s2C8R04.jpg
صلوات برای سلامتی و فرج امام زمان عجل الله:










» تعداد مطالب :
» تعداد نویسندگان :
» آخرین بروز رسانی :
» بازدید امروز :
» بازدید دیروز :
» بازدید این ماه :
» بازدید ماه قبل :
» بازدید کل :
» آخرین بازدید :

چاپ این صفحه





Powered by WebGozar

معلم آموزنده و خطیب تواناى جمعه‏ ها

سربازى فداکار در جبهه جنگ و معلمى در محراب و خطیبى توانا در جمعه و جماعات و راهنمایى دلسوز در صحنه انقلاب هستید. (21)

سازش ناپذیر با دشمنان و رحیم با دوستان

ایشان...به حکم قرآن کریم، اشداء على الکفار و رحماء بینهم بوده‏اند. (22)

خدمتگزار صادق

چهار سال صادقانه...خدمت نمود و این پس از خدماتى بود که قبل و بعد از انقلاب انجام داده بود.جزاه الله خیرا. (23)

متفکر و دانشمند

این جانب...با اطلاع از مقام و مرتبت متفکر و دانشمند محترم جناب حجت الاسلام آقاى سید على خامنه‏اى (ایده الله تعالى) راى ملت را تنفیذ نمودم. (24)

فرزند امام

من آقاى خامنه اى را بزرگش کردم. (25)

به جاى استاد مطهرى

البته باید اشخاصى که هم گوینده هستند، بیایند در دانشگاه و من پیشنهاد مى‏ کنم که آقا سید على آقا بیایند.خامنه ‏اى.شما ممکن است ‏بروید پیش ایشان، از قول من بگویید ایشان بیایند به جاى آقاى مطهرى، بسیار خوب است.ایشان، فهیم است، مى‏تواند صحبت کند، مى‏ تواند حرف بزند. (26)

سیره امام (ره) نیز عنایت ویژه معظم له به آیت الله خامنه ‏اى است که یک مورد آن را در این‏جا نقل مى‏کنیم و در سایر بخشها به تناسب نمونه‏ هاى دیگر خواهد آمد:

حضرت امام بر اساس تقید به نظم و انضباط در کارها، همان‏گونه که اشاره شد، همیشه بعد از خلاصه اخبار ساعت هشت صبح را براى انجام کارهاى دفتر و مهرکردن قبوض مقرر کرده بودند و تقریبا هیچ‏گاه تغییرى در این برنامه نمى دادند، و حتى در روزهایى که احیانا به دلیل کسالت‏ یا سردى شدید هوا و یخبندان به اتاق کارشان نمى‏ آمدند، ما مجاز بودیم در اتاق زندگى ‏شان مشرف شویم تا به هر صورتى که بود، کارهاى دفتر و مراجعین مربوطه، تاخیر و تعطیل نشود و براى این که نظم و وقت‏ به هم نخورد، همان‏گونه که به مناسبت دیگر معروض شد، اگر هم مساله خاصى را پیش‏بینى مى‏ کردند که مانع از حضور بموقعشان باشد، از روز قبل خبر مى ‏دادند.

بعد از اتمام این بخش از کارها، برنامه عقد و سپس دستبوسى انجام مى‏گرفت و بعد از آن، اگر ملاقات خصوصى براى مسؤولان و شخصیت هاى مختلف پیش‏بینى شده بود، انجام مى‏شد.با این همه، چند برنامه استثنایى نیز اتفاق افتاد که حضرت امام دستور دادند کل برنامه‏ ها تاخیر شود که یکى از آنها موردى بود که در فصل چهارم ذکر شد (27) و مورد دیگر، مربوط به حضرت آیة الله خامنه‏ اى بود که وقتى حضرت امام مطلع شدند ایشان اول وقت، یعنى در ساعت هشت‏ براى ملاقات در دفتر حضور یافته‏ اند، دستور دادند شما کارهایتان را بگذارید براى بعد و بدین ترتیب، برخلاف معمول، اول ملاقات حضرت آیة الله خامنه ‏اى انجام شد و بعد از آن، ما مشغول کارمان شدیم.

در آن زمان، ما متوجه دلیل این امتیاز و عنایت ویژه حضرت امام نسبت‏به آیة الله خامنه‏ اى نبودیم، ولى دیرى نپایید که با مرور زمان، نمونه ‏اى دیگر از آینده‏نگرى و ژرف اندیشى امام نمودار شد. (28)

ویژگیهاى مقام معظم رهبرى و انتخاب شایسته خبرگان در کلام آیات عظام و حجج اسلام

آیت الله العظمى اراکى (رحمة الله علیه) در پیامى به مقام معظم رهبرى فرمودند:

انتخاب شایسته حضرت عالى به مقام رهبرى جمهورى اسلامى ایران، مایه دلگرمى و امیدوارى ملت قهرمان ایران است. (29)

آیت الله العظمى بهاء الدینى (رضوان الله علیه) :

...از همان زمان، رهبرى را در آقاى خامنه‏ اى مى ‏دیدم، چرا که ایشان ذخیره الهى براى بعد از امام بوده است.باید او را در اهدافش یارى کنیم.باید توجه داشته باشیم که مخالفت‏با ولایت فقیه، کار ساده‏اى نیست.هنگامى که میرزاى شیرازى بزرگ، مبارزه با دولت انگلستان را از طریق تحریم تنباکو آغاز کرد، یک روحانى با او مخالفت کرد و میرزا با شنیدن مخالفت او، وى را نفرین کرد.همان نفرین باعث ‏شد که نسل او از سلک روحانیت محروم شوند.پسر جوانش جوانمرگ شد و حسرت داشتن فرزند عالم به دل او ماند. (30)

آیت الله مهدوى کنى، درباره انتخاب خبرگان رهبرى گفته‏ اند:

این الهامى بود از الهامات الهى و هدایتى بود از هدایت معنوى روح حضرت امام (رضوان الله علیه) که هنوز این ملت را رها نکرده و این رحمتى بود از طرف خداوند که در کوران این مصیبت جانکاه، با تعیین آیت الله خامنه‏ اى که از یاران صدیق امام و از یاران خوشنام و خوش سابقه بوده و مجتهد و عادل است، به عنوان رهبرى نظام جمهورى اسلامى ایران، آرامشى توام با اعتماد و اطمینان بر کشور و امت فداکار حاکم گردید. (31)

آیت الله خزعلى:

انتخاب آیت الله خامنه‏اى به رهبرى جمهورى اسلامى، که فردى پخته و عالم و با سیاست و مدبر مى ‏باشد، در خارج دشمنان را در سکوت و ابهام فرو برد و در داخل، آرامش فراهم ساخت. (32)

آیت الله مشکینى، ریاست مجلس خبرگان رهبرى:

...حضرت مستطاب آیت الله حاج سید على خامنه‏اى - مد ظله العالى - واجد مقام فقاهت و اجتهاد و قدرت استنباط احکام شرعیه که تصدى مقام معظم رهبرى بدان نیازمند است، مى‏باشد، چنانچه معظم له حائز سایر شرایط ولایت است. (33)

آیت الله فاضل لنکرانى، مرجع تقلید:

بنده به عنوان کسى که هم عضو مجلس خبرگان هستم و هم این که آشنایى با آیت الله خامنه‏اى دارم، عرض مى‏ کنم که ایشان اهل نظر و اهل اجتهاد هستند.بیست‏سال پیش وقتى در مشهد، در مسجد گوهرشاد با ایشان برخورد کردم، آن موقع ایشان از مدرسین محترم مشهد بودند.پرسیدم چه چیزى تدریس مى‏کنید، فرمودند: مکاسب.مکاسب از مهمترین و مشکلترین کتب علمى ماست.به نظر من ایشان یک فقیه و یک مجتهد است.کسى که در سالهاى طولانى در جهان سیاست، استادى چون امام امت داشته است و خودش نیز داراى استعداد سرشار است، چنین فردى داراى مقامات بلندى از درک سیاسى است.دوران هشت‏ ساله ریاست جمهورى ایشان، یک شاهد قوى براى مطلب است.سفرهایى که ایشان به کشورهاى خارج داشته اند، به عنوان یک سیاستمدار در صحنه‏ هاى سیاسى جهان درخشیده است. (34)

آیت الله جوادى آملى، مدرس حوزه علمیه قم:

اجتهاد و عدالت‏ حضرت آیت الله جناب آقاى حاج سید على خامنه ‏اى - دامت ‏برکاته - مورد تایید مى ‏باشد.لازم است امت اسلامى - ایدهم الله - در تقویت رهبرى معظم له در بذل نفس نفیس، در هیچ‏گونه نثار و ایثار دریغ نفرمایند. (35)

آیت الله ابراهیم امینى، مدرس و عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم:

حضرت آیت الله خامنه‏اى - دامت‏برکاته - در فقاهت و اجتهاد، به مرتبه‏اى است که براى تصدى مقام ولایت و رهبرى، صلاحیت کامل دارد. (36)

آیت الله مومن، عضو مجلس خبرگان رهبرى و مدیر حوزه علمیه قم:

هنگام راى‏گیرى در مجلس خبرگان براى رهبرى حضرت آیت الله خامنه‏اى - دامت‏برکاته - اجتهاد معظم له با قیام هیات شرعیه نزد این جانب ثابت ‏بود، ولى بعدا به واسطه حضور در جلسات مباحثه فقهى، شخصا به اجتهاد ایشان پى بردم و اکنون شهادت مى‏ دهم که معظم له، مجتهدى عادل و جامع الشرایط مى‏باشد. (37)

آیت الله امامى کاشانى:

آیت الله خامنه‏اى به تمام رموز سیاست و حکومت آگاه بوده و شخصى با ورع، با تقوا، محبوب، مخلص، عالم و داراى بنیه فقهى هستند. (38)

آیت الله یزدى، عضو فقهاى شوراى نگهبان:

حضرت آیت الله حاج سید على خامنه‏اى، رهبر انقلاب جمهورى اسلامى ایران - دام ظله الشریف - فقیهى والا مقام و مجتهدى عالى مقام هستند که بر علوم مؤثر در استنباط، تسلطى بسیار بالا دارند.زاید بر لغت، ادبیات، اصول، حدیث و تفسیر، حتى در رجال و درایه که در استحکام فتوا نقشى بسزا دارد، خود استاد و عالمى هستند. (39)

آیت الله مصباح یزدى، مدرس حوزه علمیه قم:

من اگر بخواهم درباره شخص ایشان و ویژگیهایى که خداى متعال به ایشان عطا فرموده و امتیازاتى که به ایشان لطف کرده، صحبت کنم، حقش را نمى‏توانم ادا کنم، ولى در چند جمله کوتاه عرض بکنم که، ایشان فقاهت را توام با تقوا، تیزهوشى و فراست را توام با بردبارى و سعه صدر، مدیریت را همراه با تعبد و پایبندى به اصول و مبادى اسلامى، فکر روشن و ثاقب و درنشان را با دوراندیشى و تشخیص مصالح دراز مدت امت اسلامى، حزم و احتیاط را توام با شجاعت و شهامت، بهره‏مندى از علوم مختلف اسلامى را همراه با ذوق و گرایشهاى هنرى اصیل، اعتماد به نفس را همراه با توکل بر خداى متعال، تلاش و جدیت و نظم و برنامه‏ریزى را توام با توسل به ولى عصر عجل الله تعالى فرجه الشریف و ائمه اطهار، و در یک کلمه، همه شرایط و مزایاى مدیریت را با روح عبادت و بندگى و اخلاص جمع مى‏کند. (40)

آیت الله حائرى شیرازى، امام جمعه شیراز:

آیت الله خامنه‏اى، صالحترین فرد براى رهبرى هستند. (41)

آیت الله خامنه ‏اى علاوه بر تمام ویژگیها، یک عالم آگاه به مسائل اسلامى است و از سیاست و درایت‏ خاصى برخوردار است. (42)

آیت الله یوسف صانعى، مرجع تقلید:

آیت الله خامنه‏اى، نه تنها مجتهد مسلم مى‏باشد، بلکه فقیه جامع الشرایط واجب الاتباع مى‏باشد. (43)

حجت الاسلام و المسلمین هاشمى رفسنجانى، رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام:

انتخاب آیت الله خامنه‏اى به رهبرى جمهورى اسلامى، دست‏آوردى عظیم و نشات گرفته از رهنمودهاى حضرت امام است... ایشان با اکثریت‏خیلى بالایى در جلسه خبرگان راى آوردند.انصافا راى بجایى هم بود و نقطه مهمى که فکر مى‏ کنم براى ما اهمیت دارد، آشنایى ایشان با مسائل کشور است.از همه صلاحیت ها، نظیر مبارز بودن، عالم بودن، داشتن عدالت و غیره که بگذریم، یک کسى که ده، دوازده سال در کوران مسائل کشور بوده و الآن ایشان جزئیات امور مملکت را مى‏ داند.براى ایشان الآن همه چیز نقد است.معناى رهبرى هم همین است که بتواند با اطلاعات قبلى خودش نظر بدهد و سیاستى را که بخواهد، تعیین کند.من کاملا راضى هستم، یعنى وقتى به وجدانم مراجعه مى ‏کنم، مى ‏بینم ما هیچ راهى بهتر از آنچه انجام شد، نداشتیم.هر فرض دیگرى، یعنى اگر شورا داشتیم، یک سرى مشکلات به وجود مى ‏آمد.اگر فرد دیگرى هم به غیر از آیت الله خامنه‏ اى مى ‏آمد، دچار مشکل مى‏ شدیم...خداوند ما را هدایت کرد. (44)

و در جاى دیگر اشاره دارند که:

راه امام، با انتخاب آیت الله خامنه‏اى به رهبرى جمهورى اسلامى، بیمه و تضمین گردید. (45)

حجت الاسلام و المسلمین حاج سید احمد آقا خمینى (ره) :

حضرت امام بارها از جناب عالى به عنوان مجتهدى مسلم و بهترین فرد براى رهبرى نام بردند. (46)

انتخاب شایسته و بسیار خداپسندانه حضرت عالى، باعث شادى تمام دوستداران اسلام و انقلاب اسلامى در جهان گردید.حضرت عالى از چهره‏ هاى درخشان انقلاب اسلامى ایران بوده و همواره مورد تایید و تکریم امام عزیزمان بوده ‏اید. (47)

حجت الاسلام و المسلمین واعظ زاده خراسانى، دبیر کل مجمع جهانى تقریب مذاهب اسلامى:

با توجه به معلومات فقهى و اصولى، و ذوق و سلیقه وى در استنباط احکام الهى و بخصوص در مورد حوادث مستحدثه و مسائل مبتلا به عصر حاضر، ایشان فقیه برجسته‏ اى است و بر بسیارى از معاصران خود برترى دارد. (48)

وى با روش نویسندگى و تحقیق و نگارش روز، کاملا آشنا و داراى مطالعات فراوانى است، و بسیار شیوا و سنجیده سخن مى‏گوید و مى‏ نویسد، و در این دو فن، از هرگونه اغراق، غموض، شذوذ و انحراف مبراست.تاکنون مقالات و کتبى چند و سخنرانی هاى فراوان داشته ‏اند.طرحهاى مختلف تحقیقاتى از قبیل دایرة المعارف فقهى، مرکز تحقیقات فقهى - کلامى، مجمع جهانى تقریب، کمیته فقهى مسائل مستحدثه، مؤسسه کامپیوتر و سایر طرحها و مؤسسات تحقیقات را تاسیس و هدایت کرده ‏اند.این همه براى اثبات روش و گرایش وى کافى است. (49)

وى برخلاف برخى از روشنفکران، در عین علاقه به وحدت اسلامى و توجه به جهان اسلام و دلسوزى براى عامه مسلمانان - که تشکیل مجمع جهانى تقریب مذاهب اسلامى شاهد آن است - ذاتا به اهل بیت عصمت و طهارت و توسل به آنان، و زیارت قبور و نشر معارف و علوم ایشان، علاقه ‏مند و براى اشاعه ولایت و محبت اهل بیت ( علیهم السلام) در بین مسلمین جهان، بسیار اصرار دارند. (50)

حجت الاسلام و المسلمین عبد الرضا ایزدپناه، سردبیر مجله حوزه:

هنگامى که آیت الله خامنه‏ اى درس مکاسب و رسائل و بعدها درس کفایه را در حوزه شروع کردند، در مدتى کوتاه، درسهاى ایشان در زمره بهترین درسهاى حوزه قرار گرفت.حقیر در درس کفایه ایشان شرکت مى‏ کردم.برخى درس کفایه معظم له را از درسهاى اساتیدى که چندین دوره کفایه گفته بودند، رساتر و بهتر مى‏دانستند.با دقتى خاص به مطالب نگاه مى‏ کردند و با تسلطى اعجاب برانگیز، نظریات مرحوم آخوند - صاحب کفایه - را نقد مى‏ کردند. (51)

ایشان در مسجد کرامت، نماز جماعت مى‏خواندند.جمعیتى عظیم از دانشگاهیان، بازاریان و طلاب در این نماز شرکت مى‏کردند. پررونق‏ترین مساجد آن روز مشهد، به پاى جمعیت این مسجد نمى ‏رسید.آن هم جمعیتى که بیشتر آنان، جوانان و تحصیل کرده‏ها بودند.ایشان همگان را به نماز توجه مى‏دادند و تشنگان معارف ناب محمدى صلى الله علیه و آله سلم را سرمست مى‏ کردند. روح وصف ‏ناپذیرى بر آن مسجد حاکم بود. (52)

حجت الاسلام و المسلمین قرائتى، مسؤول ستاد اقامه نماز:

در زمان طاغوت، ایشان سفرى با قطار داشتند، به من فرمود: چون توقف کامل قطار سبب قضا شدن نماز مى‏شد، من از پنجره قطار بیرون پریدم تا نمازم قضا نشود. (53)

ساده‏زیستى، وارستگى و قناعت ایشان از نوع زندگى ایشان پیداست.حجت الاسلام و المسلمین قرائتى مى‏گوید:

براى عقد دخترم به منزل شخصى ایشان رفتیم.فرش قالى خانه آقا، نخ ‏نما شده بود. (54)

یکى از قاریان کشور:

سالهاست که قاریان، حافظان، متولیان کارهاى قرآنى و اساتید قرآن، در ماه مبارک رمضان به حضور مقام معظم رهبرى مى ‏رسند که معمولا دو ساعت پیش از افطار، مجلس شروع شده و تا افطار ادامه مى ‏یابد.گاهى حدود پنج ‏ساعت مى ‏نشینند و قرآن استماع مى ‏کنند.انسان وقتى علاقه وافر ایشان به قرآن و التذاذ روحى معظم له را از استماع قرآن مى ‏بیند، این آیه به ذهنش مى ‏آید که:

«انما المؤمنون الذین اذا ذکر الله وجلت قلوبهم و اذا تلیت علیهم ایاته زادتهم ایمانا» (55)

ایشان نقش محورى در بسط فرهنگ قرآنى در جامعه داشته و دارند و تلاش بى‏ وقفه معظم له که در راه توسعه فرهنگ قرآنى، به قدرى است که ما الآن شاهدیم چگونه آموزش قرآن در جامعه بسط پیدا کرده و قاریان ممتاز و فراوانى در سطح دانشگاهیان، دانش‏آموزان و حتى خردسالان داریم. (56)

آینده نشان داد که حقیقتا خبرگان رهبرى، به هدایت ‏خداوند و رهنمودهاى حضرت امام قدس سره برترین و صالح ترین را انتخاب کرده است و راه امام در وجود رهبرى ایشان تداوم یافت و بیمه شد.پیامها و بیانات معظم له، نقطه امید دشمن را کور و امیدهاى ملت‏ بزرگ ایران را شعله ‏ورتر کرد.فریاد رساى ملت که خطاب به امریکاى جنایتکار فرود مى ‏آید، بخوبى نشان از تداوم راه امام دارد.

پى ‏نوشت‏ها:

1- حدیث ولایت، ج چهارم، ص 238.

2- حدیث ولایت، ج دوم، ص 41.

3- سوره‏ى اعراف، آیه‏ى 145.

4- حدیث ولایت، ج اول، صفحه‏هاى 182 و 183.

5- روزنامه رسالت 16/3/68.

6- قضیه مورد اشاره، عزل آقاى منتظرى از قائم مقامى رهبرى توسط حضرت امام خمینى قدس سره بود.

7- روزنامه جمهورى اسلامى 20/3/68.

8- پیشین 2/9/76.

9- روزنامه جمهورى اسلامى 24/9/73.

10- مجله پاسدار اسلام، ش 91.

11- روزنامه رسالت 16/3/68.

12- ویژه‏نامه جمهورى اسلامى 21/4/68، ص 40.

13- مجله پاسدار اسلام، ش 91، ص 48.

14- ویژه‏نامه جمهورى اسلامى 21/4/68، ص 40.

15- پیشین.

16- روزنامه اطلاعات 15/4/68.

17- صحیفه نور، ج 20، ص 173.

18- پیشین، ج 15، ص 179.

19- پیشین ص 41.

20- پیشین.

21- پیشین.

22- پیشین، اولین حکم تنفیذ ریاست جمهورى آیت الله خامنه‏اى 17/7/60.

23- پیشین، حکم تنفیذ دومین دوره ریاست جمهورى 12/6/64.

24- اولین حکم تنفیذ ریاست جمهورى 17/7/60.

25- صحیفه نور، ج 15، ص 139.

26- پیشین، ج 7، ص 103.

27- این مورد، مربوط به ملاقات چهار تن از معممین سالخورده است.

28- محمد حسن رحیمیان، در سایه آفتاب، ص 190.

29- روزنامه جمهورى اسلامى 22/3/68.

30- کتاب آیت‏بصیرت، صفحه 131.

31- روزنامه رسالت 23/3/68.

32- پیشین.

33- درر الفوائد فى اجوبة القائد آیت الله العظمى خامنه‏اى، ص 10.

34- روزنامه رسالت 22/3/68.

35- درر الفوائد فى اجوبة القائد، ص 19.

36- پیشین ص 21.

37- پیشین ص 23.

38- نسل کوثر، ص 88، مصاحبه با مرکز تحقیقات اسلامى سپاه 6/11/72.

39- درر الفوائد فى اجوبة القائد، ص 15.

40- نسل کوثر، ص 87.

41- روزنامه رسالت 30/3/68.

42- نسل کوثر، ص 88.

43- درر الفوائد فى اجوبة القائد، ص 17.

44- روزنامه اطلاعات 20/3/68.

45- روزنامه رسالت 23/3/68.

46- روزنامه رسالت 16/3/68.

47- پیشین.

48- نسل کوثر، ص 88.

49- پیشین.

50- پیشین، ص 94.

51- پیشین، ص 89.

52- پیشین، ص 91.

53- پیشین.

54- پیشین، ص 92.

55- سوره انفال آیه 2.

56- نسل کوثر، ص 90.

ماخذ: کتاب: زندگینامه مقام معظم رهبرى ص 223 گردآورى و تدوین: مؤسسه فرهنگى قدر ولایت

منبع:باشگاه خبرنگاران


:: مرتبط با: خاطـــــــرات ,
ن : Khangoli
ت : چهارشنبه 1393/03/28

شما (آیت الله خامنه‌ای) از جمله افراد نادرى هستید که چون خورشید روشنى مى‌‏دهید

امام خمینی(ره) می فرمودند: این جانب که از سالها قبل از انقلاب با جناب عالى (آیت الله خامنه‌ای) ارتباط نزدیک داشته‌‏ام و همان ارتباط بحمد الله تا کنون باقى است... شما از جمله افراد نادرى هستید که چون خورشید روشنى مى‌‏دهید.
به گزارش گروه وبگردی باشگاه خبرنگاران به نقل از تسنیم، بنیانگذار جمهورى اسلامى ایران، مجدد اسلام در جهان مادى و ظلمانى قرن بیستم، حضرت امام خمینى قدس سره، در پى یک بیمارى تقریبا طولانى، با دلى آرام و قلبى مطمئن به سوى رفیق اعلى سفر نمودند و ملت‏با ناباورى، غم سنگین فراغ امام را بر دوش خود احساس کرد.دشمن مستکبر و کینه ‏توز که سال‌ها خود را براى چنین لحظه‏‌هایى آماده ساخته بود، به گمان خام خود، به مقصود نزدیک شده بود.اما دو عامل بسیار مهم در کنار هم، اسباب شکست، خوارى و ناامیدى دشمن و امید و شادمانى مؤمنان و مستضعفان را فراهم کرد.

حضور ده میلیون عزادار در بزرگترین تشییع و خداحافظى، توفانى از اراده میلیونى مردم را در حفظ دست آوردهاى انقلاب اسلامى و اظهار ارادت، محبت و اطاعت از رهبرى انقلاب را به وجود آورد.توفانى که همچون توفان «طبس‏» که هواپیماهاى تجاوزگر را در هم کوفت، امیدهاى دشمن را به یاس مبدل نمود.در کنار حضور خیره ‏کننده مردم عزادار و ماتم زده، اجلاس فوق العاده مجلس خبرگان رهبرى و تصمیم‏ گیرى سریع و قاطع و انتخاب صحیح و درست آنان، انقلاب اسلامى را صاحب سکاندارى امین، با تقوا، بادرایت، شجاع و مدیر کرد.در واقع یک روز هم، انقلاب و ملت‏بدون رهبر و نقطه امید به سر نبرد و رحمت واسعه الهى، آن حضور عجیب و بى‏ سابقه را به بار نشاند.

به این ترتیب، دوره دوم ریاست جمهورى مقام معظم رهبرى به پایان نرسید.امام از میان ملت رخت‏ بربست و خلف و شاگرد و مرید صالح او طلوع کرد.

حضرت آیت الله خامنه اى بنابر وصیت ‏حضرت امام قدس سره، که وصیت ‏نامه سیاسى - الهى ایشان را یا فرزندشان حاج احمد آقا قرائت نمایند یا ریاست جمهورى، با استنکاف حاج احمد آقا، در مجلس خبرگان، در برابر دیدگان مصیبت زده و حیرت آلود میلیونها ایرانى و میلیونها خارجى که از ماهواره برنامه را دریافت مى ‏کردند، وصیت‏نامه سیاسى - الهى حضرت امام را قرائت نمودند، که چندین بار با بغض و اشک معظم له قطع شد، اما با تسلط بر احساسات خویش، توانمند و رسا، آخرین توصیه‏ هاى جاودانه امام را به اطلاع همگان رساندند. مردم وفادار، هشیار، متدین و انقلابى ایران، برترین تشییع و بى ‏نظیرترین تجلى وفادارى را به نجات‏دهنده خویش از ظلمات طاغوتیان، نشان دادند و در کنار موج خروشان عزا و این مصیبت جانکاه، روزها و شبها، با اشک و ماتم و بر سر و سینه کوفتن در کنار بارگاه تازه برپا شده مرشد، قائد و رهبر کبیر خود، از ابراز بیعت و وفادارى و حق‏ شناسى نسبت ‏به انتخاب شایسته مجلس خبرگان نیز غافل نبودند و با دیدار رهبر جدید خود، هرگونه کج اندیشى و فرصت توطئه را از دشمن خارجى و ایادى داخلى او سلب کردند.حضرت آیت الله خامنه ‏اى، غم جانکاه این روز و حضور زیباى مردم را در وداع با رهبر بزرگ خود، هنرمندانه به قلم مى‏ کشند.حضورى که تجلى زیباترین شعورها و شعارها بود و سپاس ملتى را از مرجع عالیقدر خود که با پاکى، عمر خود را به سر برد و در بندگى خدا، بندهاى طواغیت و مستکبران را از دست و پاى این ملت و محرومان جهان گسست، به تصاویر بى ‏نظیر دوربین ها، عکس ها و شعرها نشاند.

آن روز، روز عزاى بزرگ عالم اسلام شد.سوزش آن غم به ملت ایران منحصر نماند.در سراسر جهان، هرجا دل روشن و جان بیدارى بود، مصیبت زده بود.هرجا مسلمانى آگاه از انقلاب و مسائل آن بود، خود را صاحب عزا شمرد.پس در روى زمین جایى نماند که در آن دلهایى از این حادثه‏ى عظیم از اندوه لبریز نشود و انسانهایى از این فقدان بى‏ جبران، به عزا ننشینند.و اما ایران یکسر عزاخانه‏اى شد که در هر شهر و روستایش، شیون حسرت‏بار از یکایک خانه‏ها سرازیر شد و کوى و میدان و خیابان را پر کرد.هیچ کس نتوانست این جرعه‏ى درد را خاموش فروبرد.از دلاوران میدان هاى نبرد تا مادران و پدرانى که غم شهادت جوانانشان، نتوانسته بود گره عجز و اندوه بر جبین شان بیفکند، تا بزرگ مردان عرصه‏ علم و عرفان و سیاست و تا یکایک آحاد این ملت عظیم القدر، همه و همه در این مصیبت عظمى زار زار گریستند یا صدا به فغان بلند کردند، یا بى‏ صبرانه بر سر و سینه زدند.

مصیبت فقدان امام، همان به بزرگى امام بود و جز خدا و اولیائش کیست‏ حد و مرز این عظمت را بشناسند؟ آن‏جا که دلهاى بزرگ بى‏ تاب مى‏شوند، آن‏جا که انسانهاى بزرگ دست و پا گم مى ‏کنند، آن‏جا که صحنه، از بیقرارى میلیونها و میلیونها انسان پر است، کدام زبان و قلم است که بتواند نمایشگر و صحنه ‏پرداز گردد؟

من که خود قطره‏ى بى ‏تابى در اقیانوس متلاطم آن روز و آن روزها بوده‏ام، چگونه خواهم توانست آن را شرح کنم؟ زمان، یگانه‏ خود را از دست داد و زمین گوهرى یکدانه را در خود گرفت.پرچمدار بزرگ اسلام، پس از عمرى مبارک که در راه اعتلاى اسلام سیرى شده بود، دنیا را وداع کرد. (1)

مقام معظم رهبرى، چند ماه مانده به پایان دوره دوم ریاست جمهورى، خود را آماده ترک این مسؤولیت مى ‏نمودند:

قبل از رحلت‏ حضرت امام که دوران ریاست جمهورى در حال اتمام بود، دست و پایم را جمع مى ‏کردم.مکرر مراجعه مى‏ کردند و بعضى از مشاغل را پیشنهاد مى‏ نمودند.آدمهاى بى‏ مسؤولیت، این مشاغل را پیش خودشان، به قد و قواره‏ى من بریده و دوخته بودند! ولى من گفتم که اگر یک وقت امام به من واجب کنند و بگویند شما فلان کار را انجام دهید، چون دستور امام تکلیف است و بروبرگرد ندارد، آن را انجام مى‏ دهم.اما اگر تکلیف نباشد - و من از امام خواهش خواهم کرد که تکلیفى به من نکنند تا به کارهاى فرهنگى بپردازم - دنبال کارهاى فرهنگى مى‏ روم. (2)

اما، خداوند حکیم، امر دیگرى را براى این ملت و حضرت آیت الله خامنه‏ اى مقدر فرموده بود که با رحلت‏ حضرت امام (ره)، این تقدیر جارى شد.رهبرى، همچنان که تمامى مسؤولیت ها را به صورت تکلیف پذیرفته بودند، در قبال مسؤولیت رهبرى نیز تا آن‏گاه که بر عهده ایشان تکلیف نشد، قدمى براى این مسؤولیت ‏برنداشت و حتى فکر آن را نیز نمى‏ کردند.

آنچه که در خصوص تعیین رهبر واقع شد و بار این مسؤولیت، بر دوش بنده‏ى کوچک ضعیف حقیر گذاشته شد، براى خود من حتى یک لحظه و یک آن از آنات گذشته‏ زندگى، متوقع و منتظر نبود.اگر کسى تصور کند که در طول دوران مبارزه و بعدا در طول دوران انقلاب و مسؤولیت ریاست قوه‏ اجرایى، حتى یک لحظه در ذهن خودم خطور مى‏ دادم که این مسؤولیت‏به من متوجه خواهد شد، قطعا اشتباه کرده است.من، همیشه خودم را نه فقط از این منصب بسیار خطیر و مهم، بلکه حتى از مناصبى که به مراتب پایین تر از این منصب بوده است - مثل ریاست جمهورى و دیگر مسؤولیت هایى که در طول انقلاب داشتم - کوچکتر مى ‏دانستم.

یک وقتى خدمت امام قدس سره این نکته را عرض کردم که گاهى نام من در ردیف بعضى از آقایان آورده مى‏شود، در حالى که در ردیف آنها نیستم و من یک آدم کوچک و بسیار معمولى هستم.نه این که بخواهم تعارف کنم، الان هم همان اعتقاد را دارم.بنابراین، چنین معنایى اصلا متصور نبود.

البته در آن ساعات بسیار حساسى که سخت ‏ترین ساعات عمرمان را گذراندیم و خدا مى‏داند که در آن شب و صبح شنبه چه بر ما گذشت، برادرها از روى مسؤولیت و احساس وظیفه، با فشردگى تمام، فکر و تلاش مى‏ کردند که چگونه قضایا را جمع و جور کنند، مکرر از من به عنوان عضو شوراى رهبرى اسم مى ‏آوردند، که البته در ذهن خودم آن را رد مى‏کردم، اگر چه به نحو یک احتمال برایم مطرح مى‏ شد که شاید واقعا این مسؤولیت را به من متوجه کنند.

در همان موقع، به خدا پناه بردم و روز شنبه، قبل از تشکیل مجلس خبرگان، با تضرع و توجه و التماس، به خداى متعال عرض کردم: پروردگارا! تو که مدبر و مقدر امور هستى، چون ممکن است‏به عنوان عضوى از مجموعه‏ شوراى رهبرى، این مسؤولیت متوجه من شود، خواهش مى‏کنم اگر این کار ممکن است اندکى براى دین و آخرت من زیان داشته باشد، طورى ترتیب کار را بده که چنین وضعیتى پیش نیاید.واقعا از ته دل مى‏ خواستم که این مسؤولیت متوجه من نشود.

بالاخره در مجلس خبرگان، بحث هایى پیش آمد و حرفه ایى زده شد که نهایتا به این انتخاب منتهى شد.در همان مجلس، کوشش و تلاش و استدلال و بحث کردم تا این کار انجام نگیرد، ولى انجام گرفت و این مرحله گذشت.

من، همین الان خودم را یک طلبه‏ معمولى و بدون برجستگى و امتیازى خاص مى‏ دانم، نه فقط براى این شغل با عظمت و مسؤولیت ‏بزرگ، بلکه - همان‏طور که صادقانه گفتم - براى مسؤولیت هاى به مراتب کوچکتر از آن، مثل ریاست جمهورى و کارهاى دیگرى که در طول این ده سال داشتم.اما حالا که این بار را روى دوش من گذاشتند، با قوت خواهم گرفت، آن چنان که خداى متعال به پیامبرانش توصیه فرمود: «خذها بقوة‏» . (3)

براى این مسؤولیت، از خدا استمداد کردم و باز هم استمداد مى ‏کنم و هر لحظه و هر آن، در حال استمداد از پروردگار هستم تا بتوانم این مسؤولیت را در حد وسع خودم - که تکلیف هم بیش از وسع نیست - با قدرت و قوت و حفظ شان والاى این مقام، حفظ کنم و انجام بدهم.این، تکلیف من است که امیدوارم ان شاء الله شمول لطف و ترحم الهى و دعاى ولى عصر (عج) و مؤمنین صالح باشم. (4)

حضرت امام خمینى قدس سره، با روشن‏ بینى الهى خود، اخلاص و توانایى حضرت آیت الله خامنه‏ اى را در اندازه‏ هاى رهبرى ملت مى‏ دیدند و گاه به اشاره و گاه به تصریح این موضوع را مطرح مى‏فرمودند.

حجت الاسلام و المسلمین، مرحوم حاج سید احمد آقا خمینى (ره) نقل مى‏کنند:

وقتى که آیت الله خامنه‏ اى در سفر کره (شمالى) بودند، امام گزارشهاى آن سفر را از تلویزیون مى‏دیدند.از آن منظره‏ دیدار از «کره‏» استقبال مردم و با سخنرانیها و مذاکرات خود در آن سفر خیلى جالب بود و امام گفته بودند، الحق ایشان شایستگى رهبرى را دارند. (5)

حجت الاسلام و المسلمین هاشمى رفسنجانى نیز یک نمونه دیگر از اشارات حضرت امام را بیان مى‏کنند:

در جلسه ‏اى با حضور سران سه قوه، آقاى نخست وزیر (موسوى) و حاج احمد آقا در محضر امام بحث ‏شد.حرف ما با حضرت امام این بود که اگر این قضیه اتفاق بیافتد، (6) ما بعدا با قانون اساسى مشکل داریم، زیرا ممکن است‏خلاء رهبرى پیش بیاید.ایشان گفتند: «خلا رهبرى پیش نمى‏ آید و شما آدم دارید.» گفتم: «چه کسى؟» ایشان در حضور آقاى خامنه ‏اى گفتند: «این آقاى خامنه‏ اى‏» . (7)

خانم زهرا مصطفوى دختر گرامى حضرت امام (ره) مى‏گویند:

من مدتها قبل از برکنارى قائم مقام رهبرى شخصا، از محضر امام درباره رهبرى پرسیدم و ایشان از آیت الله خامنه ‏اى نام بردند و پرسیدم که آیا شرط مرجعیت و اعلمیت در رهبرى لازم نیست، و ایشان نفى کردند و از مراتب علمى ایشان پرسیدم و صریحا فرمودند که (ایشان اجتهادى را که براى ولى فقیه لازم است، دارد) . (8)

در مجلس خبرگان اضطرارى، که پس از رحلت‏ حضرت امام (ره) تشکیل شد، بحث روى شوراى رهبرى بود که هم حضرت آیت الله خامنه ‏اى و هم حجت الاسلام والمسلمین آقاى هاشمى رفسنجانى با آن موافق بودند، اما قضاى الهى چیز دیگرى بود و فضاى مجلس خبرگان، گویا به نداى هاتف غیبى، با نام آیت الله خامنه‏ اى معطر گردید و اصرار مقام معظم رهبرى در آن مجلس، مبنى بر عدم پذیرش این مسؤولیت، به رغم استدلال هایى که مى‏فرمودند، مقبول نیفتاد و رداى مبارک رهبرى امت‏ بر دوش تواناى ایشان قرار گرفت.

بعد از رحلت امام (ره)، در آن روز اول که در مجلس خبرگان شرکت کردند، بنده هم عضو مجلس خبرگان بودم.و بالاخره اسم این بنده‏ حقیر به میان آمد و بحث کردند چه کسى را انتخاب کنیم و اتفاق کردند بر این که این موجود حقیر ضعیف را به این منصب خطیر انتخاب بکنند.من فعالیت کردم.مخالفت جدى کردم، نه این که مى ‏خواستم تعارف بکنم.خدا خودش مى‏ داند که در دل من، در آن لحظات چه مى‏ گذشت.

رفتم آن‏جا ایستادم و گفتم: «آقایان صبر کنید، اجازه بدهید!» - اینها همه ضبط شده و موجود است، هم تصویر و هم صداى آن هست - شروع کردم به استدلال کردن که من را براى این مقام انتخاب نکنید.هر چه اصرار کردم قبول نکردند.هر چه من استدلال کردم، آقایان مجتهدین و فضلاء که در همان‏جا بودند، استدلالهاى ما را جواب دادند.من قاطع بودم که قبول نکنم، ولى بعد دیدم که چاره‏اى نیست.چرا چاره‏اى نبود؟ زیرا به گفته‏ افرادى که من به آنها اطمینان دارم، این واجب، در من متعین شده بود، یعنى اگر من این بار را برندارم، این بار زمین خواهد ماند، این بود که گفتم قبول مى‏کنم.چون دیدم بار بر زمین مى‏ماند، براى این که بار بر زمین نماند آن را برداشتم.اگر کس دیگرى آن‏جا بود یا من مى ‏شناختم که ممکن بود این بار را بردارد و دیگران هم او را قبول مى‏ کردند، یقینا من قبول نمى‏ کردم که این بار را بردارم.

بعد هم گفتم: پروردگارا توکل بر تو و خدا هم تا امروز کمک کرد. (9)

در شرایطى خبرگان رهبرى، با سرعت و دقت، و استفاده از اشاره‏هاى گره گشاى امام راحل و فضاى معنوى ایجاد شده توسط مقلب القلوب، اقدام به انتخاب شایسته حضرت آیت الله خامنه ‏اى نمودند و معظم له نیز با توکل به خداى متعال آن را پذیرفتند، که دشمن نقشه‏ هاى شومى را براى پس از امام پیش‏بینى کرده بود و در تبلیغات مستمر رادیوها و مطبوعات بیگانگان در مدت چند روزه دوران بیمارى حضرت امام، کاملا این امر مشخص بود.

«فاینانشال تایم‏» چاپ لندن در تاریخ 3 خردادماه 68 «یازده روز پیش از رحلت امام (ره) نوشت:

با رحلت آیت الله خمینى، شکاف بزرگى در راس سیستم سیاسى ایران ایجاد خواهد شد، بیانیه هاى رسمى و نیز گزارشهاى رسانه ‏هاى خبرى ایران، حاکى از آن است که پرکردن این شکاف، امکان‏پذیر نخواهد بود. (10)

«رادیو بى بى سى‏» گفت:

خلایى را که درگذشت آیت الله خمینى در سطح رهبرى ایران به وجود آورده، مشکل مى‏ توان جبران کرد. (11)

«رادیو امریکا» با شادى و شعف اعلام کرد:

مرگ آیت الله خمینى قطعا به بى‏ ثباتى عظیمى در ایران منجر خواهد شد و برخى پیش‏بینى مى‏کنند که این وضع، احتمالا شعله یک جنگ داخلى را در ایران خواهد افروخت. (12)

اما خوابى که دیده بودند، این بود که گروه‏ هاى داخلى را به اغتشاش و جنگ داخلى تشویق و ترغیب کنند و از سویى گروهک دست نشانده منافقین، یک تجاوز و جنگ خونین را به کشور تدارک دیده و به علامت آنان وارد معرکه شود.منافقین لحظه رحلت امام (ره) را زمان به قدرت رسیدن خود تلقى کرده و سرکرده آنان در گردهمایى از نیروهاى نظامى خود در 7 خردادماه 68 گفته بود:

نیروهاى نظامى سازمان، باید براى شرایط مرگ [امام] خمینى آماده باشند.مرگ [امام] خمینى به عنوان بالاترین نقطه آمادگى در مردم ایران، براى استقبال از عملیات نظامى ما خواهد بود [! ! ] . (13)

روزنامه «الشرق الاوسط‏» که توسط سعودیها منتشر مى‏شود، در 14 خرداد 68 مى‏نویسد:

چریکهاى مسعود رجوى که از حمایت عراق برخوردارند، طرحهایى را براى انجام یک تهاجم عمده در طول مرزها به فاصله چند ساعت پس از رحلت آیت الله خمینى، تدارک دیده‏اند. (14)

بنى صدر خائن و فرارى، در مصاحبه با آسوشیتدپرس مدعى شد که:

«درگذشت [امام] خمینى، این مساله را محتمل مى‏کند که وى [بنى صدر] بزودى به کشور بازگشته و احتمالا وارد دولت‏ شود» . (15)

حضرت آیت الله خامنه ‏اى، در تشریح و توضیح توطئه دشمنان براى پس از رحلت امام بزرگوار (ره)، به شعور و تقواى مردم و معجزه الهى در خنثى کردن این توطئه‏ ها اشاره مى‏کنند و مى‏فرمایند:

با رحلت امام خمینى (ره) طیف وسیع دشمنان اسلام - که در صفوف مقدم معارضه با جمهورى اسلامى بودند - این امید را پنهان نکردند که جمهورى اسلامى در غیاب پدید آورنده و پروراننده‏ى خود، نیروى دفاع و رشد را از دست‏بدهد و چون کودکى بى ‏صاحب، احساس ضعف و درماندگى کند، یا بکلى از پاى درآید و یا به ناچار به دامان این و آن پناه برد! در محاسبات تنگ نظرانه‏ى دشمنان - که همه بى استثنا اسیر محاسبات صددرصد مادى بود و از فهم روابط معنوى و برکات ایمان و تقوا بى‏نصیبند - نمى‏گنجد که معجزه‏ الهى در طلیعه‏ قرن پانزدهم، یعنى حکومت صلاح و دین و حیات دوباره‏ى ارزشهاى اسلامى، آن قله‏ى مرتفعى باشد که دست آلوده‏ى بندگان هوا و هوس به آن نرسد و دیپلماسى زر و زور از به دام افکندن آن، عاجز بماند. (16)

حضور ده میلیونى مردم در تشییع بنیانگذار جمهورى اسلامى ایران و هادى و مرشد خود، و انتخاب بموقع و شایسته آیت الله خامنه ‏اى، معجزه الهى را به نمایش گذاشت و دشمن یک بار دیگر ناکام شد.هرچند دشمنان دلخوش کرده بودند که حضرت آیت الله خامنه‏اى از اداره نظام در میان این همه دشواریها، توطئه‏ ها و خباثت هاى جهانى و داخلى، ناتوان مانده و دیر یا زود سکان نظام از دست ولایت فقیه عادل، مجتهد، آگاه، مدیر و مدبر خارج شده و به آرزوى چند ساله خود خواهند رسید! اما گذشت زمان، این دلخوشى را نیز رنگ یاس زد و دوست و دشمن معترف شدند که خلا حضرت امام خمینى (ره) از لحاظ اداره کامل نظام جمهورى اسلامى و حفظ صلابت، اقتدار و عزت آن و مواضع اصول ى‏اش، توسط خلف صالح وى، کاملا پر شده است، که در مباحث آینده به مواردى از این قدرت، درایت و هدایت اشاره خواهیم داشت.

حضرت آیت الله العظمى خامنه ‏اى در آیینه کلام حضرت امام خمینى قدس سره

به یقین، گلى را که در بوستان امام خمینى قدس سره پرورش یافته است، کسى بهتر از باغبانش نمى‏شناسد و عطر کلام او که چنین گلى را پرورش و به انقلاب اسلامى، مسلمانان و مستضعفان جهان هدیه کرده است، شیرینتر و دلنوازتر است و به همین دلیل، در آیینه کلام امام، که به مناسبتهاى مختلف، به رغم سیره و روش خود که افراد را در حیاتشان نمى‏ستودند الا بندرت، برجستگی هاى مقام شاگرد صالح خود را بر شمرده‏اند، به تماشاى ویژگی هاى علمى و عملى مقام معظم رهبرى مى ‏نشینیم.

بازوى تواناى جمهورى اسلامى و خورشید روشنى بخش آن

این جانب که از سالها قبل از انقلاب با جناب عالى ارتباط نزدیک داشته‏ام و همان ارتباط...بحمد الله تا کنون باقى است، جناب عالى را یکى از بازوهاى تواناى جمهورى اسلامى مى‏دانم و شما را چون برادرى که آشناى به مسائل فقهى و متعهد به آن هستید و از مبانى فقهى مربوط به ولایت مطلقه فقیه جدا جانبدارى مى‏کنید، مى‏دانم، و در بین دوستان و متعهدان به اسلام و مبانى اسلامى از جمله افراد نادرى هستید که چون خورشید روشنى مى‏دهید. (17)

عالم به دین و سیاست و مبارز در خط مستقیم اسلام

خداوند متعال بر ما منت نهاد که افکار عمومى را براى انتخاب رئیس جمهورى متعهد و مبارز در خط مستقیم اسلام و عالم به دین و سیاست هدایت فرمود. (18)

دعوت کننده به صلاح و سداد

اینان [منافقین] آن قدر از بینش سیاسى بى نصیب‏اند که بى‏درنگ، پس از سخنان شما در مجلس و جمعه و پیشگاه ملت، به این جنایت دست زدند و به کسى سوء قصد کردند (آیت الله خامنه‏اى) که آواى دعوت او به صلاح و سداد، در گوش مسلمین جهان طنین‏انداز است. (19)

سرباز فداکار جبهه ‏هاى دفاع و خدمتگزار ملت مظلوم

من به شما، خامنه‏اى عزیز، تبریک مى‏گویم که در جبهه‏هاى نبرد، با لباس سربازى و در پشت جبهه، با لباس روحانى، به ملت مظلوم خدمت نموده و از خداوند تعالى، سلامت‏شما را براى ادامه خدمت‏به اسلام و مسلمین خواستارم. (20)

...



:: مرتبط با: خاطـــــــرات ,
ن : Khangoli
ت : چهارشنبه 1393/03/28

دیدار یک جانباز قبل از شهادت با مقام معظم رهبری + عکس

"حاج عباس محرابی" از جمله جانبازانی بود که در مراسم دانش آموختگی دانشجویان افسری و تربیت پاسداری دانشگاه امام حسین (ع) فرصت دیدار مقام معظم رهبری را پیدا کرد و در روز نیمه شعبان به مقام رفیع شهادت نائل شد.
به گزارش گروه چندرسانه‌ای باشگاه خبرنگاران؛ در روز سوم خرداد ماه سال جاری، رهبر معظم انقلاب در دانشگاه امام حسین(ع) حضور یافتند.

مقام معظم رهبری در ابتدای ورود به میدان، با حضور بر مزار شهدای گمنام و قرائت فاتحه، برای شهدای دفاع مقدس علوّ درجات را مسألت کردند.

 فرمانده کل قوا سپس از یگانهای حاضر در میدان سان دیدند.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای همچنین جانبازان سرافراز حاضر در میدان را مورد تفقد قرار دادند.

"حاج عباس محرابی" از جمله جانبازانی بود که در این مراسم فرصت دیدار مقام معظم رهبری را پیدا کرد و پس از گذشت سه هفته در روز نیمه شعبان به مقام رفیع شهادت نائل شد.





منبع: باشگاه خبرنگاران


:: مرتبط با: خاطـــــــرات ,
:: برچسب‌ها: جانباز , امام خامنه ای ,
ن : Khangoli
ت : دوشنبه 1393/03/26

آنچه در دیدار "رهبر معظم انقلاب" با میرحسین موسوی گذشت/فائزه هاشمی:خاتمی خیلی خیانت کرد/اعلام برائت آیت‌الله خزعلی از مواضع پسرش

برگ برگ فتنه 88 حاوی در‌س‌هایی آموزنده و عبرت‌انگیز است؛ آشکار‌تر شدن هر‌چه بیشتر نقش ممتاز ولی‌فقیه و رهبری حضرت آیت‌الله خامنه‌ای (مد‌ظله)‌ در برون‌رفت از بحران‌سازی براندازان، اثبات عظمت ملت بابصیرت، دین‌مدار و ولایت‌محور ایران، عمق کینه دشمنان ملت و تفکیک صف دوستان انقلاب و نظام از دشمنان آن و... همگی از در‌س‌ها و برکات فتنه 88 است.

به گزارش حوزه احزاب باشگاه خبرنگاران، 1388 هم تجدید حیاتی برای 13 آبان‌ها و 16 آذر‌ها و 22 بهمن‌ها بود و هم منشا و مبدا تحولات نوینی چون 22 خرداد و 9 دی بود.

22 خرداد تا 22 بهمن روز شمار 30 سال انقلاب بود. روند حوادث 88 ماهه پس از انتخابات به خوبی نشان داد "تجدید حیات نظام سیاسی جمهوری اسلامی ایران" جامع ترین تعبیر برای وصف تحولات این برهه حساس پس از انقلاب است.

گزارش پیش رو یکی از مهم‌ترین روزهای حوادث این نبرد 8 ماهه ( 22 خرداد و 23 خرداد 88) را بررسی کرده است.
 
دوشنبه، 25 خرداد، دیدار رهبر معظم انقلاب با میر حسین موسوی
 
«رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار آقای میرحسین موسوی با ایشان بر پیگیری مسائل از طریق مراجع قانونی تاکید کردند. در این دیدار که عصر دیروز انجام شد آقای میرحسین موسوی ضمن ارائه گزارشی، دیدگاه خود را درباره روند انتخابات بیان کرد. رهبر معظم انقلاب با تاکید بر لزوم حفظ آرامش و متانت خاطرنشان کردند: "در دوره‌های قبلی انتخابات نیز برخی افراد و نامزدها، مسائلی داشتند که از طریق شورای نگهبان به عنوان مرجع قانونی رسیدگی به شکایات انتخاباتی، پیگیری کردند و طبعا در این دوره نیز مسائل باید از طریق قانونی دنبال شود." ایشان با اشاره به نامه آقای موسوی به شورای نگهبان افزودند: "به شورای نگهبان تاکید شده که با دقت به این نامه رسیدگی شود."
 
رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به تحریکات دشمن و برخی طراحی‌های پشت صحنه برای به آشوب کشاندن خیابان‌ها خطاب به آقای موسوی افزودند: "جنس شما با اینگونه افراد متفاوت است و لازم است کارها را با متانت و آرامش پیگیری کنید: "به یاری پروردگار، انتخابات با اتقان، صحت و ارامش خوبی برگزار شد و شما هم مسائل مورد نظر را از طریق قانونی پیگیری کنید."

بیانیه محمد خاتمی به هواداران میر حسین موسوی

سید محمد خاتمی در بیانیه‌ای خطاب به هواداران میرحسین موسوی اعلام کرد:"حضور شاداب و پرنشاط شما با روش‌های مسالمت‌آمیز حق شما است که آن را رعایت کرده‌اید و توصیه می‌کنم که همچنان رعایت کنید واز چارچوب قانون خارج نشوید و آرامش و متانت خود را حفظ کنید."

اتحادیه انجمن‌های اسلامی دانشجویان مستقل، اتحادیه جامعه اسلامی دانشجویان، جنبش عدالتخواه دانشجویی و دفتر تحکیم وحدت با صدور نامه‌ای سرگشاده خطاب به هاشمی رفسنجانی اعلام کردند: "شما را چه شده است که اینگونه آب در آسیاب دشمن می‌ریزید و خود را مقابل رای و اراده‌ مردم قرار حمایت شما زده‌اند؟ آیا بایستی از مردم به واسطه‌ این انتخاب انتقام‌گیری شود و بدترین حملات روانی و فیزیکی توسط افرادی که اکنون پشت سر شما سنگر گرفته‌اند به ایشان و اموال عمومی وارد شود؟ بدانید آنان که امروز به پشت‌گرمی حمایت شما کمر به سرنگونی انقلاب بسته‌اند، ذره‌ای شما را قبول ندارند و این را نیز در گذشته ثابت نموده‌اند."

آیت‌الله جنتی دبیر شورای نگهبان در اطلاعیه‌ای اعلام کرد: "در پی بیانات رهبر بزرگوار انقلاب اسلامی در دیدار با میرحسین موسوی نامزد انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری و مستند به تبصره‌های 1 الی 3 ماده 80 قانون انتخابات ریاست جمهوری، این شورا آمادگی خود را برای رسیدگی به کلیه شکایات و اعتراضات مطرح شده در وقت قانون اعلام می‌دارد. از کلیه نامزدان نیز که اعتراض به نحوه برگزاری انتخابات دارند، تقاضا دارد شکایت مستند خود را هر چه سریع‌تر به دبیرخانه این شورا ارسال نمایند تا در سرعت رسیدگی‌ها خللی وارد نیاید."

سخنان فائزه هاشمی در اجتماع معترضین/خاتمی خیلی خیانت کرد

*فایل صوتی سخنان فائزه هاشمی در اجتماع معترضین در خیابان آزادی توسط خبرگزاری فارس منتشر شد. وی در بخشی از سخنانش می‌گوید: "اگر تاریخ را نگاه کنید رهبری در زمان ریاست جمهوری، نخست‌وزیرش از سوی آقای خمینی تحمیلی بود. زمانی که هاشمی رئیس جمهور شد، او رئیس جمهور آقا نبود. خاتمی هم همین طور. تنها دوره ای که رهبر واقعی است الانه. یکی از مشکلات اساسی مربوط به خاتمی بود. او کاره‌ای نبود. عامل اصلی این دیکتاتوری‌ها را خاتمی می‌دونم، چون در 18 تیر مسیر را به سمت تندی برد که همه چهره‌ها را لو داد و رو کرد و دست همه اصلاح‌طلب‌ها رو شد و رسید به 18 تیر. آقای خامنه‌ای هم هوشیار شد و از اونجا کابوس ما شروع شد و از انتخابات بعدی دیگه اصلاح‌طلب‌ها قدرت نگرفتند و سر بابام هم اون طوری شد... این اعتراضات باید ادامه پیدا کنه. اینا باید بفهمن مردم کوتاه بیا نیستن. از بس خاتمی بی عرضه بود،(در انتخابات قبلی) اون همه تقلب شد و بابا نتونست رأی بیاره. خاتمی آخرش گفت انتخابات سالم بوده، چون خودش برگزار کرده بود و به نام خودش نوشته می شد. خاتمی خیلی خیانت کرد... خاتمی مشکلات زیادی دارد و اگر هم می آمد نمی توانست کاری بکند، مگر خاتمی دفعه ی قبل چه کار کرده بود؟ فقط رأی داشت و گرچه رأی آورد اما دشمنانش هم زیاد بودند اما موسوی چون نبوده دشمن هم نداشته است و اصولگرایان هم حامی او بودند و حامی خاتمی نبودند. اصلا موسوی خیلی بهتر است چهره های دیگه باید میومدن که نیومدن. حسن روحانی باید میومد، لاریجانی باید میومد. باز به هر حال بهتر از احمدی نژاد می شد".

وی درپایان درباره صحبت های پدرش با احمدی نژاد هم گفت:« پدرم در حرم امام(ره) به احمدی نژاد گفته که هم درباره من وهم درباره بچه هایم و دیگران اشتباه می کند یا این حرفهایت را خودت اصلاح کن یا اگر بخواهی شعار بدهی، پیگیری می کنم و ما ول نمی کنیم»".


پیام میر حسین خطاب به مردم/ از رنگ سبز و شعار الله اکبر دست برنداریم


میرحسین موسوی در پیامی خطاب به مردم، نوشت:" توصیه موکد و مجدد این خدمتگزار شما آن است که .... مخالفت های مدنی و قانونی خود را در سراسر کشور ادامه دهید.... از رنگ سبز و شعار الله اکبر دست برنداریم".

رادیو فردا اظهار داشت: "آنگلا مرکل صدراعظم آلمان خواستار بررسی شفاف نتایج انتخابات ریاست جمهوری ایران شد".

علیرضا پویا، رئیس مرکز تحقیقات صدا وسیما با حضور در برنامه تلویزیونی ایران 88 شبکه سه سیما گفت: "از شش ماه پیش همه نظرسنجی های ما نشان می داد که یکی از نامزدها- آقای محمود احمد نژاد- همواره بیش از پنجاه درصد آرا را به خود اختصاص داده است و این به معنای انتخاب او در دور اول انتخابات است".

پیش بینی ما برای میزان آرای دو رقیب اصلی یعنی آقایان موسوی و احمدی نژاد در تهران و درسطح ملی با اختلاف بسیار اندکی درحد 2 تا 5 درصد تحقق پیدا کرد.

نظرسنجی های ما نشان می داد که در تهران اززمان آغاز تبلیغات رسمی به تدریج آقای موسوی از احمدی نژاد پیش گرفته است، ولی درسطح ملی آقای احمدی نژاد همچنان با یک فاصله حدود 25 درصدی پیش بود. وی همچنین در نمودارهای که از طریق این برنامه تلویزیونی به نمایش درآمد، به جهت 12 درصدی آرای احمدی نژاد و افت یکباره 10 درصدی آرای موسوی در روز پس از برگزاری مناظره یعنی 14 خرداد اشاره کرد.

 نکته دیگر در نظرسنجی های ارائه شده، میزان رأی دو رقیب اصلی در مناطق غیرشهری و روستاها بود که احمدی نژاد در تمام نظرسنجی های مرکز تحقیقات صدا و سیما در مناطق غیرشهری و روستاها نزدیک به 5 برابر موسوی رأی داشته است و آمار ارائه شده حاکی از 75 درصد رأی احمدی نژاد در برابر 15 درصد رأی موسوی در این مناطق است. پویا در پایان در پاسخ به مجری برنامه که پرسیده بود چرا باید نتایج این نظرسنجی ها از طریق رسانه ها در اختیار مردم قرار نگیرد، گفت: "شائبه این هست که اعلام نتایج در جهت گیری و گرایش مردم به سمت یک کاندیدای خاص اثر داشته باشد، لذا ما از انجام این کار امتناع کردیم، ولی بسیاری از مدیران و مسئولان از نتایج نظرسنجی های ما مطلع بوده اند".

عبدالحسین برزیده، کمال تبریزی، مجید مجیدی و سیدرضا میرکریمی طی نامه ای سرگشاده خطاب به میرحسین موسوی نوشتند: "همه توفیق بزرگ شما که از دیده های ملت بزرگ ایران منتخب محبوب ملتید، آن بود که بخش عظیمی از جمعیت خاموش را به صحنه آوردید، جمعیتی که نامردی ها و ریاکاری ها را به چشم می‌دید و لاجرم سکوت پیشه کرده بود، اما هنر بزرگ شما این بود که چنین جمعی را که ایرانی‌اند و عاشق ایران به پای صندوق‌های رای کشاندید. 

از دیده ما هنر آن نیست که به هر ترفند صاحب قدرت شد، بل آن است که قدرت حقیقت و صداقت را به مردم که سرمایه اصلی انقلاب‌اند، نمایاند و شما چنین کردید. پایان سخن ما تبریک مجدد این سرافرازی و همنوایی با جان پاک شماست که ما نیز دلیل احساس خطر شما را با تمامی جان و دل درک کردیم و حتی به چشم دیدیم."

نامه سرگشاده یوسف صانعی به میر حسین موسوی/ ماموریت لاریجانی

شیخ یوسف صانعی با نامه‌ای سرگشاده خطاب به میرحسین موسوی نوشت: همه ملت را به آرامش و حفظ نظم دعوت می‌نمایم تا بتوانند حقوق و مطالبا خود را که از اعظم آنها رای و انتخابشان می باشد، از مجاری قانونی و آگاهی هنده عینیت بخشند."

ایلنا آورده است: در پی بروز برخی اتفاقات ناگوار در برخی از نقاط از جمله کوی دانشگاه تهران، دکتر علی لاریجانی هیئتی را به سرپرستی حجت الاسلام و المسلمین سید محمد حسن ابوترابی فرد مامور رسیدگی به این امر کرد.

در متن حکم علی لاریجانی آمده است: "جناب آقایان حجت الاسلام و المسلمین ابوترابی فرد، دکتر الیاس نادران، دکتر حمیدرضا کاتوزیان، دکتر علی عباسپور تهرانی، دکتر کاظم جلالی، دکتر علیرضا زاکانی. پس از مشارکت کم نظیر ملت ایران در انتخابات روز بیست و دوم خرداد ماه 88، اینک که مردم شریف ما در جشن حضور خود بسر می‌برند، بعضا اخباری از اتفاقات ناگوار در برخی نقاط از جمله کوی دانشگاه تهران می‌رسد و دست هایی درصدد تهیه خوراک تبلیغاتی برای رسانه‌های بیگانه می‌باشند و همچنین گزارش‌هایی مبنی بر برخورد با مردم به مجلس شورای اسلامی واصل شده است.

بدین منظور به شما ماموریت داده می‌شود با مدیریت جناب آقای ابوترابی نایب رئیس محترم مجلس شورای اسلامی در اسرع وقت گزارش جامع و بی طرفانه‌ای در مورد آنچه اتفاق افتاده، تهیه و به اینجانب ارائه نمائید."

سه شنبه، 26 خرداد، اظهارات رهبر معظم انقلاب در جمع نمایندگان ستاد کاندیداهای انتخابات ریاست جمهوری/همه باید اعلام موضع کنند

پایگاه اطلاع رسانی دفتر "مقام معظم رهبری": رهبر معظم انقلاب در جمع نمایندگان ستاد کاندیداهای انتخابات ریاست جمهوری با انذار نسبت به ایجاد شکاف بین صفوف مردم فرمودند: "اینکه ما تصور کنیم که یک گروه مثلا بیست و چهار میلیونی یک طرف اند، یک گروه چهارده میلیونی یک طرف اند، این به نظر من یک خطای بسیار بزرگی است؛ قضیه این جور نیست. همه در یک طرف قرار دارند. آن کسانی که به رئیس جمهور منتخب این دوره از انتخابات رای دادند، همان قدر وابسته به انقلاب و کشور و نظام اند، که آن کسانی که رای ندادند. مجموعه های مردمی، فرزندان این کشورند."

ایشان در ادامه، ضمن تاکید بر حرکت معترضان در مسیر قانون بر رسیدگی قانونی بر هر اعتراض مستندی تاکید کردند: "اعتماد من (به برگزار کنندگان انتخابات) موجب نمی‌شود که اگر چنانچه شبهه‌ای در ذهن کسانی هست، این شبهه دنبال نشود و تعقیب نشود و بررسی نشود و حقیقت قضیه اشکار نشود؛ نه، شبهات را برطرف کنید، منتها آن چیزی که از همه مهمتر است، این است که همه سعی کنید وحدت ملی و وحدت کشور را حفظ کنید" و در ادامه از همگان خواستند تا با اعلام موضع نسبت به این اغتشاشات در شفاف سازی فضا کمک نمایند: "بدترش هم همین کارهای خرابکارانه ای است که شما می بینید انجام می دهند، که البته همه باید در مقابل این خرابکاری ها بایستند، اعلام موضع کنند.

همه بایستی بگویند... این تخریب هایی که انجام می گیرد، این کارهای زشتی که انجام می گیرد، بعضا جنایاتی که واقع می شود، مربوط به هیچ کدام از این اطراف قضیه نیست؛ این مربوط به مردم نیست، مربوط به نامزدها نیست؛ مربوط به خرابکارهاست، مربوط به اخلالگرهاست. مبادا کسی توهم کند و تصور بکند که این مربوط به این است که اینها طرفدار فلان نامزدند.

هرکس سر کار باشد، اگر نتایج انتخابات غیر از این هم می‌شد، بنده به طور اطمینان می توانم عرض بکنم که باز این جور حوادثی دیده می‌شد، باز این حوادث پیش می‌‌آمد، برای اینکه اصلا آرامش در کشور نباشد. هیچ کس نباید به این تشنج آفرینی و اغتشاش آفرینی کمک کند و همه باید در مقابل او صریح موضع بگیرند، کما اینکه مواضع حقیقی شماها هم جز این نیست. صریح موضع بگیرند، روشن کنند که این خواست آنها نیست و هر کاری که تشنج آفرین باشد، واقعا نکنند."

ایشان در قسمتی دیگر از سخنان خویش نیز فرمودند: "قبلا گفته ام و از جمله در دیداری که آقای موسوی با اینجانب داشت تاکید کردم و قرار شد چنین شود، شما هر اشکال و شبهه ای که دارید، به طور مشخص و روشن به شورای نگهبان (به عنوان مرجع قانونی) اعلام کنید تا طبق قانون به آن رسیدگی شود. اینجانب به شورای نگهبان تاکید کرده‌ام که حتی اگر لازم باشد، صندوق هایی را بازشماری کنند، این کار انجام شود."

ایشان در بخش دیگری از اظهاراتشان تاکید کردند: "من درخواست می‌کنم از آقایان مسئول در وزارت کشور و همچنین در شوای نگهبان که به این موارد دقیقا رسیدگی کنند. اگر چنانچه بعضی از اشکالات مقتضی این هست که پاره‌ای از صندوق‌ها بازشماری بشود، اشکالی ندارد. حالا مثلا یک مورد را آقایان ذکر کردند که آن شخص گفته که رای فلان نامزد این تعداد است، بعد در شمارش تعداد دیگری معرفی شده؛ خیلی خوب، کاری ندارد؛ صندوق‌های مورد اشکال را یا به طور تصادفی تعدادی از صندوق‌ها را بازشماری کنند؛ خود نمایندگان ستادها هم حضور داشته باشند و ببینند، تا اطمینان کامل برای همه حاصل بشود."

ایشان در پایان تصریح کردند: "انتخابات مایه افتخار ماست. چهل میلیون رای شوخی نیست. این از بالاترین نصابی که ما تا حالا داشته‌ایم... این افتخاری است برای کشور؛ ما این را مخدوش نکنیم، این را خراب نکنیم، این مال مردم است. همین رای دهندگان از دو طرف، هم طرف آن کسانی که رای دادند به نامزد منتخب، هم آن کسانی که رای ندادند به نامزد منتخب و به دیگری رای دادند، همه شان در ایجاد این حماسه بزرگ سهیم بودند. ما این وحدت را، این نگاه کلان را، نگاه یکسان را فراموش نکنیم و این را از دست ملت نگیریم."



راهپیمایی مردم تهران/ اعلام انزجار از فرصت‌طلبان پس از انتخابات

رجا نیوز نوشت: مردم تهران با راهپیمایی به سمت میدان ولیعصر تهران از آشوب های فرصت‌طلبان پس از انتخابات اعلام انزجار کردند.

حداد عادل در جمع اجتماع کنندگان تهرانی، با اشاره به نظرسنجی های مختلف صورت گرفته در ماه های قبل از انتخابات گفت: "در هیچ کدام از این نظرسنجی‌های قبل انتخابات که مربوط  به کل کشور بود، موسوی از احمدی‌نژاد جلوتر نبود. وی در ادامه خطاب به میرحسین موسوی تصریح کرد: تهران همه ایران نیست، نباید شما فقط به آرای مردم تهران و اطرافیان خودتان نگاه کنید آیا شما از آرای استان‌های محروم و شهرها و روستاهای کوچک اطلاع داشتید؟.... کشور ما قانون دارد و راه تشخیص صحت و سقم آرای معین شده و شورای نگهبان مرجع رسیدگی به این امور است و اگر کسی اعتراض دارد، باید دلایل خود را به این شورا ارائه کند و بداند که شورای نگهبان ورهبری با هر سلیقه‌ای حاضر نیستند حتی یک رای هم با تقلب جابه جا شود. مگر در سال 76 آقای خاتمی پیروز انتخابات نشد؟ مگر کسانی که به ایشان رای ندادند و تعدادشان حدود ده میلیون نفر بود، دست به آشوب و اغتشاش زدند؟ در حالی که دیدیم فردای همان روز همه کسانی که به آقای خاتمی رای نداده بودند، به رای اکثریت و قانون اساسی احترام گذاشتند. 

آخرین گام از سلسله اقدامات تخریبی اصلاح طلبان با جعل نامه وزیر کشور انجام شد

علیرضا نوری زاده از عناصر اپوزسیون در گفتگو با رادیو فردا گفت: آقای موسوی و کروبی اگر در وجودشان ذره‌ای وفاداری به آرمان‌هایی که اعلام کرده‌اند باشد، نباید عقب نشینی کنند. این جا دیگر حق شخصی نیست و به قول معروف حق الناس است. آقای موسوی و کروبی و رضایی حق ندارند از این حق بگذرند. اگر آنها و خاتمی این شایستگی را داشته باشند که این حرکت را رهبری کنند، جنبش زیبایی که بدون خونریزی و خشونت آغاز شده، سرنوشت ایران را تغیر می‌دهد. 

جهان نیوز نوشت: آخرین گام از سلسله اقدامات تخریبی اصلاح طلبان با جعل نامه وزیر کشور انجام شده و در تیراژ وسیعی توزیع شده است. این نامه که از چگونگی چاپ و توزیع گسترده آن خبری در دست نیت، با گاف‌هایی بسیار بزرگ و یا ناشیانه‌ترین صورت جعل شده و به عنوان تنها سند ادعایی اصلاح‌طلبان برای تقلب در انتخابات توزیع شده است. در این نامه جعلی از جانب وزیر کشور یعنی صادق محصولی خطاب به رهبر معظم انقلاب آمده است که پیرو ابزار نگرانی ایشان نتیجه انتخابات به نفع دکتر احمدی‌نژاد تغییر داده شده و سران اصلاح طلب نیز تحت نظر قرار گرفتند. اما جاعلان نامه غافل از این بودند که این نامه بدون شماره توزیع شده و برای واقعی‌تر کردن نامه بایستی امضای کسی را که وجود خارجی دارد جعل کنند نه فردی که هویت واقعی ندارد! نکته جالب تر آن است که در این نامه مجموع آرای اخذ شده 43 میلیون رای ذکر شده و حال اینکه کل واجدان شرایط رای دادن 46 میلیون نفر ذکر شده بود که از این میان بنابر آمار رسمی و نتیجه شمارش تطبیقی صندوق‌ها، 36 میلیون نفر در انتخابات شرکت کردند اما شخص نیست که با توجه به جمع و تفریقی که جاعلان کرده و ریز آرا به شرح زیر اعلام کرده‌اند، تکلیف سه میلیون رای بلاتکلیف در این میان چیست؟ بنابر ادعای این نامه جعلی، میرحسین موسوی 19 میلیون، مهدی کروبی 13 میلیون، محمود احمدی‌نژاد 5 میلیون، محسن رضایی 3 میلیون و آرای باطله نیز 38 هزار رای اعلام شده است. جالب اینکه در کنار بلاتکلیفی سه میلیون رای در این نامه، برای اولین بار در طول برگزاری انتخابات آرای باطله از چند صد هزار به 38 هزار رای کاهش پیدا کرده است! گفتنی است که این نامه از لحاظ محتوایی و شیوه نگارش نیز از قوانین اولیه و متداول نامه نگاری مقامات کشوری بی‌بهره بوده با ناشیانه‌ترین وجه ممکن جعل و توزیع شده است.

خبرگزاری فرانسه اعلام کرد: نیکلا سارکوزی رئیس جمهور فرانسه گفت:" وسعت تقلب با واکنش های خشونتی تناسب دارد". وی تأکید کرد:"مردم ایران مستحق چیز دیگری هستند، این یک تراژدی است ولی این امر منفی نیست که جنبشی واقعی از ابراز عقیده داشته باشیم که سعی می کند زنجیرهایش را بگسلد
  
محمدرضا شجریان طی نامه‌ای سرگشاده خطاب به ضرغامی رئیس سازمان صداو سیما خواستار عدم پخش صدای خود از رسانه ملی شد و نوشت: " در شرایطی که مردم در بهت و حیرت هستند و به گفته ی آقای احمدی نژاد، خس و خاشاک به حرکت درآمده اند، صدای من در صدا و سیما جایی ندارد صدای من صدای خس و خاشاک است و همیشه هم برای خس و خاشاک خواهد بود
 

روزنامه واشنگتن پست نوشت: بسیاری از کارشناسان ادعا می کنند که اختلاف آرا در پیروزی محمود احمدی نژاد نتیجه تقلب یا دستکاری در انتخابات است اما نظرسنجی سراسری واشنگتن پست سه هفته قبل از این انتخابات نشان داد که احمدی نژاد با بیش از دو برابر اختلاف در آرا از رقیب اصلی خود پیش است که این میزان بیشتر از اختلاف آشکار واقعی آرای وی در پیروزی طی انتخابات روز جمعه بود.
  

 

جمعه،29 خرداد، ثبت یک روز تاریخی در دانشگاه تهران/برپایی عظیم‌ترین نماز جمعه تاریخ ایران


دانشگاه تهران یکی روز تاریخی دیگر را برای همیشه به نام خود ثبت کرد و آن هم برپایی عظیم‌ترین نماز جمعه تاریخ جمهوری اسلامی، به امامت رهبر معظم انقلاب بود. ایشان در خطبه‌های نماز جمعه با طرح مسائل مختلفی از جمله حوادث بعد انتخابات، تاکید بر رسیدگی قانونی به اعتراض معترضین توسط شورای نگهبان، نقاط قوت و ضعف مناظرات تلویزیونی قبل انتخابات، اشتباه در نام بردن افراد در مناظره‌ها، تفاوت نظرهای بین مسئولین ارشد نظام، نزدیکی نظر رئیس‌جمهور نسبت به هاشمی رفسنجانی به ایشان، عدم امکان وقوع انقلاب مخملی در جمهوری اسلامی ، تاکید بر رقابت درون نظام هر چهار نامزد انتخابات، باج ندادن به قانون شکنان ، ضرورت پرهیز از اردو کشی‌های خیابانی، رسوایی سران جنایت کار آمریکا و انگلیس در جهان و.... به طور مفصل با مردم صحبت کردند.


"رهبرمعظم انقلاب" در قسمتی از بیانات خود در جمع میلیونی نمازگزاران تهرانی با تاکید فراوان بر جدا سازی معاندین ، اغتشاشاگران و قانون شکنان از صف معترضان به نتیجه انتخابات فرمودند: "این 4 نفری که وارد عرصه این انتخابات جدی شدند، همه‌شان جزو عناصر نظام و متعلق به نظام بودند و هستند. یکی از این‌ها رییس جمهور کشور ماست..... در ادامه یکی از آن‌ها نخست وزیر 8 سال در دوران ریاست جمهوری بنده است، یکی از آن‌ها فرمانده سپاه در سال های متمادی و یکی از فرماندهان اصلی دوران دفاع مقدس بوده است. یکی از آن‌ها دو دوره رئیس قوه مقننه کشور بوده است؛ رئیس مجلس شورای اسلامی بوده است. این‌ها عناصر نظام‌اند؛ این‌ها همه‌شان متعلق به نظام‌اند. البته اختلاف نظر دارند، اختلاف برنامه دارند، در جهت‌گیری‌های گوناگون سیاسی با هم تفاوت‌های متعددی دارند؛ اما همه شان مال نظامند؛ 4 نفر از عناصر نظام‌اند". ایشان در ادامه در باز بودن راههای قانونی و اقدامات مسالمت آمیز تاکید کردند:"من از همه این دوستان، این برادران، می‌خواهم بنا را بر برادری بگذارید، بنا بر تفاهم بگذارید، قانون را رعایت کنید. راه قانون باز است. راه محبت و صفا باز است". و اظهار داشتند: "چنان چه کسی راهی غیراز مسیری را که قانون مشخص نموده است انتخاب کند، اظهارات صریح‌تری خطاب به مردم در آینده خواهند داشت". ایشان مجاری قانونی را تنها مسیر رسیدگی به شبهات مطرح شده خواندند و تاکید کردند: "بنده زیر بار بدعت‌های غیرقانونی نمی‌روم چرا که در هر انتخاباتی طبعا برخی برنده نیستند و اگر امروز چارچوب‌های قانونی شکسته شود، در آینده نیز هیچ انتخاباتی مورد اعتماد نخواهد بود و مصونیت نخواهد داشت."

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای تاکید کردند: "اگر قرار باشد بعد از هر انتخابات، آن‌هایی که رای نیاورده‌اند اردوکشی خیابانی کنند و در مقابل این حرکت ، کسانی هم که رای آورده‌اند طرفدارانشان را به خیابان‌ها بکشانند ، پس اصلا چرا انتخابات برگزار می‌شود؟ ضمن آن که مردم چه گناهی کرده‌اند که باید به علت این کارهای ما، از کسب و کار و زندگی خود بازبمانند."

ایشان با اشاره به این که تجمعات خیابانی بهترین پوشش برای تروریست‌های نفوذی و ضربه‌های تروریستی است افزودند: "اگر در این تجمعات اقدام تروریستی انجام شود مسئولیت آن با کیست؟ مسئولیت همین افرادی که از مردم عادی و بسیج در روزهای گذشته جان باخته‌اند با کیست و چه کسی جواب آن‌ها را می‌دهد؟"

ایشان افزودند: "برخی‌ها بدانند که با حرکات خیابانی نمی‌توان اهرم فشار بر ضد نظام به وجود آورد و مسئولان را وادار کرد تحت عنوان مصلحت زیر بار خواسته‌های آن‌ها بروند؛ چرا که تن دادن به مطالبات غیرقانونی زیرفشار، شروع نوعی دیکتاتوری است."

رهبر انقلاب اسلامی با انتقاد شدید از برخی وقایع روی داده در کوی دانشگاه تهران خاطر نشان کردند:"این که بروند در کوی دانشگاه و جوان دانشجوی مومن و حزب اللهی را آن هم با شعار رهبری مورد تهاجم قرار دهند، دل انسان را واقعا خون می‌کند".

رهبر انقلاب اسلامی با انتقاد شدید از برخی وقایع روی داده در کوی دانشگاه تهران خاطر نشان کردند:"این که بروند در کوی دانشگاه و جوان دانشجوی مومن و حزب اللهی را آن هم با شعار رهبری مورد تهاجم قرار دهند، دل انسان را واقعا خون می‌کند".

حضرت آیت الله خامنه ای، با اشاره به کامل بودن قانون رسیدگی به شکایات انتخاباتی افزودند:"قانون همان طور که به نامزدها حق نظارت و شکایت داده، راه رسیدگی به شکایات را هم مشخص کرده است و همه کارها باید براساس روال درست قانونی انجام شود".

ایشان تاکید کردند: "این خط را از پیش از انتخابات هم شروع کردند؛ از دو سه ماه پیش از این. من اول فرودین در مشهد گفتم هی دارند دائما به گوش‌ها می‌خوانند، تکرار می‌کنند که بناست در انتخابات تقلب بشود. می‌خواستند زمینه را آماده کند. من آن وقت به دوستان خوبمان در داخل کشور تذکر دادم و گفتم این حرفی را که دشمن می‌خواهد به ذهن مردم رسوخ بدهد، نگویید..... جمهوری اسلامی اهل خیانت در آرای مردم نیست. ساز و کارهای قانونی انتخابات در کشور ما اجازه تقلب نمی‌دهد...... اگر نخبگان سیاسی بخواهند قانون را زیر پا بگذارند، مسئول خون‌ها، خشونت‌ها، هرج و مرج‌ها، آن‌هایند. من به همه این آقایان، این دوستان قدیمی، این برادران توصیه می‌کنم برخودتان مسلط باشید صعه صدر داشته باشید؛ دستهای دشمن را ببینید...... من به این برادران عرض می‌کنم به مسئولیت پیش خدای متعال فکر کنید. پیش خدا مسئولید، از شما سوال خواهد شد. آخرین وصایای امام را به یاد آوردید؛ قانون، فصل الخطاب است؛ قانون را فصل الخطاب بدانید".

تاکید سید حسن نصرالله به گروه 14 مارس مبنی بر رها کردن انتخابات ایران


سید حسن نصرالله دبیر کل حزب الله لبنان در تصاویری که از شبکه تلویزیونی المنار لبنان پخش شد، گفت: "به گروه 14 مارس توصیه می‌کنم که موضوع انتخابات ایران را رها کنند".

وی در ادامه تاکید کرد: "به برکت وجود ولایت فقیه و حضور رهبری و آگاهی مسئولان و اخلاص عمیق ملت ایران این مشکل برطرف خواهد شد..... من به شما تاکید می‌کنم و اطمینان خاطر می‌دهم که ایران این مرحله دشوار را ان شالله به سادگی از سر خواهد گذراند و همه کسانی که تحلیل می‌کنند و نظر می‌دهند و به این آشوب‌ها دل می‌بندند من به آن‌ها اعلام می کنم که امید آنان وهم و خیال و سرابی بیش نیست


آیت‌الله خزعلی با انتشار اطلاعیه‌ای نسبت به مواضع فرزندش واکنش نشان داد و از وی اعلام برائت کرد.

در بخشی از این اطلاعیه آمده است:

"مدت مدیدی است پسرم مهدی خزعلی از راه مستقیم منحرف شده، درست در خط مقابل قرار گرفته هر چه نصیحت می‌کنم و برای هدایتش متوسل به اولیای خدا می‌شوم اثر نمی‌کند. با بعضی از علمای بزرگ صحبت کرده‌ام، فرمودند دست نگه دار شاید به راه بیاید. دیگر کاسه صبرم لبریز شده، دیگر با او صحبت نمی‌کنم و حرفهای نامناسب او را برنمی‌تابم. ملت انقلاب عزیز همیشه در صحنه ما بدانند او از ما جدا هست و هر چه از من نقل کند، نپذیرند. با من ارتباطی ندارد ولی الان هم دعا می‌کنم خداوند به او توفیق دهد که از راه انحرافی که پیش گرفته است برگردد و گرنه خداوند مقتدر، اسلام و انقلاب و امام و رهبر و رئیس‌جمهور و مسلمین عزیز را از شر او مصون و محفوظ بفرماید".


باراک اوباما رئیس‌جمهور آمریکا در گفتگو با سی. بی. اس گفت: "من قبلا هم گفته‌ام عمیقا نگران انتخابات ایران هستم".

وی تصریح کرد: "مخالفان رژیم ایران بدانند که جهان به آن‌ها چشم دوخته است.... تظاهرات کنندگان ایرانی فقط در پی عدالت هستند آن چه که شما در ایران شاهد آن هستید، آن است که صدها هزار نفر از مردم این کشور که بر این باورند که صدایشان شنیده نمی‌شود و به طور مسالمت آمیز تظاهرات می‌کنند و در پی عدالت هستند و جهان شاهد آن است. ما از کسانی که در پی عدالت از یک راه مسالمت آمیز هستند پشتیبانی می‌کنیم و من می‌خواهم تکرار کنم که ما در کنار کسانی که متوجه راه حلی مسالمت آمیز برای این کشمکش خواهند بود، می‌ایستیم. ما معتقدیم که صدای مردم باید شنیده شود و این یک ارزش جهانی است که مردم و دولت آمریکا هوادار آن هستند".

منبع: باشگاه خبرنگاران



:: مرتبط با: آقا از نگاه دیگران ,
:: برچسب‌ها: امام خامنه ای ,
ن : Khangoli
ت : شنبه 1393/03/24

آغازین روزهای رهبری آیت الله خامنه‌ای به روایت تصویر

این تصاویر مربوط به روزهای ابتدایی انتخاب آیت الله خامنه‌ای به عنوان رهبر انقلاب است. بیعت و دیدار مسئولین و مردم با ایشان، برگزاری مراسم یادبود برای حضرت امام خمینی(ره) از جمله موضوعات این تصاویر است.
گروه تاریخ مشرق- پس از آن كه گروه پزشكى معالج حضرت امام ‏خمینی(ره)، خبرهاى مأیوس كننده‌‏اى از حال ایشان به مسؤولان عالى‏ رتبه نظام دادند و گفتند كه ایشان چند ساعتى بیش‏تر زنده نخواهند بود، جلسه‏ اى با حضور برخى از اعضاى شوراى بازنگرى قانون اساسى، رؤساى قواى سه گانه و برخى دیگر از شخصیت‏‌ها، نزدیك محل بسترى شدن حضرت امام تشكیل شد. اعضاى حاضر در این نشست، كه در بعدازظهر روز سیزدهم خرداد 1368 انجام شد، عبارت بودند از: حضرات آقایان خامنه‏ اى، مشكینى، موسوى اردبیلى، امینى، هاشمى رفسنجانى، طاهرى خرم آبادى، خلخالى و احمد خمینى.
این افراد، پیش از هر چیز، بر ضرورت تدوین برنامه‏اى منسجم و منظم، براى رویارویى با حادثه‏ اى كه وقوع آن، دور از انتظار نبود، به ویژه براى رهبرى پس از امام تأكید كردند.
در این جلسه، هر یك از این افراد، دیدگاه خود را در این باره مطرح كرد. برخى براى رهبرى، نام افرادى را كه به ذهنشان مى‏‌رسید، مطرح كردند؛ اما توافقى در این باره حاصل نشد. سرانجام، به این نتیجه رسیدند كه چون فردى را كه مانند حضرت امام باشد، در میان خود سراغ ندارند، باید از راه دیگرى، كه قانون اساسى پیش‏‌بینى كرده است، یعنى «شوراى رهبرى» استفاده كنند. با وجود آن‏كه آیت‏ اللّه امینى (عضو كمیسیون رهبرى در شوراى بازنگرى قانون اساسى) در همان جلسه، بیان مى‏كند كه مسأله شوراى رهبرى، در كمیسیون مربوط در شوراى بازنگرى قانون اساسى رد شده است، اما دیگر اعضا با این استدلال كه در شرایط كنونى راهى جز این نداریم و تنها راه ممكن، شوراى رهبر است، بر نظر خود پافشارى كردند.

مجلس خبرگان جلسه فوق العاده برگزار می‌کند. نخستین موضوعى كه در دستور كار این اجلاسیه قرار گرفت، بررسى مسأله استعفاى آقاى منتظرى از سمت قائم‏ مقامى بود، هر چند كه در این باره، حضرت امام‏ نظر قطعى خود را بیان فرموده بودند و دیدگاه ایشان براى اعضاى خبرگان، محترم و معتبر بود، اما به هر حال، این مسأله باید از طریق رسمى خود، كه اصل شكل ‏گیرى آن از آن‏جا بود، انجام پذیرد. اگر خبرگان، این مسأله را فیصله نمى‌‏دادند، ممكن بود بعدها از سوى افرادى شبهه پراكنى شود كه خبرگانى كه وى را به قائم مقامى رهبرى برگزیده‌‏اند، انتخاب خود را ملغا و باطل اعلام نكرده‌‏اند. این موضوع به بحث گذاشته شد و اكثریت قریب به اتفاق اعضاى حاضر در جلسه، استعفاى آقاى منتظرى را پذیرفتند.
پس از آن، مذاكرات درباره چگونگى تشكیل منصب رهبرى و این‏كه به صورت فردى باشد یا شورایى، آغاز شد و حدود دوازده نفر (نیمى در موافقت با رهبرى فردى و نیمى در دفاع از شورایى بودن آن) به سخنرانى و طرح دیدگاه‌‏هاى خود پرداختند كه سرانجام، با رأى آوردن رهبرىِ فردى و سپس تعیین شخص آیت اللّه خامنه‌‏اى - دام ظله العالى-، این مذاكرات به ‏پایان رسید.


(برای دیدن تصاویر در سایز اصلی بر روی آن کلیک کنید)



منبع: مشرق نیوز


:: مرتبط با: آقا از نگاه دیگران , خاطـــــــرات ,
:: برچسب‌ها: امام خامنه ای , رهبر ,
ن : Khangoli
ت : سه شنبه 1393/03/20
حجت‌الاسلام رحیمیان مطرح کرد؛

ماجرای درخواست خانواده شهید مغنیه از "آقا"/ شوخی مقام معظم رهبری با یک پدر شهید/ هر چهار پسر آقا مستاجرند

زهرا مصطفوی، دختر امام (ره)، بعد از عزل آقای منتظری برای آینده رهبری احساس نگرانی می‌کند و به امام می‌گوید که شما الان کسی را ندارید، امام بلافاصله و قاطعانه می‌فرمایند داریم، همین آقای خامنه‌ای
ماجرای درخواست خانواده شهید مغنیه از
به گزارش مشرق، حجت‌الاسلام والمسلمین محمدحسن رحیمیان از اعضای اصلی بیت امام خمینی (ره) که به انجام امور محوله از سوی امام (ره) مشغول شد و مدیریت امور مالی و وجوه شرعی و مسئولیت امور ارزی مربوط به امام(ره) را به عهده داشت. وی همچنین مسئولیت بخشی از گزارش‌ها و نامه‌های مربوط به امام (ره) را تا لحظات آخر زندگی با برکت ایشان بر عهده داشتند.

حجت‌الاسلام رحیمیان بعد از رحلت حضرت امام (ره) همواره در کنار مقام معظم رهبری بود و تا سال 1371 به عنوان قائم مقام بنیاد شهید انقلاب اسلامی نقش ایفا می‌کرد تا اینکه در مرداد ماه همان سال از سوی مقام معظم رهبری به عنوان نماینده ولی فقیه و از سوی رئیس جمهور وقت به عنوان رئیس بنیاد شهید منصوب شد. از سال 83 نیز پس از ادغام نهادهای ایثارگری و تشکیل بنیاد شهید و امور ایثارگران با حکم مجدد مقام معظم رهبری به عنوان نماینده ولی فقیه در بنیاد شهید منصوب شد. وی شهریورماه 92 با حکم مقام معظم رهبری به تولیت مسجد مقدس جمکران منصوب شد.

با توجه به ارتباط نزدیک حجت‌الاسلام رحیمیان با امام (ره) و رهبر معظم انقلاب، به دفتر وی در مسجد مقدس جمکران رفتیم تا با وی در مورد سیره عملی و شخصیتی امام خامنه‌ای به گفت‌وگو بپردازیم.

متن زیر مشروح گفت‌وگوی تسنیم با حجت‌الاسلام والمسلمین رحیمیان است:

تسنیم: بسم الله الرحمن الرحیم. از اینکه فرصتی را به ما دادید تا بتوانیم از اظهارات و نظرات شما استفاده کنیم کمال تشکر را داریم. آقای رحیمیان با توجه به اینکه شما در بیت امام (ره) بودید و ارتباط نزدیکی با امام (ره) و مرحوم حاج احمدآقا داشتید جمله صریحی از امام را در مورد علم و یا ویژگی‌های مقام معظم رهبری از امام (ره) شنیده‌اید؟ یا اینکه حضرت امام بخواهند در مورد جانشینی خود توصیه‌ای داشته باشند؟

رحیمیان: بسم الله الرحمن الرحیم. هدف حضرت امام در درجه اول جا انداختن نظام با شاخص‌هایش، بدون وارد شدن به مصادیق آن بود. اگر قرار بود امام صریحا برای خودشان جانشین تعیین کنند، به یک سنتی تبدیل می‌شد که برای امام خیلی مطلوب نبود و احیانا در دنیا هم مطلوبیت لازم را نداشت.

ماجرای درخواست خانواده شهید مغنیه از

امام، بلاتشبیه مثل قرآن که شاخص‌ها را تبیین می‌کند و در حقیقت سعی می‌کند مردم، جامعه و ساختار نظام اسلامی  به رشدی برسند، تلاش کردند تا به فرایند جانشینی بر اساس معیارها و شاخص‌ها دست پیدا کنیم؛ نه مانند حکومت‌های سلطنتی و دیکتاتوری که در زمان حیاتشان سعی می‌کنند آنچه را که اعتقاد دارند چه به حق و چه نابحق بر مردم تحمیل کنند.
امام درواقع سعی می‌کند سطح درک و تفکر جامعه، از مسئولین و نخبگان تا مردم را تا آنجا که وظیفه را تشخیص بدهند بالا بیاورد، به گونه‌ای که می‌گوید اگر روزی خمینی هم از این راه برگردد، مردم برنمی‌گردند. این یعنی می‌خواهد سطح درک  و نگاه مردم را به جایی برساند که شخص‌گرایی که شاخص‌ها را فراموش کنند، نباشند.

زهرا مصطفوی، دختر امام (ره)، بعد از عزل آقای منتظری برای آینده رهبری احساس نگرانی می‌کند و به امام می‌گوید که شما الان کسی را ندارید، امام بلافاصله و قاطعانه می‌فرمایند داریم، همین آقای خامنه‌ای

بر این اساس امام طبعاً بنایش نبود که به روشنی و با صراحت در این زمینه سخنی بگوید و به صورتی بر جامعه  تکلیف کند اما در عین حال قطعا شنیده‌اید و مطلبی است که برای همه روشن شده است که از همان 14 خرداد سال 68 آنچه که در مجلس خبرگان رهبری برای انتخاب رهبری بعد از امام اتفاق افتاد، از طرق مختلف از اظهارات امام نقل شد.

مورد دیگری علاوه بر آن موردی که در خبرگان مطرح شد، از قول زهرا مصطفوی دختر حضرت امام است که ایشان مستقیماً از خود حضرت امام شنیده بود و چند سال پیش هم طی مصاحبه‌ای از وی در مجله پاسدار اسلام چاپ شد. وقتی که خانم زهرا مصطفوی بعد از عزل آقای منتظری برای آینده رهبری احساس نگرانی می‌کند و می‌گوید برای آینده کسی را نداریم، امام بلافاصله و قاطعانه می‌فرمایند داریم، همین آقای خامنه‌ای.

از سوی دیگر خود برخوردهایی که ما از امام نسبت به مقام معظم رهبری شاهد بودیم، برخورد متفاوتی بود. مثلا معمولا هرروز 8 صبح ما خدمت امام (ره) بودیم که کارهای مربوط به دفتر و شأن مرجعیت امام و کارهایی که برعهده ما بود و باید به خدمت امام ارائه می‌کردیم انجام می‌شد. برنامه ما ثابت بود و بقیه ملاقات‌ها بعد از آن نیم ساعت، چهل دقیقه‌ای بود که ما خدمت ایشان بودیم.

تا آنجا که یادم هست درطول آن ده سال 2 بار امام برنامه ما را بهم زدند و فرمودند بگذارید برای بعد.یک مورد برمی‌گشت به دیدار با علمایی که هم سن و بعضا سن‌شان بالاتر از امام بودند. برای آن پیرمردها بالا رفتن از سربالایی دفتر مشکل بود که بروند بالا و بعد داخل بیایند و وقتی امام متوجه شدند فرمودند جمع کنید تا آقایان بیایند.

یک مورد هم درباره مقام معظم رهبری بود که وقتی متوجه شدند ایشان آمده است فرمودند جمع کنید تا ایشان وارد شوند. این برخورد کاملا متفاوتی بود. خیلی‌ها می‌آمدند و می‌نشستند تا برنامه ما انجام شود و احیانا ملاقات حسینیه انجام بگیرد تا نوبت آنها شود تا خدمت امام (ره) برسند. این یک استثنا بود در برخورد امام با مقام معظم رهبری بود که من خودم شاهد آن بودم.

نتیجه آن شاخص‌هایی که امام تعیین کردند، حتی اگر آن تاییدات و اشارات امام هم نبود، سیر تکاملی که خبرگان ما پیدا کرده بودند، بعد از خطایی که نسبت به آقا منتظری اتفاق افتاد، به جایی رسید که به صورت طبیعی بعد از رحلت امام  وجه غالب و اکثریت قاطع خبرگان در جمع بندی‌شان به این گزینه رسیدند و می‌دانید آن روز در مجلس خبرگان رهبری تنها کسی که با این گزینه مخالفت کرد، شخص مقام معظم رهبری بود.

ماجرای درخواست خانواده شهید مغنیه از

مقام معظم رهبری پشت تریبون آمدند تا مانع شوند و با عصبانیت عبایشان را کشیدند و قاطعانه و جدی مخالفت کرد و از این انتخاب ابراز نگرانی و ناراحتی کردند. البته مسئله خدا و عنایتی را که امام زمان به این انقلاب و نظام دارد را نباید نادیده گرفت. خدا نمی‌گذارد به انقلاب و نظامی که صدها هزار شهید و جانباز دارد و خون 220 هزار شهید پای این نظام ریخته شده آسیبی برسد. صاحب این انقلاب و نظام کس دیگری است. (همراه با گریه) خودشان سناریویی را اجرا کردند که این انقلاب صاحب دارد و او آن  را تدبیر می‌کند.

شما ده سال تلاش کردید  کسی را رهبر کنید، جانشین کنید، قائم مقام کنید ولی آن کسی که  صاحب اصلی انقلاب است به زبان حال گفت می‌دانم این به در نمی خورد، بنابراین سناریویی را اجرا می‌کنم تا او کنار برود و زمینه‌ای را فراهم کرد تا کسی در این جایگاه قرار بگیرد که از عهده کار بر بیاید و کشتی انقلاب  و رسالت سنگین بعد از رحلت امام که به مراتب پیچیده‌تر و سخت‌تر از دوران امام بود را به ساحل مقصود برساند.

تسنیم: آقای رحیمیان در آن زمان خیلی از شخصیت‌های دیگری مطرح بودند ولی مقام معظم رهبری از سوی مجلس خبرگان رهبری انتخاب شد؛ حضرت آیت‌الله خامنه‌ای چه شاخصه‌های علمی، مدیریتی و شخصیتی داشتند که رأی قاطع مجلس خبرگان بر روی ایشان بود؟

رحیمیان: ببینید  در یک سطحی شاهد بودند. پرونده پاک و بی‌آلایش زندگی یک فرد را که در دوران طلبگی، در دوران شورای انقلاب و دوران ریاست جمهوری هیچ تغییری در آن به وجود نیامده است. امام هم همینطور بودند، منهای مسائل حفاظتی از نظر زندگی شخصی، زندگی امام در دوران طلبگی، دورانی که مدرس بودند، دوران مرجعیت و دوران رهبری  تغییری در آن به وجود نیامده بود. این یکی از مشخصه‌های مقام معظم رهبری بود که همه به آن اذعان دارند.

بعد از 25 سال امروز هم دنیا شاهد آن است حتی دشمنان این را اذعان دارند. هر چهار پسر مقام معظم رهبری در این کشور مستأجر هستند و زندگی شخصی و خانوادگی ایشان، زندگی پاک، بی آلایش و تأثیرناپذیر از شرایط  و امکاناتی که برایشان پیش آمده است.

نکته دوم که بی ارتباط با نکته اول نیست، مسئله تدین و تقوای فوق العاده مقام معظم رهبری است. این هم برای همه محرز بود که از نظر التزام به مبانی دین و تمسک به احکام الهی  برو برگرد ندارد، یعنی همه وجودشان اسلام و توجه به خدا و احکام الهی است.

مسئله دیگر عدالت ایشان بود و هست. در عدالت ایشان هیچ کس شبهه‌ای نداشت. می خواهم بگویم حتی بعضی‌هایی که امروز در یک شرایط منفی بسیار بدی قرار گرفتند، نمی‌خواهم اسم بیاورم، یکی از همین‌هایی که در حصر است، در زمانی که احیاناً از آقا دلخور بود، خودش با قاطعیت به من می‌گفت که ما شایسته‌تر و با تقواتر از ایشان نداریم. یعنی از نظر تقوا و سایر شایستگی‌ها متعین بود و هست.

هر چند در اصلاحیه قانون اساسی  با نظر خود حضرت امام مسئله مرجعت برداشته شد و حضرت آقا در آن مرحله در جایگاه مرجعیت نبود ولی در اجتهاد ایشان شبهه‌ای نبود. یعنی عموم فضلا و خبرگان آگاهی داشتند که ایشان در مشهد یکی از بهترین مدرسان "رسائل" و "مکاسب" شیخ انصاری  بودند. این را ما از اساتیدمان دریافت کردیم که آن کسی که بتواند به خوبی این دو کتاب را تدریس کند قطعا مجتهد است، درحالی که این مربوط به دوره سی سالگی ایشان بوده است، یعنی اجتهاد مقام معظم رهبری بر می‌گردد به دوران طلبگی و حضور ایشان در حوزه در مشهد.

مقطعی که در قم بودند علاوه بر آن که جزو شاگردان حضرت امام بودند، به صورت خصوصی از شاگردان مرحوم آیت الله شیخ مرتضی یزدی پسر بزرگ مرحوم شیخ عبدالکریم یزدی بودند. معروف  بود که آقا مرتضی جزو نوابغ حوزه بود و ایشان از نظر علمی و استعدادی اعتقاد خاصی به مقام معظم رهبری داشتند که حتی من این نکته را از قول صبیه آقا شیخ مرتضی یعنی همسر حاج آقا مصطفی شنیده بودم که ایشان برای من تعریف‌های فوق العاده و مکرر از علاقه و اعتقاد حاج آقا مرتضی نسبت به مقام معظم رهبری داشتند.


به هرحال، بُعد علمی و اجتهاد ایشان برای هیچکس پوشیده نبود. این جامعیت از نظر علمی، قدرت بیان، خط فکری و سیاسی، برآزندگی به جایگاه رهبری همان چیزی که خود امام هم وقتی ایشان در سفر پاکستان بود به زبانش جاری شد که "می‌برازد به او رهبری".

تسنیم: در سفری که رهبر معظم انقلاب به پاکستان داشتند و آن استقبال از ایشان صورت گرفت، امام فرمودند...؟

رحیمیان: بله! سفر ایشان به پاکستان را در تلویزیون داشتند نگاه می‌کردند، آن  استقبال عظیم مردمی از ایشان را و آن ابهت وشوکت و عظمتی که در چهره ایشان به عنوان نماد عظمت جمهوری اسلامی و روحانیت شیعه در آنجا متجلی شد، بر زمان امام جاری شد که "می برازد بر او رهبری".

منظور، این چیزهایی بود که بر حسب شاخص‌های ظاهری عموم خبرگان به آن دست پیدا کرده بودند، از نظر جامعیت. ببینید این جامعیت در رهبری خیلی مهم است. خود حضرت امام هم در منشور برادری تصریح دارند که فقط مسئله مجتهد بودن در فقه و اصول کفایت نمی‌کند و شناخت دشمن و شناخت مسائل زمان نیز باید مورد توجه باشد. یعنی وقتی کسی می خواهد زمام جامعه اسلامی را با این همه دشمن خارجی و پیچیدگی‌های شرایط  زمان  در دست بگیرد، به صورت طبیعی اجماعی حاصل شد که هیچ کسی معدلش از نظر جامعیت به اندازه مقام معظم رهبری نیست. می‌خواهم بگویم حتی بعضی مخالفین گذشته و معاندین امروز به این مسئله مکرر اذعان کرده‌اند و من با گوش خودم شنیده‌ام. این لایه ظاهری قضیه بود.

البته لایه دومی هم در قضیه وجود دارد که به نظر من اصل مطلب آن است. این که خدا و امام زمان (عج) صاحب این انقلاب هستند. من از بعضی از خبرگان سؤال کردم که وقتی شما در 14 خرداد 68 به مقام معظم رهبری رأی دادید. این درخشش و نقش آفرینی بی بدیل مقام معظم رهبری در ادامه راه امام و صیانت از انقلاب در تصور شما می گنجید؟

آن شاگرد برجسته امام که الان بیمار است، انشاءلله خدا حفظ‌شان کند، اذعان داشت که دست دیگری هم در کار بود و ما را هدایت کرد و امروز بعد از پشت سر گذاشتن این همه طوفان‌ها می‌فهمیم که آن موقع ما نبودیم، دست دیگری بود که دل‌ها و ذهن‌ها را هدایت کرد و به جایی سوق داد که بتواند نقش هدایتگری این کشتی را در این طوفان‌ها به عهده بگیرد.

می‌خواهم بگویم که این قضیه برای ما ثابت شد که  صاحب انقلاب کس دیگری است. گفت 10 سال شما تلاش کردید برای کس دیگری، او به درد نخورد و ما او را کنار زدیم ودل‌ها را جهت دادیم به سمت آن کس که به درد می‌خورد تا او را برگزینند و انقلاب دوام پیدا کند و به این همه عظمت و شکوه برسد و راه امام ادامه پیدا کند و بسیاری از آرمان‌های حضرت امام در طول این مدت به وقوع بپیوندد.

امام خیلی چیزها را جهت داد و هدایت کرد ولی در زمان خودشان مسئله جنگ و انواع مسائل دیگر نگذاشت که آن آرمان‌های امام محقق شود. بسیاری از آرمان‌های امام به دست جانشین ایشان با پیگیری ایشان محقق شد. پیگیری مقام معظم رهبری بود که امروز در عرصه توسعه انس و ارتباط با قرآن در عرصه علمی و تکنولوژی، در خودکفایی  بسیاری از عرصه ها، در تسخیر فضا، در عرصه شکل‌گیری منسجم نیروهای نظامی و بسیجی و در عرصه مبارزه با اسرائیل و دشمنان. در واقع آن ایده‌ها و آرمان‌های امام بود که با هدایت جانشین امام به جنگ 33 روزه و پیروزی حزب‌الله علیه اسرائیل انجامید و همچنان این روند در عرصه‌های مختلف در حال ادامه و شکوفایی بیشتر است.

تسنیم: همانطور که اشاره کردید یکی از شاخصه‌های رهبر معظم انقلاب مدیریت ایشان در بحران است. بعد از اینکه حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در کسوت رهبری قرار گرفتند کشور هر چند سالی در بحران‌های فتنه قرار گرفت. در این بحران‌هایی که دشمنان به دنبال براندازی نظام بودند چه شاخص‌هایی در تدبیر و درایت مقام معظم رهبری بود که کشور توانست از این بحران‌ها عبور کند. مثلاً در فتنه سال 88 تدابیر مقام معظم رهبری به چه صورت بود که با کمترین هزینه بحران فتنه 88 را پشت سر گذاشتیم؟

رحیمیان: ببینید مدیریت مقام معظم رهبری دقیقا مبتنی و بر گرفته از قرآن است و منطبق با شیوه‌های مدیریت حضرت امام است. زیرا خاستگاه امام قرآن بود و هم خاستگاه تفکر آقا قرآن است. خاستگاه یکی است، هدف یکی است، بنابراین راهبردهای بین خاستگاه‌ها و رسیدن به هدف هم به صورت طبیعی انطباق دارد.

"إِن تَتَّقُوا اللَّهَ یَجعَل لَكُم فُرقانًا" وقتی که مبنا خدا باشد، تقوای الهی باشد و شاخص‌های قرآنی باشد خدا چشم را باز می‌کند، قدرت تشخیص خیر و شر عنایت می‌کند. وقتی کار برای خدا و منبعث از اوامر الهی باشد اطمینان و آرامش قلب ایجاد می‌کند. آدمی که متصل به خداست،  قطره‌ای که متصل به دریاست هیچ وقت دچار تزلزل و ترس و وحشت نمی‌شود. آرامشش برقرار است.

در سخت‌ترین شرایط هم آرامش امام را دیدیم و هم آرامش مقام معظم رهبری را که سرِ سوزنی در آن تزلزل یا دستپاچگی وجود ندارد. شاخصه آن هم شاخصه‌های قرآنی خیلی روشن است و بنابراین به فرمول‌های خیلی روشنی دست پیدا می‌کند. یکی از مسائل مهم در فتنه‌ها این است که عامه و توده مردم نسبت به واقعیت پی ببرند که ظرافت‌های خاص خود را دارد. در همین فتنه 88 با گذشت زمان مشخص شد که مدبرانه‌ترین کار آن چیزی بود که انجام شد. یعنی این تدبیر، مدارا و حفظ آرامش بود که حدود ده‌میلیون آدم که روز اول فریب شعارهای فریب‌کارانه آنها را خوردند، کم‌کم چشم‌شان باز شد، برگشتند و متوجه شدند نظام فریبکار نیست، بلکه اینها فریبکار هستند؛ متوجه شدند نظام متقلب نیست.

فهمیدند و اذعان کردند و حتی دشمنان اذعان کردند که در این گستردگی بیش از ده‌میلیون امکان تقلب در انتخابات نیست. متقلب آنهایی بودند که دم از امام زدند ولی دروغ گفتند و مردم را فریب دادند. مدعی خط امام و احیای خط امام بودند ولی از کسانی که عکس امام را پاره کردند و کسانی‌که شعارهای اصلی امام را زیر سوال بردند، دفاع کردند. خودشان چتر ادعاهای خود را باز کردند تا در زیر آن چتر شعار «نه غزه و نه لبنان» سر بدهند. چتری را گشودند که در زیر آن چتر «جمهوری ایرانی» بگویند. چتری را گشودند که در زیر آن چتر روز ماه رمضان آشکارا روزه‌خواری کنند.

چتری را باز نگه‌داشتند که در زیر آن چتر روز عاشورا آن جنایت‌ها را مرتکب شوند. چتری را باز نگه‌داشتند که در زیر آن چتر اصل ولایتِ فقیه را نفی کنند. این مدارا باعث شد که کم‌کم طیف گسترده‌ای از مردم که رأی داده بودند به این آقایان، براساس این‌که اینها می‌خواهند احیاگر خط امام باشند، چشم‌شان باز شد و راه صحیح را انتخاب کردند و غیر از یکی دو روز اول دیگر حضور پیدا نکردند و آنهایی ماندند که آن فجایع را در روز 16 آذر، روز قدس و روز عاشورا پدید آوردند. آنها کسانی بودند که اصلا رأی نداده بودند؛ نه به موسوی، نه به کروبی و نه به هیچ‌کس دیگر. آنها با ساماندهی شبکه‌های اجتماعی و دستگاه‌های جاسوسی غرب زیر چتر آقای موسوی و کروبی، آن فجایع را آفریدند و این آقایان تا آخر حاضر نشدند حساب خود را از این‌ها جدا کنند.

تسنیم: نمونه‌هایی از شاخصه‌های مدیریت ایشان را در بحران‌ها به خصوص در فتنه 88 به صورت مصداقی می‌توانید ذکر کنید؟

رحیمیان: اولاً خطبه بسیار جالب و روشنگر ایشان در نماز جمعه و ثانیاً ملاقاتی که با خود این آقایان گذاشتند و به تفصیل با ایشان صحبت کردند.

ایشان واقعاً حوصله زیادی به خرج دادند. البته شرایط سنی ایشان با شرایط سنی امام فرق می‌کرد. اگر امام بود حوصله این را نداشت که چهار ساعت و چند ساعت وقت بگذارد که نمایندگان این کاندیدا بیایند و بعد از آن بگوید هر چه می‌خواهد دل تنگتان بگویید و ملاحظه هیچ‌چیز را هم نکنید و آنها هم هر چه می‌خواستند گفتند و باز مقام معظم رهبری در آنجا پدرانه، صمیمانه و محبت‌آمیز دعوت به قانون و حرکت در چارچوب قانون کردند. بعد از آن مقام معظم رهبری در جریان انتخابات از اختیارات خاص خود در یک مورد استفاده کردند؛ البته خارج از مدار طبیعی قانون که آن هم البته براساس قانون بود و آن تمدید مدت رسیدگی به شکایات به نفع آنها بود.

یعنی اگر مقام معظم رهبری در یک‌مورد از اختیارات قانونی خود استفاده کرد، جایی بود که به نفع آنها بود. پنج روز فرصت رسیدگی به شکایات را تمدید کرد و توصیه‌هایی که به شورای نگهبان کردند و براساس آن توصیه‌ها شورای نگهبان یک هیات شش نفری را انتخاب کرد و رأی شورای نگهبان به‌عنوان افراد بی‌طرفی که خیلی‌های‌شان با این آقایان رفاقت و ارتباط داشتند که حلقه وصلی باشد برای ترمیم و خلأیی که این آقایان ایجاد کردند. بنده هم یکی از آن شش نفر بودم و ظرف آن چند روز همه تلاش‌مان را کردیم که آقایان بیایند و هر شبهه‌ای دارند، بگویند.

حالا گفتید تقلب؛ اگر ثابت شد تقلب شده، مدارک و اسناد را بررسی کنیم. می‌گویید تقلب نشده بلکه تخلف شده است. بسیار خوب مصادیق تخلف را بررسی کنیم. در جلساتی که ما با شورای نگهبان داشتیم قرار بر این شد که اگر واقعا به نقطه‌ای رسیدیم که از نظر قانون باید انتخابات ابطال شود، ابطال شود و شورای نگهبان هیچ حرفی نداشت. مکرر عرض کردم که آقایان مشت بسته خود را تا آخر برای کوبیدن نظام بسته نگه داشتند اما هرگز این مشت را باز نکردند چون اگر باز می‌شد معلوم می‌شد که چیزی جز توطئه علیه نظام در آن نیست. این فرایندی که مقام معظم رهبری طی کرد هم خطاب به کل مردم و هم خطبه‌های نماز جمعه، جلساتی که با کاندیدا و نمایندگان کاندیدا گذاشت، توصیه‌هایی که به شورای نگهبان کرد و همچنین تمدید مدت بررسی شکایات، شکل‌گیری هیات شش نفره و به صورت مستمر و پیگیر تبیین قضایا و مسائل و باز هم برخوردهای ایجابی و مثبت به عموم این افراد.

می‌خواهم به صراحت بگویم که بعضی‌ها که ادعا می‌کنند آنها را منزوی کردند، کسی آنها را منزوی نکرد و همه تلاش بر این بود که آنها در صحنه حفظ شوند. آنها خودشان انزوا را برگزیدند و کسی آنها را طرد نکرد و خودشان طرد شدند. کسی آنها را جدا از انقلاب نکرد و آنها خودشان جدایی و راه جدایی را انتخاب کردند. به نظر من مقام معظم رهبری برای اتمام‌حجت هیچ‌چیز کم نگذاشت؛ هم برای تبیین صورت مساله و واقعیت قضیه برای مردم و هم برای جذب این افرادی که در جریان فتنه قرار گرفتند و تا آخر هم ماندند که البته محدود هستند.

این را می‌دانم و برای من قطعی و روشن است که مقام معظم رهبری دلش نمی‌خواهد کسی جهنمی شود و از دایره انقلاب خارج شود. در طول این مدت تمام تلاشش را کرده که این افراد در متن انقلاب و متن نظام حفظ شوند. نتیجه آن هم این بوده که عموم کسانی که با انقلاب بودند امروز هم با نظام و مقام معظم رهبری هستند. اعضای شورای نگهبان که منتخب و منصوب امام بودند الان هم با آقا هستند. ائمه جمعه، نمایندگان و حتی بعضی از اعضای مجمع روحانیون که تا آخر هم عضو مجمع بودند مقام معظم رهبری آنها را حفظ کرده است. مرحوم آقای صدوقی پسر مرحوم شهید صدوقی امام جمعه یزد تا وقتی که رحلت کرد با اینکه عضو مجمع روحانیون بود ولی نماینده آقا و امام جمعه یزد بود. چندین نفر دیگر از آقایانی که یا عضو بودند، یا گرایش داشتند و در این مجموعه‌ها بودند، مقام معظم رهبری آنها را تا آخر حفظ کرد.

حتی آقای طاهری را در اصفهان و برای حفظ ایشان خیلی تلاش شد ولی دست‌هایی بود که عمدا ایشان را جدا کردند. حتی نامه‌ای که ایشان برای مقام معظم رهبری نوشت نامه‌ای بود که همه‌چیز را دگرگون می‌کرد. آن نامه را در خانهایشان پاره کردند و نگذاشتند. می‌خواهم عرض کنم وجه غالب علما و مراجع، مدرسین حوزه‌های علمیه و ائمه جمعه برجسته ما و منسوبین حضرت امام همچنان هستند.

اگر چهار تا معدود و انگشت شمار خودشان راه جدایی را انتخاب کردند این را تعمیم دهند که یاران امام منزوی شدند. این دروغی بزرگ است و یاران امام هرگز منزوی نشدند. آن کسانی منزوی شدند که خودشان منزوی شدند و راهی را طی می‌کنند که خودشان جرأت نمی کنند پایشان را در حرم امام رضا(ع) بگذارند. جرأت نمی‌کنند قدمشان را در حرم حضرت عبدالعظیم(ع) و حرم حضرت معصومه(س) بگذارند. جرأت نمی‌کنند در راهپیمایی روز قدس و 22 بهمن شرکت کنند. خودشان اینگونه خواستند و منفور مردم و منفور جامعه شدند. مانند لایه‌ای که کرم ابریشم به دور خود می‌تند تنیده‌های اطرافشان آدم‌هایی خاصی مثل خودشان هستند و فکر می‌کنند که همه دنیا آنها و همه دنیا مثل آنها هستند. همین که پایشان را  بیرون بگذارند و به جامعه و خیابان بیایند، آن‌وقت می‌بینند چه اتفاقی می‌افتد.


تسنیم: مقام معظم رهبری برخوردهای رئوفانه‌ای را با فتنه‌گران داشتند، به گونه‌ای که برخی از زندانیان به دستور ایشان آزاد شدند. شما نمونه‌هایی از این موارد را به یاد دارید؟

رحیمیان: بله! بله! موردی بود که کسی به‌خاطر توهین به ایشان دستگیر و سپس آزاد شد. امام هم همین‌گونه بود. شاید من صدها مورد خدمت امام گزارش دادم که کسانی به امام توهین و بعد طلب استغفار کرده بودند. نامه نوشته بودند که آن زمان نفهمیدیم، غیبت کردیم، تهمت و حرف بد راجع به شما زدیم. تا من می‌گفتم و جمله تمام نشده بود امام شروع به دعا کردن می‌کرد. حالا اینجا آن طرف نامه نوشته و اظهار پشیمانی کرده بود. اما اینجا آن طرف زندانی نامه ننوشته بود که اظهار توبه کند. مادر یا بستگان زندانی، نامه نوشته بودند که بچه ما به‌خاطر این قضیه دستگیر شده است. آقا نگفتند اگر استغفار کند؛ گفتند - چه پشیمان شده و چه نشده باشد به‌خاطر توهین به من - آزادش کنید.

تسنیم: از برخورد رئوفانه مقام معظم رهبری مصداق‌های دیگری که در این دوره 25 ساله باشد، خاطره‌ای دارید؟

رحیمیان: حالا این نسبت به کسی است که به ایشان توهین کرده است. نسبت بعضی از آقایان که به‌اصطلاح جزو آدم‌هایی هستند که شاید آرم خاصی بر آنها خورده و از منظر خیلی‌ها مثل ما آدم‌های منفوری هستند که حاضر نیستیم با ایشان احوالپرسی کنیم. من مکرر شاهد بودم که آقا آنها را در آغوش می‌گیرد و با آنها معانقه می‌کند و آنچنان گرم و صمیمانه با آنها برخورد می‌کند که من اصلاً متعجب می‌شوم. انگار رفیق شش دانگ و خالص و مخلص حضرت آقا هستند.

تسنیم: از کسانی که مخالفین است؟

رحیمیان: از کسانی که جزو مخالفین هستند و ما اصلا به آنها اعتقاد نداریم، مخالف‌شان هستیم و دوست‌شان نداریم ولی آقا با مهربانی و عطوفت برخورد می‌کند. یکی دیگر از دوستان ما که حالا متأسفانه وضعیت خوبی ندارد خودش می‌گفت وقتی من پیش ایشان می‌روم و در حضور ایشان قرار می‌گیرم احساس می‌کنم کنار امام و در عالم دیگری هستم.

وقتی بیرون می‌آیم، حالا تصورش نسبت به اطرافیان  یک چیز دیگر است، می‌بینم که انگار همه‌چیز به من سیخ و میخ می‌زند. آنجا که می‌روم انگار همان‌چیزی است که آرزو دارم و می‌خواهم و به آن اعتقاد دارم. همان و خودِ خودش است و همان امام است. حالا این‌که آقا نسبت به خوبان، خانواده شهدا و متدین و... آقا چگونه هستند خود یک داستان دیگری است.

تسنیم:  برخی از کسانی که از نزدیک با مقام معظم رهبری در ارتباط هستند، می‌گویند یکی از شاخصه‌های رهبری این است مقام معظم رهبری همه جریانات اعم از مخالفین و موافقین همه را در زیر چتر خود نگه می‌دارد و برخورد پدرانه‌ای دارد و در هیچ جناح و دسته‌ای هم قرار نمی‌گیرد. آقای حسینیان می‌گفت در جریان دوم خرداد حضرت آقا به ما تذکر می‌دادند و به جریان اصلاحات هم تذکر می‌داد. این نقش مقام معظم رهبری با چه راهبردی است؟ اگر نمونه‌هایی را دارید یا حتی خاطره‌ای دارید که این جریانات مختلف را مدیریت می‌کنند، بفرمایید.

رحیمیان: از نظر اسلام مسئله چپ و راست و این چیزهایی که وارداتی و تعبیرات واراداتی غربی است مطرح نیست. برای ایشان شاخص اصلی مسئله انقلاب، امام، قرآن و اسلام است؛ فرقی نمی‌کند. اگر کسی اسمش راست باشد و خارج از مدار دین باشد از نظر آقا مغضوب و مطرود است. حالا اسمش هر چه می‌خواهد باشد. در عین حال ممکن است کسی چپ باشد اما معتقد به راه امام و ملتزم به نظام، قانون اساسی و اصول خط امام باشد. من هیچ تفاوتی بین این افراد در جناح‌ها در قبال رهبری به هیچ‌وجه مشاهده نکردم و اصلا غیر قابل تصور است که رهبری برخلاف آنچه دشمن القا می‌کند عمل کند.

این دروغ است و این دسته‌بندی هایی است که رسانه‌های غربی و صهیونیستی القا می‌کنند و منافقین داخلی به آن دامن می‌زنند. این در حالی است که مقام معظم رهبری در جایگاه رهبری هیچ تفاوتی بین جناح‌ها قایل نیست؛ مگر بر اساس شاخص‌ها. یعنی یک آدم فاسق که اسمش راست باشد به همان اندازه منفور است که آدمی که اسمش چپ باشد و مرتکب گناهی و سقوط شود. من همین الان نفرات متعددی از کسانی که اسم جناح چپ بر آنهاست را می‌شناسم که از حدود بیست سال پیش تا به حال مقلد مقام معظم رهبری بوده‌اند و همواره وجوهات‌شان را از طریق بنده برای مقام معظم رهبری پرداخت می‌کنند.

می‌خواهم بگویم که این ارتباط دو طرفه است و حالا اسمش در طیف‌بندی‌ها و دسته‌بندی‌ها می‌گویند این چپ است ولی مقلد آقا است. فرد حساب سال خودش را دارد و خمس آن را به آقا پرداخت می‌کند. تقلیدش هم از آقا است. این حکایت از آن دارد که رهبری متعین در یک طیف خاص نیست. آقا به‌عنوان مرجع تقلید از هر دو طرف مقلدان فراوان دارد. به‌عنوان رهبر، رهبر همه جامعه است؛ حتی غیر مسلمانان. نگاه رهبری حتی برای اقلیت‌های اهل کتاب که در قانون اساسی به رسمیت شناخته شده‌اند به گونه‌ای است که نسبت به آنها هم جایگاه پدری و نقش پدری دارد.

همان‌طور که ما در قانون با افتخار می‌گوییم که براساس قانون اسلام یهودی، مسیحی، و مجوس می‌تواند برای تعیین سرنوشت خود در انتخابات شرکت کند رهبر هم برای تعیین سرنوشت خود هم می‌تواند یک رأی به صندوق بیندازد و چیزی فراتر از اینها است. همان نمازی که فرد مسلمان می‌خواند رهبر هم همان نماز را می‌خواند. همه در برابر قانون الهی و در چارچوب دین و قانون اساسی یکسان هستند. این را مردم شاهد هستند و خوشبختانه القائات دشمنان بی‌نتیجه مانده است؛ چراکه البته دشمن بیشتر از ما پی برده است که نقش ولی‌فقیه و ولایت فقیه اساسی‌ترین نقش در حدوث و بقای انقلاب بوده، هست و خواهد بود.

همه تمرکز دشمن زدن این ستون است اما گذشت زمان ثابت کرد که مردم ما بلکه همه مردم آزادی‌خواه جهان، شیعیان و مسلمانان، روز به روز اعتقاد و پیوندشان با این مبدأ الهی مستحکم‌تر شده و می‌شود و نشانه‌های آن را هم دیدیم در تدبیری که در همین انتخابات سال 92 انجام دادند همه دنیا تصور می‌کردند که بعد از فتنه 88 دیگر در ایران امکان برگزاری انتخابات نباشد ولی امکان‌پذیر شد. همه فکر می‌کردند انتخاباتی پر از آشوب خواهد شد و زمینه‌هایی که در فتنه 88 فراهم شد. اتفاقا آرام‌ترین انتخابات بعد از دوران انقلاب برگزار شد به گونه‌ای که حتی قطره‌ای خون از دماغ کسی نریخت. انتخاباتی انجام شد که یک حضور فوق‌العاده، هم کمیت و هم کیفیت حضور فوق‌العاده بود.

همه دنیا اعلام کردند برنده واقعی انتخابات، مردم و شخص رهبری بود. با شیوه مدیریتش در انتخابات دنیا به‌گونه‌ای نتیجه‌گیری کرد که بهترین و شیواترین و دقیق‌ترین تدبیرها برای مدیریت کشور اعمال شد و همه آن تبعات منفی و القائات خبیثانه سال 88 القا شده بود خنثی شد. انتخاباتی که پیروزش با هفت دهم درصد اختلاف مشخص شد؛ چون بنده هم جزو شورای اجرایی نظارت بر انتخابات بودم و آنجا لحظه به لحظه آمار رسید. اصلا تصور اینکه یک سرِ سوزن مسئله‌ای و واقعیتی نادیده گرفته شود به ذهن احدی خطور نمی‌کرد. با هفت دهم درصد یعنی کمتر از یک درصد که یک کاندیدایی رأی اضافه آورد از پنجاه درصد.

برای دنیا ثابت شد که در این کشور حتی برای کمتر از یک درصد کسی انتخابات را زیر سوال نمی‌برد. همه تبریک گفتند. همه ملتزم به قانون هستند و این‌که سیزده میلیون رأی را جابجا کنند اصلا برای  این نظام امکان‌پذیر نیست. هفتصد هشتصد هزار نفر آدمی که همیشه هم ثابت بودند و در بسیاری از صندوق‌ها هم چپ و راست ندارد. به‌علاوه نمایندگان کاندیداها این اوج عظمت انقلاب و نظام و ثبات و پایداری نظام و نقش بی‌بدیل رهبری را در هدایت نظام به اثبات رساند. گام به گامش از جمله گام  انتخابات سال 88 و از جمله مساله چگونگی مدیریت برخورد با غرب و دشمنان کینه توزمان در مسئله مذاکره 1+5 که باز به یقین بازنده این مذاکرات غرب است و برنده این مذاکرات ایران اسلام و در رأسش رهبری برنده خواهد بود.

تسنیم: با اجازه شما آخرین سؤالم را در مورد برخورد رهبر معظم انقلاب با خانواده شهدا بپرسم. مخصوصا برخوردی که با خانواده شهید عماد مغنیه داشتند...

رحیمیان: از سفر لبنان برگشته بودم . خدمت آقا رسیدم عرض کردم خانواده شهید مغنیه درخواست سجاده شما را دارد و آقا بلند شدند و مهر و سجاده و هر آنچه در آن بود، همه را تا زدند و گفتند به آنها بدهید. یا روزهای چهارشنبه هم که ملاقات معدود دارند و خانواده شهدا می‌آیند. در جلسه ای پدر شهیدی از محبت فوق‌العاده‌ای که داشت آقا را اذیت کرد و آمد که دست آقا را ببوسد انگشتر آقا را گرفت و بنا کرد به کشیدن. آقا به شوخی گفتند داری دست و انگشت مرا از جا می‌کنی! [با خنده] با زور انگشتر آقا را از دستش درآورد و گوش هم نکرد که آقا دردش می‌آید و آن انگشتر را گرفت. یکی دیگر چفیه را گرفت. یکی گفت آقا عبایتان را به من دهید آقا وقتی از جلسه بیرون رفت بدون عبا، چفیه و بدون انگشتر بود. با آن اذیتی که پدر شهید از روی محبت کرد  فکر کردیم مثلاً ممکن است آقا حوصله‌اش سر رفته باشد و ملاقات با خانواده شهداء فاصله‌ای بخورد و دیدیم آقا باز هفته بعد برای خانواده شهدا ملاقات گذاشته است. این انس آقا است.

در بجنورد یک شب خدمت آقا رفتیم و تعدادی زیادی خانواده شهید را در منازلشان دیدار کردند. آخر شب که به محل اقامت آقا برگشتیم و می‌خواستیم جدا شویم و از ماشین پیاده شویم، آقا فرمودند کیف کردید؟ یعنی خودش آنقدر از دیدار خانواده شهدا کیف کرده بود که از ماهم این سوال را فرمودند. می‌خواهم بگویم یکی از بالاترین لذت های مقام معظم در  معاشرت هایشان دیدارهایشان با خانواه شهدا و جانبازان است. یک دنیا خاطره داریم که وقت جداگانه‌ای را می طلبد از آن عشق متقابل امام و امت آن عشق متقابل که امام نسبت به خانواده شهدا دارند و آنها هم نسبت به آقا دارند. واقعا فضای بی‌نظیری است. در عالم ائمه را کنار بگذارید و در دنیای امروز مادی فکر نکنم چنین صحنه‌هایی که من مشاهده کردم با امام و خانواده شهدا و این آقا و مردم و مخصوصا خانواده شهدا صحنه‌هایی این چنین در صفحه روی زمین وجود ندارد.

منبع: مشرق نیوز


:: مرتبط با: آقا از نگاه دیگران , خاطـــــــرات ,
:: برچسب‌ها: امام خامنه ای , شهید , رهبر ,
ن : Khangoli
ت : پنجشنبه 1393/03/15
مشروح سخنرانی حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در مراسم سالگرد ارتحال امام خمینی(ره):

حمله نظامی امروز از نظر آمریکایی‌ها یک اولویت نیست/ ایران در سیاست‌های منطقه حرف اول را می‌زند + صوت و تصاویر

رهبر معظم انقلاب اسلامی در مراسم بیست و پنجمین سالگرد ارتحال امام خمینی(ره) تاکید کردند:‌ جمهوری اسلامی امروز در سیاست‌های منطقه حرف اول را می‌زند و در مقابل رژیم غاصب و مورد حمایت زورگویان عالم یک تنه می‌ایستد، با ظالم نمی‌سازد و از مظلوم دفاع می‌کند.
به گزارش خبرنگار سیاسی باشگاه خبرنگاران، صدها هزار نفر از دلدادگان و عاشقان حضرت روح‌الله از سراسر کشور در بیست و پنجمین سالگرد رحلت معمار کبیر انقلاب اسلامی در جوار مرقد نورانی آن حضرت، جلوه‌هایی از شکوه، ایستادگی، عزت و عشق به آرمان‌های انقلاب اسلامی را به نمایش گذاشتند و با آن عزیز سفر کرده پیمانی دوباره بستند.




حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در این مراسم به ایراد سخنرانی پرداختند و رهنمودهای خود را در سه محور کلی بیان کردند.

رهبرانقلاب در مراسم سالگرد ارتحال امام خمینی تاکید کردند: عرایضم را در این روز به یادماندنی در سه بخش عرض میکنم: بخش اول واقعیت مهمی درباره جمهوری اسلامی، بخش دوم توصیف کوتاهی از مکتب ماندگار امام و بخش سوم ۲چالش مهم سر راه ملت و نظام ایران.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای تصریح کردند:‌ اگر دشمن خیال کند که بیداری اسلامی را سرکوب کرده، ‌این هم یکی دیگر از خطاهای آنها خواهد بود، بیداری اسلامی ممکن است در بخشی سرکوب شود اما بلاشک ریشه کن نمی‌شود و گسترش خواهد یافت.

ایشان افزودند: جمهوری اسلامی امروز در سیاست‌های منطقه حرف اول را می‌زند و در مقابل رژیم غاصب و مورد حمایت زورگویان عالم یک تنه می‌ایستد، با ظالم نمی‌سازد و از مظلوم دفاع می‌کند.

رهبر معظم انقلاب اسلامی در ادامه تاکید کردند:‌ در مکتب امام قدرتی که از تقلب و اعمال زور حاصل شده باشد مورد قبول نیست، اما اقتدار برخاسته از انتخاب مردم معنا دارد و در مقابل قدرت مشروع نباید کسی سینه سپر کند،‌ اگر چنین کرد اسم او فتنه است.

ایشان تصریح کردند: بیست و پنج سال از رحلت امام عظیم الشأن می‌گذرد ولی شور و اشتیاق برای شنیدن درباره امام و دانستن از او کم نشده است. نه تنها در کشور ما، بلکه در دنیای اسلام، جوانان عصر ارتباطات و عصر اینترنت، که با مسائل دور از محیط خود به راحتی ارتباط می‌توانند بگیرند، دنبال این هستند که درباره معمار این بنای عظیم مطالب بیشتری بدانند.

رهبر معظم انقلاب اسلامی تاکید کردند:‌ پدیده مردمسالاری دینی، نظریه ولایت فقیه، اینها مسائلی است که برای محیط‌های فکری دنیای اسلام، حائز اهمیت و دارای جاذبه است. دشمنان ما تلاش گسترده‌ای را از روزهای اول آغاز کردند و خود این دشمنی گسترده، به ما کمک کرده است تا حس کنجکاوی را در مستعمان و مخاطبان در سراسر دنیا برانگیخته است.



ایشان تصریح کردند: یک جبهه پرقدرت غربی در مقابل  جمهوری اسلامی ۳۵ سال است که هرکاری از دستش برآمده کرده است، اما در مقابل، جمهوری اسلامی در برابر این همه هجمه و این همه مخالفت خشن و بی ملاحظه، هم از بین نرفت و هم دچار محافظه کاری نشد و هم به غرب باج نداد و روز به روز هم پیشرفت کرد. این آن چیزی است که ماهیت این کنجکاوی را تشکیل می‌دهد.
 

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای افزودند: درباره امام خیلی حرف زده شده است، شاید بعضی‌ها خیال کردند ما با اغراق و مبالغه حرف می‌زنیم. ولی نه، آنچه گفتیم درباره ایشان نه اغراق است و نه مبالغه، بلکه تنها بخشی از واقعیت است. بیش از آنچه توصیف کردیم و توانستیم ارائه دهیم، امام بزرگوار و عزیز ما دارای مضمون و معنا و مغز بود.

ایشان خاطرنشان کردند: نقشه امام نقشه‌ای نبود که فقط از ذهن انسان صادر شود. قطعا موید من عندالله بود. خود امام این را می‌دانست و به آن معترف بود. خود ایشان می‌گفت آنچه پیش آمده با دست قدرت الهی است و برای رسیدن به هدف باید راه را گم نکنیم. برای اینکه راه را گم نکنیم باید نقشه اصلی و اساسی جلوی چشم ما باشد. نقشه امام، کار اصلی امام، بنای یک نظم مدنی سیاسی بر اساس عقلانیت اسلامی بود. مقدمه لازم این کار این بود که نظام پادشاهی که هم فاسد بود هم وابسته بود و هم دیکتاتور و مستبد بود و رای مردم و خواست مردم برایش مطرح نبود.

رهبر فرزانه انقلاب تاکید کردند: در بنای نظم مدنی و سیاسی موردنظر امام، دو نکته اساسی وجود دارد که به هم پیوند خورده و دو روی یک حقیقت است. یکی عبارتست از سپردن کار کشور به مردم از طریق مردمسالاری و انتخابات و دوم اینکه این حرکت که خود از اسلام سرچشمه گرفته بود واگر انتخابات و مردمسالاری و تکیه به آرای مردم جزو دین نمی‌بود و از شریعت اسلامی استفاده نمی‌شد، امام هیچ تقیدی نداشت؛ آن شخصیت صریح و قاطع مطلب را بیان میکرد. این جزو دین است. لذا در همه قانون گذاری‌ها و رفتارهای عمومی که تابع این نظم سیاسی و مدنی است، باید شریعت اسلامی رعایت شود و گردش کار در این نظام به وسیله مردمسالاری است.

مقام معظم رهبری ادامه دادند:‌ هیچ قدرت و غلبه‌ای در مکتب امام که از تقلب و از اعمال زور حاصل شده باشد مورد قبول نیست. در نظام اسلامی قهر و غلبه معنا ندارد. قدرت معنا دارد، اقتدار معنا دارد، اما اقتدار برخاسته از اختیار و انتخاب مردم. اما در مقابل قدرت مشروع نباید کسی سینه سپر کرده و قهر و غلبه کند. اگر چنین کاری کرد اسم او فتنه است.

ایشان تصریح کردند: در دوره و زمان ما، مصداق اتم مظلومیت ملت فلسطین بود که دیدید امام از روز اول تا آخر عمر راجع به فلسطین تاکید و تکیه و حمایت کرد و وصیت کرد که این مساله را ملت ایران و مسئولان کشور فراموش نکنند و  آیا کار بزرگ امام ادامه پیدا خواهد کرد و بخش‌های خالی این جدول که به طور طبیعی قرار دارند، پرخواهد شد؟ این بستگی دارد به اینکه من و شما چقدر همت کنیم و چقدر آگاهی نشان دهیم و چقدر آن خط روشن را مراعات کنیم و در آن حرکت کنیم. با این ملتی که ما داریم مشاهده می‌کنیم، خانه‌های خالی پرخواهد شد و کارهای بزرگ انجام خواهد گرفت و این ملت به اذن الله و حول و قوه الهی به اوج قله‌ها خواهد رسید.

رهبر انقلاب در ادامه اظهارداشتند: راه ما مثل همه راه‌های مهم که به سمت هدف‌های بزرگ کشیده شده، چالش‌ها و موانعی هم دارد. دو چالش را من ذکر می‌کنم: اما باید جوانان و فرزانگان و زبدگان فکری ما روی هرکدام این سرفصل‌ها و بخش‌ها فکر و کار کنند و مطالعه کنند. نه فقط بحث‌های ذهنی شبه روشنفکری، بلکه بحث‌های راهبردی و عملیاتی، جوانان از ما خیلی بهتر و آماده ترند ان‌شاءالله اینها را دنبال خواهند کرد.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای افزودند:‌ همه کشورهای دنیا و همه جریان‌های سیاسی و اجتماعی و اقتصادی عالم و همه آدم‌ها و شخصیت‌های برجسته و ممتاز و نشان دار عالم از این سه قسم به نظر آمریکایی‌ها خارج نیستند: یا سرسپرده و گوش به فرمانند، یا مستقلی هستند که باید با آنها مدارا کرد و یا اینکه نافرمان هستند و دلیری نشان می‌دهند و جور دیگر باید با آنها رفتار کرد. 

ایشان خاطرنشان کردند: سیاست آمریکا در برابر کشورهای گوش به فرمان، حمایت کامل است. البته حمایت مفت و مجانی نیست. البته اگر چنانچه رفتاری از آنها سرزد که در عرف جهانی زشت بود آن رفتار را محکوم نکرده و بلکه دفاع و توجیه هم میکنند. مثلا کشورهای مستبدی هستند که با نظام‌های ارتجاعی به شدت استبدادی اداره می‌شوند ولی آمریکایی‌ها وقتی می‌خواهند اینها را توصیف کنند نمی‌گویند دیکتاتور، میگویند کشورهای پدرسالار هستند!




رهبر معظم انقلاب تاکید کردند:‌ کشورهایی هستند که سیاست و نقشه آمریکا مدارای با آنهاست. یعنی فعلا منافع مشترکی با آنها تعریف کرده و آنها را در کنار خود قرار می‌دهد اما وقتی فرصتی یافت خنجر را از پشت به قلب آنها می‌کوبد. مثل کشورهای اروپایی. بنده فهمم از مسائل سیاست این است که اروپایی‌ها در یک خطای بزرگ راهبردی هستند که خود را در خدمت آمریکا قرار دادند. منافع آمریکا را رعایت می‌کنند ولی آمریکا منافع آنها را رعایت نکرده و نخواهد کرد.

ایشان تصریح کردند:‌ دسته سوم کشورهایی هستند که زیر بار آمریکا نمی‌روند،‌ سیاست آمریکا درباره اینها این است که از هر وسیله ممکن باید علیه این کشورهای نافرمان استفاده کرد. هیچ حد و مرزی نمی شناسند. اگر شما دیدید کشوری در مقابل آمریکا نافرمان است و آمریکا حمله نظامی یا تحریم مثلا نمیکند بدانید یک اشکالی آنجا وجود دارد، یعنی مانعی هست. این کشور نافرمان تنها جرمش هم این است که حاضر نیست به آمریکا باج داده و منافع او را برخودش مقدم بدارد.
 
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای اظهارداشتند: حمله نظامی امروز از نظر آمریکایی‌ها یک اولویت نیست. فهمیدند که در قضیه عراق و افغانستان که تهاجم نظامی کردند، ضرر کردند. لذا از حرکات نظامی می توان گفت منصرف هستند و راه‌های دیگر دارند که یکیشان این است که پیشبرد هدف‌های خود را در آن کشور مورد نظر، به عناصر داخلی همان کشورها بسپرند.

ایشان در تشریح چالش درونی گفتند:‌ چالش درونی برای ملت ما عبارتست از اینکه روحیه و جهت نهضت امام بزرگوار را از نظر دور بداریم و فراموش کنیم. جبهه دشمن و دوست را مخلوط کنیم و نفهمیم دشمن و دوست کدام است. یا در شناخت دشمن اصلی و فرعی اشتباه  کنیم. گاهی یکی با شما دشمنی میکند، اما اگر دقت کنید دشمنی او دشمنی اصلی نیست، تابعی است از یک عامل دیگر. والا اگر با دشمن فرعی سینه به سینه شود، هم قوا تحلیل میرود و هم نتیجه کار مطلوب نخواهد شد.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای تاکید کردند:‌ امروز در بخش‌هایی گروه‌های تکفیری علیه اسلام و شیعه و تشیع تلاش می‌کنند کارهای بد و زشتی می‌کنند. اما اینها دشمنان اصلی نیستند. دشمن اصلی آن کسی است که اینها را تحریک می‌کند و پول در اختیارشان می‌گذارد و وقتی انگیزه اینها ضعیف شد، به وسایل گوناگون آنها را انگیزه دار کرده و تخم شکاف را بین آن گروه نادان و مردم ایران می‌افشاند. 

ایشان افزودند: مکرر گفتیم این گروه‌های بی عقلی که به نام سلفی گری و تکفیر و به نام اسلام با نظام جمهوری اسلامی مقابله می‌کنند که اینها را دشمن اصلی نمی‌دانیم. اینها را فریب خورده می‌دانیم. لَئِن بَسَطتَ إِلَیَّ یَدَکَ لِتَقْتُلَنِی مَا أنا بِباسطٍ یَدِیَ إِلَیْکَ لِأَقْتُلک إِنّی أَخَافُ الله رَ‌بّ الْعَالَمین. اگر اینها خطا می‌کنند و اشتباه می‌کنند و کمر به قتل برادر مسلمان خود می‌بندند، ما آنها را کسی نمی‌دانیم که کمر به قتل آنها ببندیم؛ البته از خود دفاع می‌کنیم، هر کسی به ما حمله کند با مشت محکم ما مواجه می‌شود.
رهبر معظم انقلاب اسلامی در پایان خاطرنشان کردند: سرگرم شدن به اختلافات فرعی و سطحی در داخل کشور، و در مقابل هم قرار دادن و تعارض ایجاد کردن و غافل کردن از خطوط و مسائل اصلی، یکی از مصادیق چالش داخلی است. از دست دادن انسجام ملت از چالش‌های ماست. دچار شدن به تنبلی و بی روحیه‌گی، دچار شدن به کم‌ کاری و دچار شدن به یاس و ناامیدی. باید عزم داشته باشیم، عزم  ملی و مدیریت جهادی می‌تواند این گره‌ها را باز کند. جوانان عزیز و نخبگان و فضلای ما باید بنشینند این مسائل را بررسی کنند. 


باشگاه خبرنگاران



:: مرتبط با: بیانات آقا ,
:: برچسب‌ها: امام خامنه ای , بیانات ,
ن : Khangoli
ت : چهارشنبه 1393/03/14
خاطراتی به قدمت شش دهه؛

ماشین مقام معظم رهبری قبل از انقلاب چه بوده است؟/ آقا با چه کسی در دوره طلبگی هم حجره بوده اند؟

در آن زمان ایشان یک ماشین پیکان استیشن یا شبیه آن در اختیار داشتند که پدر و خانواده را با آن به تبریز آورده بودند، رانندگی ماشین هم یکی دوبار که من دیدم، به عهده خود ایشان بود
به گزارش مشرق - متن زیر بخشی از کتاب منتشر نشده حدیث روزگار؛ خــاطــرات مستند استاد سیدهادی خسروشاهی درباره مقام معظم رهبری است که با عنایت استاد در اختیار هفته نامه پنجره قرار گرفته است تا در پرونده ربع قرن رهبری منتشر شود.

آشنایی ما با آیت الله خامنه ای چگونه رقم خورد؟
والد ماجد بنده، مرحوم آیت‎الله سیدمرتضی خسروشاهی، از مجتهدین بنام و صاحب رساله آذربایجان و از علمای مبارز ضد‎ رضاخانی در تبریز بود و به همین دلیل، در جریان کشف حجاب، در سال 1314، به‎همراه چند نفر دیگر از علمای معروف تبریز، دستگیر و به سمنان تبعید و در آنجا زندانی شدند ... پس از ماه‎‎‎ها که در زندان بودند، سرانجام به‎طور مشروط آزاد و به مشهد مقدس تبعید شدند و مدتی طولانی در آن شهر ماندند ... همین امر، موجب آشنایی و الفت ایشان با علما و بزرگان مشهد شد ... .

... مرحوم ابوی پس از سقوط رضاخان، به تبریز مراجعت کردند ولی بعضی از علمای آذربایجانی مانند مرحوم آیت‎الله حاج شیخ غلامحسین تبریزی و آیت‎الله آقا سیدجواد تبریزی که خود قبلا به مشهد آمده بودند، هم‎چنان در این شهر مقدس به قصد اقامت دائم ماندند. از آن تاریخ به بعد، والد محترم، همه ساله در تابستان و به‎طور مرتب، برای زیارت مرقد شریف امام‎رضا (علیه‎السلام) به مشهد سفر می‎کرد و به مدت یک ماه در آنجا اقامت می‎نمود و من هم که آخرین فرزند بودم، در این سفر‎‎ها همراه ایشان بودم.

ما هر سال همراه پدر و مادر، عازم مشهد می‎شدیم و در مسافرخانه سید محترمی به نام آقا میرکاظم از خدام معروف آستان قدس که در کوچه‎ای مقابل کوچه مسجد گوهرشاد قرار داشت، یک ماه می‎ماندیم. آقاسیدکاظم تابستان هرسال، در ماه خاصی آن تک واحدی را اجاره نمی‎داد و برای پدر من یا میهمان همه ساله خود نگه می‎داشت. پس از ورود به مشهد، به‎طور طبیعی در حرم مطهر یا بیرون، بعضی از علما پدر را ملاقات می‎کردند و دیدار‎‎ها شروع می‎شد. کسانی که به علت تکرار دیدار همه ساله، نامشان را به‎خاطر دارم عبارت بودند از: آیت‎الله سیدیونس اردبیلی، آیت‎الله سبزواری، آیت‎الله شیخ احمد کفایی، آیت‎الله سیدجواد تبریزی، آیت‎الله شیخ غلامحسین تبریزی، آیت‎الله قمی، آیت‎الله سیدمحمود علوی و ...

علاوه بر دیدارها، در بازدید‎‎ها هم من نوعا همراه پدر بودم و یادم هست در آن سال تازه معمم شده بودم. در منزل آقاسیدجواد رفتیم و سید جوانی برای ابوی و حقیر چای آورد که ایشان، سیدعلی آقا خامنه‎ای بود و به‎نظرم این در سال 1330 یا 1331 بود چون در سال 1332، پدر رحلت کرد و سفر سالانه ما به مشهد قطع گردید و بعد هم من به قم آمدم ...



اولین دیدار مفصل با آیت الله خامنه ای
آشنایی من، پس از آن دیدار نخستین و درواقع عبوری غیرمعرفتی، قطع شد و دو سه سال بعد، شاید سال 1334 یا 1335 بود که من طلبه قم شده بودم. به‎نظرم همراه یکی دو نفر از دوستان و طلاب حوزه علمیه قم با اتوبوس عازم مشهد شدیم ... دوستان، اقوام یا آشنایانی در مشهد داشتند که به‎سراغ آن‎‎ها رفتند و من عازم مسافرخانه «صادق بستنی»، اخوی مرحوم علامه شیخ محمدتقی جعفری شدم که همشهری ما بود و ابوی بنده را هم خوب می‎شناخت و با اخوی من مرحوم آیت‎الله آقاسیداحمد خسروشاهی نیز آشنا و رفیق بود و خود نیز از اهل فضل و شعر و ادب به شمار می‎رفت.

...صبح روز بعد، به مدرسه نواب که تقریبا روبه‎روی مسافرخانه صادق بستنی قرار داشت رفتم و در آنجا قدم می‎زدم تا دوستی یا آشنایی را ببینم که ناگهان با سیدعلی آقای خامنه‎ای روبه‎رو شدم که همراه آقای سید جعفر شبیری زنجانی به مدرسه آمدند و من سلام کردم. آقای خامنه‎ای پس از احوالپرسی پرسیدند: شما کی آمدید و کجا هستید؟ گفتم دیشب آمدم و در مسافرخانه روبه‎رو هستم. گفتند چرا مسافرخانه؟ حجره ما در این مدرسه خالی است و شب‎‎‎ها هم کسی نیست، ما فقط روز‎‎ها می‎آییم. شما بیایید اینجا، هم در کنار دوستان تنها نیستید و هم سروصدا و مشکلات مسافرخانه را ندارید. من هم که از خدا می‎خواستم جایی پیدا کنم که هم راحت باشم و هم شبی 15 ریال کرایه تخت ندهم! فوری پذیرفتم و رفتم ساک و کیف خود را از مسافرخانه برداشتم و به مدرسه آوردم و در حجره ایشان، مستقر شدم و آن سال، تا مراجعت به قم در همان مدرسه ماندم و البته تقریبا همه روزه حضرت آقای خامنه‎ای و اخوی بزرگشان، حضرت آقای سیدمحمد خامنه‎ای به مدرسه می‎آمدند و آن‎‎‎ها را می‎دیدیم و با دوستانی که از قم آمده بودند و به مدرسه می‎آمدند، مأنوس می‎شدیم.

بعد هم در همان سال‎ها، ایشان برای ادامه تحصیل به حوزه علمیه قم آمدند و در مدرسه حجتیه که بنده نیز حجره‎ای در آن داشتم، سکونت کردند و به‎طور طبیعی آشنایی بیشتر شد و تبدیل به دوستی گردید.

ماجرای نامه آیت الله طالقانی و مهندس بازرگان به محمدتقی شریعتی
من هم نوعا تابستان‎‎‎ها یا به تبریز یا مشهد می‎رفتم. یکبار مرحوم آیت‎الله طالقانی و شادروان مهندس مهدی بازرگان نامه‎ای با امضای مشترک به جناب آقای شیخ محمدتقی شریعتی مدیر مسئول «کانون نشر حقایق اسلامی» نوشته بودند که در مشهد به ایشان بدهم و من پس از دیدار با آیت‎الله خامنه‎ای، گفتم که نامه‎ای برای آقای شیخ محمدتقی شریعتی دارم و آدرس کانون را بلد نیستم؟ ایشان گفتند شما شاید به تنهایی نتوانید آنجا را پیدا کنید. بعد از ظهر من می‎آیم با هم می‎رویم.

بعدازظهر آمدند، همراه ایشان پیاده یا با درشکه ـ ‎خاطرم نیست ‎ـ رفتیم. فکر کردم شریعتی یک شیخ و یکی از علمای معمم است ... اما وقتی به کانون رسیدیم، با یک فرد کت و شلواری شاپو بر سر، ولی عبا بر دوش! روبه‎رو شدم که آقای خامنه‎ای گفت ایشان آقای شریعتی است.

جوان‎‎‎ها و دانشجویانی که در آنجا نشسته بودند، تقریبا اعتنا یا توجهی به ما و به قول آیت‎الله خامنه‎ای: «دو تا سید لاغر عینکی!» نکردند تا به نزد آقای شریعتی که در آن بالا نشسته بود رسیدیم و سلام کردیم. البته ایشان با آیت‎الله خامنه‎ای آشنایی داشت ولی حقیر را نمی‎شناخت ... و من نامه را دادم. ایشان نامه را باز کرد و خواند و بلافاصله احترامات آغاز شد، یعنی شاید در آن نامه اشاره‎ای به حقیر شده بود ... و وقتی ایشان به احترام و تجلیل پرداخت، دانشجو‎‎ها یا جوانان حاضر هم برخورد محترمانه‎تری پیدا کردند! بعد با آقای شیخ محمدتقی شریعتی کمی صحبت کردیم و عازم رفتن بودیم که ایشان گفتند. خب! آقایان در نامه نوشته‎اند که شما با بچه‎‎‎های کانون هم آشنا بشوید و ملاقاتی داشته باشید و آن‎‎‎ها به دیدار شما بیایند.

گفتم من در مدرسه نواب، حجره جناب آقای خامنه‎ای هستم. هر وقت دوستان تشریف بیاورند، در خدمت هستم. شاید یک روز بعد برای دیدار بیشتر خود آقای شیخ محمدتقی شریعتی، به منزل ایشان رفتم که علی شریعتی هم در آنجا حضور داشت و نامبرده در پایان ملاقات خبر داد که همراه چند نفر از دانشجویان به دیدن بنده خواهند آمد. از میان آن عده، نام خود علی شریعتی، مهدی مظفری، دکتر سرجمعی و عرب‎زاده به یادم مانده است. آقای خامنه‎ای وقتی از موضوع مطلع شدند برای پذیرایی از آن‎‎‎ها چون وسایل کافی برای چای درست کردن به‎نظرم در حجره نبود، دو تا خربزه مشهدی خریده بودند که صبح زود همراه خود به حجره آوردند! ... من فکر کردم که میهمان‎‎‎ها زیاد باشند و دو تا خربزه کافی نباشد، لذا به ایشان گفتم: «علی آقا! این‎‎‎ها که نمی‎بیند!؟» درواقع کلمه «گورمز» ترکی را به فارسی ترجمه کرده و به‎کار بردم که در زبان ما دو معنی ‎دارد: یکی «کافی نیست» یا کم است و دیگری «نمیبیند!» و چون بنده تازه مکالمه‎ فارسی را یاد می‎گرفتم و هم‎چنان در کاربرد ترجمه لغات ترکی به فارسی مشکل داشتم، دچار این اشتباه شدم ... علی آقا خنده ملیحی کرد و گفت: قرار نبود که خربزه‎‎‎ها ببینند؟ اگر مرادتان این است که «کم» است. خوب اگر کم آمد، بقالی نزدیک است، دو مرتبه می‎خریم!

اخوی ایشان آیت‎الله سیدمحمد خامنه‎ای هم که گویا در آن دیدار حضور داشت، بعد‎‎ها در سفری به رم که برای شرکت در اجلاس بین‎المللی مجالس، همراه هیئتی از مجلس شورای اسلامی به ایتالیا آمده و میهمان من بودند، وقتی داستان فوق را برای دوستان نقل کردم، گفتند: البته جمله دیگری هم موقع اذان ظهر گفتید که شبیه همین بود. بعد افزودند: شما آن وقت‎‎‎ها اول وقت نماز می‎خواندید و چون برای ناهار دوستان، کباب سفارش داده بودیم و آن را آوردند، اما در آن هنگام، صدای اذان از بلندگوی صحن بلند شد و شما بلافاصله عازم نماز شدید و گفتید که من می‎روم نماز، لطفا «پای مرا نگه دارید!»... «پای» در ترکی به معنی سهم یا قسمت است و گویا من به‎جای اینکه بگویم سهم مرا نگه دارید، همان کلمه «پای» ترکی را به‎کار برده بودم که معنی بی‎ربطی داشت و نقل آن در رم، موجب خنده نمایندگان محترم مجلس حاضر در جلسه گردید.

...به هرحال دانشجو‎‎ها آمدند و یک ساعتی درباره ضرورت همکاری فرهنگی بین طلاب حوزه و دانشجویان صحبت کردیم و آن‎‎‎ها در موقع رفتن آدرسی به من دادند که شب دوشنبه، جلسه انجمن اسلامی دانشجویان مشهد در آن محل برگزار خواهد شد.

آدرس، منزل یکی از دانشجویان بود. شب دوشنبه معهود، پس از نماز مغرب و عشا من به تنهایی به آنجا رفتم، دکتر شریعتی درباره «مکتب واسطه» یا «مکتب توحیدی» سخن می‎گفت که گوش کردیم و بعد بعضی از دوستان سوالاتی را مطرح کردند که علی شریعتی توضیح و پاسخ داد.

سپس برنامه «تفریح» آقایان آغاز شد. یکی از دانشجویان کتابی آورده بود که تالیف یکی از وعاظ معروف مشهد درباره «معراج» بود و این نویسنده محترم، نام فارسی کتاب را باحروف لاتین هم در پشت جلد نوشته بود: «پرواز یا هوانوردی پیامبر» Parvaz ya havanavardie peyambar! که این نامگذاری و کتابت آن به لاتین، موجب خنده آقایان گردید و دکتر شریعتی گفت: خب برای اثبات علمی امر، باید آن را با حروف لاتین و تلفظ فارسی می‎نوشتند تا مسئله محکم‎تر شود و بهخوبی اثبات گردد.

... سپس کتاب قطوری را مهدی مظفری باز کرد که معلوم شد «حلیه المتقین» است و او قسمت‎‎‎هایی از یک فصل خاص آن را می‎خواند و بقیه می‎خندیدند! البته بنده هم جزو خنده‎کنندگان بودم!... و لزومی هم ندارد که از فصل مزبور نام ببرم. علاقه‎مندان اگر به حلیه المتقین مراجعه کنند، لابد خود به سرعت آن فصل را خواهند یافت!

ارتباط ما پس از آن دیدار و جلسه، با انجمن اسلامی دانشجویان مشهد برقرار شد و تبادل فرهنگی و ارسال کتاب و نشریه از طرف بنده و از قم، آغاز گردید و استمرار یافت...

رهبر انقلاب در دوران طلبگی با چه کسی هم حجره بود؟
نوعا آقایانی که در مدرسه حجتیه بودند مانند آیت‎الله شیخ محمدرضا مهدوی کنی و اخویشان آیت‎الله آقاشیخ و آیت‎الله سیدعلی خامنه‎ای و اخویشان آیت‎الله سیدمحمد خامنه‎ای و آیت‎الله جوادی آملی و آیت‎الله هاشمی رفسنجانی و آیات و حجج آقایان: سیدکمال شیرازی (سعادت پرور) و اخویشان آقاشیخ حسن تهرانی، شهید محمدجواد باهنر، علی اکبر ناطق نوری، موسوی خوئینی‎ها، عباسعلی عمید زنجانی، شیخ مسلم کاشانی، شیخ غلامحسین ابراهیمی دینانی، شیخ قاسم تهرانی، شیخ محمدجواد حجتی‎کرمانی و اخویشان مرحوم علی حجتی کرمانی و اخوان معزی (شیخ هادی، حسن، عبدالعلی و عبدالحسین) و اخوان لاله زاری (سیدعبدالحسین، سیدحسن و سیدمحمد) و سیدعبدالکریم هاشمی‎نژاد، سیدحسن ابطحی، سیدحسن معین شیرازی، سیدعبدالصاحب حسینی، شیخ مرتضی بنی فضل، شیخ یدالله دوزدوزانی، سیدابوالفضل موسوی تبریزی، سیدعلی انگجی، شیخ هادی فقهی، شیخ مجتبی کرمانشاهی، شیخ عزیزالله تهرانی (خوشوقت)، شیخ مجتبی تهرانی و آقای صائنی زنجانی و... همگی یا اغلب، اهل تهجد بودند و در نماز جماعت صبح و ظهر و مغرب یا در مجلس دعای کمیل که شب‎‎‎های جمعه در مسجد حجتیه توسط آقای سیدمحسن خرازی و آقارضا استادی و آقای ناطق نوری و مرحوم شیخ قاسم تهرانی و اینجانب برگزار می‎گردید یا مجلس دعای ندبه که در محل کتابخانه مدرسه حجتیه توسط مرحوم حاج شیخ عباس تهرانی اقامه می‎شد، شرکت می‎کردند.


حجره یا اتاق ایشان در مدرسه حجتیه در طبقه دوم بلوکی بود که حجره بنده هم در همان بلوک، ولی در طبقه اول آن قرار داشت. ایشان با اخوی خود آیت‎الله آقای آقا سیدمحمد (حفظه الله) همحجره بودند، من هم با جناب آقا میرزا محمد محقق مرندی... بنده خیلی کم به دیدار دوستان می‎رفتم چون به‎نظرم می‎رسید که هر کسی برای خود برنامه درسی و مطالعه‎ای دارد و ایجاد مزاحمت مکرر معقول نیست؛ به‎ویژه که اغلب دوستان را به‎طور روزانه در مسجد یا درس امام خمینی یا علامه طباطبایی می‎دیدیم و به همین دلیل کمتر به حجره دوستان می‎رفتم. ولی گاهی و در ایام تعطیل که می‎دیدم مزاحمت نیست، سری به ایشان و اخویشان و دیگر دوستان می‎زدم.

البته اخوی ایشان هم که تقریبا پس از آقای شیخ علی اکبر هاشمی رفسنجانی و آقا سیدبیوک اهری تبریزی، کمی به ظاهر از «اعیان» مدرسه محسوب می‎شد، «کته» خوبی می‎پخت که گاهی ما هم بهره‎مند می‎شدیم و خورش آن هم نوعا ماست و خرما یا نیمرو بود!

روزی آیت‎الله خامنه‎ای به حجره ما آمدند. همحجره من، آقا میرزا محمد محقق حضور نداشت. من بلند شدم و جای خود را به ایشان دادم و خود در جای آقا میرزا محمد نشستم. ایشان در پشت میز کوچک مطالعه من نشستند و با انبوهی از اوراق و مقاله‎‎‎ها و اسناد و بریده جراید داخلی و خارجی که برای‎کار‎‎های خود آن‎‎‎ها را جمع‎آوری کرده بودم، روبه‎رو شدند و پس از بررسی اجمالی گفتند: چه می‎شد که در حوزه‎‎‎ها برای فارغالتحصیلان رشته‎‎‎های غیر فقه و اصول هم لقب‎‎‎های رسمی! به‎کار می‎رفت تا همه مجبور نشوند که فقط به‎سراغ فقه و اصول بروند.

در واقع، مرادشان این بود که در حوزه‎‎‎ها باید به رشته‎‎‎های دیگر نیز بها داده شود تا هر کسی مطابق علاقه و ذوق خود پس از تحصیل مقدمات و بخشی از فقه و اصول و تفسیر و فلسفه، به مقداری که لازم است، نه در حد تخصصی، به آن رشته مورد علاقه خود بپردازد و برای عقب نماندن از قافله دریافت لقب آیت‎اللهی، مجبور نشود در رشته‎ای به تحصیل ادامه دهد که مورد علاقه‎اش نیست.

پس از این صحبت کوتاه، من بلند شدم تا از گوشه چپ اتاق که روی چراغ فتیله‎ای نفتی، چای درست کرده بودم، برای ایشان چای بیاورم و در برگشت دیدم که ایشان بعضی اوراق را که روی میزم بود، ورق می‎زنند. چای را آوردم و کمی دیگر صحبت کردیم و ایشان رفتند ...

فراموش نکردن سال تولد یک نفر پس از 40 سال توسط آیت الله خامنه ای
شاید 40 سال بعد، در اوایل دوران رهبری که به دیدار ایشان رفته بودم، اصحاب هم حضور داشتند. ایشان پس از احوالپرسی، «سن» مرا پرسیدند؟ و من به «مزاح» گفتم: حدود 40 سال. ایشان لبخندی زدند و گفتند: چقدر؟ گفتم: حدود 40! ... ایشان این‎بار خندیدند و گفتند: روزی در مدرسه حجتیه، به حجره شما آمدم، شما بلند شدید که برای من چای بیاورید و من شناسنامه شما را که روی کتاب‎‎‎ها بود ورق زدم. جنابعالی متولد 1317 هستید و من 1318، یعنی یک سال هم از من بزرگ‎تر هستید. ولی من باز به شوخی ادامه دادم و گفتم: خب! همین می‎شود حدود 40 سال! ... البته موضوع شناسنامه را من یادم نبود. وقتی ایشان آن را یادآوری کردند، من هم به یادم آمد و این نکته به ظاهر کوچک، نشان از دقت و حافظه نیرومندی است که آیت‎الله خامنه‎ای از آن برخوردارند.

ماشین آیت الله خامنه ای قبل از انقلاب چه بود؟
یکبار ایشان همراه والد محترمشان آیت‎الله آقا سیدجواد تبریزی، به تبریز آمده بودند و در محله «راسته کوچه» بر منزل مرحوم آیت‎الله حاج شیخ نصرالله شبستری وارد شده بودند و چون درب منزل ایشان همیشه برای رفت و آمد علما و طلاب باز بود و من هم تابستان‎‎‎ها مشتری دائمی آنجا بودم و روی همان علاقه و سابقه روابط پدری و روحیه کنجکاوی که همواره داشتم، در موقع سفر ایشان به تبریز، چندین بار به آنجا رفتم و در مجلس علمایی شرکت کردم و خدمت ایشان و ابویشان هم رسیدم.

در آن زمان ایشان یک ماشین پیکان استیشن یا شبیه آن در اختیار داشتند که پدر و خانواده را با آن به تبریز آورده بودند، رانندگی ماشین هم یکی دوبار که من دیدم، به عهده خود ایشان بود و در این سفر نیز کاملا روشن بود که ایشان مراقب و مواظب ابوی خود هستند و شاید این سفر به ظاهر «هوا خوری» در تابستان هم، به‎خاطر سلامتی ابوی‎شان بوده است.

پس از واقعه 15 خرداد و دستگیری امام و قتل عام مردم قم، تهران، ورامین و دیگر شهر‎‎ها و حوادث بعدی، روزی آیت‎الله هاشمی رفسنجانی مرا دعوت کرد که در جلسه‎ای در منزل یکی از دوستان شرکت کنم. به آن جلسه رفتم. صحبت از ضرورت انتشار یک نشریه مخفی سیاسی برای پوشش خبری نهضت امام خمینی بود و همه حضار به اتفاق این پیشنهاد را تایید کردند و پذیرفتند.

توزیع نشریه بعثت در مشهد توسط آیت الله خامنه ای
... بدین ترتیب نشریه بعثت آغاز به انتشار نمود و مورد استقبال قرار گرفت ... توزیع نشریه هم البته مانند خود نشریه مخفی بود. مقالات اساسی آن را نوعا آیت‎الله رفسنجانی، آیت‎الله مصباح یزدی، شهید محمدجواد باهنر، مرحوم علی حجتی کرمانی و اینجانب می‎نوشتیم و آقایان سیدمحمود دعایی، مهدی طارمی و شریفی گرگانی هم هر کدام به‎نحوی در تایپ و تهیه مقدمات و اخبار و تنظیم و توزیع آن سهیم بودند. (داستان آن را من در مقدمه مجموعه کامل شماره‎‎‎های آنکه اخیرا از سوی مرکز اسناد تجدید چاپ و منتشر گردیده، نوشته‎ام که بعد به‎طور مفصل‎تر و همراه اسناد، تحت عنوان: «نشریات مخفی حوزه علمیه قم» منتشر گردید). ارسال نشریه به شهرستان‎‎‎ها هم با توجه به مراقبت شدید رژیم و شرایط خفقان موجود، یکی از مشکلات اساسی در مسیر توزیع کامل آن بود و با پست هم که اصلا امکان‎پذیر نبود، ولی به هرحال دوستان و برادران در شهر‎‎های بزرگ، به‎نحوی این مشکل را با توزیع نسخه‎‎‎های ارسالی یا تکثیر آن در محل، حل کرده بودند.

یکی از این مراکز، شهر مقدس مشهد بود و از هر شماره‎ای که منتشر می‎شد، چند نسخه به بعضی از دوستان از جمله حضرت آقای خامنه‎ای فرستاده می‎شد و ایشان علاوه بر توزیع نسخه‎‎‎های معدود ارسالی از قم، ترتیبی داده بودند که نشریه توسط دوستانشان در مشهد تکثیر گردد تا بهدست افراد بیشتری برسد.



یکی دو نسخه از نمونه تکثیر شده در مشهد که به دست من رسید، معلوم شد که مشکل تکثیر برادران مشهدی، از ما بیشتر است چون ما حداقل یک ماشین تایپ و یکی دو دستگاه پلیکپی داشتیم و می‎توانستیم به سرعت صفحات نشریه را تنظیم و چاپ کنیم (و حتی بعضی از اعلامیه‎‎‎ها و نامه‎‎‎های آیت‎الله خامنه‎ای را هم در قم تکثیر کنیم). ولی در مشهد گویا این وسایل هم فراهم نبوده و آقای مروی سماورچی که یکی از فعالین تکثیر و توزیع اعلامیه‎‎‎ها و بعثت در مشهد و از بازداشتی‎‎‎های 15 خرداد است، در مصاحبه‎ای با «مرکز اسناد انقلاب اسلامی مشهد» در این‎باره می‎گوید: «قسمتی از اعلامیه‎‎‎های آقایان مشهد و مجله بعثت که از قم ارسال می‎شد، در «مدرسه دودرب» با مشارکت آقای فاکر و من صورت می‎پذیرفت. وسایل چاپ که چیزی جز شیشه‎ای نبود که روی آن مرکب ریخته می‎شد و برگه استنسیل دستی روی شیشه آغشته به مرکب، خوابانده می‎گشت و با برگردان آن روی برگه‎‎‎های سفید، تکثیر حاصل می‎شد».

آقای مروی در ادامه می‎گوید که: «سرانجام قضیه لو رفت و ما جا به‎جا شدیم و مدتی تکثیر در میدان تمپالمحله از محلات قدیمی مشهد در منزل یک روحانی انجام می‎گرفت و پس از تکثیر، توسط عده‎ای توزیع می‎گردید».

به‎هرحال در تهیه و تایپ و تکثیر و توزیع این نشریه در قم، نهایت مخفیکاری به عمل می‎آمد و تا آخر هم علی‎رغم توقیف‎‎‎ها و دستگیری‎‎‎ها و بازجویی‎‎‎های مکرر دوستان و اینجانب، ساواک و شهربانی قم نتوانستند مسئولین و محل تکثیر آن را پیدا کنند... البته آیت‎الله مصباح یزدی که از همان زمان آغاز نشر بعثت رادیکالتر از ما‎‎ها بود، پس از انتشار چند شماره، از بعثت جدا شد و به تنهایی، نشریه مخفی انتقام را که بیشتر جنبه فکری و ایدئولوژیک داشت، منتشر ساخت.

در مورد پنهانکاری، ما تا آنجا دقت داشتیم که در نقل خبر‎‎ها هم سعی می‎کردیم «مخفیکاری» لازم بهعمل آید. مثلا وقتی اخوی بزرگ بنده، مرحوم آیت‎الله سیداحمد خسروشاهی همراه شهید آیت‎الله قاضی طباطبایی و آیت‎الله سیدمهدی دروازه‎ای و وعاظ محترم تبریز دستگیر و به زندان قزل قلعه در تهران منتقل شدند، من در نقل خبر در بعثت، اول نام آیت‎الله قاضی را ذکر کردم و بعد نام اخوی را ... تا کسی از این نکته باریک به دخالت من در امر بعثت پی نبرد ...

اتفاقا یکبار آیت‎الله خامنه‎ای به این نکته اشاره کردند و به من گفتند: من نخست فکر می‎کردم که شما در امر بعثت دستی داشته باشید، ولی وقتی که در خبر دستگیری آقایان تبریز، نخست نام آقای قاضی ذکر شده بود، احتمال دادم که شما نباشید چون با توجه به رقابت‎‎‎های موجود در تبریز، قاعده‎اش این بود که اگر شما در نشریه بودید، نخست نام آقای اخوی نقل می‎شد!

به هرحال نشریه بعثت نزدیک به دو سال و جمعا در 14 شماره، به‎طور مخفیانه چاپ و در سراسر ایران توزیع شد و عمال رژیم علی‎رغم همه مراقبت‎‎‎ها و پیگیری‎‎‎ها و کوشش‎ها، از کشف محل چاپ و نام نویسندگان آن عاجز ماندند. ولی پس از جریان ترور حسنعلی منصور و دستگیری آیت‎الله هاشمی رفسنجانی و سپس علی حجتی کرمانی و هجرت برادر عزیزمان آقای سیدمحمود دعایی به عراق، شهر نجف، نشریه تعطیل گردید.
منبع: مشرق نیوز



:: مرتبط با: آقا از نگاه دیگران , خاطـــــــرات ,
:: برچسب‌ها: امام خامنه ای , خاطرات ,
ن : Khangoli
ت : سه شنبه 1393/03/13

بازخوانی جایگاه علمی، فقهی و مرجعیت رهبر انقلاب در گفتگو با آیت الله یزدی

من هر وقت رهبر معظم انقلاب را با آقای منتظری مقایسه می‌کنم باخودم می‌گویم خدا واقعاً چه رحم بزرگی به این نظام کرد و امام چه قدم بلندی برداشتند که در اواخر عمرشان آقای منتظری را کنار گذاشتند، والا سرنوشت این مملکت به کجا منتهی می‌شد؟
گروه سیاسی مشرق - در خرداد 93 امامت آن «یار خراسانی» وارد بیست و ششمین سال خویش می‌شود. مقتدای ما در این سالیان گران، کشتی رهبری امت اسلام را از طوفان‌های سهمگینی عبور داده و امروز مجد و عظمت اسلام و نظامی را که از خمینی کبیر به یادگار مانده، به رخ جهانیان کشیده است. او در دوران پرفتنه ما، رایت عظمت اسلام و تشیع را برافراشته و فروشکننده ابهت پوشالی دشمنان آن است. به همین مناسبت بخش هایی از گفت و شنود با یار دیرین امام و رهبری، فقیه مجاهد حضرت آیت‌الله محمد یزدی که مشتمل گوشه ای از ویژگیهای علمی و فقهی رهبر معظم انقلاب میباشد را تقدیم خوانندگان محترم می کنیم. شایان ذکر است که آیت الله یزدی ازپیشگامان استوار نهضت امام خمینی بوده و در پی استعفای حضرت آیت‌الله صافی‌گلپایگانی، از سوی حضرت امام‌خمینی(ره) به عضویت شورای نگهبان درآمدند و در حال حاضر از فقهای آن شورا و دبیر جامعه مدرسین حوزه علمیه قم و عضو مجلس خبرگان رهبری میباشند. ایشان مسئولیت های مهم دیگری از جمله ریاست قوه قضاییه و ... را در کارنامه خود دارند.
از محضر آیت الله یزدی که پذیرای این گفتگو شدند، سپاسگزاریم

  
نقطه آشنایی شما قبل از انقلاب با مقام معظم رهبری از چه مقطعی بود و پایه علمی ایشان را در آن دوران در چه سطحی دیدید؟ مکانت اصولی و فقهی حضرت ایشان از چه دورانی بر شما آشکارشد؟ 

 بسم الله الرحمن الرحیم، ولاحول ولاقوه الا بالله  العلی العظیم.
قبل از پیروزی انقلاب، بنده روی علاقه طبیعی خودم سعی می‌کردم کسانی را که در مسیر مبارزات بودند، بشناسم و با آنها ارتباط برقرار کنم. درهمان دوره، درسفری به  مشهد مشرف بودم و از بعضی از دوستان آنجا در باره انقلابیون آن شهرسئوال کردم. این دوستان متفقا گفتند که جناب آقای خامنه‌ای در مسجدی نماز می‌خوانند و بعد هم سخنرانی‌های پرنکته وپرشوری می‌کنند، انقلابی‌ها هم  معمولاً می‌آیند آنجا. گفتم حتماً برویم ببینیم. رفتیم مسجد ایشان و...

مسجد کرامت را می‌فرمائید؟

بله، رفتیم و دیدیم مسجد پر جمعیت و بسیار خوبی است. بعد هم منبر ایشان بود و همان منبر، واقعاً مرا گرفت و از همان زمان با خودم گفتم معلوم است که ایشان از وزنه‌های انقلاب خواهند بود. البته درمقطعی که در قم تشریف داشتند، دورادور ایشان را می‌شناختم، اما ارتباط نزدیکی با ایشان نداشتم، چون با فاصله‌ای به مشهد برگشتند. می‌دانید که در آن دوره، ایشان به دلیل شرایط پدر بزرگوارشان ساکن مشهد شدند. شاید این همه عنایاتی هم که خداوند به ایشان کرده، به خاطر همین مدت مدیدی است که نسبت به پدرشان این همه حق پدر ـ فرزندی را رعایت کردند. با این حال، در همان دوره اقامت ایشان در مشهد هم، دوستان ایشان در قم که در دوران تحصیلی به ایشان نزدیک بودند و به درس امام می‌آمدند، کم و بیش برای ما می‌گفتند که جناب آقای خامنه‌ای از فضلا هستند .به عنوان نمونه ایشان با مرحوم آقای طاهری خرم‌آبادی که اخیراً فوت شدند، مباحثه داشتند که از زبان ایشان هم، شخصیت و مقام علمی آقا را می‌شنیدیم و با جایگاه ایشان بیشتر آشنا می‌شدیم.

این گذشت تا دوران تبعیدهای علما و روحانیون به مناطق دورافتاده پیش آمد که وضعیت خاص و خیلی جالبی بود. ازجمله وقایع این دوره هم یکی این بود که اشخاصی از شهرستان‌ها به دیدار انقلابیون می‌رفتند و اگر آنها کاری داشتند، رسیدگی و کمک می‌کردند و علاوه بر رفع احتیاجات، یکی از کارهایی که می‌توانستند و انجام می‌دادند این بود که اخبار را به یکدیگر می‌رساندند. در این دوره متوجه شدیم که جناب آقای خامنه‌ای به ایرانشهر تبعید شده‌اند. روی همان آشنایی در مشهد و صحبت‌هایی که فی‌الجمله از دوستانشان در حوزه می‌شنیدم، سعی کردم درحد امکان، مردم آن منطقه را با مقام ایشان آشناکنم که از حضورشان درآن نقطه کمال استفاده بشود. مرحوم محصل یزدی مسجد آل الرسول را- که هزینه اولیه آن را مرحوم آقای بروجردی داده بودند- در ایرانشهر پایه‌گذاری کرده بود. ایشان در قم با ما آشنا بود و مجله‌ای را هم منتشر می‌کرد و از من هم چند مقاله گرفته بود. متأسفانه چون کمی محافظه کار بود، در دوران انقلاب مقداری از ما فاصله گرفت. به هرحال به آقای محصل نوشتم شما که در آنجا نفوذ داری، به دوستانت بگو که در این جهت همکاری و کمک کنند، اما متاسفانه از این مکاتبات پاسخ مثبتی نگرفتم.

بنده بعد از مدتی، در زندان بوشهر گرفتارشدم و از بیرون اطلاعی به دست نمی‌آوردم، ولی در مدتی که به صورت تبعید در آنجا بودم، اخبار دیگر انقلابیون کم و بیش به ما می‌رسید. مدتی هم در اسلام‌آباد غرب و رودبار تبعید بودم. به هرحال درجاهایی که تبعید طولانی‌تر بود، معمولاً رفت و آمدها بیشتر می‌شد و از وضعیت ایشان هم مطلع می‌شدیم و می‌دانستیم که به آن مسجد رفت و آمد می‌کنند و مردم هم خیلی به ایشان توجه دارند.

شرایط و ارتباطات به همین منوال پیش رفت تا وقتی که انقلاب پیروز شد. پس از انقلاب به لحاظ مسئولیت‌هایی که حضرت ایشان و بنده در نهادهای مختلف داشتیم، طبعا دیدارها زیاد و مباحث و  گفت‌وگوهای فراوانی بین ما انجام می‌شد. در این گفت‌وگوها من از دانش فقهی واصولی آقا و نیز روشن‌بینی منضم به آن خیلی لذت می‌بردم. در مواردی هم این گفت‌وگوها، اصالتا فقهی یا اصولی و کلامی نبودند، اما نهایتا به این مباحث هم منتهی می‌شدند وتوانایی‌های ایشان دراین دو عرصه هم برای ما مشهود می‌شد. به‌طورمشخص وقتی که حکم امام برای تنظیم بازنگری قانون اساسی خطاب به جناب آقای خامنه‌ای صادر شد، ما هم یکی از افرادی بودیم که در آن نامه مأمور شدیم عضو هیئت بازنگری قانون اساسی باشیم.

اولین جلسه‌‌ای که به‌طور رسمی درخدمت ایشان بودیم، در محل مجلس سابق انجام شد. دو سه بار در مجلس تشکیل جلسه دادیم و بعد ایشان جلسه را به دفتر خودشان در ریاست جمهوری منتقل کردند. ایشان رئیس جلسه بودند، آقای هاشمی نایب رئیس و من و مرحوم دکتر حبیبی هم منشی بودیم. آئین‌نامه داخلی هیئت بازنگری قانون اساسی را هم من و آقای حبیبی تهیه کردیم.
به فاصله کوتاهی کم‌کم بیماری حضرت امام شدید شد و آقای خامنه‌ای و آقای هاشمی معمولاً برای عیادت امام می‌رفتند. جلسه بازنگری قانون اساسی باید سیر عادی خود را طی می‌کرد و به کار ادامه می‌داد، لذا اداره آن را به عهده ما گذاشته بودند. طبعاً باید گزارش کار را به ایشان که رئیس شورای بازنگری بودند می‌دادم و به این ترتیب آشنایی و رابطه ما بسیارنزدیک‌تر شد.

هاشمی مخالف اعلام مرجعیت مقام معظم رهبری بود / ایشان حتی در سخت‌ترین شرایط نیز مطالعات علمی را رها نمی‌کرد


دراین دوره که به انتخاب ایشان به رهبری هم نزدیک می‌شدیم، در ایشان چه ویژگی‌هایی را مشاهده می‌کردید؟   

ایشان فوق‌العاده مهربان، رئوف و اجتماعی بودند و هستند و برخلاف من که حافظه خوبی ندارم، حافظه بسیار قوی‌ای دارند. به بنده هم بسیار هم لطف و محبت داشتند. بنده در دوران بازنگری قانون اساسی با درجه فضل، اطلاعات عمومی و روحیه انقلابی ایشان بسیار بیشتر آشنا شدم و واقعاً غیر از همکاری، ارادت خاصی به ایشان پیدا کردم.
پس از رحلت حضرت امام «ره»، مجلس خبرگان بلافاصله ایشان را به رهبری انتخاب کرد. یک روز ایشان به من پیغام دادند: «بیائید به دفتر، با شما کار دارم». رفتم و ایشان فرمودند: «به نظر شما برای ریاست قوه قضائیه چه کسی مناسب است؟» گفتم: «این یک سئوال ارتجالی است، اجازه بدهید چند روزی فکر کنم و بعد خدمتتان عرض می‌کنم».

حدود یک هفته طول کشید و فهرستی را تهیه کردم و خدمت ایشان رفتم و عرض کردم: «به نظر من این آقایان مناسب‌اند، هر کدام را که خودتان صلاح می‌دانید، انتخاب کنید». ایشان بلافاصله گفتند: «خودتان چطور؟» گفتم: «راجع به خودم فکری نکرده‌ام، ولی می‌توانم اجمالاً بگویم از چیزی نمی‌ترسم». ایشان گفتند: «من به همین ویژگی توجه دارم. شما بروید و خودتان را برای قوه قضائیه آماده کنید. من هم یک چیزی می‌نویسم». مدت زیادی نگذشت که ایشان حکم را نوشتند و ما به عنوان «رئیس قوه قضائیه» مشغول کار شدیم.
دراینجا توضیحا باید عرض کنم که قبل از رحلت حضرت امام(ره)، شورای عالی قضائی متشکل از شش نفر بود که کارها را تقسیم کرده بودند. پس از بازنگری قانون اساسی، این شورا تبدیل به ریاست قوه شد. از آنجا که کار شش نفر به عهده یک نفر قرار داده شده بود، باید تقسیم وظایف می‌کردم و آئین‌نامه می‌نوشتم، اما از همان روز اول به شیوه طلبگی، کارم را شروع کردم و حتی یک روز هم نگذاشتم دستگاه قضا معطل بماند.

از دو گروه از داخل و خارج قوه قضائیه برای تنظیم آئین‌نامه کمک گرفتم. یکی دو ماهی هم طول کشید تا آئین‌نامه تنظیم شد. منتظر بودم کار به جایی برسد وبرای عرض گزارش، خدمت ایشان بروم. یک روز آقای ناطق نوری به دفتر بنده آمدند و گفت: «چرا به دفتر آقا رفت و آمد نمی‌کنی؟» گفتم: «بروم چه بگویم؟ در آنجا کاری ندارم». آقای ناطق نوری گفت: «این جوری نمی‌شود. باید بروی، بیایی و رفت و آمد کنی». گفتم: «تا کار نداشته باشم بروم چه بگویم؟ خدمت امام هم، هر وقت کار داشتم می‌رفتم. همین جوری که نمی‌رفتم». آقای ناطق نوری مصر بودند که : «نه، این طوری درست نیست. باید بروی. به هرحال کار هم پیدا می‌شود.» گفتم: «بسیارخوب!»

مدتی بعد از این صحبت و گرفتن حکم قوه قضائیه، خدمت ایشان رفتم و خواستم گزارش بدهم. ایشان گفتند: «بگذارید اول من چیزهایی بگویم، بعد شما بگویید. شنیده‌ام دارید طلبگی کار می‌کنید! و برنامه و دستورالعملی ندارید. آیا می‌شود این جوری کار کرد؟» یکی دو سئوال هم راجع به اشخاص کردند. خیلی خوشحال شدم و گفتم: «بله، درست گزارش داده‌اند. دارم طلبگی کار می‌کنم، اما از دو گروه کمک گرفته‌ام. گروه داخلی اینها را می‌گویند، گروه خارجی هم اینها را. الان هم بحث بر سر این است که بعضی‌ها می‌گویند باید معاونت سیاسی داشته باشی و من می‌گویم قوه قضائیه معاونت سیاسی نمی‌خواهد، چون قوه قضائیه کار سیاسی نمی‌کند، بلکه کار قضائی می‌کند. هنوز نتوانسته‌ام در این باره تصمیم بگیرم. بالاخره هم گفته‌ام اگر هم قبول کنم مشاور سیاسی را می‌پذیرم، اما معاون سیاسی را با حدود اختیاراتی که معاون دارد، قبول نمی‌کنم!»

احساس کردم ایشان خیلی خوشحال شدند و گفتند: «پس مشغول کار هستید؟». گفتم: «بله و فکر می‌کنم در آینده نزدیک تصمیم بگیرم، ولی هنوز تصمیم نهایی را  نگرفته‌ام. پیشنهادهای داخل و خارج را هم تلفیق و تشکیلاتی درست کرده‌ام که چند تا معاونت باشد و رئیس دفتر چه کسی باشد و...». گفتند: «بسیار خوب». به هرحال کم‌کم وارد کار شدم. در گزارش بعدی در خدمت آقا گفتم: «الان تشکیلات به این شکل و معاونت‌ها و مشاورت‌ها به این صورت‌اند. این طرز کار ماست و امور مالی را هم به وزیر واگذار کرده‌ام».

جلسات مشاوره فقهی شما با رهبر معظم انقلاب که از همین دوره آغاز می‌شود، فصلی خاص در روابط شما با ایشان است. ازچگونگی آغاز این جلسات و شرایط و مختصات آن بفرمائید؟

بله، از ریاست بنده بر قوه قضائیه زمان زیادی نگذشته بود که روزی ایشان به بنده فرمودند: «بیایید دفتر با شما کار دارم». رفتم و فرمودند: «می‌خواهم جلسه‌ای برای بحث‌های طلبگی داشته باشیم ودر آن مقولات فقهی مستحدث را با برخی دوستان به مشورت بگذاریم. به نظر شما چه کسانی مناسب هستند؟» برایم این سئوال مطرح بود که چرا آقا این سئوال را از من ‌کردند؟ بعد به نظرم رسید شاید به دلیل بحث‌های حقوقی‌ای که در جریان بازنگری قانون اساسی پیش آمده و همین طور نحوه اداره جلسات و گزارش‌هایی که در این باره خدمت ایشان رسیده بود، به نظرشان رسیده بود که به هر حال از بحث‌های طلبگی فارغ  نیستم. همان جا ارتجالاً گفتم: «به نظرم بهترین اشخاص، فقهای شورای نگهبان هستند، چون مسئولیت دارند و در متن مسائل سیاسی واجتماعی هم هستند». گفتند: «خیلی خوب است».

بعد جلسه‌ای را تشکیل دادند و از فقهای شورای نگهبان دعوت کردند. من هنوز عضو فقهای شورای نگهبان نبودم. گفتند: «شما هم باشید و اگر لازم شد کسی اضافه شود با تصویب این جمع باشد.» روز و ساعت جلسات معین شد که هفته‌ای دو روز ـ شب پنج‌شنبه و شب جمعه ـ باشد و کار شروع شد. در دوره پنج ساله اول، هر هفته دو جلسه داشتیم، ولی کم‌کم مشغله‌های ایشان زیاد شد و  جلسات را تبدیل به یک جلسه، ولی زمان آن را زیاد کردند. گاهی یک جلسه، دو ساعت و نیم می‌شد و درمواردی شام را به آن اضافه می‌کردند که فرصت بیشتری برای ادامه بحث‌ها پیش بیاید. خاطراتی هم ازبحث‌های متعددی دارم که برسرهمین سفره شام اتفاق می‌افتاد.
من به‌واقع در آن جلسات، از اطلاعات و برداشت‌های فقهی آقا استفاده زیادی کردم که نشان می‌داد از یک سو احاطه بسیار خوبی به مسائل فقهی واصولی دارند و از سوی دیگر شرایط و مقتضیات زمان را خوب می‌شناسند.

یادم هست یکی دو قضیه رجالی پیش آمد و دیدم ایشان دراین زمینه، قوی‌تر از خیلی‌ها هستند. واقعاً تعجب کردم، چون فکر می‌کردم ایشان اشتغال رجالی ندارند، با این همه مثلا می گفتند فلان راوی، پسر فلانی و آدم موثقی است و چرا باید به او توجه کرد و یا مثلا فلانی چرا ضعیف است و از این قبیل موارد.
در مورد این جلسات، خاطرات فراوانی دارم که به یکی دو مورد اشاره می‌کنم. در دستگاه قضائی با مسائلی روبرو می‌شدیم که جدیداً برای قضات پیش آمده بودند و در قوانین مدون وجود نداشتند. قانون اساسی می‌گوید قاضی نمی‌تواند به دلیل فقدان قانون مدون، دعوا را رد کند و باید بر اساس فتاوا حکم صادر کند. من از همان روز اولی که با این نمونه‌ها روبرو شدم، آنها را یادداشت کردم و در ظرف مدت کوتاهی ده پانزده نمونه جمع‌آوری شد. گاهی به ایشان عرض می‌کردم چنین مسئله‌ای پیش آمده است و باید مطابق فتوا عمل شود، چه باید کرد؟ ایشان می‌فرمودند در جلسه بیاورید، درباره آن بحث می‌کنیم.
یک نمونه که در دستگاه قضایی به آن مبتلا بودیم، مسئله دیه بود. آقایان فقها می‌گفتند دیه انسان شتر، گاو، گوسفند و درهم و دیناراست. درهم و دینار هم طلا و نقره و از مسکوکات رایج آن دوره بوده است. خلاصه دردسر عجیبی برای برخی از پرونده‌ها که درآن مسئله دیه مطرح می‌شد، درست شده بود. با رئیس بانک مرکزی صحبت کرده بودم که درهم و دینار را معادل‌یابی وضرب کنند. یک روز خدمت ایشان گفتم که باید به شکلی این مشکل را حل کنیم. ایشان فرمودند در جلسه مطرح می‌کنیم. هنوز آیت‌الله گلپایگانی وآیت‌الله اراکی حیات داشتند. یک روز خدمت آیت‌الله گلپایگانی رفتم و در باره دیه صحبت کردم. ایشان گفتند باید مسکوک و رایج باشد. گفتم خب ضرب  و رایج می‌شود. گفتند نه، باید رایج معاملاتی باشد. رایج معاملاتی این نیست که مثلا اشخاص مسکوکات را بخرند، نگه دارند و بعد هدیه بدهند. رایج معاملاتی یعنی معامله رایج در بازار و این که شما می‌گویید این وجه را ندارد، بنابراین کافی نیست.

هاشمی مخالف اعلام مرجعیت مقام معظم رهبری بود / ایشان حتی در سخت‌ترین شرایط نیز مطالعات علمی را رها نمی‌کرد

بعد مسئله قطع ید را مطرح کردم و گفتم اگر کسی در اثر سرقت به قطع ید محکوم شد، اولاً وقتی قطع کردند، انگشتان مال چه کسی است؟ و ثانیاً می‌شود دو باره پیوند بزنند و انگشتان به صاحبش پس داده شود؟ آیت‌الله گلپایگانی تعجب کردند که این چه سئوالی است؟ این میته است و باید آن را دفن کنند. گفتم نه، این جوری نیست. اولاً میته نیست و هنوز جان دارد و در دنیای امروز قابل وصل و پیوند زدن هست و درست هم می‌شود. اعضای بدن انسان در اختیار انسان هست، ولی ملک او نیست، ملک حکومت هم نیست. میته هم نیست که دفن شود. برای مدتی هنوز زنده است.
خلاصه آقای گلپایگانی گفتند بگذار باشد من باید مطالعه کنم. گفتم باشد مطالعه کنید، ولی بعد دیگر به سراغشان نرفتم. در جلسه‌ای که آن را خدمت حضرت آقا بردم، دیدم جواب‌های ایشان بسیار دقیق‌تر و متین‌تر است. در جلسه‌ای، با این که دستور جلسه موضوع دیگری بود، گفتند: «فلانی کامپیوتر پیش من هست. تمام مواردی را که در روایات ما در باره درهم و دینار آمده است، در دیه، کفارات، نذورات و صدقات جمع‌آوری کرده‌ام و مطمئن شدم درهم و دیناری که در ردیف گاو، شتر و گوسفند گفته‌اند، پول رایج زمان بوده، نه این که خصوصیت ذاتی داشته باشد.» گفتم: «این برداشت شماست یا فتوایتان؟» گفتند: «فتواست.» گفتم: «به همین محکمی؟» گفتند: «بله». به‌قدری خوشحال شدم که در همان جلسه گفتم: «این را مرقوم بفرمایید. مشکل من الحمدلله حل شد و لازم نیست به سراغ کس دیگری بروم».
این از جاهایی بود که من بیشتر به دقت و به‌روز بودن ایشان پی بردم که می‌توانند فقه را با مسائل روز تطبیق بدهند. عرض کردم که هنوز هم آقای گلپایگانی و آقای اراکی حیات داشتند.

ظاهراً طرح مباحث در این جلسه، با شیوه و نظم خاصی صورت می‌گیرد. لطفا در این باره هم توضیحاتی را ارائه بفرمائید؟

 این جلسات برنامه موضوعی خاصی دارد و ارتجالا درآن مطلبی مطرح نمی‌شود. در هر جلسه یکی از آقایان جزوه‌ای را که قبلا مکتوب کرده بود، ارائه ومطرح می‌کرد و دو سه جلسه روی آن بحث می‌شد. از جمله خود من راجع به وجوهات شرعیه مطلبی را تهیه کرده و معتقد بودم غیر از رهبری کس دیگری نمی‌تواند وجوهات بگیرد. ده پانزده صفحه بود. واقعاً عقیده‌ام هم بود. از ایشان خواهش کردم اجازه بدهند در جلسه بحث شود. یکی از آقایان گفت: در قم برایت دردسر درست می‌کنند! گفتم: یعنی چه؟ بحث طلبگی است و من هم استدلال دارم. اگر اینجا نتوانیم در این باره صحبت کنیم، پس کجا باید صحبت کنیم؟ بالاخره موافقت کردند بحث شود. این جزوه، بعدها چاپ شد. این بحث را در آنجا مطرح کردم و به ‌جای دو سه جلسه، خیلی طول کشید و آقایان موافق و مخالف خیلی بحث کردند. جناب آقای سید جعفر کریمی هم  به آن جلسات می‌آمدند. ایشان روحیه خاصی دارند و در بحث معطل می‌کردند. با روحیه ایشان آشنا هستم. در اواخراین بحث، یک روز ایشان گفت: فکر می‌کنم نظر امام هم همین بود، منتهی ایشان کمتر اظهار می‌کردند. گفتم نمی‌دانم نظر ایشان بوده است یا نه، ولی من به‌طور قاطع معتقدم غیراز فقیهی که مبسوط‌الید است و امکان صرف وجوه را از جایگاه سرپرستی کلان جامعه دارد، کسی حق گرفتن سهم امام ندارد.
 به هرحال جلسات به این شکل بودند. بنده بسیار هم مقید بودم به این جلسات بروم و خیلی هم ـ چه اثباتاً و چه نفیاً، چه جزوه مال خودم بود، چه مال دیگری بود ـ بحث طلبگی می‌کردم.

 اخیرا برخی از گریختگان از کشور، از این جلسات– البته بدون ارائه هیچگونه سندی- این گونه تعبیر کرده‌اند که این مجامع، برای رهبری در حکم  بازپروری فقهی! بوده است. یعنی چون ایشان به مبانی، استحضار و اطلاعات فقهی واصولی جامعی نداشتند، مشاورین می‌آمدند و برای ایشان نظر درست می‌کردند و در واقع به ایشان درس می‌دادند! هرچند تمامی حضار در آن جلسه به این سخنان به دیده «مطایبه» می‌نگرند و در عجبند از این که یک غایب ِ این محافل، به جای حضار آن،داستان‌سرایی می‌کند، مناسب است در این فرصت در باره این گونه توهم‌پروری‌ها هم نظرتان را بفرمائید؟

 واقعاً چنین تعابیری دروغ پردازی مطلق و نمایانگر نوعی عصبانیت جنون‌آمیز است. احتمال مزدوری گویندگان این دروغ‌ها هم منتفی نیست، چون معنا ندارد که کسی بدون دلیل و حضور در این جلسات، این طور در باره آن دروغ بگوید. من که به‌تنهایی در آن جلسات شرکت نمی‌کردم. افرادی که در آنجا بودند، همگی نزد حوزه و مراجع از صلاحیت علمی و اخلاقی بالایی برخوردارند.
این بی‌تقوایی محض است که انسان شهادات این بزرگان را نادیده بگیرد و یا به آن انگ دنیاطلبی بزند.گویا اینکه این جمع از علما به خاطر پست ومقام حاضرند به دروغ شهادت بدهند. حرف این گونه افراد ارزش پاسخ دادن ندارد.

به حاضران در این جلسه  چند نفر اضافه شدند و نهایتا به چند نفر رسیدند؟

فقهای شورای نگهبان بودند. آیت‌الله مهدوی کنی هم اضافه شدند، ولی بعد دیگر نیامدند. آیت‌الله سید جعفر کریمی هم می‌آمدند. آیت‌الله امامی کاشانی هم بودند که ظاهراً هنوز هم در آن جلسات شرکت می‌کنند. البته درآن دوره آقای امامی کاشانی به خاطر شورای نگهبانی بودنشان می‌آمدند، ولی بعد دیگر عضو شورای نگهبان نبودند.

از مباحثی كه توسط رهبر معظم انقلاب درآن جلسه مطرح می‌شد، چه نكاتی را به خاطر دارید؟

حقیقت این است که در برخی از موارد، خود ایشان می‌‌فرمودند فلان موضوع را به بحث می‌گذاریم. در دفعات متعددی هم ایشان می‌فرمودند این دفعه نوبت من است و جزوه می‌نوشتند و جزوه ایشان هم مدتی مورد بحث قرار می‌گرفت. این که گفتم از« رجال» ایشان خیلی تعجب کردم، به خاطر همین چند بار بود که مباحثی توسط ایشان مطرح شد. خاطرم هست یك بار گفتند: کاری که آقای خوئی در رجال کرده، به شناخت رجال حدیث خیلی کمک کرده است...

مُعجَم رجال الحدیث؟

بله، معجم ‌رجال الحدیث. فلان جلد معجم را بیاورید. در آن اوایل در اتاقی که بحث می‌کردیم، کتاب کم بود، به همین دلیل ایشان و اعضا معمولا از روی حافظه صحبت می‌كردند. در یك مورد دیدیم آقا دستور داده‌اند قفسه‌ای را در آنجا بگذارند و کتاب‌های مورد نیاز بحث را هم فراهم کرده‌ بودند. در آن جلسات، بنده به‌كرات شاهد بودم كه در بسیاری از موارد، اشکالی که ایشان می‌گرفتند و طرف نمی‌توانست جواب بدهد، خیلی قوی‌تر از گفته‌ها و یافته‌ها و بررسی‌های خود آن آقایان بود.
به هرحال درآن جلسات، من احاطه ایشان را چشمگیر دیدم. ایشان  هم در قم درس ‌خوانده بودند وهم در مشهد. محافل علمی نجف را هم در سفری دیده بودند. استعداد و دقت زیادی هم داشتند و دارند.  شاید بتوان گفت از برخی فقهای شورای نگهبان  هم بیشتر درس خوانده بودند. یك بار  از ایشان شنیدم که فرمودند من حتی در دوران ریاست جمهوری و در سخت‌ترین اشتغالاتم در دوره جنگ هم، کارهای علمی و مطالعات فقهی و اصولی خود را تعطیل نکردم. گاه می‌شد که در حال مطالعه بودم و به من اطلاع می‌دادند کاری پیش آمده است. كتاب یا نوشته را علامت می‌زدم و می‌رفتم و کار را انجام می‌دادم و باز برمی‌گشتم مطالب را دنبال می‌کردم.

مقوله درخور بررسی دیگر، اعلام مرجعیت رهبر معظم انقلاب از سوی جامعه مدرسین حوزه است. در این باره شبهه‌پراكنی‌های متعددی از سوی عناصر معاند و ضدانقلاب، از جمله وابستگان به آقای منتظری مطرح شده است. جنابعالی به عنوان شخصیتی كه در آن جلسات حضور داشتید، سیر واقعه راچگونه دیدید؟

ماجرا از این قرار است که در آن شرایط آیت‌الله فاضل لنکرانی دبیر جامعه مدرسین بودند و جلسات را اداره می‌کردند. من هم یک عضو عادی بودم. هر دو سال یک بار دبیران جامعه عوض می‌شدند. یک دوره من دبیر بودم و یک دوره آیت الله مکارم بودند. بعد از فوت آیت‌الله گلپایگانی وآیت‌الله اراکی، بحث مرجعیت حضرت آیت‌الله خامنه‌ای«دام ظله» مطرح شد. در آنجا در مورد فهرستی که در این مورد تهیه شده بود، با حالت تجرّی خاصی می‌گفتم این فهرست باید واجد یک اثبات باشد و یک نفی. اثبات مرجعیت آقای خامنه‌ای است که اگر از بقیه آقایان بالاتر نباشد، کمتر هم نیست، منفی‌اش هم آقای منتظری است. باید رسما اعلام كنید كه ایشان صلاحیت مرجعیت ندارد.

مگر به طور طبیعی آقا درلیست مراجع نبودند؟

چرا، منتهی هنوز بحث‌های مقدماتی مطرح بود و كار به ارائه لیست نرسیده بود. من از این جنبه می‌گویم نظرشان منفی نبود كه بعدها در رای‌گیری انجام شده معلوم شد تنها دو نفر نظر چندان مساعدی ندارند. به هرحال در این باره سه چهار جلسه بحث شد. خدا رحمت کند آقای فاضل لنکرانی را. در جلسه آخر گفتند فلانی! خیلی جلسه را معطل کردی. ما نفی نمی‌کنیم. بیا راجع به  نفی سکوت کن. راجع به مثبت هم من قبول دارم، منتهی مثل سایر افراد رأی بگیرید. اگر اکثریت قبول کردند، من هم قبول می‌کنم. رأی گرفتند و تنها یکی دو نفر خیلی موافق نبودند.

ادعا شده است در جلسه‌ای که برای تصویب مرجعیت ایشان تشکیل شده بود فقط نصف اعضا حضور داشتند. قاعدتاً جلسات باید با حضور چهارده نفر تشکیل می‌شد، ولی نصف اعضا نیامده بودند!

جلسات بینی و بین‌الله رسمی بودند و مبتنی بر اساسنامه و آئین‌نامه داخلی اداره می‌شدند. دبیر هم مرحوم آقای فاضل بودند كه هرگز نمی گذاشتند كاری برخلاف ضوابط انجام شود. همان طور كه عرض كردم، ایشان بالاخره به من گفتند قبول کن که جامعه مدرسین در مورد منفی سکوت کند. مناسب نیست بگوییم آقای منتظری نباشد. درباره ایشان اصلاً هیچ حرفی نمی‌زنیم، ولی راجع به آقای خامنه‌ای، اگر اکثریت در رای‌گیری قبول كردند، عمل می‌کنیم. تنها یکی دو نفر مردد بود و آخرش نوشتند جواز تقلید. شاهد بنده بر قبول اكثریت، امضای این بزرگان پای صورتجلسه وبیانیه است. مگر كسی كه در جلسات نبوده و طبعا از مفاد جلسه خبر ندارد، پای سندی را امضاء می‌كند؟ الان متن و امضاهایشان را داریم که هر کسی با چه متنی نوشته است.

جنابعالی قبل از اعلام مسئله توسط جامعه مدرسین، آن را در نماز جمعه تهران اعلام كردید. این اعلام از طرف شما چه بازتاب‌هایی داشت؟

بله، بعد از این که این کار در جامعه مدرسین انجام گرفت، خود بنده در نماز جمعه اعلام کردم. تعبیرم هم این بود که بیننا و بین‌الله، ایشان اگر بالاتر از آقایانی که الان هستند نباشند، کمتر هم نیستند و ایشان مرجع‌ هستند. شعار «هم مرجعی و هم رهبری» هم از آنجا به وجود آمد.
اسم نبرم بهتر است. عده‌ای بعداً در این باره با من بحث کردند. در جامعه مدرسین با این که در این باره صحبت کرده بودیم، تنش خیلی کم بود، ولی بیرون از جامعه مدرسین، بعضی از شخصیت‌های علمی در تهران در این باره تاملاتی داشتند. حتی آقایی در یک جلسه رسمی با من دعوا کرد! من هم تند شدم وجواب ایشان را دادم. کسی درآن جلسه به شوخی به ما گفت: «هر دو تای شما قلب‌هایتان بیمار است و سکته می‌کنید. بحث را قطع کنید.» گفتم: «یعنی چه؟ ایشان که هیچ وقت نه در درس ایشان بوده، نه در بحث‌هایشان، نه سئوال کرده است و نه از چیزی خبر دارد! چرا می‌گوید من خلاف کرده‌ام؟ خیر، خلاف نکرده‌ام. مگر من دینم را به خاطر دنیای دیگران بر باد می‌دهم. اعتقاد دینی و عقیده واقعی‌ام بوده است و عقیده‌ام را ابراز کرده‌ام».همه اینها را گفتم كه الان عرض كنم كه همین شخص، الان از ارادتمندان درجه یک آقاست!
آقای هاشمی رفسنجانی از جنبه دیگری دراین باره تامل داشت وبه من می‌گفت: «دردسر درست کردی. چرا این کار را کردی؟ رهبری خودش مسئولیت زیادی دارد. کارهای مرجعیتی هم می‌آید و مانع رسیدگی به کارهای رهبری می‌شود». گفتم: «آقای هاشمی! اگر مرجعیت امام نبود، رهبریت امام نمی‌توانست خیلی برد داشته باشد. چرا به این نکته توجه نمی‌کنید که اگر کسی هم رهبر باشد و هم مرجع، نفوذ تصمیم‌گیری‌هایش خیلی بیشتر است. مگر کار مرجعیت چقدر است؟ یک تشکیلات استفتا درست می‌کنند که جواب سئوالات را برمبنای دروس ایشان می‌دهد، ولی این را هم در نظر بگیرید كه اگر ایشان شرعاً مرجع باشند، عنوان رهبری می‌تواند کمک به مرجعیت هم باشد». آقای هاشمی یکی دو جلسه با من این بحث را کرد و گفت: «ولی دردسر درست کردی» و بعد دیگر دست از این بحث برداشت.  

ظاهرا جنابعالی صرف نظر از بحث اجتهاد و مرجعیت، قائل به اعلمیت رهبر معظم انقلاب هم هستید. لطفا مستندات خود را در باره این نظریه بیان فرمائید؟

من همیشه و حتی در دوران قبل از انقلاب، درمباحثی كه در باره مرجعیت داشتم، دركنارشرط احاطه به فقه واصول، به جوانب اجرایی و سیاسی‌ هم نظر داشتم. در همین جلسات حضرت آقا هم، وقتی جزوه سهم امام را تهیه می‌کردم، عده‌ای گفتند ممکن است برایت دردسر درست شود. من به آقا عرض كردم اگر شما موافقت کنید مشکلی نیست. بالاخره موافقت کردند.
خاطرم هست جزوه دیگری هم تهیه کرده بودم راجع به «دارالاسلام و دارالکفر» که این هم یکی از چیزهایی است که می‌تواند شاهدی بر موقعیت علمی ایشان باشد. گفتم من این فتوای مشهور را قبول ندارم که کفار یا ذمّی هستند یا محارب. تا گفتم این را نوشته‌ام و اجازه بدهید به بحث گذاشته شود، گفتند اتفاقاً من این را در درس جهاد بحث و روایتی را که شما دارید به آن استناد می‌کنید، مطرح کرده‌ام. حالا اگر می‌خواهید بیاورید بحث کنیم. گفتم نه، اگر شما بحث کرده‌اید دیگر ضرورتی نمی‌بینم.





این روزها به رادیو و درس‌های برخی از آقایان گوش می‌کنم. یک شب یکی از آقایان بحثی را مطرح کرد که واقعاً ناراحت شدم و دو صفحه هم جواب نوشتم و گفتم بدهند به آن آقا! الان هم که مقایسه می‌کنم، حضرت اقا را از خیلی‌ها قوی‌تر می‌بینم.
اما درپاسخ به سئوالی که فرمودید باید عرض کنم اختلاف مبنایی بنده بابرخی درمفهوم« اعلمیت» است. اعلمیت یعنی چه؟ آیا اعلمیت فقط در مسائل مبتلا به روزه، حج، جهاد و ... و فتواست یا اعلمیت در امامت، رهبری و مطلق« ما یحتاج الیه مسلمین» هم هست؟ من با این مبنا، هیچ کس را اعلم از ایشان نمی‌بینم. به خودشان هم گفته‌ام. داخل پرانتز یک مطایبه‌ای راهم نقل کنم که یک روز ایشان به من گفتند خواهش می‌کنم از من حمایت نکنید. گفتم یعنی چه؟ گفتند چون به من وابسته‌اید، نمی‌خواهد از من حمایت کنید. با شوخی عرض کردم: چشم! دیگر از این به بعد حمایت نمی‌کنم! اما هر جا مناسبتی پیش می‌آمد، این بحث‌ها را بدون بردن نام ایشان مطرح می‌کردم و واقعاً اطاعت کردم.
 
جنابعالی چون در حال حاضر مسئولیت جامعه مدرسین را به عهده دارید، قاعدتاً در دفاع از کیان این جامعه، نسبت به دیگران احق و اولی هستید. برخی از معاندین مطرح کرده‌اند که رهبری از طریق جامعه مدرسین در پی جا انداختن مرجعیت خود بوده‌اند! یک مورد بعد از رحلت آیت‌الله اراکی که آن اطلاعیه صادر شد. یک مورد هم ایشان در سال 76 تصمیم گرفت این کار را بکند که آقای منتظری با سخنرانی‌13 رجب، زمینه آن را از بین برد! یعنی کسانی که از مرجعیت ایشان حمایت می‌کردند، متهم شده‌اند به این که از طرف ایشان مأمور به این کار بوده‌اند! پاسخ شما به این ذهنیت چیست؟

 سئوال اینجاست که اینها برای این رطب و یابسی که به هم می‌بافند، هیچ سند و مدرکی هم دارند که ایشان یک بار نوشته و خواسته باشد چنین کاری انجام شود؟ من همیشه در جلسات جامعه مدرسین بوده‌ام. هیچ سند و مدرکی نداریم که ایشان چنین چیزی را از جامعه مدرسین خواسته یا به یکی از دوستان گفته باشند که در باره من ـ نفیاً یا اثباتاً ـ نظر بدهید. هیچ سندی در این زمینه وجود ندارد. خوشبختانه ما آرشیو و صورتجلسات را هم داریم. تمام صورتجلسات هم موجودند. حتی یک نمونه هم نمی‌توانید پیدا کنید که ایشان در این باره با اعضای جامعه صحبتی کرده باشند.
به عنوان تکمله موضوع اعلمیت داشتم عرض می‌کردم اعلمیت، تنها در مسائل فقهی نیست. چرا؟ چون امام معصوم(ع)، ولی فقیه را  به جای خود برای شئون امامت قرار داده است و کارهای امامت فقط تشخیص  پاکی و نجسی نیست. مسئولیت امام این است که بگوید بجنگیم یا نجنگیم؟ صلح کنیم یا نکنیم؟ وقس علی هذا. اینها مسئولیت‌های بسیار مهمی هستند و در اعلمیت دخالت دارند.

ادعا می‌شود که این موارد بیشتر از لوازم اجتهاد رهبری است و نه مرجعیت؟به عبارت دیگر این اجتهاد برای رهبری است که بیشتر نیازمند احاطه به مقتضیات زمان است؟

نخیر، این طور نیست. نفس اجتهاد، صرف‌نظر از اجتهاد رهبر یا مرجع تقلید، یک کار مرکب است. بخشی از آن احاطه فقه و اصول می‌خواهد و بخشی از آن موضوع شناسی. در این باره هیچ تفاوتی میان رهبری و مرجعیت نیست. مرجع هم نیازمند آن است که حوادث واقعه را خوب بشناسد تا بتواند برای آن فتوای درستی بدهد. بنابر آنچه عرض کردم اساسا رهبری در تصدی مرجعیت، امتیازی نسبت به همه مراجع دیگر دارد و آن هم این است که به خاطر اشرافی که نسبت به حوادث واقعه پیدا می‌کند، حکم درست‌تری می‌دهد، برخلاف فلان آقا که درگوشه قم نشسته و اطلاعات خود در باره حوادث واقعه را از طریق برخی تماس‌ها ومرتبطین به دست می‌آورد. به همین دلیل من معتقدم حتی اگر فقیهی به ولایت رسید و مرجعیت نداشت، احق و اولی به دیگران است که مرجع بشود، چون از امتیاز شناخت درست‌تر واقع بینانه‌ترِموضوعات نسبت به دیگران برخوردار است.

حضرتعالی همچنان در محافل فقهی واصولی رهبری شرکت می‌کنید؟

 متأسفانه این اواخر به دلیل وضعیت جسمی خیلی کم می‌روم. ایشان در سفری که به قم تشریف آوردند، به منزل بنده هم آمدند. اگر برای طرح  در شورای نگهبان مطالبی داشته باشم، غالباً از طریق آقای جنتی یا آقای مدرسی منتقل می‌کنم، ولی توفیق حضور کمتری دارم، مگر گزارش اجلاس خبرگان که طبق آئین‌نامه به عهده من است.
در خاتمه عرایضم به نکته‌ای اشاره می‌کنم. من هر وقت رهبر معظم انقلاب را با آقای منتظری مقایسه می‌کنم باخودم می‌گویم خدا واقعاً چه رحم بزرگی به این نظام کرد و امام چه قدم بلندی برداشتند که در اواخر عمرشان آقای منتظری را کنار گذاشتند، والا سرنوشت این مملکت به کجا منتهی می‌شد؟ من مسئول کمیسیون قضایی مجلس بودم که برای آخرین بار پیش آقای منتظری رفتم و از آن به بعد هم دیگر هم نرفتم. خانه ما روبروی خانه ایشان بود. گفتم: «آقای منتظری! تا حالا خیال می‌کردم شما برای رضای خدا حرف می‌زنید، ولی اخیراً دارم شک می‌کنم که برای رضای خدا باشد. من هر هفته پیش شما می‌آیم. اگر شما حرفی دارید که به مقامات بالا برسانید، مرا صدا کنید و بگویید تا برسانم. سر و صدا و ناراحتی درست کردن چرا؟ مرا قبول ندارید؟ آقای طاهری را که قبول دارید، آقای مؤمن را که قبول دارید، به آنها بگویید بروند بگویند. آخر این کار چیست که می‌کنید؟»
یکمرتبه ایشان گفت: «از نظر من همه‌اش تقصیر امام بود که با آقای شریعتمداری در افتاد و حیثیت روحانیت را به باد داد!» من یکمرتبه جا خوردم و گفتم: «یعنی امام اشتباه کردند که با آقای شریعتمداری که داستان خلق مسلمان را درست کرد، برخورد کردند؟ نمی‌بایست برخورد می‌کردند؟ باید می‌گذاشتند که همان بساط آشوبی که در قم راه انداختند، همه جا راه بیندازند؟» گفت: «نمی‌بایست برخورد می‌کرد.» من خیلی عصبانی شدم و گفتم: «یعنی امام می‌بایست اجازه می‌دادند خلق مسلمانی‌ها بیایند و نظام را در دست بگیرند و می‌شدیم مثل کمونیست‌ها؟ یعنی چه؟ این چه حرفی است می‌زنید؟» اندک اندک، هم صدای من بلند شد، هم صدای ایشان! بالاخره با هم دعوا کردیم و گفتم: «امام بهترین کار را کردند، این شما هستید که اشتباه می‌کنید.» و بلند شدم و آمدم بیرون و دیگر هم به خانه آقای منتظری نرفتم و ایشان را ندیدم.
انسان واقعاً تعجب می‌کند. به همین دلیل می‌گویم خدا را واقعاً شکر می‌کنم خداوند این شخصیت را ذخیره انقلاب قرار داده بود و خبرگان بعد از امام، ایشان را انتخاب کرد. هر وقت فکر می‌کنم از جنبه آشنایی با دنیا و شرایط روز و حفاظت از مصالح امت اسلام، هیچ کس را به اندازه ایشان مسلط نمی‌بینم. همیشه هم امید داده‌ و همیشه هم نظام را حفظ کرده‌اند. ان‌شاءالله خدا عاقبت همه ما را به خیر کند.
باتشکر ازحضرتعالی که پذیرای این گفت وشنود شدید،برقرارباشید.
ان‌شاءالله خداوند عاقبت همه‌مان را به خیر کند و این چند روز دیگری را که هستیم در این فراز و نشیب‌ها گمراه نشویم. ملتمس دعا هستم.  

منبع:مشرق نیوز



:: مرتبط با: آقا از نگاه دیگران ,
:: برچسب‌ها: امام خامنه ای , مرجعیت ,
ن : Khangoli
ت : یکشنبه 1393/03/11

عکسی دیده نشده از «آقا» و بچه های «نجف»

تصویری که پیش رو دارید، به سال 1359 شمسی در جبهه‌ی خوزستان به ثبت رسیده است. مقام معظم رهبری، در زمان برداشت این عکس، نماینده‌ی امام در «شورای عالی دفاع» بود.
به گزارش گروه جهاد و مقاومت مشرق، احمد کاظمی به تاریخ دوم مرداد 1337 در نجف آباد متولد شد. وی، با شروع جنگ ایران و عراق، با یک گروه ۵۰ نفره در جبهه‌های آبادان حضور یافت و نبرد با متجاوزان را آغاز کرد. چندی بعد، این گروه ۵۰ نفره به یکی از یگان های قدرتمند سپاه یعنی «لشگر زرهی ۸ نجف اشرف»(یگان ویژه ی رزمندگان شهرستان «نجف آباد») به فرماندهی «احمد کاظمی» تبدیل شد. وی در سال ‪ ۱۳۷۲‬ به عنوان فرمانده سپاه «منطقه شمال غرب» منصوب شد و به سال ‪ ۱۳۷۹‬سکان فرماندهی «نیروی هوایی سپاه» را به دست گرفت. ‪ ۵‬سال بعد، «احمد کاظمی» حکم فرماندهی «نیروی زمینی سپاه» را از مقام معظم رهبری دریافت کرد و سه ماه بعد، به هنگام ماموریتی نظامی، طی سانحه ای هوایی خلعت شهادت پوشید.
پیکر پاک «حاج احمد کاظمی»، درست در کنار مزار همرزمش «حاج حسین خرازی» تا روز ظهور مولایش، به امانت سپرده شد.
تصویری که پیش رو دارید، به سال 1359 شمسی در جبهه ی خوزستان به ثبت رسیده است. مقام معظم رهبری، در زمان برداشت این عکس، نماینده‌ی امام در «شورای عالی دفاع» بود. در این نما، حضرت «آقا»، در جمع نیروهای «تیپ ۸ نجف» به فرماندهی برادر احمد کاظمی دیده می شوند.

عکسی دیده نشده از «آقا» و «احمد کاظمی»
منبع: مشرق نیوز



:: مرتبط با: خاطـــــــرات ,
ن : Khangoli
ت : شنبه 1393/03/10
این‌جا فردو؛ مزرعه‌ی یک خانواده شهید/

گزارشی از حضور حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در فردو در سال 65+تصاویر

برای روستاییان خیلی تعجب‌آور بود که رئیس‌جمهور خودش بلند شده آمده و دارد گندم درو می‌کند. چنان شور و شوقی در کل آن روستا ایجاد می‌شد که خود آن‌ها می‌آمدند و دو سه ساعته کار را جمع می‌کردند..
به گزارش گروه سیاسی باشگاه خبرنگاران پایگاه اطلاع‌رسانی khamene.ir، گزارشی کوتاه از حضور آیت‌الله خامنه‌ای در مزرعه گندم یک خانواده شهید روستای فردو در خردادماه ۱۳۶۵  را منتشر کرده است.

در این گزارش آمده است:

«قم-خبرگزاری جمهوری اسلامی: رئیس‌جمهور در پنجمین روز از هفته‌ی جهاد سازندگی (روز بسیج سازندگی) در مزرعه‌ی یک خانواده‌ی شهید در روستای فردو از توابع دهستان کهک (واقع در ۵۰ کیلومتری جنوب شرقی قم) حضور یافت و دوشادوش روستاییان و در حالی که آنان شعار «مرگ بر آمریکا» می‌دادند به دروی گندم و مبارزه با استکبار جهانی در جبهه‌ی تولید پرداخت.»

این خبری بود که در تاریخ ۲۷ خرداد ۶۵ و از روستای فردو مخابره شد. آقای حسین شمسایی، مسئول وقت روابط عمومی نهاد ریاست جمهوری در این باره می‌گوید: «ما چند سفر به این شیوه و مرتبط با موضوع کشاورزی در خدمت حضرت آقا بودیم. یک سفر به روستای فشند در حوالی ساوجبلاغ، یک سفر به روستای فردو در حوالی قم و یک سفر هم به یکی از روستاهای حوالی کرج. این سفرها بین سال‌های ۶۴ تا ۶۶ صورت گرفت که هر سال به یک روستا رفتیم.»

این سفرها را شورای برنامه‌ریزی ریاست جمهوری بررسی و به رئیس‌جمهور پیشنهاد می‌شد. ایشان هم پس از بررسی تصویب می‌کردند و آن برنامه اجرا می‌شد.



هدف رئیس‌جمهور از این سفرها «ترویج امر مقدس کشاورزی بود و این‌که به مردم نشان بدهند یکی از بزرگترین خدمت‌ها و عبادت‌ها خدمت به مردم کشاورز است و در کنار آن‌ها کارهای کشاورزی است. همچننی می‌خواستند مردم را تشویق کنند به رفتن به روستاها و احیای مراتع و کشتزارها. ایشان کمک به هر شکلی را به روستاییان را عبادت می‌دانستند. به همین دلیل یکی از برنامه‌هایشان این بود که بروند داخل کشتزارها و اگر کاری زمین مانده، فرقی نمی‌کند چه کار کشاورزی باشد، کار درو باشد، کار جمع‌آوری خرمن باشد آن را انجام دهند. مثلاً در روستای فشند از صبح ما در خدمت ایشان به این روستا رفتیم. ایشان رفتند داخل زمین و جمعی از روستایی‌ها و همه‌ی همراهان و محافظین کمک کردند و همه شروع کردیم به برداشت و دروی گندم.   یا یک بار که به یک دام‌داری در کرج رفته بودیم، ایشان و جمعی از همراهانشان اقدام به سم‌زدایی از آن محوطه کردند.»

چون این مکان‌ها نزدیک تهران بود، سفرها یک روزه بود. اما سفر قم متفاوت بود. آیت‌الله خامنه‌ای، رئیس‌جمهور وقت و امام جمعه‌ی تهران برای شرکت در دومین گردهمایی سراسری ائمه‌ی جمعه در قم حضور داشتند و این حضور با هفته‌ی جهاد کشاورزی تقارن داشت. بنابراین روستای فردو برای حضور ایشان انتخاب شد؛ روستایی حاصلخیز و سرشار از منابع کشاورزی. روستایی با چهار خانوار (در آن روز) که حدود صد شهید تقدیم انقلاب کرده بود.



آیت‌الله خامنه‌ای نیز گندم‌زار یک خانواده‌ی شهید را برای درو انتخاب کردند؛ خانواده‌ای که دو پسر، دو داماد و چندین نوه‌ی خود را در راه اسلام تقدیم کرده بود. آقای شمسایی می‌گوید: «رفتن ایشان به روستای فردو اگرچه در اصطلاح یک کار نمادین بود، اما ایشان عملاً خیلی جدی وارد کار شدند و خودشان عرق ریختند. بقیه‌ی دوستان هم که همراه ایشان بودند، پا به پای ایشان کار می‌کردند. بالطبع خود روستاییان هم که این مناظر را می‌دیدند به وجد آمده و با چندین برابر نیرو کار می‌کردند. برای روستاییان خیلی تعجب‌آور بود که رئیس‌جمهور خودش بلند شده آمده و دارد گندم درو می‌کند. چنان شور و شوقی در کل آن روستا ایجاد می‌شد که خود آن‌ها می‌آمدند و دو سه ساعته کار را جمع می‌کردند؛ یعنی کار جهادی به این شکل رونق و حتی پا گرفت.»

کار برداشت محصول که تمام شد، آقای رئیس‌جمهور گفتند: «در این هفته و به عنوان اظهار غلاقه و صمیمت به جهاد سازندگی و هم به منظور تشویق امور کشاورزی و مسائل مربوط به این روستا در این مراسم شرکت کرده‌ام تا بتوانم در برداشت محصول و امور کشاورزی مشارکت داشته باشم.»

ایشان هم‌چنین پس از صحبت با خانواده‌ی شهید گفتند: «هم‌صحبت شدن با این‌چنین خانواده‌هایی شوق ادامه‌ی مبارزه با استکبار جهانی را چند برابر می‌کند.»

البته آقای رئیس‌جمهور توصیه‌ای هم به همه‌ی دستگاه‌های دولتی داشتند: «برای جبران سیاست‌های خائنانه‌ی رژیم منفور شاه و برای غلبه بر مشکلات از پیش مانده، باید به‌طور جهادی کار کنند.»

ادامه تصاویر را در ادامه ببینید.
























باشگاه خبرنگاران



:: مرتبط با: خاطـــــــرات ,
:: برچسب‌ها: امام خامنه ای ,
ن : Khangoli
ت : یکشنبه 1393/03/4
پیام رهبر انقلاب به نشست اتحادیه انجمن‌های اسلامی؛

جایگاه خود را بشناسید و نقش خود را در آینده به جِدّ، تضمین کنید/ اندیشه‌ورزی، دانش اندوزی، دینداری و پاکدامنی اصلی‌ترین عناصر برای تأمین آن هدف بزرگ هستند

نگاه امیدوارانه به افقهای آینده‌ی کشور، همواره با نگاه خوشبینانه به شما همراه است و این دو از یکدیگر جدائی ناپذیرند. شما رویش‌های ارجمند ملت ایرانید؛ خود و جایگاه خود را به درستی بشناسید و نقش خود در آینده را به جِدّ، تضمین کنید.
به گزارش مشرق، حضرت آیت الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در پیامی به سی امین نشست سالیانه اتحادیه انجمن‌های اسلامی دانشجویان در شبه قاره هند، تاکید کردند: اندیشه‌ورزی، دانش اندوزی، دینداری و پاکدامنی اصلی‌ترین عناصر برای تضمین نقش‌آفرینی جوانان و دانشجویان در آینده است.

متن این پیام که صبح امروز (شنبه) در سالن اجتماعات رایزنی فرهنگی دهلی نو پایتخت هند، از سوی حجت الاسلام و المسلمین مهدوی‌پور نماینده مقام معظم رهبری در هندوستان قرائت شد، به شرح زیر است:

بسم الله الرّحمن الرّحیم

جوانان و دانشجویان عزیز

نگاه امیدوارانه به افقهای آینده‌ی کشور، همواره با نگاه خوشبینانه به شما همراه است و این دو از یکدیگر جدائی ناپذیرند. شما رویش‌های ارجمند ملت ایرانید؛ خود و جایگاه خود را به درستی بشناسید و نقش خود در آینده را به جِدّ، تضمین کنید.

اندیشه‌ورزی، دانش اندوزی، دینداری و پاکدامنی.. اینها اصلی‌ترین عناصر برای تأمین آن هدف بزرگند.

برای شما دعا میکنم و به شما سلام میفرستم.

سیّد علی خامنه‌ای

25/ اردیبهشت/ 1393

منبع: مشرق نیوز



:: مرتبط با: پیام ها و نامه های آقا ,
:: برچسب‌ها: امام خامنه ای ,
ن : Khangoli
ت : شنبه 1393/02/27

اصلاً ندیده بودیم اعتکاف چه جوری است!

مقام معظم رهبری درباره مسئله اعتکاف فرمودند:خوشبختانه اقبال مردم به این سنّت خیلی بالا است؛ شوق جوانها و عشق جوانها حیرت‌‌انگیز است.

به گزارش گروه سیاسی باشگاه خبرنگاران مقام معظم رهبری درباره مسئله اعتکاف در بیاناتی در دیدار اعضای ستاد مرکزی اعتکاف و اعضای سوّمین جشنواره‌‌ی سراسری علمی فرهنگی اعتکاف تصریح کردند:

خوشبختانه اقبال مردم به این سنّت خیلی بالا است؛ شوق جوانها و عشق جوانها حیرت‌‌انگیز است. من یادم است آن وقتی که ما در مشهد بودیم، اصلاً ندیده بودیم اعتکاف چه جوری است، شنیده بودیم؛ قم که رفتم در همین ایّام‌‌البیض در مسجد امام(1) اعتکاف میشد. شاید من یک وقت رفته بودم دیده بودم، طلبه‌‌ها می‌‌آمدند دو نفر، سه نفر، یک گوشه‌‌ای را انتخاب میکردند در آن شبستان مرحوم حاج ابوالفضل - آن شبستان بالایی - چادر میکشیدند؛ شاید مجموع افرادی که در آن شبستان اعتکاف میکردند به سی نفر، چهل نفر نمیرسید. البتّه بعدها که مسجد آقای بروجردی ساخته شد، بعضی‌‌ها ظاهراً آنجا هم می‌‌آمدند اعتکاف میکردند که آن را من ندیده بودم، لکن مسجد امام را دیده بودیم. این، همه‌‌ی مظهر این سنّتِ پر مغزِ پر معنا در آن دوره بود: مخصوص قم، آن هم با این تعداد اندک. امروز شما بروید دانشگاه‌‌های کشور را نگاه کنید - حالا غیر از مسجد گوهرشاد و مسجد جمکران و مساجد مهمّ دیگر و جاهای دیگری که هجوم جمعیّت است؛ در این مساجد دانشگاه‌‌ها، مسجد دانشگاه تهران و جاهای دیگر - دانشجوهای ما، جوانهای ما، از مدّتی پیش صف کشیده‌‌اند، نوبت میگیرند و نوبتشان نمیرسد، یعنی جا نیست، وسیله نیست برای اداره‌‌ی آنها؛ این شوق عمومی به این عبادت، این‌‌جور است؛ خب، این یکی از برکات الهی است. بحمدالله خدای متعال این زمینه را فراهم کرده و این توفیق را داده و مغناطیس محبّت الهی و ذکر الهی، دلهای جوانها را به خودش جذب کرده؛ این را باید مغتنم شمرد. این یک فرصت است‌‌.

باشگاه خبرنگاران




:: مرتبط با: بیانات آقا ,
ن : Khangoli
ت : پنجشنبه 1393/02/25
ارسال به دوستان
الهام چرخنده:
فیلم/ روز پدر را به حضرت آقا تبریک می‌گویم/ فرهنگ کشور به یک ۹ دی فرهنگی نیاز دارد/ به من گفتند «خانم چرخنده! سینمای ایران جای شماها نیست»

بازیگر سینما و تلویزیون کشورمان گفت: بخش فرهنگی کشورمان نیاز به یک ۹ دی فرهنگی دارد.

خبرگزاری فارس: فیلم/ روز پدر را به حضرت آقا تبریک می‌گویم/ فرهنگ کشور به یک ۹ دی فرهنگی نیاز دارد/ به من گفتند «خانم چرخنده! سینمای ایران جای شماها نیست»

خبرگزاری دانشجو، فیلم صحبت‌های الهام چرخنده هنرمند کشورمان در جشن فرهنگ و هنر انقلاب را که در دانشگاه تهران برگزار شده بود، منتشر کرد.

 

 لینک فیلم

فارس نیوز

- See more at: http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13930224000205#sthash.Xi5UFaWg.dpuf



:: مرتبط با: آقا از نگاه دیگران ,
:: برچسب‌ها: امام خامنه ای , الهام چرخنده , بازیگر ,
ن : Khangoli
ت : چهارشنبه 1393/02/24
الهام چرخنده در گفتگو با باشگاه خبرنگاران:

روز پدر را به رهبر عظیم الشان کشورم تبریک می گویم / در صفحه های اجتماعی مرا تهدید کردند

من آدم سیاسی نیستم و این راه را یک نوع جهاد می دانم زیرا وقتی یک بانوی آزاد یک کلمه حرف می زند، موضع گیری زیادی وجود دارد؛ احساس می کنم من به عنوان یک سرباز باید از این هدف دفاع کنم.

الهام چرخنده بازیگر سینما و تلویزیون در گفتگو با خبرنگار رادیو تلویزیون باشگاه خبرنگاران گفت: کار خاصی در قبال فرمایشات مقام معظم رهبری مربوط به شعار امسال که سال فرهنگ و اقتصاد با عزم ملی و مدیریت جهادی است، نکردم و به عنوان یک شیعه جعفری به حضرت علی(ع) اعتقاد دارم و اگر عصر، عصر ولایت است بنده به رهبرم فقط یک تبریک گفتم که این کمترین کاری است که توانایی انجام آن را دارم. 
 
وی ادامه داد: برای من واکنش عجیب تلویزیون های منافقین، مخالفین و صدای آمریکا و همه دشمنان خیلی عجیب بود و کمی دلم شکست و اذیت شدم و به آن فرمایش حضرت علی(ع) اکتفا می کنم که می فرمایند:" زمانی دچار یاس و ناامیدی شوید که دشمنان از شما تعریف کنند"؛ آن وقت به خودم گفتم الهام چرخنده راهی که در آن قدم برداشته ای راهی درست بود و یا علی از شما ممنونم . 
 
چرخنده در ادامه افزود: در صفحه های اجتماعی خیلی مرا تهدید کردند تمام چیزهایی که لایق ناموس شیعه نیست را به من نسبت دادند ولی من نه آدم سیاسی هستم نه چیز دیگری و نه موضع گیری سیاسی دارم و این راه را یک نوع جهاد و یک نوع جنگ می دانم زیرا وقتی یک بانوی آزاد یک کلمه حرف می زند موضع گیری زیادی وجود دارد؛ من هم به عنوان یک سرباز اگر لازم باشد از این هدف دفاع خواهم کرد و اجازه نمی دهم که این فشار به راس اصلی باور من یعنی حضرت آقا برسد.  
 
این بازیگر تصریح کرد: تا به امروز هر که مرا می شناسد می داند که از کودکی نام حضرت علی (ع) را با قدرت یاد می کردم و هنوز هم این کار را می کنم اما اتفاقات در سال 92 باعث شد من به خدا خیلی نزدیکتر شوم به گونه ای  که سبب شد درباره مذاهب مختلف تحقیق بیشتری کنم و نهج البلاغه را بخوانم و فهمیدم زمان آن رسیده که به عنوان یک بانوی سینماگر این حرف را بزنم و موضوعی که مرا خوشحال کرد نگاه سطحی منتقدان بود که به این نتیجه رسیدم که نمی توان به قلمشان اعتماد کرد چون ریشه سینما این ها نیستند چون معتقدند چرخنده با این حرفها می خواهد یک سری تسهیلات را بگیرد. 
 
بازیگر "آوای باران" ادامه داد: من پس از سریال موفق "آوای باران" و پس از تعداد بالای پیشنهادهای سینمایی و موفقیت های مختلفی مانند کاندیدا شدنم این رسالت را انجام دادم و با وجود این واکنش ها ثابت قدم تر خواهم بود .

چرخنده به مناسبت روز ولادت حضرت علی (ع) اظهار داشت: به مناسبت 13 رجب سالروز ولادت حضرت علی (ع) و روز پدر تبریک قلبی خود را به عنوان بانوی سینماگر ایرانی از طرف مادران شهدای ایرانی و از طرف همه زن های ایرانی که با قدرت ایستاده اند، به حضرت آقا رهبر عظیم الشان کشورم  عرض می کنم . 
 
وی در خصوص حادثه ای که همین چند وقت اخیر برایش رخ داده، گفت: ماشین بنده دچار آسیب دیدگی هایی شد یک سری آدم خارج از کشور و مغایر با باورهایم شعار مرده باد و زنده باد سر می دهند اما برای آن ها آرزو می کنم خداوند به راه راست هدایتشان کنند و اگر خیلی قدرتمند هستند برگردند نه این که پشت یک میز صحبت کنند. من به سهم خود می بخشم این جا کشوری اسلامی است و این اتفاق از طرف مراجع قضایی در حال پیگیری است .
 
وی تصریح کرد: تک تک ما به عنوان یک بانو برای اجرای درست الگو برای جامعه انتخاب شدیم، به نمایندگی همه بانوان و دخترانی که قرار است در آینده مادر این سرزمین باشند همچنین به بازیگران زن عزیزی که در سینما فعالیت دارند می گویم که همیشه نجابت همراه زیبایی است کافی است که قدرت خودت را بشناسی تا با ایمان قلبی قدم برداری و هیچ رسته و رمه و گروهی نمی تواند جلوی تو بایستد.
منبع: باشگاه خبرنگاران



:: مرتبط با: آقا از نگاه دیگران ,
:: برچسب‌ها: امام خامنه ای , الهام چرخنده ,
ن : Khangoli
ت : دوشنبه 1393/02/22
رهبر انقلاب در کتابخانه شخصیشان

معرفی تازه‌های نشر درباره رهبر معظم انقلاب در نمایشگاه کتاب

خبرگزاری تسنیم: بیست و هفتمین دوره نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران میزبان عناوینی جدید در خصوص رهبر معظم انقلاب است که از جمله این موارد می‌توان به آثار انتشارات انقلاب اسلامی و صهبا اشاره کرد.

به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، بیست و هفتمین بهار کتاب امروز، 10 اردیبهشت، در حالی کار خود را آغاز می‌کند که دو هزار و 330 ناشر داخلی و 600 ناشر از دیگر کشورها تازه‌ترین آثار خود را در ماراتنی ده‌‌روزه در معرض دید علاقه‌مندان قرار می‌دهند. امسال نیز همانند سال‌های گذشته تعدادی از عناوین منتشر شده در نمایشگاه کتاب به رهبر معظم انقلاب اختصاص دارد؛ عناوینی که یا از زبان دیگر نویسندگان درباره ایشان نوشته شده و یا مجموعه‌ای از بیانات معظم‌له در موضوعات مختلف است.

انتشارات انقلاب اسلامی وابسته به دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای برای سال جدید نمایشگاه تعدادی از عناوین را برای اولین‌بار توزیع می‌کند که از جمله این موارد می‌توان به مجموعه پنج‌جلدی «نقش و رسالت زن» اشاره کرد که چندی پیش همزمان با میلاد مبارک حضرت زهرا(س) و هفته زن منتشر شده است. هریک از مجلدات این کتاب به ارائه سخنان رهبر معظم انقلاب در خصوص موضوعات محوری در رابطه با زن در اجتماع می‌پردازد که از میان سخنرانی‌ها، بیانات و حتی توصیه‌های خصوصی ایشان به زوج‌های جوان هنگام قرائت خطبه عقد جمع‌آوری شده است.

نخستین جلد از این مجموعه با عنوان «عفاف و حجاب در سبک زندگی ایرانی ــ اسلامی» منتشر شده که گردآورندگان مطالب این اثر را در پنج فصل با عناوین عفت و حیا، روابط زن و مرد، حجاب و پوشش، کشف حجاب و بی‌بند و باری و روش برخورد با بی‌بند و باری تدوین کرده‌اند. انتشارات انقلاب اسلامی با توجه به تبیین جایگاه اسلامی زن در جامعه به گردآوری سخنان رهبر انقلاب و دسته‌بندی آنها پرداخته است. در این راستا تمامی سخنرانی‌ها و توصیه‌های ایشان، حتی بخشی از بیانات رسانه‌ای نشده ایشان را از آغاز پیروزی انقلاب تاکنون جمع‌آوری و دسته‌بندی کرده است.

جلد دوم این مجموعه به تبیین نقش و رسالت زن بر اساس «الگوی زن» می‌پردازد. این جلد در 10 فصل تدوین شده و در آن موضوعاتی چون ضرورت و اهمیت وجود الگوی صحیح در حیات انسان‌ها، حضرت فاطمه زهرا(س)، الگوی جامع و کامل در عرصه‌های زندگی خانوادگی، اجتماعی و سیاسی، جایگاه و مقام معرفتی و معنوی حضرت فاطمه و الگوهای زنان عاشورایی، زنان قرآنی و زنان مجاهد عرصه انقلاب اشاره کرد.

«زن و خانواده» عنوان سومین جلد از مجموعه «نقش و رسالت زن» است که در پنج فصل تدوین شده است. زن و خانواده، اهمیت خانواده، حقوق و وظایف زن و شوهر در خانواده و محبت و عواطف زن و شوهر از جمله موضوعات محوری در این جلد است. «جایگاه و مسائل زنان در فرهنگ اسلام و تجدد» عنوان چهارمین مجلد از مجموعه «نقش و رسالت زن» است که در سه محور «اهمیت و ریشه‌یابی مسائل زنان»، «زن در فرهنگ غرب» و «منزلت و جایگاه زن در اندیشه اسلامی» گردآوری و تنظیم شده است.

آخرین جلد از مجموعه حاضر نیز به تبیین «عرصه‌های حضور اجتماعی زن» در کلام رهبر انقلاب می‌پردازد؛ موضوعی که بارها دچار افراط و تفریط‌های متعدد شده بود، اما به‌یمن پیروزی انقلاب، با بهره‌گیری از الگوی زن اسلامی در جامعه، تا حدود زیادی از این افراط‌ها و تفریط‌ها کاسته و مهمتر از آن جایگاه زن در جامعه اسلامی و چگونگی حضور او در این میان تبیین و روشن شد.

«دوران جدید عالم» کتاب دیگری از این انتشارات است که در آن گفتمان انتقادی انقلاب اسلامی در شناخت تجدد براساس بیانات رهبر معظم انقلاب مورد توجه قرار گرفته است. کتاب حاضر در دو بخش کلی «انقلاب اسلامی و جهان متجدد» و «غرب‌شناسی و تجدیدشناسی انتقادی» تدوین شده است. در ذیل هریک از این دو بخش موضوعات مختلفی در رابطه با دو محور اصلی انقلاب اسلامی و دوره متجدد جهان مورد بررسی و نظرات رهبر انقلاب در خصوص هریک از موارد بیان شده است. از جمله این موارد می‌توان به ماهیت انقلاب اسلامی، دوران جدید عالم و فروپاشی تمدن مدرن، دوران جدید عالم، وظیفه پیروان امام(ره) در دوران جدید، تاریخ غرب‌زدگی در ایران، انقلاب اسلامی و عبور از دوگانه عقب‌ماندگی و غرب‌زدگی و ... اشاره کرد.

انتشارات انقلاب اسلامی همچنین چند عنوان اثر دیگر را نیز در دست انتشار دارد که از این جمله می‌توان به کتاب « پرسش و پاسخ » متن کامل پاسخ‌های حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای به پرسش‌های دانشجویان در 9 دیدار (1382 ــ‌1377) ‌اشاره کرد. کتاب حاضر گزارش کامل پرسش‌های دانشجویان و پاسخ‌های مقام معظم رهبری در 9 جلسه است.

مؤسسه ایمان جهادی ــ صهبا ــ با کتاب «از هراره تا تهران» در بیست و‌ هفتمین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران حضور می‌یابد. این کتاب  در 336 صفحه تدوین شده که با ارائه سبکی جدید، سعی دارد که ماجرای حضور مقام معظم رهبری در اجلاس سران عدم‌تعهد سال 65 در کشور زیمبابوه و اتصال این اجلاس به اجلاس سران عدم‌تعهد تهران از نقش ایشان در معادلات سیاسی جهان پرده بردارد.

مقدمه این کتاب خطبه اول نمازجمعه 7 محرم سال 65 شمسی است که مقام معظم رهبری در آن به‌مناسبت دهه محرم به تشریح قیام اباعبدالله الحسین(ع) و تبیین ظلم‌ستیزی و دلایل ایجاد ظلم بر بستر قیام عاشورا می‌پردازند. کتاب «از هراره تا تهران» در سه بخش اصلی هراره، از هراره تا تهران و تهران تدوین شده است. در بخش هراره حضور مقام معظم رهبری در اجلاس سران عدم‌تعهد هراره به‌صورت روزانه و لحظه به لحظه با توجه به اسناد موجود در رسانه‌های آن‌زمان روایت شده است. در پایان این بخش هم خطبه دوم نمازجمعه‌ای که در مقدمه آورده شده که شرح ماوقع سفر به اجلاس سران غیرمتعهدها در هراره توسط خود ایشان است، بیان می‌شود.

در بخش از هراره تا تهران این کتاب، به فرجام مسائل سیاسی مطرح در آن‌زمان از جمله مسئله آپارتاید و جنگ ایران و عراق پرداخته شده است. بخش تهران کتاب نیز مربوط به سخنرانی آیت‌الله خامنه‌ای در اجلاس سران عدم‌تعهد تهران و دیدارهای ایشان با سران کشورهای شرکت کننده در این اجلاس است.

از بخش‌های جالب کتاب «از هراره تا تهران» اتفاقات حاشیه‌ای زمان اجلاس عدم‌تعهد در کشور زیمبابوه است. اجلاس هراره به‌جهت قرار گرفتن در سال‌های پایانی دفاع مقدس و حساسیت رسانه‌ها بر آن از مهمترین فرصت‌های جمهوری اسلامی بوده است که در آن می‌توانسته حقانیت خود را اثبات کند. از ابتدای این اجلاس با سفر رئیس جمهور وقت جمهوری اسلامی ایران حضرت آیت‌الله خامنه‌ای به این اجلاس و بیان حقایق انقلاب اسلامی و دفاع مقدس و دیدارهای حاشیه‌ای، وضعیت افکار عمومی جهان به‌سمت جمهوری اسلامی ایران متمایل شد.

تدبیر ایشان موجب آن شد تا فریادها بر سر ایران برای پذیرش صلح ساکت شود و حقایق بر همه روشن شود. سفر نکردن صدام حسین به کشور زیمبابوه و انجام دو عملیات پیروزمندانه کربلای دو و سه در مناطق حاج‌عمران و اسکله نفتى الامیه و البکر و سخنان روشنگرانه آیت‌الله خامنه‌ای موجب تقویت جبهه جمهوری اسلامی ایران و دوستان آن در اجلاس سران غیرمتعهدها شد.

در بخش‌هایی از این کتاب، روایت خاطره‌ای از علی‌اصغر فردی، از نزدیک‌ترین شاگردان استاد شهریار است که در آن به واکنش استاد شهریار به سخنرانی رهبر معظم انقلاب در زیمبابوه می‌پردازد. بخشی از این کتاب به‌شرح ذیل است:

«شبی استاد شهریار به من زنگ زدند و فرمودند: تلویزیـون را می‌بینی؟ اگر نمی‌بینی، برو ببین، بعد صحبت کنیم. دیدم آقا در کنفرانس هراره سخنرانی می‌کنند. تمامی مدت صحبت را بی‌اراده ایستاده بودم و گوش می‌کردم. چنان هیجان‌زده بودم که بعد از اتمام نطق آقا، باشتاب به منزل استاد رفتم.

شب دیروقت بود، اما استاد در کمال اعجاب و هیجان گریه می‌کردند و جملات برجسته‌ آقا را تکرار می‌کردند که: دانه‌دانه دردهای مسلمانان را بر‌شمردند و منشوری برای جهان اسلام پرداختند.

استاد می‌گفتند: من در طول سخنرانی فقط می‌گریستم و دستم بر دعا بود که خدایا این سید را از تمام بلیات من‌لایحتسب محافظت فرما».

بیست و یکمین جلد از دایرة‌ لمعارف بزرگ اسلامی به حروف‌ «ح» و «خ» اختصاص دارد که در حرف «خ» مدخل عبارت حضرت آیت‌الله سید علی خامنه‌ای، به‌قلم علی‌اکبر ولایتی نوشته شده است. نخستین مدخل این مجلد، با «حسین بایقرا» آغاز می‌شود و با مدخل «خانقاه» پایان می‌یابد.

خاندان، شخصیت علمی و فرهنگی، آثار، حیات سیاسی و اجتماعی، دهه اول انقلاب اسلامی: (بهمن1357 ــ ‌خرداد 1368)، حزب جمهوری اسلامی، امامت جمعه تهران در مجلس شورای اسلامی، دفاع مقدس، فعالیت‌های ارشادی و تبیینی مقابله با لیبرال‌ها و بنی صدر، دوران ریاست جمهوری، دوران رهبری، سیاست داخلی، سفرهای استانی، وقایع سال‌های 1378 و 1388ش.، اصل «نه شرقی، نه غربی»، حمایت از مردم لبنان و فلسطین، حمایت از بیداری اسلامی، عزت، حکمت و مصلحت، دیپلماسی انقلابی، رابطه با آمریکا، پرونده هسته‌‏ای، اصول و اولویت‌های اقتصادی آیت‌الله خامنه‌ای‌، راهبردهای اقتصادی آیت‌الله خامنه‌ای، تعیین چهارچوب برای اسناد بالادستی و راهبردی، فرهنگ، علم و فناوری، جایگاه توسعه علمی و پژوهشی در اسناد بالادستی و... از جمله موضوعاتی است که در این بخش مورد بررسی قرار گرفته و به‌صورت مبسوط شرح داده شده است.

البته در این دوره نمایشگاه می‌توان عناوین دیگری را در خصوص رهبر انقلاب جست که یا به‌تازگی به چاپ رسیده‌اند و یا چاپ جدید آنها برای روزهای نمایشگاه آماده شده است که از جمله این موارد می‌توان به بازنشر «مطلع عشق»، «رساله آموزشی» و «روش تحلیل سیاسی» اشاره کرد.

منبع: تسنیم



:: مرتبط با: آقا از نگاه دیگران ,
:: برچسب‌ها: کتاب , امام خامنه ای ,
ن : Khangoli
ت : شنبه 1393/02/20
رهبر معظم انقلاب در دیدار اعضای ستاد مرکزی و جشنواره اعتکاف:

اعتکاف از مظاهر قدرت انقلاب اسلامی در نهادسازی/ در برنامه‌ریزی‌ها اصل بر نزدیک کردن ذهن و دل معتکف به خدا باشد

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، سنت حسنه اعتکاف را از مظاهر قدرت انقلاب اسلامی در نهادسازی دانستند و تاکید فرمودند در برنامه‌ریزی‌ها اصل بر نزدیک کردن ذهن و دل معتکف به خداوند باشد.
به گزارش مشرق به نقل از پایگاه ‌اطلاع‌رسانی دفتر مقام معظم رهبری، عصر امروز (پنجشنبه) بیانات حضرت آیت الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار اعضای ستاد مرکزی اعتکاف که در تاریخ 15 اردیبهشت 93 برگزار شده بود، در جشنواره سراسری اعتکاف که در مجتمع آموزش عالی امام خمینی(ره) قم برگزار شد، منتشر شد.
 
رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار اعضای ستاد مرکزی و جشنواره اعتکاف، شوق عمومی و اقبال حیرت انگیز به سنت حسنه اعتکاف را از جمله برکات الهی و از مظاهر قدرت انقلاب اسلامی در نهادسازی خواندند و تأکید کردند: متصدیان و مباشران این سنت نبوی باید با برنامه‌ریزی هوشمندانه و همچنین شناسایی آسیبها و تهدیدها، زمینه هر چه نزدیکتر شدن ذهن و دل معتکف به خداوند و طهارت روحی او را فراهم کنند.
 
حضرت آیت الله خامنه‌ای، عبادت اعتکاف را به جان خریدن ریاضتی همراه با شوق و رغبت برای ارتقای معنویت توصیف کردند و افزودند: عشق وصف ناپذیر جوانان به اعتکاف پس از انقلاب اسلامی که امروز در مساجد و دانشگاههای سراسر کشور نمود دارد، باید بعنوان فرصتی ارزشمند قدر دانسته شود.
 
ایشان با بیان اینکه فرصت اعتکاف باید مختص به عبادت و توجه بیشتر به خداوند متعال باشد، گفتند: آموختن و تجربه‌ی معاشرت اسلامی، ارتباط دوستانه و برادرانه با معتکفین و همچنین تعلیم و تعلّم معارف دینی از جمله‌ی فرصتهای این مراسم نورانی است.
 
رهبر انقلاب، برنامه‌ریزی هوشمندانه و آسیب شناسی متناسب با روح و معنای اعتکاف را ضروری دانستند و خاطرنشان کردند: در برنامه‌ریزیها اصل باید بر نزدیک کردن ذهن و دل معتکف به خداوند و در مقابل انقطاع از جنجالها و حاشیه‌های متعارف جامعه و زندگی باشد.
منبع: مشرق نیوز



:: مرتبط با: بیانات آقا ,
ن : Khangoli
ت : جمعه 1393/02/19

بهترین شعرای معاصر از نظر مقام معظم رهبری چه کسانی هستند؟

کسانی بودند که آن وقت در زمان جوانی ما، جزو اساتید و برجسته‌های شعر نو بودند و به اعتقاد من اینها از خود «نیما یوشیج» بهتر شعر نو می‌گفتند. البته صفای «نیما یوشیج» را هیچ کدامشان نداشتند.
بهترین شعرای معاصر از نظر مقام معظم رهبری چه کسانی هستند؟گروه فرهنگی مشرق - یکی از عادات و برنامه های رهبر معظم انقلاب طی سالیان مختلف ارتباط ایشان با جوانان بوده است. ایشان از اول انقلاب با جوانان رابطه بسیار خوبی داشته اند تا جایی که حضرت امام پس از شهادت شهید مطهری، ایشان را به عنوان «فردی فهیم و سخنور معرفی کردند که می تواند مرجع رسیدگی به مسائل فکری و اعتقادی دانشجویان و مقابله با تبلیغات احزاب و گروه‌های مخالف نظام جمهوری اسلامی، به ویژه مارکسیست‌ها در محیط دانشگاهی باشند» طی این سال ها ارتباط ایشان با جوانان ادامه داشته و در دوره رهبری ایشان نیز در مقاطع ثابت در هر سال، مثل روز 13 آبان یا در ماه مبارک هر سال دیدارهای جوانان با ایشان به صورت منظم پیگیری می شود. در دیدار صمیمانۀ ایشان در سال 77 با جوانان سؤالات جالبی مطرح شده است که یکی از آنها درباره بهترین شعرای معاصر از نگاه رهبر معظم انقلاب است. این سؤال و جواب با هم مرور می کنیم.

با توجّه به علاقه شما به هنر و ادبیات، از شعرای معاصر، آثار کدامیک را بیشتر مطالعه کرده‌اید و به کدامیک بیشتر علاقه دارید؟

من شعرای معاصر را تقسیم می‌کنم به شعرایی که غزلسرا بودند، شعرایی که قصیده‌سرا بودند و شعرایی که نوسرا بودند. هر کدام چند نفری هستند که من به ایشان علاقه داشتم. در غزل، مرحوم «امیری فیروزکوهی» است که من با ایشان دوست هم بودم و ایشان به من هم خیلی علاقه داشتند و سالها تا بعد از انقلاب، با یکدیگر رفت و آمد داشتیم. در زمان ریاست جمهوری من، ایشان از دنیا رفتند.

البته غیر از «امیری» هم یکی، دو نفر شاعر غزلسرا بودند که شعرهایشان را دوست می‌داشتم؛ یکی مرحوم «رهی معیّری» بود که او را از نزدیک ندیده بودم، یکی مرحوم «شهریار» بود که از شعرش خیلی خوشم می‌آمد. با ایشان هم آشنا بودم. البته من بعد از انقلاب با ایشان آشنا شدم؛ قبل از انقلاب، هیچ ارتباطی با یکدیگر نداشتیم.


در درجه اوّل، قصیده‌سرا «ملک‌الشّعرای بهار» بود که قصیده‌هایش مرا خیلی به خودش جلب می‌کرد. مرحوم «امیری فیروزکوهی» هم یک نوع قصیده سبک خاقانی می‌گفت که آن هم در نوع خودش قصیده بسیار فخیم و برجسته‌ای بود؛ از آن هم من خیلی خوشم می‌آمد.

در شعر نو، دو، سه نفر بودند که شعرهایشان را خیلی می‌پسندیدم. یکی از آنها «اخوان» بود. ما با «اخوان» آشنا بودیم و شعرش، شعر بسیار برجسته‌ای بود. یکی دو نفر دیگر هم هستند که دوست ندارم از آنها اسم بیاورم. کسانی بودند که آن وقت در زمان جوانی ما، جزو اساتید و برجسته‌های شعر نو بودند و به اعتقاد من اینها از خود «نیما یوشیج» بهتر شعر نو می‌گفتند. اگر چه او شروع کننده این راه بود؛ اما به نظر من اینها از او بهتر و پخته‌تر و برجسته‌تر شعر می‌گفتند. البته صفای «نیما یوشیج» را هیچکدامشان نداشتند؛ نه اخوان داشت، و نه آن یکی، دو نفر دیگری که من از ایشان اسم نیاوردم.


بهترین شعرای معاصر از نظر مقام معظم رهبری چه کسانی هستند؟نیما یوشیج - برخلاف آن چیزی که می‌گفتند - مردی متدیّن بود. مرحوم «امیری» با «نیما یوشیج» از نزدیک دوست بود. او برای من نقل می‌کرد و می‌گفت «نیما یوشیج» آدم متدیّنی است. او به شعر سنّتی هم علاقه‌مند بود؛ منتها این سبک را هم می‌پسندید. البته می‌دانید که ایشان این سبک را هم از اروپاییها گرفته بود. اصلاً سبک شعر نوِ ما، سبک ابتکاری به معنای حقیقی نیست؛ سبک شعر اروپایی است، با خیلی از خصوصیاتی که آن شعرها دارد. حتّی سبک جمله‌بندی انگلیسی، در شعر نوِ فارسی ما گرته‌برداری شده است.

در بین شعرایی که الان هستند، چند نفر شاعر خوب داریم. هم شعر غزلی خوب داریم و کسانی که می‌گویند، انصافاً خوبند؛ هم شعر نو داریم. در میان شعرای انقلاب، بعضیها واقعاً خوب و برجسته‌اند. به من اجازه بدهید که از شعرای معاصر و زنده اسم نیاورم.

منبع: دیدار مقام معظم رهبری با جوانان در تاریخ 1377/2/7
مشرق نیوز



:: مرتبط با: بیانات آقا ,
:: برچسب‌ها: امام خامنه ای , شاعر ,
ن : Khangoli
ت : شنبه 1393/02/13
 

 


 

 
Free counter and web stats