‌ها: حدیث , امام , خامنه ای ,
ن : Khangoli
ت : چهارشنبه 1393/05/1

چرا مرگ را در ظاهر قبول داریم ولی در باطن خیر

در اینجا هزار کار می توانیم برای نجات خودمان انجام بدهیم؛ توسّل کنیم، خدمت کنیم، تلاش کنیم، مجاهدت کنیم، همه کار می‌توانیم بکنیم اماّ آنجا که رفتیم، دست‌ها بسته است، برای نجات خودمان از مشکلاتی که آنجا ممکن است پیش بیاید، راهی وجود ندارد، این را باید از عُمق جان باور کرد.

ویژه نامه ضیافت - مشرق در ماه مبارک رمضان، روزانه، شرح یکی از احادیث اخلاقی مقام معظم رهبری که در ابتدای درس خارج معظم‌له مطرح می‌شود را برای مخاطبین منتشر می‌کند.

حدیث:

فى الكافی، عن الباقر (علیه السلام): سَمعتُ جابرَ بنَ عبدالله یقوِل: انّ رسولَ الله (صلی‌الله علیه و آله) مرّ بِنا ذِاتَ یوم و نحن فی نادینا و هو علی ناقَته و ذلک حینَ رجَع مِن حَجّة الوداع فَوَقَف علینا فسَلٍّم فرَدَدنا علیه سلامَه ثمّ قال: ما لی أری حُبَّ الدنیا قد غَلب علی کثیر من الناس حتیّ کأنّ الموتَ فی هذه الدنیا علی غیرهِم کُتبِ و کأنّ الحقَّ فی هذه الدنیا علی غیرهِم وَجب و حتیّ کأن لمیسَمَعوا و یرَوا منِ خَبرِ الامواتِ قبلَهم سبیلُهم سبیلُ قوم سَفرٍ عَمّا قلیلٍ إلیهم راجعون یبُوَّئونهَم اجداثهَم و یأکُلون ترُاثهَم فیظُنوّن أنهّم مَخلَّدون بعدَهم هیهاتَ هیهات أ ما یتَعَّظُ آخِرُهم بأوّلهٍم! لقد جَهلِوا و نسُوا کلَّ واعظٍ فِیِ کتاب الله و أمنِوا شَرَّ کلِّ عاقبةِ سَوء و لمیخَافوا نزُولَ فادحةٍ و بوَائق حادثةَ.[1]

ترجمه:

امام باقر علیه السلام فرمودند: از جابر بن عبد اللَّه شنیدم كه می‌گفت: روزى رسول خدا (ص) هم چنان كه سوار شتر بود از كنار انجمن ما گذر كرد و این جریان وقتى بود كه از سفر حجة الوداع باز میگشت پس در نزد ما كه رسید توقف كرده بر ما سلام كرد آنگاه فرمود: چه شده كه مى‏بینم دوستى دنیا بر بیشتر مردم چیره شده بحدى كه گویا مرگ در این دنیا بنام دیگران ثبت شده؟ و گویا حق و حقیقت در این جهان بر جز اینها واجب گشته، و تا اینكه گویا سرگذشت مردگان پیش از خود را نشنیده و ندیده‏اند، (با اینكه) راه ایشان همان راه مردم مسافر است و بزودى‏ بسوى آنان (یعنى مردگان) بازگردند، خانه‏‌هاى آن مردگان گورشان باشد و اینان میراث آنان را خورند، اینها پندارند پس از آن مردگان همیشه خواهند ماند! هیهات هیهات! [آیا] دنبالان از جلو رفتگان پند نگیرند؟ براستى كه از یاد برده و فراموش كردند هر پند دهنده‏اى را در كتاب خدا و از شر هر سرانجام بدى ایمن و آسوده خاطر گشته و از نزول بلاهاى سخت و پیش آمدهاى ناگوار ترس ندارند.

شرح:

حِضرت باقر (علیه السلام) روایت می کنند از جابر بن عبدالله، سند روایت سند معتبری است. می گوید جمع شده بودیم، مشغول گفتگو بودیم، حضرت رسول (صلی‌الله علیه و آله) سوار شترشان بودند، از کنار ما عبور کردند ـ فرمایش پیغمبر اکرم(صلی‌الله علیه و آله) ، خطاب به ماهاست، دربارۀ ما این حرف گفته شده ـ می‌فرمایند: چگونه است که می‌بینم محبتّ دنیا بر بسیاری از مردم غالب شده! گویا مرگ برای آنها نیست و فقط برای دیگران مرگ مقدّر و معینّ شده است، اینها بنا نیست بمیرند! اینطور مکِبّ بر دنیا و محبتّ دنیایند، کأنهّ بنا نیست از دنیا جدا بشوند. این حقوقی که مردم دارند، مسلمان‌ها دارند، گویا این حقوق بر اینها واجب نشده است و بر دیگران این حقوق واجب شده است! گویا اصلاً اطلاعی ندارند از مردمی که قبل از اینها وارد عالمَ اموات شدند و مرُدند. کلمۀ سَفر جمع سافرِ است.

حدیثگویا اینها خیال می کنند که این مرُده هایی که رفتند، این مرُده ها مسافرانی هستند که به زودی به طرف اینها برمی گردند. کأنهّ اصلاً مرگ به معنای واقعی اش برای اینها جا نیفتاده! مرُده‌ها را در قبرها جا می دهند، میراث آنها را می خورند، خیال می کنند که خودشان بعد از این مرُده ها تا ابد بناست در دنیا بمانند! کأنهّ باورشان این است.

ممکن است ما بگوییم: ما که مرگ را قبول داریم. بله، در ذهنمان قبول داریم ،اماّ در باطنِ دلمان کأنهّ قبول نداریم که روزی باید از این عالم به عالمَ برزخ برویم و وارد در یک عالمَ عجیب ناشناخته ای شویم که انسان قادر بر کوچکترین عملی برای نجات خودش نیست.

در اینجا هزار کار می توانیم برای نجات خودمان انجام بدهیم؛ توسّل کنیم، خدمت کنیم، تلاش کنیم، مجاهدت کنیم، همه کار می‌توانیم بکنیم اماّ آنجا که رفتیم، دستها بسته است، برای نجات خودمان از مشکلاتی که آنجا ممکن است پیش بیاید، راهی وجود ندارد. این را باید از عُمق جان باور کرد، صِرف باورِ عقلی و ذهنی کافی نیست (فادِحَة به معنای حوادث سخت و دشوار است).[2]



[1] - 17/7/1391

[2] - الشافی، صفحه 821

منبع: مشرق نیوز


:: مرتبط با: شرح حدیث از آقا ,
:: برچسب‌ها: حدیث , امام , خامنه ای , مرگ ,
ن : Khangoli
ت : دوشنبه 1393/04/30

در قیامت چطور جواب این‌ها را بدهم؟

من چشمم که می‌افتاد به این جمعیت گاهی اوقات تنم می‌لرزید، می‌گفتم پروردگارا! من در قیامت چطور جواب این‌ها را بدهم....
به گزارش گروه سیاسی باشگاه خبرنگاران به نقل از khamenei.ir ، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب طی دیداری با واحد روحانیت حزب جمهوری اسلامی در تاریخ ۶۴.۰۶.۲۱ فرمودند:
 
بنده اعلام کرده‌ام و حالا هم به شما برادران عزیز دارم عرض می‌کنم من تابع حجت شرعی‌ام. یک روزی بود بنده در مسجد کرامت مشهد نماز می‌خواندم، منبر می‌رفتم، سخنرانی می‌کردم بعد از نماز، منبر یعنی نمی‌رفتم می‌ایستادم صحبت می‌کردم. چشمم به این جمعیت که می‌افتاد آن جمعیت در مساجد مشهد نظیر نداشت، یعنی مسجد پدر خودم که پنجاه سال بود نماز می‌خواند بعد از نماز ایشان می‌آمدند برای مثلاً فرض کنید که صحبت من بود گوش کنند یا نماز ما و آن اجتماع مسجد ما ده برابرِ مثلاً اجتماع مساجد معروف و معتبر مشهد بود، تمام این مساجدی که بود مشهد، بدون استثناء. یک اجتماع عظیمی از در و دیوار، واقعاً از در و دیوار جمعیت همین‌طور می‌چسبیدند که بیایند نماز و بیایند گوش کنند آن حرفهای ما را.

من چشمم که می‌افتاد به این جمعیت گاهی اوقات تنم می‌لرزید، می‌گفتم پروردگارا! من در قیامت چطور جواب این‌ها را بدهم؟ این همه مسجد خالی شد تو مشهد که مسجد ما پر شد. آخر من چطور جواب این‌ها را بدهم؟ واقعاً تنم می‌لرزید. بار‌ها با خودم فکر می‌کردم در آن وقت که از این کارهائی که دارم می‌کنم، نماز می‌خواندم و تفسیر می‌گفتم و حدیث روی تخته می‌نوشتم و از این کارهائی که آن وقت‌ها جدید بود، نو بود اینکار‌ها، جاذبه داشت، می‌گفتم بیایم کنار، منصرف بشوم و اینکار‌ها را نکنم که این جمعیت یک خرده‌ای، بعد فکر می‌کردم که خب آن نهیب تکلیف وظیفه و این‌ها که آیا مثلاً جایز هست جایز نیست.

خب منی که تنم از فرضاً چند هزار آدم می‌لرزیده، آن روز، حالا چند میلیون آدم را رو دوش من سوار کردند و بنده باید این‌ها را از این پل صراط عبور بدهم مگر می‌شود این کار. مگر بنده حاضرم بدون احراز تکلیف شرعی کاری بکنم والله حاظر نیستم و نخواهم کرد. آن چیزی را که احراز کردم آن را عمل می‌کنم ولو تمام عالم با او مخالف باشند. آنی را که احراز کردم که خلاف است عمل نمی‌کنم ولو تمام عالم بر طبق او بیایند بگویند که اینکار باید انجام بگیرد.

منبع: باشگاه خبرنگاران


:: مرتبط با: خاطـــــــرات ,
:: برچسب‌ها: خاطرات , امام , خامنه ای ,
ن : Khangoli
ت : شنبه 1393/04/28

توصیه‌ی آیت‌الله خامنه‌ای به شاگردانشان

خیلی از شاگردهای ما درگیر مبارزات بودند. از بس گرم کارهای مبارزاتی میشدند، به نظرشان می‌آمد که این حرفهای مکاسب و استدلالهای کفایه فایده‌اش چیست...
 به گزارش گروه سیاسی باشگاه خبرنگاران به نقل از khamenei.ir ،‌ حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب طی بیاناتی در دیدار علما و روحانیون خراسان شمالی در تاریخ ۱۳۹۱.۰۷.۱۹ فرمودند:
 
بنده از دوران مبارزات، خودم درگیر مبارزات بودم. در مشهد درس مکاسب و کفایه میدادم. خیلی از شاگردهای ما درگیر مبارزات بودند. از بس گرم کارهای مبارزاتی میشدند، به نظرشان می‌آمد که این حرفهای مکاسب و استدلالهای کفایه فایده‌اش چیست. مکرر بنده به آنها میگفتم: آقاجان! بی‌مایه فطیر است؛ باید مایه پیدا کنید. اگر مایه پیدا کردید، آن وقت میتوانید در منصب و جایگاهی مثل جایگاه امام بزرگِ عالی‌مقام، این حرکت عظیم را انجام دهید.

منبع: باشگاه خبرنگاران


:: مرتبط با: خاطـــــــرات ,
:: برچسب‌ها: خاطره , امام , خامنه ای , شاگرد ,
ن : Khangoli
ت : جمعه 1393/04/27

اینهایی که این‌جا نشسته‌اند، از امریکا می‌ترسند!

سران یکی از کشورها که یک جوان انقلابی بود گفت: همه‌ حرفهای شما درست است، منتها من به شما بگویم که به خودتان نگاه نکنید که از امریکا نمی‌ترسید؛ همه‌ اینهایی که در این‌جا نشسته‌اند، از امریکا می‌ترسند....
به گزارش گروه سیاسی باشگاه خبرنگاران به نقل از khamenei.ir ، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب طی بیاناتی در دیدار فرمانده و جمع کثیری از پرسنل نیروی هوایی ارتش در تاریخ  ۱۳۶۸.۱۱.۱۹ فرمودند:
 
این خاطره را بارها نقل کرده‌ام که در یکی از مجامع بین‌المللی که نطق خیلی پُرشوری در آن‌جا علیه تسلط قدرتها و نظام سلطه در دنیا ایراد کردم و امریکا و شوروی را در حضور بیش از صد هیأت نمایندگی و رؤسای دولتها، به نام کوبیدم و محکوم کردم، بعد از آن نطق، عده‌ی زیادی آمدند تحسین و تصدیق کردند و گفتند: همین سخن شما درست است. یکی از سران کشورها که یک جوان انقلابی بود - و البته بعد هم او را کشتند - نزد من آمد و گفت: همه‌ی حرفهای شما درست است، منتها من به شما بگویم که به خودتان نگاه نکنید که از امریکا نمی‌ترسید؛ همه‌ی اینهایی که در این‌جا نشسته‌اند، از امریکا می‌ترسند! بعد سرش را نزدیک من آورد و گفت: من هم از امریکا می‌ترسم!!

منبع: باشگاه خبرنگاران


:: مرتبط با: خاطـــــــرات ,
:: برچسب‌ها: خاطره , امام , خامنه ای , امریکا ,
ن : Khangoli
ت : جمعه 1393/04/27
شاعری که در محضر رهبر انقلاب غوغا کرد

بابایی: تمام دنیا را با تحسین رهبر انقلاب عوض نمی‌کنم/ رزقی از رزق‌های خداوند که نصیب شاعران می‌شود

من بسیاری از دوستان شاعر را می‌شناسم که شعرهایشان می‌تواند مورد تحسین آقا قرار بگیرد.
گروه فرهنگی مشرق - احمد بابایی گفت: اگر تمام دنیا را در قبال شعرم به من بدهند، من آن را با یک تحسین ایشان در واکنش به این شعر عوض نمی‌کنم و به من حق بدهید اگر در زمان شعرخوانی بغض کرده بودم.

 احمد بابایی همان شاعر جوانی است که در دیدار امسال شاعران با رهبر انقلاب شعری درباره درباره فتنه اخیر تکفیری‌ها و جریان تروریستی داعش خواند و شعرش با تشویق مقام معظم رهبری و دیگر شاعران حاضر در جلسه روبرو شد. شعر او این گونه شروع می‌شد:

خبر، آمیخته با بغض گلوگیر شده‌ست

سیل دل‌شوره و آشوب، سرازیر شده‌ست

سرِ دین، طعمه‌ی سرنیزه‌ی تکفیر شده‌ست

هر که در مدح علی شعر جدید آورده‌ست

گویی از معرکه‌ها نعش شهید آورده‌ست

شعر این شاعر جوان، همه را به وجد آورد و شور زیادی به جلسه بخشید. آقا هم بارها از آن تعریف کردند و فرمودند جوان‌ها امشب غوغا می‌کنند.

بعد از این جلسه شعر بابایی بارها دست به دست شد و در گروه‌ها و شبکه‌های مجازی، استقبال فراوانی به خود دید. با این شاعر جوان درباره دیدار و شعری که در مراسم خواند گپ و گفتی داشته‌ایم که در ادامه می‌آید:

**صمیمیت جلسه حیرت انگیز است

آقای بابایی جلسه دیدار شاعران با رهبر انقلاب را چگونه دیدید؟

من این جلسات را در راستای یک سنت تاریخی شیعی می‌بینم. در میان شیعیان رسم بر این است که شیعیان گاه به گاه یا حداقل سالی یک بار دینشان را به مولایشان عرضه می‌کنند، مبادا کج رفته باشند و دینشان را با میزان مولایشان می‌سنجند. شاعران هم در همین راستا، سالانه به دیدار رهبر انقلاب می‌روند. این دیدار سالانه شاعران محفل بسیار بسیار صمیمی است و میزان صمیمیتش برای کسانی که با این فضا آشنا نیستند، حیرت انگیز است و کسانی که برای اولین بار در این جلسات شرکت می‌کنند با حیرت از جلسه بیرون می‌روند. شاعران هر سال در این جلسه شرکت می‌کنند و دست آوردهای فرهنگی و حتی می‌توان گفت دین خود را به ایشان عرضه می‌کنند و این ادامه همان سنت حسنه تاریخی شیعه است.

ایشان هم در سخنانی با جمع بندی‌های حکیمانه‌ای که درباره شعر دارند، نقطه گذاری‌های شعر فارسی را هم جهت با دین تنظیم می‌کنند و هدف گذاری‌های پیش رو شعر را تبیین و راه را پیش روی شاعران نشان می‌دهند.

**حضور در جلسات دیدار با رهبری از رزق‌های خداوند است

اولین بار بود که در این دیدار سالانه نیمه ماه مبارک رمضان شرکت می‌کردید؟

نه. قبلا هم روزی‌ام شده بود تا در این جلسات شرکت کنم. می‌گویم روزی، چون اعتقاد دارد دیدار ولی خدا، رزق است و خداوند آن را نصیب بعضی افراد و شاعران می‌کند و خیلی هم خوشحال هستم که لیاقت حضور در این جلسات را داشته‌ام و این رزق خاص نصیبم شده است. اما امسال اولین سالی بود که توفیق شعرخوانی پیدا کردم.

**زمان سرودن شعر بغض داشتم

از حال و هوای شعرخوانی در این دیدار می‌گویید؟ شما خیلی خوب شعرتان را اجرا می‌کردید و در بخش‌هایی هم، شعرخوانی‌تان همراه با بغض بود و جمع حاضر را هم تحت تاثیر قرار دادید. چه حس و حالی داشتید؟

دو مطلب در این باره وجود دارد. اول اینکه زمان سرودن شعر بغض داشتم و دلیلی که مرا به سرودن این شعر وا داشت خیلی بغض آلود بود. ببینید الان در منطقه یک جنایت و خیانت توسط بنیادگرایی سلفی و تکفیری انجام می‌شود و این کار اتفاقا برای شبیه سازی جمهوری اسلامی و ارائه نسخه بدلی از انقلاب اسلامی است و این بنیادگراها با این حرکت‌های بی‌ارزش و این جنایت‌ها مانند خوارج رفتار می‌کنند تا حرکت اساسی انقلاب و اصل ولایت فقیه را در میان این حرکت‌ها گم و کم رنگ شود. هر کس که در این فضا زندگی می کند می‌داند جمهوری اسلامی حاصل خون شهدا است نه تنها شهدای انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی بلکه شهدای اسلام از ابتدا تا کنون و این انقلاب نتیجه قرن‌ها مظلومیت شیعه است و این دستاورد کار را به آنجا رسانده که ولایت فقیه را به عنوان راهی برای آزادی خواهی و عدالت خواهی به تمام دنیا معرفی کند. آن وقت در این فضا یک بنیادگرایی پوچ و احمقانه به دنبال این است که کل سیستم ولایت فقیه و این دستاورد را دچار تزلزل کند که البته نمی‌توانند و دست مکر یهود در این توطئه و فتنه آشکار است و من هم در شعرم به این مکر اشاره کرده بودم.

**به من حق بدهید اگر بغض کرده بودم

پس یک بخش این بغض به زمان سرودن شعر برمی‌گردد که از دیدن این وضعیت متاثر بودم. درباره زمان شعرخوانی هم باید بگویم در آن زمان من در محضر کسی شعر می‌خواندم که همه دشمنی‌های این جریان را با ایشان می‌دیدم و شعرم هم دقیقا در همین ارتباط بود. خیلی خوشحال شده بودم که شعرم با تحسین ایشان روبرو شده بود و نفس به نفس که شعر می‌خواندم و تایید ایشان را می‌دیدم خدا را شکر می‌کردم که حرف‌هایی که در شعرم آورده‌ام، درست است. اگر تمام دنیا را در قبال شعرم به من بدهند، من آن را با یک تحسین ایشان در واکنش به این شعر عوض نمی‌کنم و به من حق بدهید اگر در زمان شعرخوانی بغض کرده بودم.




خودتان این شعر را برای خواندن در آن جلسه انتخاب کرده بودید؟

نه و در اینجا از محبت دوستانی که امر کردند من آن شعر را در محضر رهبر انقلاب بخوانم تشکر می‌کنم. اگر خودم بودم ترجیح می‌دادم شعری درباره بیداری اسلامی بخوانم اما آقای قزوه و آقای مرزبان و آقای نظری و دیگر دوستان از روی عمد دنبال این بودند که من این شعر را بخوانم که اتفاقا خیلی هم خوب شد و از این راهنماییشان بسیار سپاسگزارم.

**تعریف رهبر انقلاب از شعر مانند سخنان امام (ره) درباره هنر بود

درباره صحبت‌های رهبر انقلاب بعد از شعرخوانی‌ها هم صحبت می‌کنید؟ کدام بخش از صحبت‌های ایشان بیشتر در ذهن شما ماند و اثر ماندگارتری گذاشت؟

ایشان هر سال بیشتر صحبت می‌کردند منتها امسال با کرامت،‌ وقت بیشتر را به شاعران دادند و کمتر صحبت کردند اما در همان صحبت‌ها، دو مطلب خیلی حیاتی بود. اولا ایشان در تعریف شعر، نوع دیگری از تعریف را ارائه کردند؛ درست مثل همان سخنانی که حضرت امام خمینی در تعریف هنر در اواخر سال 67 مطرح کردند و ظلم ستیزی و عدالت محوری را اساس هنر دانستند و گفتند ما هنر برای هنر را قبول نداریم و هنر باید در خدمت و دین و عدالت باشد، در این دیدار هم رهبر انقلاب تعریف بسیار جامعی از شعر ارائه کردند که مانند تعریف امام از هنر بود و در راستای کمک به مظلوم و ظلم ستیزی تعریف می‌شد. نکته دیگری هم که ایشان در سخنانشان به آن اشاره کردند و صراحتا به اهل هنر و خصوصا شعرا آن را یادآوری کردند، این بود که وظیفه خود را به عنوان یک شاعر بشناسیم و بدانیم که شعر چه کارکردها و تاثیرهایی دارد.

**کاش جلسات سالی دو بار بود

آرزویی درباره این دیدارها دارید که در سال‌های آینده محقق شود؟

من بسیاری از دوستان شاعر را می‌شناسم که شعرهایشان می‌تواند مورد تحسین آقا قرار بگیرد و جایشان در این جلسات خالی است. کاش فرصت بیشتری برای این دیدارها داشتیم. کاش این امکان فراهم می‌شد که شاعران حداقل سالی دوبار به خدمت ایشان برسند و شعر بخوانند. خاک این کشور برای شعر و پرورش شاعر بسیار حاصلخیز است و به قدری ما شاعران خوب داریم که مطمئن هستم اگر تا سال‌های سال شاعران در محضر رهبر انقلاب حاضر شوند و هر سال فقط شعر اولی‌ها و بدون تکرار شعر بخوانند،‌ جریان به گونه‌ای خواهد بود که تا 10 سال شاعران فقط نفری یک بار شعر بخوانند و رهبری شعرهای ایشان را بشنود. من چون خودم طعم شعرخوانی در محضر آقا را چشیده‌ام آرزو می‌کنم چنین شرایطی برای دیگر شاعران هم فراهم شود.

منبع:مشرق نیوز



:: مرتبط با: آقا از نگاه دیگران ,
:: برچسب‌ها: شاعر , امام , خامنه ای ,
ن : Khangoli
ت : چهارشنبه 1393/04/25
شرح احادیث خارج فقه رهبر انقلاب/16

از آزار مؤمن که همانا غیبت است پرهیز کنید

نوع دیگری از ورع هم وجود دارد که حضرت می فرمایند از همۀ ورع ها انفع است، و آن این که: انسان خودداری کند از آزار مؤمنین، غیبت مؤمنین را نکند. غیبت هم یک نوع آزاردادن است.

ویژه نامه ضیافت - مشرق در ماه مبارک رمضان، روزانه، شرح یکی از احادیث اخلاقی مقام معظم رهبری که در ابتدای درس خارج معظم‌له مطرح می‌شود را برای مخاطبین منتشر می‌کند.

حدیث:

فی الکافی، عن الصادق (علیه السلام) قال لحِمران بن أِعین... وِ اعلَم أنّ العملَ الدائمَ القلیل علی الیقین أفضلُ عند الله تعالی من العمل الکثیر علی غیر یقین، و اعلَم أنهّ لاوَرعَ أنفعَ منِ تجنبِّ محارم الله، و الکفّ عن أذی المؤمنین و اغتیابهِم.[1]

شرح:

دِنبالۀ روایت حمران از امام صادق (علیه السلام) است، حضرتِ می‌فرماید: عمل کم ولی مستمرّ و همراه با یقین، بهتر است از عمل انبوهی که انسان آن را بدون یقین انجام بدهد. یقین یعنی یقینِ به حقیقتِ توحید ،یقینِ به حضور در مقابل پروردگار عالم، یقین به این که خدای متعال عمل ما را می بیند، سخن ما را می‌شنود و به ما جزا می دهد آنچنان که خودش وعده فرموده است. البته یقین مراتبی دارد، هم از لحاظ سعۀ دایرۀ متیقَن، هم از جهت عمق یقین و روشن و نورانیِ بودن آن. به هر حال، آن مقداری که واضح است، یقین به خدای متعال، یقین به وعدۀ او، یقین به سمع و بصر او است.

استمرار در عمل را هم در روایاتِ زیادی تأکید کردند. اینطور نباشد که انسان یک احساس و هیجانی پیدا کند و عمل نیکی را انجام بدهد ،بعد فراموش بکند! می‌فرمایند: عمل ولو کم ولی باید مستمرّ باشد.

از آزار مؤمن که همانا غیبت است پرهیز کنیدورع یعنی: حالت خویشتنداری و پرهیز، خویشتنداری و پرهیز فی نفسه حالتِ خوبی برای انسان است، که انسان رفتار و عملِ عادیِ زندگی اش تابع هوی و هوس نباشد، بتواند در مقابل خواهش ها و هوس ها خویشتن داری کند؛ در مقابلِ خشمِ خودش خویشتنداری کند، در مقابل محبتّ زیاد خویشتن داری کند.

نفس این خویشتن داری یک صفت محموده ای است، لکن یک خویشتن داری ای وجود دارد که از همۀ خویشتن داریها بالاتر است و در این حدیث شریف دو مصداق برای آن ذکر می فرمایند، یکی: تجنبّ از محارمِ الله، انسان در مقابل محرّمات الهی خویشتن داری بکند. این، از همۀ خویشتن داریها انفع است. علت هم این است که اگر تجنبّ از محارم الله در ما نباشد، بسیاری از کارهای نیک ما هم آن اثر مطلوب را نخواهد بخشید. علاوه بر این که کار بد و محارم الله، انسان را ساقط می کند و انحطاط درجه بوجود می‌آورد، از علوّ درجه و ارتقاء مقام معنوی بوسیلۀ خیرات هم مانع می‌شود.

مکرّر مثال زدیم، مثل این است که در یک استخری، چندین لولۀ قطورِ باز می کنید و آب وارد استخر می‌شود، اماّ می بینید استخر پر نمی شود! این همه آب وارد استخر می شود اماّ همچنان اسِتخر خالی است! بعد که دقت می کنید، می بینید استخر ترَک دارد! آب آن هرز می رود! هر چه آب می ریزید، فایده ای نخواهد داشت، پر نخواهد شد. گاهی ما اینطور می شویم، به خاطر وارد شدن در حیطۀ گناه وضعیت ما طوری میشود که نافله می خوانیم، قرآن می خوانیم، خیرات و احسان میکنیم ،لکن میبینیم هیچ علوّی در روان ما، در دل ما بوجود نمی‌آید، هیچ حالتِ نورانیتی در خودمان احساس نمی‌کنیم! بنابراین، نفعِ ورع، هم از این جهت است که ورع موجب می شود انسان دچار ظلمات ناشی از گناه نشود، و هم دچار محرومیت و محجوب شدن از برکات و خیراتِ عبادات نشود.

نوع دیگری از ورع هم وجود دارد که حضرت می فرمایند از همۀ ورع ها انفع است، و آن این که: انسان خودداری کند از آزار مؤمنین، غیبت مؤمنین را نکند. غیبت هم یک نوع آزاردادن است اماّ تخصیصِ به ذکر آن، بخاطر اهمیت آن است و بخاطر این که رائج و دمِ دست است! ما خیلی اوقات دستمان نمی رسد کسی را اذیت کنیم، لکن دستمان می رسد که از او بدگویی کنیم، بنشینیم پشت سر او حرف بزنیم، غیبت کنیم، علاوه که گناه بزرگی است، لذا آن را بطور خاص ذکر فرمودند.[2]



[1] - الشافی، صفحه 851

[2] - 24/2/1392


مشرق نیوز



:: مرتبط با: شرح حدیث از آقا ,
:: برچسب‌ها: حدیث , امام , خامنه ای , فقه ,
ن : Khangoli
ت : سه شنبه 1393/04/24

شعله‌ برخاسته از خَس و خاشاک، فورا فرو می‌نشیند

ِشعار ظاهری هر کسی را به هیجان می‌آورد .این خوب است، اماّ مانند یک شعله‌ای است که برخاسته از خَس و خاشاک است، بلند می شود، بعد فورا فرو می نشیند. آنچه آتشش بیشتر می ماند، آن کُندۀ محکم است.

ویژه نامه ضیافت- مشرق در ماه مبارک رمضان، روزانه، شرح یکی از احادیث اخلاقی مقام معظم رهبری که در ابتدای درس خارج معظم‌له مطرح می‌شود را برای مخاطبین منتشر می‌کند.

حدیث:

فی الکافی، عن الثمّالی، قال: ... و اعلَموا أنکّم عبیدُ الله و نحن معکم یحَکم علینا و علیکم سیدٌّ حاکمٌ غداً و هو موقفِکم و مُسائلِکم فأعدِّوا الجوابَ قبلَ الوقوفِ و المُسائلَة و العَرضَ علی ربِّ العالمین یؤمئذٍ لاتکَلَّمٍ نفسٌ الاّ بإذنهِ و اعلَموا أنهّ لایردّ عذرَ مسِتحقٍ و لایعُذِر غیرَ معذور و له الحجّةُ علی خلقهِ باِلرُسل و للأوصیاء بعدَ الرسل ألا و إنّ الشَجرَة البرَیِةَّ أصلَب عُوداً و أبقیٰ وَقوداً. [1]

ترجمه:

بدانید كه شما همگى بندگان خدائید و ما هم با شما (و بهمراه شمائیم) كه حكومت كند بر ما و شما در فرداى قیامت آقا و بزرگى حاكم، و او است بازدارنده و پرسش‏ كننده از شما، پس آماده كنید پاسخ (خود) را پیش از بازداشت و پرسش و ورود بر پروردگار جهانیان كه در آن روز هیچ كس سخن نكند جز به اذن او، و بدانید كه خدا در آن روز تصدیق نكند دروغگوئى را و تكذیب نكند راستگوئى را و عذر بجائى را رد نكند و كسى كه (واقعا) عذرى ندارد معذورش نسازد، او بر آفریدگان خود بوسیله پیامبران و اوصیاء پس از پیمبران حجت دارد، پس اى بندگان خدا، از خدا بترسید و باصلاح خود و به فرمانبردارى كسى كه خدا را در اطاعت او دوست دارید روآرید، شاید شخص پشیمانى در آخرت پیدا شود كه از كوتاهیهائى كه از كارهاى خدا در دنیا كرده است و حقوقى كه از خدا ضایع كرده پشیمان گردد، و از خدا آمرزش بخواهید و بدرگاهش توبه كنید كه او توبه را میپذیرد و از گناهان درگذرد و هر آنچه میكنید میداند. بدانید که درختان بیابانى چوبشان سخت‏ تر، آتششان قوى ‏تر و خاموشى آنها دیرتر است.

شرح:

دنبالۀ همان بیانِ نورانیِ امام سجاد (علیه السلام) است که جناب ابی حمزۀ ثمالی از ایشان نقل می کند، روایت صحیحه است و فقرات متعدّدی دارد، می فرماید: بدانید! توجّه داشته باشید ما و شما، همه بندگان خدا هستیم. حضرت خودشان را هم در کنار مخاطبان خودشان قرار می دهند، در اینکه: همه، بندۀ خدا هستیم، همۀ ما فرمانبرداران خدای متعال هستیم. فردای قیامت بر ما و شما سرورِ حاکمی که ذات اقدس الهی (جلّ جلاله و عزّاسمُه) است، حکمرانی می کند. او در قیامت شما را متوقف می کند، جلویتان را می گیرد، از شما سؤال خواهد کرد. آماده کنید جواب را قبل از آن که شما را نگه دارند، جلوی شما را بگیرند ،از شما بپرسند. قبل از آن که در معرضِ سؤال و مؤاخذۀ ربُّ العالمین قرار بگیرید، جواب را آماده کنید! ، اینطور نیست که مثل دنیا، هر چه خواستیم راست و دروغ، واقع و خلاف واقع بر زبان جاری کنیم. نه ،آنجا لاتکلمّ نفسٌ الاّ بإذنه، آنجا انسان بایستی در مقابل پروردگار حرفِ حدیثمنطقی بزند، برای یکایک کارهای خودش حجّت داشته باشد.

در دعای شریف ابوحمزه می خوانیم: و ارحَمنی اذا انقَطَعت حجّتی و کَلَّ عن جوابکِ لسانی و طاشَ عندَ سؤالکِ ایاّیَ لبُیّ، به من رحم کن! آنوقتی که از پاسخ درمی مانم، عذری ندارم برای آنچه انجام داده ام. و اعلمَوا أنّ اللهَ لایصُدِّقُ یومئذٍ کاذبا و لایکَُذِّبُ صادقا، آنجا ملاک و معیار، صدق و کذب است، بیانِ حقیقًت یا عدمِ تواناییً بر بیان حقیقت است. خدای متعال هیچ دروغگویی را تصدیق نمی کند، حرف را از او قبول نمی کند .مثل محاکمِ دنیا نیست که کسی بتواند با دروغ و با زیر و رو کردن، و جفت و جور کردنِ ادله، یک چیزی را ثابت بکند. آنجا حقیقت آشکار میشود. آن کسی که استحقاق دارد که خدای متعال از او بگذرد، عذر او را رد نمی کند. گاهی انسان عذری دارد، به ضعف خود واقف است ،خدای متعال عذر او را قبول می کند. اما کسی را که در واقع معذور نیست، معذور نمی دارد. اینجا یک ِنصیحت فوق العاده حساس و مهم و اثرگذاری برای ما و همۀ انسانها در همۀ زمانها بیان میشود؛ می فرماید:

زندگی در گذر است، همینطور ساعت به ساعت و روز به روز و سال به سال، کودکی تبدیل به جوانی، جوانی تبدیل به پیری، پیری هم منتهی به مرگ می شود ـ به حسب روال عادی، و الاّ گاهی مرگ در دوران کودکی و جوانی هم به سراغ افرادی می آید ـ در این حرکتی که ما به سمت یک مقصدِ قطعی و مسلمّ می‌کنیم و لامَحیص عنه، آنچه برای انسان اهمیت دارد، این است که: خودش را آماده کند، یک جوابی برای آنجا فراهم کند، آنچه از او خواستند، انجام بدهد ـ و لایکُلفّ الله نفسا الاّ وُسعَها ـ سعی و تلاشت را بکن! تا آنچه را از تو خواستند، بتوانی آن را انجام بدهی و خیالت راحت باشد.

این، نصیحتی است برای همۀ ما در همۀ زمانها. آن نکته ای که باید عرض کنیم، این است که: بعد از واقعۀ کربلا، در مرکز اسلام یعنی مدینه و مکّه، فضلاً از نقاط دیگر مثل مناطق شام، عراق، ایران و سایر مناطق، یک رُعبی بر همۀ مردم حاکم شد به طوری که حتی کسانی که پیروان اهل بیت بودند و اهل بیت (علیهم السلام) را قبول داشتند، اکثرشان، یا نزدیک به همه شان، از مسیری که باید حرکت می کردند، و برگشتند! وقتی کسی جرأت دارد پسر پیغمبر را، حسین بن علی را، آن هم با این وضع فجیع از بین ببرد، ضعافُ الناس می ترسند .لذا یک روایتی را آنروز از امام صادق (علیه السلام) عرض کردم که فرمود: إرتدَّ الناس بعدَ الحسین الاّ ثلاثة. در یک روایت: الاّ خمسة، در روایت دیگر: الاّ سبعة ذکر شده است، فقط چند نفر اطراف امام سجاد (علیه السلام) باقی ماندند که اینها استوار و محکم در راه خودشان بودند، یکی از آنها همین ابی حمزۀ ثمالی است، بقیه همه مرعوب شدند و متوقف ماندند. آن حرکتی که ائمه (علیهم السلام) شروع کرده بودنِد برای بیان معارفِ اصیل اسلام و تفسیر صحیح قرآن و حرکت دادن جامعه به آن سمتی که پیغمبر اراده کرده بود، این حرکت متوقف ماند.

امام سجاد (علیه السلام) در ظرف سی سال دوباره این موتور را روشن کرد و راه انداخت، که در همین روایت دارد: ثمّ انّ الناس لحِقوا و کثروا. راه انداختنِ این موتور و احیای دلهای مرُده و برگردانِ امید به دلهای افسرده یکی از بزرگترینِ معجزاتِ امام سجاد (علیه السلام) است، با همین تعبیرات و با همین کلمات، سبک تبلیغِ امام سجاد را اینجا ملاحظه می کنید، در این روایت و روایاتِ دیگری که از آن حضرت نقل شده است و آنچه در صحیفۀ سجادیه است، کاملاً نشان می دهد که آنچه به نظر امام سجاد (علیه السلام) اهرمِ حرکت مجدّد شیعه است، عبارت است از توجه به خدا، التفات به معنویات، رسوخ خوف از خدای متعال در دل و اعتقاد به نعیم و بهشت و دوزخ و قیامت، اینهاست که مردم را به صورت عمیق حرکت می‌دهد.

از سال 94 که وفات امام سجاد (علیه السلام) است تا 148 که وفات امام صادق (علیه السلام) است، در ظرف این پنجاه سال ،آنچنان اوضاع توسط ائمه (علیهم السلام) عوض می‌شود و ِاطراف امام صادق (علیه السلام) آنطور شلوغ می شود که گفتند چهار هزار نفر یا بیشتر از آن بزرگوار حدیث نقل کردند.

این، یک درس بزرگی به من و شما است. اگر می خواهید در راه درست، مخاطبان خودتان را به راه بیندازید تا ثابت قدم باشند، چشمه‌های اعتقاد و ایمان را در دل‌های اینها جاری کنید! این امر فقط با شعار مقدور نیست. وقتی فقط شعار بود، احساسات بود ،تبلیغ سطحی بود، می‌شود حالِ همان کسانی که در دهۀ اول انقلاب از همه داغ تر بودند، از همه سخت تر بودند، بعد إنقلب الی ضدِّه! یک عده شان رفتند نوکر صدّام شدند، یک عدّه نوکر آمریکا شدند، یک عدّه نوکر انگلیس شدند! این، بخاطر این است که عمق ندارد، ترس از خدا نیست، آن ریشه و پایۀ اصلی، یعنی بهشت و جهنم نیست، همین شعارهای ظاهری است، ِشعار ظاهری هر کسی را به هیجان می‌آورد .این خوب است، اماّ مانند یک شعله‌ای است که برخاسته از خَس و خاشاک است، بلند میشود، بعد فورا فرو می نشیند. آنچه آتشش بیشتر می ماند، آن کُندۀ محکم است، آن را اگر توانستید داغ کنید، تبدیل به آتشش کنید، روشنش کنید، آن ماندنی است، یعنی با همین عمق بخشیدن مخاطبان خودتان، با معرفت الهی، با ترس از خدا، با ترس از قیامت، با ایجاد شوق به ثواب الهی، ایمان را در دلشان عمق ببخشید ،آنوقت این، می ماند. در تقلبِّ احوال، حالِ جامعه، حال سیاست، حالِ این انسانها عوض نمی‌شود.[2]



[1] - الشافی، صفحه 846

[2] - 15/2/1392

برچس



:: مرتبط با: شرح حدیث از آقا ,
:: برچسب‌ها: حدیث , امام , خامنه ای ,
ن : Khangoli
ت : دوشنبه 1393/04/23
خاطراتی از رهبر انقلاب

آخوندی که خاطرش برای رِژیم سلطنت عزیز بود

با هر آخوندی بد نیستند؛ با بعضی از آخوندها خیلی هم خوبند؛ همچنان‌که در دستگاه سلطنت هم همین‌طور بود. آن دستگاهی که می‌خواست ریشه‌ی روحانیت را بکند، خاطر بعضی از آخوندها را هم می‌خواست!
به گزارش گروه سیاس یباشگاه خبرنگاران به نقل از khamenei.ir ،‌ حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب طی بیاناتی در دیدار روحانیون مشهد در تاریخ ۱۳۶۹.۱.۴ فرمودند:
 
هر کسی که به خط انقلاب و اسلام ناب محمّدی (صلّی‌اللَّه‌علیه‌واله‌وسلّم) نزدیکتر است، به ضربات و حملات و تهمتها و هوچیگریها و سوءقصدها و بدجنسیها و موذیگریهای جناح استکبار هم نزدیکتر است. با هر آخوندی بد نیستند؛ با بعضی از آخوندها خیلی هم خوبند؛ همچنان‌که در دستگاه سلطنت هم همین‌طور بود. آن دستگاهی که می‌خواست ریشه‌ی روحانیت را بکند، خاطر بعضی از آخوندها را هم می‌خواست! به آخوندهای درباری پول می‌داد و به آنها سفارش می‌کرد که عمامه‌تان را یک مقدار بزرگتر و ریشتان را هم یک مقدار بلندتر کنید! اینها را دیده بودیم، ما از اینها خبر داریم. رژیم طاغوت، خاطر این‌گونه روحانیون را هم می‌خواست و با آنها ملاقات هم می‌کرد.
 
البته چون ذات آن دستگاه، ذات متکبر و خبیث و رذلی بود، محبت و نوکریِ آن علما را، آن‌چنان‌که باید و شاید هم قدردانی نمی‌کرد. همانهایی که نوکر آن دستگاه بودند، به مردم و به بقیه‌ی روحانیون، زبانشان دراز بود و زور می‌گفتند؛ اما به خود دستگاه نه! خود آن رأس طغیان و نوکران رده‌ی بالایش، تحقیر و بی‌محلی و بی‌احترامیشان هم می‌کردند. می‌دیدند که اینها چه‌قدر پَستند! این را هم ما اطلاع داشتیم.
 
منبع: باشگاه خبرنگاران


:: مرتبط با: خاطـــــــرات ,
:: برچسب‌ها: خاطرات , امام , خامنه ای ,
ن : Khangoli
ت : یکشنبه 1393/04/22

نقش پدربزرگ آیت الله خامنه‌ای در قیام مسجد گوهرشاد

رضاشاه پس از اطلاع از اقدام علما دستور دستگیری آنها را صادر کرد و پس از قتل عام خونین مردم در مسجد گوهرشاد نظمیه مشهد به سرعت علمای فوق‌الذکر را دستگیر کرد.
گروه تاریخ مشرق- سالگرد قیام مسجد گوهرشاد مشهد مناسبتی است تا به موضوعات کمتر پژوهش شده آن پرداخت. خاندان و نیاکان آیت‌الله سید علی خامنه‌ای از دو سو، هم پدر و هم مادر، خاندانی مبارز و موثر در تحولات سیاسی اجتماعی بوده‌اند. خاندان پدری مقام معظم رهبری در آذربایجان در عرصه سیاسی اجتماعی حضور موثر داشته‌اند؛ از آن جمله بزرگانی چون آیت‌الله سید جواد خامنه‌ای (پدر مقام معظم رهبری).
جالب آنکه عقدنامه شهید شیخ محمد خیابانی در کتابخانه شخصی آیت‌الله خامنه‌ای موجود است. ضمن آنکه دست‌نوشته‌های آقا سید محمد پیغمبر از فعالان دوره مشروطیت در آذربایجان نزد ایشان است.
آیت‌الله خامنه‌ای از جانب مادر نیز در خاندانی جلیل‌القدر در عرصه علم و فقاهت و مجاهده قرار دارند. مادر معظم‌له فرزند آیت‌الله سید هاشم میردامادی معروف به نجف‌آبادی یا نجفی است. سلسله اجداد مادری آیت‌الله خامنه‌ای با سی و چند واسطه به امام جعفر صادق(ع) می‌رسد. خاندان جلیل‌القدر نیاکان مادری مقام معظم رهبری بزرگانی چون علامه میرمحمد اشرف، صاحب کتاب «فضایل‌السادات» و میرمحمدباقر داماد سرسلسله خاندان بزرگ میرداماد، دانشمند و فیلسوف معروف عصر صفویند.
آیت‌الله سیدهاشم نجف‌آبادی در سال 1303 هجری قمری در نجف اشرف به دنیا آمد و پس از طی مقدمات و تحصیل نزد بزرگان فقه شیعه به مشهد مقدس منتقل و ساکن شدند. همسر دوم آیت‌الله سید هاشم نیز از خاندان معروف سادات «مقبره» از سادات جلیل‌القدر خوی در آذربایجان بود. آیت‌الله سید هاشم نجف‌آبادی اهل ذوق و عرفان بود. ایشان محضر عرفایی چون سید احمد کربلایی و سید مرتضی کشمیری را درک کرده بود.
به تصریح مقام معظم رهبری بین پدر (آیت‌الله سید جواد خامنه‌ای) و آیت‌الله سید هاشم نجف‌آبادی (پدربزرگ) ‌این زهد و عرفان وجهی مشترک بود.1
آیت‌الله سید هاشم نجف‌آبادی پدربزرگ آیت‌الله خامنه‌ای علاوه بر مقام علمی، عرفانی، زهد و تقوا در تحولات سیاسی – اجتماعی مشهد حضوری فعال داشت. از آن جمله حضور در قیام مسجد گوهرشاد است اما این حضور و شرکت کمتر مورد بررسی قرار گرفته است. از این رو اطلاعاتی که ارائه می‌شود جامع و مانع نیست و در آینده تکمیل‌تر خواهد شد.
پس از عزیمت آیت‌الله العظمی حسین قمی از مشهد به تهران برای مذاکره رو‌ در رو با رضاشاه جهت جلوگیری از کشف حجاب در مشهد و حبس توسط نظمیه،‌ مردم مشهد به اعتراض در مسجد گوهرشاد جمع شدند. پس از سخنرانی‌های شدید اللحن بهلول در حضور مردم در مسجد گوهرشاد، مامورین رضاخان مردم را در حرم رضوی‌(ع) به گلوله بستند. در پی حمله اولیه مامورین و کشتار عده‌ای از مردم، علما و مراجع مشهد طی تلگرافی اعتراض‌آمیز ضمن محکوم کردن کشتار مردم شرح ماوقع را به شاه گزارش کردند. در این تلگراف قید شده بود که «در اثر کثرت مقتولان در صحن مقدس و ورود گلوله‌ها بر ایوان مقصوره و بقعه منوره، ازدحام ملت زیاد است و ما فعلا در مسجد گوهرشاد هستیم».
در ادامه علمای مشهد خواستار آزادی آیت‌الله قمی و موقوف شدن بی‌حجابی و کلاه پهلوی شدند. امضاکنندگان از آیات عظام سید یونس اردبیلی، شیخ هاشم قزوینی، سید هاشم نجف‌آبادی،‌ سید عبدالله شیرازی، سید علی‌اکبر خویی ـ پدر آیت‌الله العظمی ابوالقاسم خویی – حاج میرزا حبیب ملکی و سید علی سیستانی و شیخ آقا بزرگ شاهرودی بودند.

نقش پدربزرگ آیت الله خامنه‌ای در قیام مسجد گوهرشاد

حضرت آیت الله سید هاشم میردامادی نجف آبادی


اداره تلگراف به دستور والی خراسان از ارسال تلگراف به تهران جلوگیری و تلگراف به جای دربار به نظمیه کل ارسال شد.2 رضاشاه پس از اطلاع از اقدام علما دستور دستگیری آنها را صادر کرد و پس از قتل عام خونین مردم در مسجد گوهرشاد نظمیه مشهد به سرعت علمای فوق‌الذکر را دستگیر کرد. بر اساس اسناد، علمای فوق‌الذکر از جمله آیت‌الله سید یونس اردبیلی و آیت‌الله سید هاشم نجف‌آبادی دستگیر و به تهران اعزام می‌شوند و مدتی را در زندان به سر می‌برند.
در اواخر شهریور سال 1314 در سندی قید شد که این علما - که تلگراف اعتراض‌آمیز را امضا کرده بودند- با اخذ التزام مراجعت به محل‌های اولیه خود مرخص و شهربانی موظف به مراقبت از اعمال آنهاست.3 سند دیگری حکایت از دستور تبعید علمای دستگیر شده به اوطان خود و نقاط دیگر می‌دهد.4 در سندی دیگر اداره آگاهی تهران به دستور رضاشاه ـ حسب‌الامر ـ موظف می‌شود طی 48 ساعت تحت‌الحفظ آیت‌الله سید یونس اردبیلی را به اردبیل و آیت‌الله سید هاشم نجف‌آبادی را به جای قزوین به سمنان روانه کند.5
«به تاریخ 14/9/14 [13]، وزارت داخله، نمره 1009، اداره کل شهربانی، اداره آگاهی: عطف به یادداشت مورخه 9/9/14[13] که ابلاغ فرموده بودند سید یونس اردبیلی و هاشم در عرض 48 ساعت به اردبیل و سمنان اعزام شوند طبق راپورت شعبه منافیات، سید یونس با جواز نمره (17871) 11/9/14 به اردبیل و هاشم نجفی با جواز نمره (17860) 11/9/14 به سمنان عزیمت نمودند.
کفیل اداره آگاهی، سمیعی[امضا]»6 پس از سپری شدن مدت محکومیت، تا مدت‌ها آیت‌الله سید هاشم نجف‌آبادی از بازگشت به مشهد ممنوع بود. در صورت اسامی علمای دستگیر شده، در مقابل نام وی نوشته شده است: «اجازه داده شده است جزء مشهد هر کجا که مایل است بماند
».7
آیت‌الله سید یونس اردبیلی پس از شهریور 1320 اجازه خروج از اردبیل را یافت و پس از سقوط دیکتاتوری رضاخان به مشهد بازگشت. رضاشاه و عمال او در جریان کشف حجاب که رویارویی با هویت ملی و مذهبی مردم ایران بود علاوه بر قتل عام مردم در مسجد گوهرشاد که تعداد دقیق آن هیچ‌گاه روشن نشد علما و روحانیون مبارز مشهد را دستگیر، زندانی و تبعید کردند تا جایی که شهادت آیت‌الله آقازاده به عنوان جنایتی دیگر در پرونده رضاشاه ثبت شد.

*رحیم نیکبخت، مدیر بخش تدوین اسناد و تاریخ شفاهی مرکز اسناد انقلاب اسلامی

منابع:
1. آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی، مصاحبه با مقام معظم رهبری
2. قیام مسجد گوهرشاد به روایت اسناد و خاطرات، تدوین داود قاسمپور، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1386، صص 83-80 و 60
3. مبارزات آیت‌الله سید یونس اردبیلی به روایت اسناد و خاطرات، تدوین رحیم نیکبخت، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی،‌1385، سند شماره 3، ص 48
4. همان،‌ سند شماره 4، ص 40
5. همان، سند شماره 5، ص 51
6. همان،‌ سند شماره 6، ص 53
7. همان،‌سند شماره 8، ص 56. 
«پرونده‌ای برای قیام مسجد گوهرشاد»/2
منبع: مشرق نیوز



:: مرتبط با: خاطـــــــرات ,
:: برچسب‌ها: امام , خامنه ای , گوهرشاد ,
ن : Khangoli
ت : پنجشنبه 1393/04/19

وقتی انسان عاشق شد موانع سر راهش را نگاه نمی‌کند

مثل کودکی که یک شیء رنگینی، مثلاً توپی را می‌خواهد بردارد، وسط راه را نگاه نمی‌کند! این استکان شکست، این ظرفِ آب مثلاً ریخت، متوجه نیست، همینطور به دنبال آن چیزی که عاشق اوست، مایلِ به اوست، راه می‌افتد. ما هم همان طوریم، لکن رغبت آن بچه به آن توپِ رنگین است، رغبتِ ما به چیزهای رنگینِ بزرگتر است.

ویژه‌نامه ضیافت - مشرق در ماه مبارک رمضان، روزانه، شرح یکی از احادیث اخلاقی مقام معظم رهبری که در ابتدای درس خارج معظم‌له مطرح می‌شود را برای مخاطبین منتشر می‌کند.

حدیث:

فی الکافی، عن الثمّالی، قال: ... و احذَروا ما حَذَّرکُم اللهُ منها و ازهَدوا فی ما زَهَّدکم الٍله فیه منها و لاترکنوا الی ما فی هذه الدنیا رکون من اتخّذها دار قرار و منزلَ استیطان.[1]

ترجمه:

در کتاب کافی از ابوحمزه ثمالی نقل شده است که امام سجاد (ع) فرمودند: از آنچه خدا از آن بر حذر داشته است، بر حذار باشید و از آنچه خداوند نسبت به آن بی‌رغبت است، بی‌اعتنا باشید و میل و گرایش شما به دنیا مانند کسی نباشد که این دنیا را محل قرار و آسایش و موطن ابدی پنداشته است

شرح:

از آنچه خدای متعال شما را از آن بر حذر داشته است، بر حذر باشید! اگر یک دوستِ مشفِقِ عاقلِ مطلعّی شما را از یک چیزی بر حذر بدارد، مثلاً بگوید: از فلان راه نرو! به فلان جا نرو! با فلان کس رفاقت نکن! شما اطمینان می کنید، عمل می‌کنید. حال، خدای متعال به ما می‌فرماید: این کارِ را نکن! از این راه نرو! این حرکت را انجام نده! تکلیفِ عقلی و عقلائی ما چیست؟

از آنچه خدای متعال ما را از آن برحذر می‌دارد، باید بر حذر باشیم. یک وقتی در اوائل ریاست جمهوری، از یکی از بزرگان ـ خداوند رحمت کند ایشان را ـ خواستم، پیغام دادم که یک چیزی برای ما بنویسید که ما حالا گرفتاریم، گرفتار ریاست جمهوری، به ما کمک کند.

هشدار خداوند را به مانند هشدار دوست عاقل، جدی بگیریمیک نامۀ مفصّلی ایشان نوشتند، برای ما فرستادند. محصّل آنچه ایشان در این نامه نوشته بودند، این بود که: ملاحظه کنید، ببینید شارع مقدس بر شما چه چیز را حرام کرده، آن را انجام ندهید! چه چیز را واجب کرده، آن را انجام بدهید! این، دستور یک عالمِ عارفِ سالکِ حکیمی است در اجابت به یک درخواستی، دستور این است. گاهی اوقات به شخصی از اهل معنی برخورد می کنید، دستوری می خواهید ،دستور که نباید حتماً یک ذکری باشد، دستور صحیح، دستور واقعی همین است.

خدای متعال امور را معینّ کرده است، حرامٌ بینّ، حلالٌ بینّ و شبهاتٌ بین ذلک. از حرام اجتناب کنید! حلال را بر خودتان حلال بدانید! آن چیزهایی هم که شبهه است، احتیاط کنید! آن چیزهایی که خدای متعال از شما خواسته است که به آنها کم رغبت باشید ـ زهد به معنای کم رغبتی است ـ یعنی حرص و ولع نداشته باشید که به آنها دست پیدا کنید، از آنها زهد بورزید، نسبت به آنها بی رغبتی نشان بدهید.

وقتی انسان عاشق یک چیزی شد، رغبت به یک چیزی داشت، موانع سر راهش را نگاه نمی‌کند. مثل کودکی که یک شیء رنگینی، مثلاً توپی را می‌خواهد بردارد، وسط راه را نگاه نمی‌کند! این استکان شکست، این ظرفِ آب مثلاً ریخت، متوجه نیست، همینطور به دنبال آن چیزی که عاشق اوست، مایلِ به اوست، راه می‌افتد. ما هم همان طوریم، لکن رغبت آن بچه به آن توپِ رنگین است، رغبتِ ما به چیزهای رنگینِ بزرگتر است. بین راه نگاه نمی‌کنیم حال که می‌رویم، به اینِ مقِام یا به این پول دست پیدا کنیم، بر این خصم غلبه پیدا بکنیم، سر راه ما چه چیزهایی وجود دارد، حواسمان نیست! عاقلی که اسلام و شرع خواسته است که ما آنطور باشیم، کسی است که تبعاتِ کار خود را، آثار و حوادثی که مترتب بر کار اوست، اینها را ملاحظه کند.

یک وقت انسان وارد خانه می‌شود، هوای گرم، آفتاب سوزان و یک حوض آبی مثلاً آنجاست ،آبِ زلالی، انسان لباسش را می‌کَند، یا با لباس، خودش را درون این آب می اندازد برای این که خنک بشود. این کاری است که به حسب ظاهر ایرادی هم ندارد. اما گاهی لبِ پاشویۀ این حوض مثلاً یک ظرف قیمتی، چینی قیمتی گذاشتند، وقتی شما خودت را درون حوض انداختی و آب موج برداشت، به این ظرف برخورد می کند، ظرف می‌شکند! این را توجه کن که از افتادنِ در این آب گوارا و زلال و مطلوب و خنک شدنِ تو چه اثری پدید می‌آید، بر آن چه اثری مترتب می‌شود. با این ملاحظه برو و حرکت کن! مثل کسی عمل نکنید که اینجا را دارِ قرار خودش دانسته، گویا قرار است تا ابد زندگی کند.

این، هیچ منافاتی ندارد با آن: إعمَل لدنیاک کأنکّ تعَیش أبدا. در امور اداره دنیا باید طوری عمل کنید مثل اینکه تا ابد انسان زنده اًست، اگر فکر کنید که فردا از این دنیا خواهید رفت، هیچ کدام از کارهای زندگی را استوار انجام نمی دهید. کارتان را استوار انجام بدهید، مطالعه ای که باید برای فردا بکنید، بکنید، کاغذی که باید امضا بکنید، بکنید! اقدامی که باید برای خانواده، برای جامعه، برای بشریت انجام بدهید، انجام بدهید، مثل این که تا ابد خواهید بود. این دنیایی که اینجا گفته میشود، مراد لذّاتِ ماست. خاطر جمع نشویم به این که همیشه در این دنیا خواهیم بود. در روایتی است که می فرماید: ای بسا کسی در اوّل شب حالش به گونه ای بود که مردم به او غبطه می خوردند که چقدر سالم است، چقدر موفقّ است، صبح مردم به حال او گریه می‌کردند! حوادث دنیا اینطوری است .خدا کند در درجۀ اوّل خود بنده به این مواعظ متُعَّظ بشوم، بعد هم شما دوستان.[2]



[1]- الشافی، صفحۀ 548

[2] - 3/2/1392


منبع: مشرق نیوز



:: مرتبط با: شرح حدیث از آقا ,
:: برچسب‌ها: حدیث , امام , خامنه ای ,
ن : Khangoli
ت : دوشنبه 1393/04/16
 

 


 

 
Free counter and web stats