s2C8R04.jpg
صلوات برای سلامتی و فرج امام زمان عجل الله:










» تعداد مطالب :
» تعداد نویسندگان :
» آخرین بروز رسانی :
» بازدید امروز :
» بازدید دیروز :
» بازدید این ماه :
» بازدید ماه قبل :
» بازدید کل :
» آخرین بازدید :

چاپ این صفحه





Powered by WebGozar

بسم الله الرحمن الرحیم



خاطره‌ای از ماجرای مجادله‌ی كمونیست‌ها با آیت‌الله خامنه‌ای

فتنه كارخانه جنرال!

|خاطره‌ای از آقای اسدالله بادامچیان، درباره‌ی ماجرای مجادله‌ی كمونیست‌ها با آیت‌الله خامنه‌ای در روزهای منتهی به پیروزی انقلاب اسلامی ایران|
در روزهای هجدهم و نوزدهم بهمن‌ماه ۵۷ و در اوج روزهایی كه پیروزی انقلاب نزدیك بود، كمونیست‌ها از این‌كه انقلاب اسلامی به پیروزی برسد احساس نگرانی كردند. لذا درصدد برآمدند با رژیم شاه بسازند و نگذارند انقلاب به پیروزی برسد. طبیعتاً رژیم شاه در موقعیتی نبود كه بتواند خود را حفظ كند. بنابراین این‌ها درصدد برآمدند در جریان انقلاب اغتشاش ایجاد كنند. آن‌ها در كارخانه‌ی «جنرال» در جاده‌ی كرج جمع شدند و كارگرها را جمع كردند تا با فریب آن‌ها و همراهی عده‌ای از كمونیست‌ها به طرف تهران حركت كنند و در آن روزهایی كه وحدت لازم بود، درگیری ایجاد كنند و از درون مردم علیه خود مردم خرابكاری كنند. امید داشتند كه در آن موقعیت بتوانند تعداد قابل توجهی را جمع كنند.

دوستان این موضوع را گزارش دادند. محل بخش تبلیغات ستاد استقبال از امام، دبیرستان دخترانه‌ی علوی بود. در اتاق بالای آن‌جا، شهید دكتر باهنر و دیگران بودند؛ بنده هم در خدمتشان بودم. در آن‌جا درباره‌ی این مسأله بحث شد؛ برای مدیریت این مسأله شهید دكتر دیالمه را فرستادیم، اما ایشان نتوانست از عهده‌ی كار بربیاید. یكی، دو ساعت بعد علما و روحانیون دیگری را فرستادیم، آن‌ها هم نتوانستند. من در آن‌جا پیشنهاد كردم كسی كه می‌تواند این كار را انجام دهد، آقاسید علی‌آقای خامنه‌ای است. اگر ایشان بروند می‌توانند از عهده‌ی آن بربیایند. از طرفی دیدیم كه هیچ راهی نیست و فتنه‌‌ی آن‌جا در حال گسترش است. در نهایت گویا آقای باهنر یا روحانی دیگری خواهش كردند كه آیت‌الله خامنه‌ای به آن‌جا بروند.

همراه با ایشان شهید حسن اجاره‌دار و شهید اسلامی و همین‌طور یك گروه برای پشتیبانی آن‌ها فرستادیم؛ چون احتمال درگیری بود و می‌بایست از آقا حفاظت شود. وقتی آقا به آن‌جا رفتند، كمونیست‌ها، كارگرها را در یك سالن جمع و با فریب تمام، تبلیغات منفی كرده بودند. ایشان چند روز به آن كارخانه رفت‌وآمد داشتند. آخرین روزی كه به آن‌جا رفتند، نزدیك به هفت، هشت ساعت سخنرانی داشتند. این‌طور كه گزارش دادند آن‌ها امكان سخنرانی را در اختیار نمی‌گذاشتند و آقا روی نیمكت داخل سالن ایستادند و صحبت فرمودند؛ در مدت تقریباً هفت، هشت ساعت سخنرانی‌ و بحث و گفت‌وگو و مجادله. تیم اعزامی ما یعنی شهید حسن اجاره‌دار و شهید اسلامی و سایرین انتهای سالن و تعدادی اطراف آقا را مراقبت می‌كردند. بعد از صحبت‌های ایشان، وقت نماز مغرب شد. اذان گفتند و آقای خامنه‌ای هم پیشنهاد كردند كه نماز بخوانیم.

وقتی نماز ایشان شروع شد، كارگرهای مسلمان آمدند و پشت‌سر آقا نماز خواندند اما طرفداران كمونیست‌ها نیامدند كه نماز بخوانند. این دو موج با هم دعوا كردند. همین دعوای آن‌ها با كارگرهای نمازخوان و اقامه‌ی نماز جماعت به امامت آیت‌الله خامنه‌ای موجب شد كه جمع آن‌ها به‌هم بخورد. بعد از نماز، تقریباً دو صف تشكیل شد؛ یكی صف كارگران مسلمان و دیگری صف كمونیست‌ها. همین موضوع باعث ایجاد درگیری در آن‌جا شد. كمونیست‌ها نتوانستند قضیه را جمع كنند و نیروهای دیگرشان هم كه می‌آمدند دیگر نمی‌توانستند با آن‌ها همدل شوند. كارگران مسلمان هم كه متوجه حقایق شدند با آن‌ها برخورد كردند و تقریباً توطئه‌ی كمونیست‌ها در آستانه‌ی ۲۲ بهمن در هم شكست.

یك‌بار حضرت آیت‌الله خامنه‌ای درباره‌ی آن روز فرمودند كه من از روی نیمكت به صندلی می‌‌‌پریدم و صحبت می‌كردم تا آن‌ها نتوانند مزاحم شوند. اگر حوصله‌ی ایشان نبود آن‌جا حتماً محل یك فتنه شده بود و ساواك و رژیم شاه و مانند این‌ها با كمونیست‌ها همراه می‌شدند. آمریكایی‌ها هم از آن‌ها حمایت می‌كردند و گارد شاه و امثالهم به‌عنوان خلق و قهرمان و كارگر و مستضعف وارد عمل می‌شدند. آن هم فقط با فتنه‌ی كارگری كه نكته‌ی بسیار مهمی بود. چون آن‌ها در آن‌جا با انقلاب وارد دعوا می‌شدند. آن موقع همه‌ی مبارزین با شاه می‌جنگیدند و این‌ها داشتند با آن مبارزین می‌جنگیدند. این سیاست تفرقه از درون، جزء خیانت‌های همیشگی كمونیست‌ها بود.

منبع:khamenei.ir




:: مرتبط با: خاطـــــــرات ,
:: برچسب‌ها: امام خامنه ای , کمونیست , انقلاب ,
ن : Khangoli
ت : پنجشنبه 1392/12/8
سیاست‌های کلی «اقتصاد مقاومتی» ابلاغ شد

سیاست‌های کلی «اقتصاد مقاومتی» ابلاغ شد

رهبر معظم انقلاب اسلامی سیاست‌های کلی اقتصاد مقاومتی را به رؤسای قوای سه گانه و رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام ابلاغ کردند.

به گزارش فرهنگ نیوز ، حضرت آیت الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی با ابلاغ سیاست‌های کلی «اقتصاد مقاومتی» بر اساس بند یک اصل 110 قانون اساسی که پس از مشورت با مجمع تشخیص مصلحت نظام تعیین شده است، تأکید کردند: پیروی از الگوی علمی و بومی برآمده از فرهنگ انقلابی و اسلامی، عامل شکست و عقب نشینی دشمن در جنگ تحمیلی اقتصادی علیه ملت ایران خواهد شد، همچنین اقتصاد مقاومتی خواهد توانست در بحران‌های رو به افزایش جهانی، الگویی الهام‌بخش از نظام اقتصادی اسلام را عینیت بخشد و زمینه و فرصت مناسب را برای نقش آفرینی مردم و فعالان اقتصادی در تحقق حماسه اقتصادی فراهم کند.
متن ابلاغیه رهبر معظم انقلاب به رؤسای قوای سه گانه و رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام به شرح زیر است:


بسم‌اللّه الرحمن الرحیم
ایران اسلامی با استعدادهای سرشار معنوی و مادی و ذخائر و منابع غنی و متنوع و زیرساخت‌های گسترده و مهم‌تر از همه، برخورداری از نیروی انسانی متعهد و کارآمد و دارای عزم راسخ برای پیشرفت، اگر از الگوی اقتصادی بومی و علمی برآمده از فرهنگ انقلابی و اسلامی که همان اقتصاد مقاومتی است، پیروی کند نه تنها بر همه‌ مشکلات اقتصادی فائق می‌آید و دشمن را که با تحمیل یک جنگ اقتصادی تمام عیار در برابر این ملت بزرگ صف‌آرایی کرده، به شکست و عقب‌نشینی وا می‌دارد، بلکه خواهد توانست در جهانی که مخاطرات و بی‌اطمینانی‌های ناشی از تحولات خارج از اختیار، مانند بحران‌های مالی، اقتصادی، سیاسی و ... در آن رو به افزایش است، با حفظ دستاوردهای کشور در زمینه‌های مختلف و تداوم پیشرفت و تحقق آرمان‌ها و اصول قانون اساسی و سند چشم‌انداز بیست ساله، اقتصاد متکی به دانش و فناوری، عدالت بنیان، درون‌زا و برون‌گرا، پویا و پیشرو را محقق سازد و الگوئی الهام‌بخش از نظام اقتصادی اسلام را عینیت بخشد.

اکنون با مداقه لازم و پس از مشورت با مجمع تشخیص مصلحت نظام، سیاست‌های کلی اقتصاد مقاومتی که در ادامه و تکمیل سیاست‌های گذشته، خصوصاً سیاست‌های کلی اصل 44 قانون اساسی و با چنین نگاهی تدوین شده و راهبرد حرکت صحیح اقتصاد کشور به سوی این اهداف عالی است، ابلاغ می‌گردد.

لازم است قوای کشور بی‌درنگ و با زمان‌بندی مشخص، اقدام به اجرای آن کنند و با تهیه قوانین و مقررات لازم و تدوین نقشه راه برای عرصه‌های مختلف، زمینه و فرصت مناسب برای نقش‌آفرینی مردم و همه فعالان اقتصادی را در این جهاد مقدس فراهم آورند تا به فضل الهی حماسه‌ اقتصادی ملت بزرگ ایران نیز همچون حماسه سیاسی در برابر چشم جهانیان رخ نماید. از خداوند متعال توفیق همگان را در این امر مهم خواستارم.
سیّدعلی خامنه‌ای
29/ بهمن ماه/ 1392

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم
سیاستهای کلی اقتصاد مقاومتی
با هدف تأمین رشد پویا و بهبود شاخص‌های مقاومت اقتصادی و دستیابی به اهداف سند چشم‌انداز بیست‌ساله، سیاست‌های کلی اقتصاد مقاومتی با رویکردی جهادی، انعطاف پذیر، فرصت ساز، مولد، درون‌زا، پیشرو و برون‌گرا ابلاغ می‌گردد:

1 - تأمین شرایط و فعال‌سازی کلیه امکانات و منابع مالی و سرمایه‌های انسانی و علمی کشور به منظور توسعه کارآفرینی و به حداکثر رساندن مشارکت آحاد جامعه در فعالیت‌های اقتصادی با تسهیل و تشویق همکاری‌های جمعی و تأکید بر ارتقاء درآمد و نقش طبقات کم‌درآمد و متوسط.
2 - پیشتازی اقتصاد دانش بنیان، پیاده‌سازی و اجرای نقشه جامع علمی کشور و ساماندهی نظام ملی نوآوری به منظور ارتقاء جایگاه جهانی کشور و افزایش سهم تولید و صادرات محصولات و خدمات دانش‌بنیان و دستیابی به رتبه اول اقتصاد دانش‌بنیان در منطقه.
3- محور قراردادن رشد بهره‌وری در اقتصاد با تقویت عوامل تولید، توانمندسازی نیروی کار، تقویتِ رقابت‌پذیری اقتصاد، ایجاد بستر رقابت بین مناطق و استانها و به کارگیری ظرفیت و قابلیت‌های متنوع در جغرافیای مزیت‌های مناطق کشور.
4- استفاده از ظرفیت اجرای هدفمند‌سازی یارانه‌ها در جهت افزایش تولید، اشتغال و بهره‌‌وری، کاهش شدت انرژی و ارتقاء شاخص‌های عدالت اجتماعی.
5- سهم‌بری عادلانه عوامل در زنجیره‌ تولید تا مصرف متناسب با نقش آنها در ایجاد ارزش، بویژه با افزایش سهم سرمایه انسانی از طریق ارتقاء آموزش، مهارت، خلاقیت، کارآفرینی و تجربه.
6- افزایش تولید داخلی نهاده‌ها و کالاهای اساسی(بویژه در اقلام وارداتی)، و اولویت دادن به تولید محصولات و خدمات راهبردی و ایجاد تنوع در مبادی تأمین کالاهای وارداتی با هدف کاهش وابستگی به کشورهای محدود و خاص.
7- تأمین امنیت غذا و درمان و ایجاد ذخایر راهبردی با تأکید بر افزایش کمی و کیفی تولید(مواد اولیه و کالا).
8- مدیریت مصرف با تأکید بر اجرای سیاست‌های کلی اصلاح الگوی مصرف و ترویج مصرف کالاهای داخلی همراه با برنامه ریزی برای ارتقاء کیفیت و رقابت پذیری در تولید.
9- اصلاح و تقویت همه‌جانبه‌ نظام مالی کشور با هدف پاسخگویی به نیازهای اقتصاد ملی، ایجاد ثبات در اقتصاد ملی و پیشگامی در تقویت بخش واقعی.
10- حمایت همه جانبه‌ هدفمند از صادرات کالاها و خدمات به تناسب ارزش افزوده و با خالص ارزآوری مثبت از طریق:
-    تسهیل مقررات و گسترش مشوق‌های لازم.
-    گسترش خدمات تجارت خارجی و ترانزیت و زیرساخت‌های مورد نیاز.
-    تشویق سرمایه گذاری خارجی برای صادرات.
-    برنامه ریزی تولید ملی متناسب با نیازهای صادراتی، شکل‌دهی بازارهای جدید، و تنوع بخشی پیوند‌های اقتصادی با کشورها به ویژه با کشورهای منطقه.
-    استفاده از ساز و کار مبادلات تهاتری برای تسهیل مبادلات در صورت نیاز.
-    ایجاد ثبات رویه و مقررات در مورد صادرات با هدف گسترش پایدار سهم ایران در بازارهای هدف.
11- توسعه حوزه عمل مناطق آزاد و ویژه اقتصادی کشور به منظور انتقال فناوری‌های پیشرفته، گسترش و تسهیل تولید، صادرات کالا و خدمات و تأمین نیازهای ضروری و منابع مالی از خارج.
12- افزایش قدرت مقاومت و کاهش آسیب پذیری اقتصاد کشور از طریق:
-    توسعه پیوندهای راهبردی و گسترش همکاری و مشارکت با کشورهای منطقه و جهان بویژه همسایگان.
-    استفاده از دیپلماسی در جهت حمایت از هدف‌های اقتصادی.
-    استفاده از ظرفیت‌های سازمان‌های بین‌المللی و منطقه‌ای.
13- مقابله با ضربه پذیری درآمد حاصل از صادرات نفت و گاز از طریق:
-    انتخاب مشتریان راهبردی.
-    ایجاد تنوع در روش‌های فروش.
-    مشارکت دادن بخش خصوصی در فروش.
-    افزایش صادرات گاز.
-    افزایش صادرات برق.
-    افزایش صادرات پتروشیمی.
-    افزایش صادرات فرآورده‌های نفتی.
14- افزایش ذخایر راهبردی نفت وگاز کشور به منظور اثرگذاری در بازار جهانی نفت و گاز و تأکید بر حفظ و توسعه ظرفیت‌های تولید نفت و گاز، بویژه در میادین مشترک.
15-  افزایش ارزش افزوده از طریق تکمیل زنجیره ارزش صنعت نفت و گاز، توسعه تولید کالاهای دارای بازدهی بهینه(براساس شاخص شدت مصرف انرژی) و بالا بردن صادرات برق، محصولات پتروشیمی و فرآورده‌های نفتی با تأکید بر برداشت صیانتی از منابع.
16- صرفه جویی در هزینه‌های عمومی کشور با تأکید بر تحول اساسی در ساختارها، منطقی سازی اندازه دولت و حذف دستگاه‌های موازی و غیرضرور و هزینه‌های زاید.
17- اصلاح نظام درآمدی دولت با افزایش سهم درآمدهای مالیاتی.
18- افزایش سالانه‌ سهم صندوق توسعه ملی از منابع حاصل از صادرات نفت و گاز تا قطع وابستگی بودجه به نفت.
19- شفاف‌سازی اقتصاد و سالم‌سازی آن و جلوگیری از اقدامات، فعالیت‌ها و زمینه‌های فسادزا در حوزه‌های پولی، تجاری، ارزی و ... .
20- تقویت فرهنگ جهادی در ایجاد ارزش افزوده، تولید ثروت، بهره‌وری، کارآفرینی، سرمایه گذاری و اشتغال مولد و اعطای نشان اقتصاد مقاومتی به اشخاص دارای خدمات برجسته در این زمینه.
21- تبیین ابعاد اقتصاد مقاومتی و گفتمان سازی آن بویژه در محیط‌های علمی، آموزشی و رسانه‌ای و تبدیل آن به گفتمان فراگیر و رایج ملی.
22- دولت مکلف است برای تحقق سیاستهای کلی اقتصاد مقاومتی با هماهنگ سازی و بسیج پویای همه امکانات کشور، اقدامات زیررا معمول دارد:
-    شناسایی و بکارگیری ظرفیت‌های علمی، فنی و اقتصادی برای دسترسی به توان آفندی و اقدامات مناسب.
-    رصد برنامه‌های تحریم و افزایش هزینه برای دشمن.-    مدیریت مخاطرات اقتصادی از طریق تهیه طرح‌های واکنش هوشمند، فعال، سریع و به هنگام در برابر مخاطرات و اختلال‌های داخلی و خارجی.
23- شفاف و روان سازی نظام توزیع و قیمت‌گذاری و روزآمدسازی شیوه‌های نظارت بر بازار.
24- افزایش پوشش استاندارد برای کلیه محصولات داخلی و ترویج آن.

منبع: فرهنگ نیوز




:: مرتبط با: پیام ها و نامه های آقا ,
:: برچسب‌ها: سیاست , اقتصاد , امام خامنه ای , ایران , دولت ,
ن : Khangoli
ت : جمعه 1392/12/2
 

روزی كه آیت‌الله خامنه‌ای ممنوع‌التفسیر شد

آن كسانى كه آن روز درس‌هاى من مى‌آمدند، بعدها همه‌شان جزو كسانى بودند كه در...

گروه تاریخ مشرق- به مجرد ورود به مشهد كه سال چهل‌وسه بود، جوانها و روشنفكرها و یك عده از افرادى كه خب دورادور با ما یك آشنائی‌هایى داشتند و اینها، شنیدند من آمدم مشهد و بناست بمانم، آمدند دور و ور ما و از من خواستند كه من برایشان جلسات درس و این چیزها درست كنم. ما هم شروع كردیم. از سال چهل‌وسه چندین اقدام من كردم. یك اقدام، شروع یك درس قرآن بود، كه درس تفسیر روزی كه آیت‌الله خامنه‌ای ممنوع‌التفسیر شدبود، براى یك عده‌اى از مردم كه جوان‌ها و دانشجوها و محصلین و اینها مى‌آمدند، بعد درس‌هایى در حوزه شروع كردم؛ درس‌هاى فقه و اصول براى طلاب، كه اگر چه كه درس فقه و اصول بود، واقعاً هم فقه و اصول بود، اما در لابلاى مباحث فقهى و اصولى، مباحث سیاسى اینها را مطرح مى‌كردیم و شاگردهاى من، آن كسانى كه آن روز آن درس‌هاى من مى‌آمدند، بعدها همه‌شان جزو كسانى بودند كه در میدان‌هاى سیاست و مبارزه و كارهاى انقلابى جزو افراد برجسته و نام‌آور بودند، الان هم هستند. الان هم در مشهد شاگردهاى آن روزِ ما خوشبختانه هر كدامى مسؤولیت مهم ارزنده‌اى را از كارهاى انقلابى و پرزحمت بر دوش دارند. بعد، یك درس تفسیر شروع كردم، كه در حوزه‌ى علمیه‌ى مشهد هیچ درس تفسیرى تا آن وقت نبود و لااقل به طور عمومى نبود.
بعد از این‌كه من درس تفسیر را شروع كردم كه سال چهل‌وهفت بود خیال مى‌كنم یا چهل‌وشش بود یا چهل‌وهفت بود، كه درس تفسیر شروع كردم، بعد البته یك درس تفسیر ارزنده‌ى خوبى از طرف یكى از علماى بزرگ مشهد شروع شد لكن تا آن زمانى كه ما شروع كردیم درسى نبود و آن درس هم مجمع طلاب و فضلا و جوانهاى پرشور حوزه‌ى علمیه بود و این درس پنج سال ادامه پیدا كرد یعنى از سال چهل‌وهفت یا چهل‌وشش، چهل‌وهفت این درس شروع شد تا سال پنجاه‌ویك ادامه داشت.


روزی كه آیت‌الله خامنه‌ای ممنوع‌التفسیر شد


سال پنجاه‌ویك ساواك این درس را تعطیل كرد كه من بعد تبدیلش كردم به درسى از عقاید، یعنى كلام جدید شروع كرده بودم. بعد باز پیرو این دیدم كه جوان‌هاى دانشجو كمتر مى‌توانند به این درس طلبه‌ها كه در حوزه‌ى علمیه و در مركز حوزه، مدرسه‌ى میرزاجعفر، میرزاجعفرِ آن روز، تشكیل مى‌شد كه مركز و قلب حوزه‌ى علمیه بود، كمتر مى‌توانند آن‌جا بیایند، من یك درسى مخصوص دانشجوها شروع كردم، درس تفسیر قرآن كه بسیار پرشور و جالب بود و بیشترِ آن كسانى كه در آن درس‌ها شركت مى‌كردند،بلكه همه‌شان شاید، آن عده‌ى چند صد نفرى كه شركت مى‌كردند، بعدها همه جزو این گروههاى مبارز و انقلابى بودند، البته بعضى راه درست را تا امروز هم ادامه دادند، بعضى هم در این ریخت و پاشهاى انحرافى كه ما در این مدت داشتیم، بدبختانه دچار انحراف شدند و از راه‌هاى دیگر رفتند، به‌هرحال آن‌جا یك پایه‌ى متینى بود براى ارائه‌ى تفكر اسلامى و آشنایى جوان‌ها با قرآن. ساواك هم مرتباً مزاحم بود دیگر، یعنى مسأله‌ى یك بار و دوبار و ده بار نبود، مرتب اذیت مى‌كردند، مزاحمت مى‌كردند، درس را تعطیل مى‌كردند، من را مى‌خواستند، شاگردها را مى‌خواستند، اندك چیزى را بهانه مى‌گرفتند. بالأخره هم بعد از مدتى آن درس را تعطیل كردند، این درس تفسیر جوان‌ها را هم مثل آن درس دیگر تعطیل كردند و بنده ممنوع‌التفسیر شدم در مشهد، یعنى سخنرانى اگر مى‌كردم یك جایى اشكال نداشت اما تفسیر قرآن حق نداشتم بگویم.


روزی كه آیت‌الله خامنه‌ای ممنوع‌التفسیر شد

من بعد از این‌كه این درس‌ها تعطیل شد، نماز جماعت مى‌رفتم در یكى از مساجد مشهد به نام مسجد كرامت و همچنین مسجد دیگرى به نام مسجد امام حسن، امام جماعت بودم در دو مسجد. آن‌جا بعد از نماز، هر شب بدون هیچ تعطیلى و وقفه‌اى ما معارف اسلامى را از روى متون اسلامى بیان مى‌كردیم، چه حدیث و چه نهج‌البلاغه به خصوص و چه قرآن و این شیوه‌ى تخته‌نویسى را یعنى بردن تخته سیاه توى مسجد و نوشتن روى تخته و ارائه‌ى به مردم از طریق سمعى و بصرى این را ما در مشهد باب كردیم كه خیلى هم علاقه‌مند پیدا كرد، جمعیت‌هاى زیادى جمع مى‌شدند

روزی كه آیت‌الله خامنه‌ای ممنوع‌التفسیر شد
آن زمان‌هاى دوران اختناق كه خب جمعیت‌ها مثل امروز، امروز جمعیت‌ها صحبت یك میلیون و پانصد هزار و اینهاست، آن وقتها هزار نفر، دو هزار نفر، سه‌هزار نفر، پنج‌هزار نفر جمعیت جمع مى‌شد، اما آن جلسات ما گاهى چند ده هزار نفر جمعیت جمع مى‌شدند، توى خیابانها پر مى‌شد دور و ور و جلسات خیلى موفق و خوبى بود، بالأخره آنها را هم تعطیل كردند، یعنى ساواك باز بنده را خواستند و گفتند كه این مسجد كرامت باید تعطیل بشود، آن هم تعطیل شد.
منبع: مشرق نیوز



:: مرتبط با: خاطـــــــرات ,
:: برچسب‌ها: امام خامنه ای , تفسیر , خاطرات ,
ن : Khangoli
ت : دوشنبه 1392/11/21
 فرمانده معظم کل قوا در دیدار فرماندهان، مسئولان و جمعی از پرسنل نیروی هوایی ارتش:

اعلام مواضع در برابر دوستان و دشمنان بدون ملاحظه و پرده‌پوشی باشد/ ملت، مذاکرات اخیر و اظهارنظرهای بی‌ادبانه امریکایی‌ها را زیر نظر بگیرد  

صبح امروز در سالروز بیعت تاریخی همافران نیروی هوایی با امام خمینی(ره)، فرماندهان، مسئولان و جمعی از پرسنل نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی با رهبر معظم انقلاب اسلامی دیدار کردند.
به گزارش گروه سیاسی باشگاه خبرنگاران، حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز (شنبه) در دیدار جمعی از فرماندهان و کارکنان نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی، مقوله استقلال و مقابله با قدرتهای مداخله گر و سلطه جو را یکی از پایه های اصلی انقلاب اسلامی برشمردند و گفتند: اظهارنظرهای بی ادبانه مقامات آمریکایی برای همه، مایه عبرت است و ملت ایران باید مذاکرات اخیر و صحبت های آمریکایی ها را با دقت نظاره گر باشد. ایشان همچنین با اشاره به اینکه لازمه تأمین و حفظ استقلال، موضع گیری صریح و شفاف و بدون پرده پوشی درخصوص مبانی و ارزشهای انقلاب اسلامی و خطوط اصلی امام بزرگوار از جمله موضوع امریکا است، تأکید کردند: راز ماندگاری و استحکام و اقتدار درونی نظام اسلامی، متکی بودن نظام بر ایمان ها، محبت ها و اراده های مردم است و ملت ایران در راهپیمایی 22 بهمن امسال، شعارهای انقلاب را با استحکام فریاد خواهد زد و بار دیگر اقتدار ملی و ایستادگی خود را به جهانیان نشان خواهد داد.

در این دیدار که در سالروز بیعت تاریخی فرماندهان و کارکنان نیروی هوایی ارتش با امام راحل (ره) در نوزدهم بهمن سال 1357، برگزار شد، فرمانده کل قوا، این حادثه را دارای ابعاد گوناگون و پربرکت خواندند و افزودند: یکی از زوایای بسیار مهم حادثه نوزدهم بهمن، زنده کردن احساس استقلال در نیروی هوایی و سپس ارتش بود، زیرا زمینه سازِ روحیه ی خودباوری و تکیه بر ظرفیت های درونی شد.

رهبر انقلاب اسلامی در تبیین مفهوم استقلال، به شیوه های استعمار جدید در استفاده از عوامل وابسته به خود بجای حضور مستقیم در کشورها، اشاره کردند و گفتند: برای مقابله با استعمار جدید علاوه بر مبارزه با استبداد و دیکتاتوری حاکم، باید با قدرت سلطه گر خارجی و حامی این دیکتاتور نیز مقابله کرد زیرا «مبارزه با مستبد و در عین حال سازش با مستکبر» به نتیجه نخواهد رسید.

حضرت آیت الله خامنه ای در همین خصوص به سرنوشت برخی انقلاب های منطقه اشاره و خاطرنشان کردند: آن انقلابی پیروز خواهد شد که قدرتِ مداخله گرِ پشت سرِ دیکتاتور را بشناسد و به جای سازش، با آن قدرت سلطه گر مبارزه کند.

ایشان افزودند: بر همین اساس بود که بعد از تسخیر سفارت سابق امریکا در تهران به دست جوانان انقلابی، امام (ره)، آن را انقلابی بزرگتر از انقلاب اول نامیدند زیرا این حرکت نشان داد که ملت ایران بعد از سرنگونی رژیم طاغوت، لایه بعدی سلطه و گرفتاری را می شناسد و با او مبارزه می کند.

رهبر انقلاب اسلامی تأکید کردند: این شناخت، و مبارزه با قدرت مداخله گر، معنی واقعی استقلال است.

حضرت آیت الله خامنه ای گفتند: قدرتهای خارجی و مداخله گر از حس استقلال هر کشوری می هراسند لذا همواره سعی می کنند با شیوه های گوناگون، حس استقلال خواهی در ملتها و مسئولان آنها را تضعیف کنند.

ایشان یکی از این شگردها را القای «منافات داشتن استقلال با پیشرفت» بیان کردند و افزودند: دستگاههای تبلیغاتی قدرتهای سلطه گر و عوامل داخلی آنها تلاش دارند تا اینگونه وانمود کنند که تکیه بر منافع و هویت ملی با پیشرفت سازگاری ندارد، بنابراین اگر کشوری بخواهد پیشرفت کند باید از میل استقلال خواهی خود، بکاهد.

رهبر انقلاب اسلامی تأکید کردند: این حرف کاملاً غلط، و ساخته و پرداخته کسانی است که با استقلال کشورها مخالفند.

حضرت آیت الله خامنه ای با تأکید بر اینکه استقلال به معنای بداخلاقی و قهر کردن با دنیا نیست، خاطرنشان کردند: استقلال به معنای سدّی در مقابل نفوذ کشورهایی است که می خواهند منافع ملتها را تحت الشعاع منافع خود قرار دهند.

ایشان لازمه تأمین و حفظ استقلال را تکیه صریح و شفاف بر مبانی، اصول و ارزشهای انقلاب اسلامی دانستند و با اشاره به سیره امام خمینی (ره) در بیان صریح و بدون ابهام مواضع، افزودند: امام (ره)، موضع خود را درخصوص رژیم طاغوتیِ موروثیِ استبدادی و سلطنتی، بدون ملاحظه و پرده پوشی بیان کردند، امام (ره) نظر خود را درباره لزوم استقرار نظام مبتنی بر اسلام و ارزشهای اسلام به صراحت اعلام کردند، امام (ره) موضع خود را در مقابل شبکه ی صهیونیستی خطرناکِ حاکم بر دنیا و همچنین رژیم جعلی و غاصب صهیونیستی بدون هیچگونه ملاحظه ای مطرح کردند.

رهبر انقلاب اسلامی خاطرنشان کردند: امام بزرگوار (ره) بدون هیچ پرده پوشی نظام سلطه را که همان نظام بین المللی معتقد به تقسیم دنیا به «سلطه پذیر و سلطه گر»، است، رد کردند و صریح و شفاف در مقابل تجلی واقعی این نظام سلطه یعنی دولت امریکا، موضع گرفتند.

حضرت آیت الله خامنه ای تأکید کردند: این موارد، اصول و پایه های انقلاب اسلامی است و بعد از گذشت 35 سال، این اصول و اهداف همچنان تغییر نکرده و نظام اسلامی با پافشاری بر این اصول و حرکت در این مسیر به پیشرفت های حیرت انگیزی در بخشهای مختلف دست یافته و به یک قدرت بزرگ منطقه ای و یک عنصر مؤثر بین المللی تبدیل شده است.

ایشان افزودند: ایستادگی صریح و مستحکم ملت ایران بر اصول و مبانی انقلاب موجب شده است که با وجود سیاست «ایران هراسی» دستگاههای تبلیغاتی وابسته به قدرتهای مداخله گر در سالهای اخیر، اکنون ملتهای دنیا و حتی نخبگان بی غرض، ملت ایران را به عنوان ملتی شجاع، با صداقت، هوشمند، مقاوم و صبور  بشناسند.

رهبر انقلاب اسلامی خاطرنشان کردند: امروز نه تنها محبوبیت و آبرومندی ملت ایران کاهش نیافته بلکه افزایش هم پیدا کرده است ولی در مقابل، نفرت ملتها از امریکا بیشتر شده است.

حضرت آیت الله خامنه ای با تأکید بر اینکه «راز ماندگاری» نظام جمهوری اسلامی ایران بر ریل انقلاب و خطوط اصلی امام، «صراحت در اعلام مبانی و مواضع» بوده است، گفتند: به هیچ وجه نباید این صراحت و شفافیت را دربرابر دوستان و دشمنان ملت ایران از دست داد و مواضع جمهوری اسلامی ایران باید شفاف و صریح بیان شود.

ایشان تأکید کردند: «تاکتیک ها و شیوه های کار» را می توان تغییر داد اما «اصول و مبانی» باید مستحکم باقی بمانند و همین موضوع راز استحکام و پیشرفت کشور است.

رهبر انقلاب اسلامی شناخت دقیق دوستان و دشمنان انقلاب اسلامی را نیز مهم ارزیابی کردند و افزودند: دشمنان انقلاب، چند قدرت فاسد و بی آبرو در دنیا هستند اما دوستان انقلاب اسلامی، همه ملتهایی هستند که شعارهای انقلاب و پیام ایستادگی همراه با مظلومیت ملت ایران را درک کرده اند.

حضرت آیت الله خامنه ای، «راز استحکام و اقتدار نظام اسلامی» را حمایت مردم از نظام اسلامی و پیوستگی آنان با نظام دانستند و گفتند: مسئولان امریکایی در مذاکرات با مسئولان کشور، می گویند ما به دنبال تغییر رژیم ایران نیستیم در حالیکه دروغ می گویند زیرا آنها اگر توانایی این کار را داشته باشند، لحظه ای درنگ نخواهند کرد.

ایشان افزودند: دلیل دیگر در ناتوانی امریکا در تغییر نظام اسلامی، اتکاء این نظام به ایمان ها، محبت ها و اراده های مردم است.

رهبر انقلاب اسلامی، حضور مردم در صحنه و حمایت آنان از انقلاب و شعارها و ارزشهای آن را بعد از گذشت دهها سال، در دنیا بی نظیر خواندند و تأکید کردند: در روز 22 بهمن همه خواهند دید که ملت ایران بار دیگر در همه شهرها با استحکام به صحنه خواهد آمد و اقتدار ملی خود را به جهانیان نشان خواهد داد.

حضرت آیت الله خامنه ای همچنین، «راز موفقیت و پیشرفتهای ملت ایران» را، ایستادگی و «راز امنیت ملت» را نشان دادن اقتدار ملی دانستند و خاطرنشان کردند: یکی از مظاهر اقتدار ملی، اجتماعات عظیم مردم همچون راهپیمایی 22 بهمن و همچنین انتخابات گوناگون است و
هنگامی که مردم اقتدار ملی را به رخ دشمن می کشند، دیگر کاری از دست دشمن بر نمی آید.

رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به اظهارات و مواضع اخیر مقامات امریکایی گفتند: این اظهارات، برای مردم ما مایه عبرت است. ملت ایران مذاکرات اخیر و اظهارنظرهای بی ادبانه امریکاییها را زیر نظر داشته باشد، تا همه ، دشمن را به خوبی بشناسند.

حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به تلاش برخی برای «تغییر نظر مردم» درخصوص دشمنی امریکا، خاطرنشان کردند: در همین اظهارات، دشمنیِ دشمن و دورویی او را ببینید. امریکاییها در جلسات خصوصی با مسئولان ما به یک گونه صحبت می کنند و خارج از این جلسات، به گونه ای دیگر، این همان دورویی و نیت سوء و پلید دشمن است که ملت باید این موارد را با دقت نظاره کند.

ایشان افزودند: این مواضع و اظهارنظرها، نشان دهنده درستی همان توصیه همیشگی به مسئولان کشور یعنی «لزوم حفظ اقتدار درونی» است و خوشبختانه مسئولان اقتصادی به این نتیجه رسیده اند که راه برطرف کردن مشکلات، تقویت ساخت درونی است و مقدمات لازم برای این کار را آغاز کرده اند.

رهبر انقلاب اسلامی بار دیگر تأکید کردند: تنها راه حل مشکلات اقتصادی کشور، نگاه به ظرفیت های بیشمار درونی است و نه نگاه به بیرون و برداشته شدن تحریم ها. به دشمن نمی توان چشم دوخت و از دشمن نمی توان انتظار داشت.

رهبر انقلاب اسلامی همچنین با اشاره به برخی اظهارنظرهای مقامات امریکایی مبنی بر اظهار دوستی با ملت ایران، افزودند: آنها در این خصوص نیز دروغ می گویند. از یک طرف می گویند با ملت ایران دوست هستیم اما از طرف دیگر این ملت را تهدید می کنند و انتظار هم دارند که جمهوری اسلامی از قدرت دفاعی خود بکاهد و این، واقعاً تمسخیرآمیز است.

فرمانده کل قوا تأکید کردند: ملت ایران و مسئولان در بخشهای مختلف بویژه نیروهای مسلح، به توفیق الهی، روز به روز قدرت دفاعی خود را افزایش خواهند داد.

حضرت آیت الله خامنه ای «تکیه بر نیروی داخل» را نجات دهنده کشور و زمینه ساز حل مسائل گوناگون اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی دانستند و افزودند: سیاستهای اقتصاد مقاومتی در آینده نزدیک ابلاغ خواهد شد و در پی آن، اقدامات و ساخت های لازم برای ایجاد اقتصاد مقاومتی بوجود خواهد آمد.

ایشان چند توصیه هم به مردم و مسئولان داشتند.

توصیه اول، تأکید بر حفظ وحدت آحاد ملت، مسئولان و نخبگان و جلوگیری از مخدوش شدن متن بوسیله حواشی بود.

رهبر انقلاب اسلامی گفتند: امروز متن حرکت ملت ایران، ایجاد اقتدار درونی و ایستادگی در مقابل طوفانهای مخالفت و معارضه است که به لطف خداوند، ملت ایران همانند 35 سال گذشته این طوفانها را خنثی خواهد کرد.

حضرت آیت الله خامنه ای افزودند: باید وحدت میان مردم و مسئولان از طریق اعتماد مسئولان و مدیران کشور به مردم و همچنین اعتماد مردم به مسئولان افزایش یابد.

توصیه دیگر رهبر انقلاب اسلامی ، به منتقدان دولت و همچنین مسئولان دولتی بود.

حضرت آیت الله خامنه ای، منتقدان را به انصاف و شرح صدر فراخواندند و خاطرنشان کردند: دولت، چند ماهی بیش نیست که مسئولیت را به عهده گرفته است، باید به مسئولان فرصت داده شود که کارها را با قدرت به پیش ببرند، ضمن آنکه منتقدین باید در قبال دولت، با شرح صدر برخورد کنند.

ایشان مسئولان دولتی را هم به شرح صدر در برابر منتقدان دعوت کردند و گفتند: همه باید به یکدیگر احترام بگذارند.
رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به برخی عوامل دشمن در داخل کشور، تأکید کردند: نباید با غفلت از این عوامل، اجازه داد که آنها از برخی نقاط ضعف استفاده و در حرکت کشور خلل ایجاد کنند.

حضرت آیت الله خامنه ای تأکید کردند: همه باید با کمک یکدیگر در راه امام (ره) و مسیر اقتدار کشور، به پیش رویم و به لطف خداوند، این ملت موفق خواهد شد که همه امور را به بهترین وجه جلو ببرد.

رهبر انقلاب اسلامی در پایان یک اطمینان خاطر هم دادند و گفتند: ملت ایران در قضیه هسته ای و در دیگر قضایا، بر دشمنان پیروز خواهد شد.

در ابتدای این دیدار امیر سرتیپ خلبان حسن شاه صفی فرمانده نیروی هوایی ارتش با تبریک ولادت امام حسن عسکری (ع) و گرامیداشت نوزدهم بهمن سالروز بیعت تاریخی همافران با امام خمینی (ره)، گزارشی از توانمندیهای داخلی و پیشرفتهای نیروی هوایی ارائه و تاکید کرد: هیچ نقطه ای برای درهم شکستن هیمنه دشمن دور از دسترس سربازان ملت نیست.

فرمانده نیروی هوایی ارتش با بیان اینکه ورشکستگان سیاسی غرب از روی میز بودن گزینه نظامی حرف می زنند تصریح کرد: هشت سال ایستادگی و تحقیر جبهه استکبار بخشی از تاریخ مشترک ما و آنهاست که مطالعه آن را به رجزخوانان تهیدست توصیه می کنیم و یقیناً پاسخ ما قاطع، پشیمان کننده و غرور انگیز خواهد بود.
باشگاه خبرنگاران



:: مرتبط با: بیانات آقا ,
:: برچسب‌ها: امام خامنه ای , بیانات , نیروی هوایی ,
ن : Khangoli
ت : یکشنبه 1392/11/20
امام جمعه رشت/ آیت الله زین العابدین قربانی
عضو مجلس خبرگان رهبری در گفت‌و‌گو با تسنیم:

روایت نخستین دیدار با مقام معظم رهبری در مشهد/ امام خامنه‌ای امید مستضعفان جهان است

خبرگزاری تسنیم: عضو مجلس خبرگان رهبری شجاعت، بصیرت، ایستادگی در برابر دشمن، حق‌طلبی، مجاهدت و ایثار را از ویژگی‌های بارز مقام معظم رهبری دانست و گفت: امام خامنه‌ای رهبری بی‌نظیر و امید مستضعفان جهان است.
 

آیت‌الله زین‌العابدین قربانی در گفت‌وگو با خبرنگار تسنیم در رشت، با اشاره به آغاز دوران فعالیت‌های انقلابی خود در دهه سی، اظهار کرد: در سال‌های انتهایی دهه سی که از گیلان برای ادامه تحصیل به قم رفتم یک حرکت ظلم‌ستیزی و انقلابی به‌وسیله گروهی به‌نام فدائیان اسلام در تهران و قم شروع شده بود.

وی با اشاره به جایگاه و شخصیت شهید نواب صفوی، افزود: آن زمانی که شاه در نهایت قدرت بود و کسی جرأت حرف زدن به او را نداشت، افرادی مانند شهید نواب صفوی علیه ظلم و ستم و تسلط بیگانگان بر کشور و همکاری دستگاه حاکمه با استکبار جهانی و پدید آوردن حکومت اسلامی صحبت می‌کردند و در آن زمان بود که حالت انقلابی در ما به وجود آمد و ما نیز سعی کردیم تا آن جایی که مقدور است در این راستا حرکت کنیم.

نماینده ولی‌فقیه در گیلان، به شهیدان سید عبدالحسین و سید محمد واحدی، نفرات دوم و سوم فدائیان اسلام اشاره کرد و گفت: این دو برادر در حوزه پیش من سیوطی می‌خواندند و گاهی با هم سفرهایی به کاشان و بعضی جاهای دیگر می‌رفتیم و سخنرانی می‌کردیم.

آیت‌الله قربانی تصریح کرد: وقتی به رشت آمده بودند، یکی از آنها هنگام غروب جلوی شهرداری که جمعیت زیادی رفت و آمد می‌کردند ایستاد و اذان گفت و او را گرفتند و به زندان بردند و پس از چندی با پادرمیانی علما آزاد شد.

وی بیان کرد: نزدیکی من و ایشان گرچه نسبت استادی بود، اما از لحاظ عرفان و معنویت و شهادت‌طلبی، او در من اثر ویژه‌ای داشت.

عضو مجلس خبرگان رهبری، گفت: یکی از خاطرات شیرین این دوران این بود که گاهی شهید واحدی و کاظم ساروقی که حافظ قرآن بود در مدرسه دارالشفاء به حجره من می‌آمدند.

آیت‌الله قربانی، با اشاره به سابقه آشنایی خود با مقام معظم رهبری در سال 34 ، بیان کرد: در این سال شهید نواب صفوی و سه نفر از یارانشان شهید شدند، آن سال، سال حزن ما بود و من به‌جای اینکه در تعطیلات تابستان از قم به گیلان بیایم به مشهد رفتم و چهل روز در آنجا ماندم.

وی گفت: در این ایام اقامت شب‌ها در درس مرحوم آیت‌الله میلانی و روزها در درس آشیخ هاشم قزوینی در مدرسه نواب شرکت می‌کردم و ایشان "کفایه" درس می‌دادند و در این زمان مقام معظم رهبری نیز در آن‌وقت پیش آقای آشیخ هاشم در همان درس شرکت می‌کردند.

نماینده ولی فقیه در گیلان، با اشاره به سخنان مقام معظم رهبری درباره آشنایی با وی، گفت: مقام معظم رهبری فرمودند، "من دیدم یک شیخی در درس آشیخ هاشم شرکت می‌کند که یک تسبیحی دارد و با تسبیح خودش بازی می‌کند، دلم می‌خواست با ایشان دوست شوم، از برادرم آسید محمد سؤال کردم که این شیخ کیست که می‌آید اینجا می‌نشیند، من خوشم می‌آید با ایشان دوست شوم".

وی با بیان اینکه برادر مقام معظم رهبری نیز هم‌مباحثه من در قم بود و در درس آیت‌الله بروجردی و در درس علامه طباطبایی نیز با یکدیگر بودیم و درس‌ها را با یکدیگر مباحثه می‌کردیم، افزود: 58 سال از دوستی بنده با مقام معظم رهبری می‌گذرد و در این مدت چنان پیوندی به وجود آمده است که روز به روز در حال مستحکم‌تر شدن است.

نماینده ولی‌فقیه در گیلان، گفت: هرگاه که بنده به مشهد می‌رفتم با مقام معظم رهبری، آقای طبسی و آقای هاشمی‌نژاد دیدار می‌کردم.

آیت‌الله قربانی با اشاره به یکی از سفرهای خود در سال‌های پیش از انقلاب اسلامی به مشهد، بیان کرد: یک بار که به مشهد رفته بودم، آقا در اختفا بودند و یکی از برادرانشان را که طلبه جوانی بود دیدم و گفتم آسید علی‌آقا کجا هستند، گفتند ایشان مخفی هستند، و من گفتم: اگر به ایشان دسترسی دارید سلام مرا به ایشان برسانید و بگویید قربانی آمده است و می‌خواهد شما را ببیند.

وی افزود: برادر مقام معظم رهبری بعد از ظهر آن روز دنبالم آمد و گفت: آقا می‌خواهند شما را ببینند و پس از آن در هوایی گرم به خانه‌ای بدون امکانات رفتیم و ساعتی با مقام معظم رهبری نشستیم و حرف زدیم و خداحافظی کردیم و رفتیم.

عضو مجلس خبرگان رهبری با بیان اینکه مقام معظم رهبری، منادی حق‌طلبی در جهان اسلام است، افزود: فرمایشات ایشان فصل‌الخطاب همه مسئولان و مردم است.

آیت‌الله قربانی، شجاعت، بصیرت، ایستادگی در برابر دشمن، حق‌طلبی، مجاهدت و ایثار را از ویژگی‌های بارز مقام معظم رهبری دانست و خاطرنشان کرد: امام خامنه‌ای رهبری بی‌نظیر و امید مستضعفان جهان است.

منبع: تسنیم




:: مرتبط با: خاطـــــــرات , آقا از نگاه دیگران ,
:: برچسب‌ها: ساواک , امام خامنه ای ,
ن : Khangoli
ت : چهارشنبه 1392/11/16
رهبر انقلاب
شیرازی در گفت‌وگو با تسنیم مطرح کرد

سبک زندگی رهبر انقلاب در «مثل خمینی»/ ارائه تصاویر جدیدی از رهبری در کتاب

خبرگزاری تسنیم: نویسنده کتاب «مثل خمینی» از انتشار و توزیع این اثر تا نمایشگاه کتاب خبر داد و گفت: سعی بر این است که در این کتاب تصاویری جدید از زندگی رهبر انقلاب نیز به مخاطب ارائه شود.
 

حجت‌الاسلام و المسلمین علی شیرازی، نویسنده کتاب «مثل خمینی»، در گفت‌وگو با خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، از انتشار این کتاب در نمایشگاه کتاب خبر داد و گفت: این اثر به ارائه خاطرات علما و شخصیت‌های سیاسی از رهبر معظم انقلاب می‌پردازد. در این اثر سعی شده تا از زاویه نگاه دیگران، سبک زندگی رهبر انقلاب در وجوه مختلف بیان شود.

وی ادامه داد: اثر ادامه «پرتوی از خورشید» است که چندی پیش منتشر شده بود. اساس و مبنای کتاب بر خاطراتی است که از دیگران در مورد ایشان نقل شده است. خاطرات این کتاب جامع‌تر بوده و به‌شکل موضوع‌بندی دسته‌بندی و تدوین شده است. خاطرات کتاب طی چند سال گذشته جمع‌آوری و تدوین شده است. به‌صورت معمول در انتهای تمامی کتاب‌هایی که در قالب خاطرات نوشته شده‌اند، عکس‌هایی نیز ارائه می‌شود تا سندیت سخنان را اثبات کند و به‌نوعی جزو اسناد به شمار می‌آیند. برای تصاویر این کتاب باید بگویم که هنوز به‌صورت مشخص برای تعداد آنها تصمیم‌گیری نشده است، اما بنا داریم که تعدادی از تصاویر جدید از زندگی ایشان نیز در انتهای کتاب ارائه کنیم.

این نویسنده یادآور شد: بارها در مورد شیوه زندگی رهبر معظم انقلاب سخن رفته است. در این اثر وجوه مختلف زندگی ایشان اعم از سیاسی، فرهنگی و... از زبان افراد مختلف بیان می‌شود. این خاطرات جمع‌آوری و تدوین شده و قرار است بعد از بازبینی نهایی یا توسط انتشارات سوره مهر و یا انتشارات انقلاب اسلامی روانه بازار کتاب شود.

وی همچنین در پایان از انتشار مجموعه «فرهنگ فرهیختگان» در سه جلد با محوریت دفاع مقدس در نمایشگاه بیست و هفتم کتاب تهران خبر داد و گفت: این مجموعه در واقع کتاب لغتی است که دو جلد آن به ارائه تعاریف از واژگان و یک جلد به اعلام می‌پردازد.

منبع: خبرگزاری تسنیم




:: مرتبط با: آقا از نگاه دیگران ,
:: برچسب‌ها: امام خامنه ای , رهبر , زندگی ,
ن : Khangoli
ت : چهارشنبه 1392/11/16
خاطره رهبر انقلاب از لحظه ورود امام به میهن

توى فرودگاه همه مى‌رفتند طرف امام من هم خیلى دلم مى‌خواست بروم، اما خودم را مانع شدم، بعضى دیگر هم مانع مى‌شدم که بروند طرف امام که ایشان را خسته نکنند.

خبرگزاری فارس: خاطره رهبر انقلاب از لحظه ورود امام به میهن

به گزارش خبرگزاری فارس، به نقل از پایگاه اطلاع رسانی مقام معظم رهبری، مقام معظم رهبری در پاسخ به سوال خبرنگار اطلاعات هفتگی درباره دهه فجر در سال 1362 اظهار داشتند: در آن روزها ما در یک حالت بُهت بودیم. در حالى که در همه‌ى فعالیتهاى آن روزها ما طبعاً داخل بودیم. همان‌طور که مى‌دانید ما عضو شوراى انقلاب بودیم و یک حضور دائمى تقریباً وجود داشت. لکن یک حالت ناباورى و بهت بر همه‌ ما حاکم بود. من یک چیزى بگویم که شاید شما تعجب بکنید.

من تا مدتى بعد از 22 بهمن هم که گذشته بود بارها به این فکر مى‌افتادم که ما خوابیم یا بیدار. و تلاش مى‌کردم که از خواب بیدار شوم. یعنى اگر خواب هستم، این رؤیاى طلائى که بعدش لابد اگر آدم بیدار شود هر چه قدر خواهد بود خیلى ادامه پیدا نکند، اینقدر براى ما شگفت‌آور بود مسأله.

سجده‌ شکر...

آن ساعتى که رادیو براى اول بار گفت صداى انقلاب اسلامى، یک همچى تعبیرى. من تو ماشین داشتم از یک کارخانه‌اى مى‌آمدم طرف مقرّ امام.

یک کارخانه‌اى بود که عوامل اخلال‌گرِ فرصت‌طلب آن‌جا جمع شده بودند و شلوغى راه انداخته بودند و در بحبوحه‌ انقلاب که هنوز شاید بختیار هم بود، آن روزهاى مثلاً شاید هفدهم، هجدهم و مشکلات هنوز در نهایت شدت وجود داشت و هنوز هیچ کار انجام نشده بود اینها به فکر باج‌خواهى و باجگیرى بودند.

توى یک کارخانه‌اى راه افتاده بودند، تحریکات درست کرده بودند و اینها، ما رفتیم آن‌جا که یک مقدارى سروسامان بدهیم. در مراجعت بود که رادیو اعلان کرد که صداى انقلاب اسلامى. من ماشین را نگه داشتم آمدم پائین روى زمین افتادم و سجده کردم.

یعنى اینقدر براى ما غیر قابل تصور و غیر قابل باور بود. هر لحظه‌اى از آن لحظات یک مسأله داشت، به طورى که اگر من بخواهم خاطرات ذهنى خودم را در آن مثلاً بیست روزِ حول و حوش انقلاب بیان کنم یقیناً نمى‌توانم همه‌ى آن چه را که در ذهن و زندگى آن روزِ ما مى‌گذشت را بیان کنم.

ورود امام!

روز ورود امام البته آن روزِ ورود ایشان که ما از دانشگاه، مى‌دانید که متحصن بودیم در دانشگاه دیگر، مى‌رفتیم خدمت امام، توى ماشین من یک وقتى خدمت خود امام هم گفتم همین را. همه خوشحال بودند، مى‌خندیدند، بنده از نگرانىِ بر آنچه که براى امام ممکن است پیش بیاید بى‌اختیار اشک مى‌ریختم و نمى‌دانستم که براى امام چى ممکن است پیش بیاید. چون یک تهدیدهایى هم وجود داشت.

بعد رفتیم وارد فرودگاه شدیم، با آن تفاصیل امام وارد شدند. به مجرد این‌که آرامش امام ظاهر شد نگرانیها و اضطراب ما به کلى برطرف شد. یعنى امام با آرامش خودشان به بنده و شاید به خیلى‌هاى دیگر که نگران بودند، آرامش بخشیدند.

وقتى که بعد از سال‌هاى متمادى امام را من زیارت مى‌کردم آن‌جا، ناگهان خستگى این چند ساله مثل این‌که از تن آدم خارج مى‌شد. احساس مى‌شد که همه‌ آن آرزوها مجسم شده در وجود امام و با کمال صلابت و با یک تحقق واقعى و پیروزمندانه این‌جا در مقابل انسان تبلور پیدا کرده.

وقتى که آمدیم وارد شهر شدیم از فرودگاه و با آن تفاصیلى که خب همه‌ى شماها شاهد بودید و به حمداللَّه هنوز در ذهن همه‌ مردم شاید آن قضایا زنده است، همان‌طور که مى‌دانید امام عصرى از بهشت زهرا رفتند به یک نقطه‌ نامعلومى و برادرانمان حالا به طور مشخص، آقاى ناطق نورى امام را در حقیقت ربودند و به یک مأمنى بردند که از احساسات مردم که مى‌خواستند همه ابراز احساسات بکنند و امام از شب قبلش که از پاریس حرکت کرده بودند تا دم غروب، تقریباً دمادم غروب دائماً در حال فشار کار و حضور بودند و هیچ یک لحظه استراحت نکرده بودند یک مقدارى استراحت بدهند به امام.

*امام در مدرسه‌ رفاه

ما هم پائین بودیم یعنى ما در آن حال، ما رفته بودیم رفاه. مدرسه‌ رفاه کارهایمان را انجام مى‌دادیم. قبل از آنى که امام وارد بشوند ما نشسته بودیم با برادرانمان و روى برنامه‌ى اقامتگاه امام و ترتیباتى که بعد از ورود امام باید انجام بگیرد یک مقدارى مذاکره کرده بودیم، یک برنامه‌ریزیهایى شده بود.

آن روزها یک نشریه‌اى ما درمى‌آوردیم که بعضى از اخبار و مثلاً اینها در آن نشریه چاپ مى‌شد، از همان رفاه این نشریه بیرون مى‌آمد. یک چند شماره‌اى منتشر شد. البته در دوران تحصن هم یک نشریه‌ى دیگرى آن‌جا راه انداختیم یک دو سه شماره هم آن درآمد.

- عرض کنم که - من برگشتم آن‌جا و منتظر بودیم لحظه به لحظه که ببینیم چه خواهد شد. اطلاع پیدا کردیم که امام رفتند به یک نقطه‌اى که یک مقدارى آن‌جا استراحت کنند، نماز ظهر و عصرشان را ظاهراً نخوانده بودند نزدیک غروب شده بود، نماز ظهر و عصرشان را بخوانند و اینها. آخر شب بود، من داشتم خبرهاى آن روز را تنظیم مى‌کردم که توى همان نشریه‌اى که گفتیم چاپ بشود و بیاید بیرون.

ساعت حدود ده شب بود تقریباً، یک وقت دیدیم که از در حیاط داخلى [مدرسه‌]رفاه - که از آن کوچهِ باز مى‌شد یک در کوچکى بود - یک صداى همهمه‌اى احساس کردم من و یک چند نفرى آن‌جا سر و صدا کردند و {پیدا شد} معلوم شد که یک حادثه‌اى واقع شده.

من رفتم از دم پنجره نگاه کردم دیدم بله امام، تنها از در وارد شدند. هیچکس با ایشان نبود. و این برادرهاى پاسدار، - پاسدار که یعنى همان کسانى که آن‌جا بودند - که ناگهان امام را در مقابل خودشان دیده بودند سر از پا نشناخته مانده بودند که چه بکنند و دور امام را گرفته بودند، امام هم على‌رغم آن خستگى که آن روز گذرانده بودند با کمال خوشروئى با اینها صحبت مى‌کردند. اینها هم دست امام را مى‌بوسیدند، البته شاید یک ده پانزده نفر مثلاً مجموعاً بودند، همین‌طور طول حیاط را طى کردند رسیدند به پله‌هایى که به حال طبقه‌ى اول منتهى مى‌شد و آن پله‌ها پهلوى همان اتاقى هم بود که من توى آن اتاق بودم. من از پنجره آمدم دم در اتاق وارد هال شدم که امام را از نزدیک ببینم. امام وارد شدند. تو هال هم عده‌اى از بچه‌ها بودند اینها هم رفتند طرف امام، دور امام را گرفتند که دست ایشان را ببوسند.

من هر چى کردم نزدیک بشوم دست امام را ببوسم دیدم که به قدر یک نفر مزاحمت براى امام ایجاد خواهد شد و على‌رغم میل شدیدى که داشتم بروم خدمت امام دست ایشان را ببوسم، کنار ایستادم و امام از دو مترى من عبور کردند.

من نزدیک نرفتم چون دیدم شلوغ است دور و ور ایشان و رفتنِ من هم به این شلوغى کمک خواهد کرد. عین این احساس را من توى فرودگاه هم داشتم. توى فرودگاه همه مى‌رفتند طرف امام من هم خیلى دلم مى‌خواست بروم، اما خودم را مانع شدم، بعضى دیگر هم مانع مى‌شدم که بروند طرف امام که ایشان را خسته نکنند.

امام آمدند از پله‌ها رفتند بالا و در این حین پاى پله‌ها در حدود شاید یک سى چهل نفرى، چهل پنجاه نفرى آدم جمع شده بود. رفتند دم پاگرد پله‌ها که رسیدند که مى‌خواستند بروند بالا. یکهو برگشتند طرف این جمعیت و نشستند روى زمین و همه نشستند، یعنى خواستند که رها نکرده باشند این علاقه‌مندان و دوستداران خودشان را. یکى از برادران آن‌جا یک مقدارى صحبت کرد و یک خیر مقدم حساب نشده‌ پرهیجانى - چون هیچکس انتظار این دیدار را نداشت - گفت. بعد هم امام یک چند کلمه‌اى صحبت کردند و رفتند بالا در اتاقى که برایشان معین شده بود راهنمائى شدند به آن‌جا. و همین‌طور دیگر خاطرات لحظه به لحظه...

منبع: فارس نیوز




:: مرتبط با: خاطـــــــرات ,
ن : Khangoli
ت : یکشنبه 1392/11/13
اولین روز دبستان "مقام معظم رهبرى"

"مقام معظم رهبرى" در مورد روز اولى كه به دبستان رفتند، فرمودند: روز اولى كه ما را به دبستان بردند، روز خوبى بود؛ روز شلوغى بود، بچه‌ها بازى مى‌كردند، ما هم بازى مى‌كردیم. اتاق ما كلاس بسیار بزرگى بود، باز به چشم آن وقت كودكى من وعده بچه‌هاى كلاس اول، زیاد بود. حالا كه فكر مى‌كنم، شاید سى نفر، چهل نفر، بچه‌هاى كلاس اول بودیم و روز پرشور و پرشوقى بود و خاطره بدى از آن روز ندارم.



البته چشم من ضعیف بود، هیچ‌كس هم نمى‌دانست، خودم هم نمى‌دانستم؛ فقط مى‌فهمیدم كه چیزهایى را درست نمى‌بینم . بعدها چندین سال گذشت و من خودم فهمیدم كه چشم‌هایم ضعیف است؛ پدر و مادرم فهمیدند و برایم عینك تهیه كردند. آن وقت، وقتى كه من عینكى شدم، گمان مى‌كنم حدود سیزده سالم بود؛ لیكن در این دوره اول مدرسه و این‌ها این نقص كار بود. قیافه معلم را از دور نمى‌دیدم، تخته سیاه را كه روى آن مى‌نوشتند، اصلا نمى‌دیدم؛ و این مشكلات زیادى را در كار تحصیل من به وجود مى‌آورد.
 
به گزارش جام، رهبر عزیز انقلاب در مورد معمم شدن خود، در دوران نوجوانى فرمودند: چیزى كه حتما مى‌دانم جالب است، این است كه من همان وقت، معمم بودم؛ یعنى در بین سنین ده و سیزده سالگى كه ایشان سؤال كردند من عمامه سرم بود و قبا تنم بود. قبل از آن هم همین‌طور، از اوایلى كه به مدرسه رفتم با قبا رفتم منتهى تابستان‌ها با سر برهنه مى‌رفتم، زمستان كه مى‌شد، مادرم عمامه به سرم مى‌پیچید.

مادرم خودش دختر روحانى بود و برادران روحانى هم داشت، عمامه پیچیدن را خوب بلد بود؛ سر ماها عمامه مى‌پیچید و به مدرسه مى‌رفتیم .البته اسباب زحمت بود كه جلوى بچه‌ها، یكى با قباى بلند و لباس جور دیگر باشد. طبعا مقدارى حالت انگشت‌نمائى و این‌ها بود؛ اما ما با بازى و رفاقت و شیطنت و این‌طور چیزها جبران مى‌كردیم، نمى‌گذاشتیم كه در این زمینه خیلى سخت بگذرد.
منبع: باشگاه خبرنگاران



:: مرتبط با: خاطـــــــرات ,
:: برچسب‌ها: امام خامنه ای , طلبه , معمم ,
ن : Khangoli
ت : سه شنبه 1392/11/8
حامد زمانی و دیدار با رهبری
 
 
سخنان خواندنی حامد زمانی؛ از دیدار با آقا تا حمله به ماشینش
 
 
خواننده انقلابی کشور گفت: به لطف خدا جاهایی اجرا کرده‎ام که تاکنون هیچ خواننده‌ای در آن محل‌ها اجرا نکرده و این‌ها افتخار بنده است.
 
 حامد زمانی عصر امروز در مراسم تقدیر از وی که با حضور سردار محمدعلی آسودی، معاون فرهنگی و تبلیغات نماینده ولی فقیه در سپاه در حسینیه نمایندگی ولی فقیه در ستاد کل سپاه و با حضور پاسداران برگزار شد، با اشاره به جمع صمیمی موجود و با بیان اینکه پاسداران شاغل در معاونت فرهنگی و تبلیغات نمایندگی ولی فقیه در سپاه خود دستی بر آتش دارند، افزود: چندی پیش خدمت مقام معظم رهبری حضور یافتم؛ ایشان به بنده لطف داشتند و بنده را مورد تفقد قرار دادند.

وی اضافه کرد: مقام معظم رهبری در این دیدار راجع به ترانه «مرگ بر آمریکا» فرمودند که ترانه مرگ بر آمریکای شما، مرگ بر آمریکای سال ۹۲ بود؛ شنیدم که به این کار زیاد حمله کردند، بگذار حمله بکنند که اگر حمله نمی‌کردند باید عزا می‌گرفتید؛ شما هم دلسرد نشوید و یکی دیگر هم بسازید.

زمانی ادامه داد: من با توجه به تشویق مقام معظم رهبری، کار «گزینه‌های روی میز» را ساختم و دوباره به این بهانه خدمت حضرت آقا رسیدم. ...

منبع: وبلاگ گروه صالحین شهید شوریده


ادامه مطلب

:: مرتبط با: آقا از نگاه دیگران ,
:: برچسب‌ها: امام خامنه ای , حامد زمانی , امریکا ,
ن : Khangoli
ت : شنبه 1392/11/5
آزاده شهید "حسین لشگری" اسطوره مقاومت 

پرواز در آسمان ایران پس از 18 سال/ فردا درجه‌ات را از دست مقام معظم رهبری دریافت خواهی کرد

سالن مملو از جمعیت بود و سرود جمهوری اسلامی توسط گروه موزیک نواخته شد. در لحظه‌ای که می‌خواستیم در جایگاه مخصوص قرار بگیریم من برادر همسرم را دیدم که دست پسرم علی اکبر را گرفته و به طرف من می‌آید. ماشاءالله چه پسر قدبلندی! درست شبیه عکسی بود که دو سال تمام در سال جلوی چشمم می‌‌گذاشتم و با او حرف می‌زدم. حالا خودش جلوی من ایستاده بود.
به گزارش خبرنگار دفاعی - امنیتی باشگاه خبرنگاران، امیر آزاده شهید سرلشکر "حسین لشگری" خلبان نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران بود که پس از 18 سال (6410 روز) اسارت در زندان‌های رژیم بعث عراق، در فروردین 1377 به ایران بازگشت.

نام کتاب خاطرات این شهید بزرگوار، "6410" است و تحت مجموعه "امیران جاوید"، شماره 8 با عنوان یادنامه امیر آزاده شهید سرلشکر خلبان "حسین لشگری" به بازنویسی "علی اکبر" (فرزند شهید لشگری) توسط نشر آجا وابسته به سازمان عقیدتی- سیاسی ارتش به چاپ رسیده است.
 
او دارای درجهٔ جانبازی 70 درصد بود و در طول جنگ تحمیلی تا پیش از اسارت توانست در 12 عملیات هوایی شرکت کند. او از سوی مقام معظم رهبری به لقب "سید الاسراء" مفتخر شد.
 
آزاده سرافراز "حسین لشگری" با موافقت فرمانده معظم کل قوا در تاریخ 27 بهمن 1378 به درجه سرلشکری ارتقا یافت.
 
رهبر معظم انقلاب اسلامی در مراسم تجلیل از امیر آزاده سرلشکر "حسین لشگری" فرمودند: " لحظه به لحظه رنج‌ها و صبرهای شما پیش خدای متعال ثبت و محفوظ است و پروردگار مهربان این اعمال و حسنات را در روز قیامت که انسان از همیشه نیازمندتر است به شما بازخواهد گردانید... آزادگان، سربازان فداکار اسلام و انقلاب و رمز پایداری ملت ایران هستند."
باشگاه خبرنگاران در نظر دارد برای گرامیداشت مقام والای امیر مقاوم و آزاده لشکر اسلام، زندگی‌نامه و خاطرات این شهید بزرگوار را منتشر کند؛ قسمت شصت و یکم این خاطرات به شرح ذیل است:

" با خانواده همسرم که در آن‌جا بودند صحبت کردم. از خانواده خودم در آن موقع کسی در تهران نبود. شنیدن صدای این عزیزان پس از 18 سال خیلی خیلی شیرین بود.

صدای فرزندم که هنگام اسارت من به جز صدای گریه از او صدای دیگری نشنیده‌ بودم و حالا دانشجوی سال اول دندانپزشکی است و می‌تواند سؤال کند و یا اینکه احساسات خودش را بیان کند.

صدای همسرم که تمام دوران اسارت مرا در اوج تنهایی و غریبی گذرانده و در دل شب چه گریه‌ها و چه راز و نیازهایی داشته است. چه روزهایی که خود او یا فرزندش بیمار بوده و نیاز به همدم و همراز داشته؛ ولی من در کنار او نبودم.

صداهایی را می‌شنیدم که قبلاً هرگز فکر نمی‌کردم بشنوم؛ لذا این لحظات برایم تاریخی و به یادماندنی شد.
 
شب، نماز را به اتفاق آزادگان دیگر به جماعت خواندیم و مقدار کمی شام خوردیم. بچه‌ها مدتی نوحه‌خوانی و سینه‌زنی کردند. یکی از آزادگان روی زمین افتاده بود و قدرت حرکت نداشت. همگی به ملاقات او رفتیم و دلجویی کردیم.

شب را به اتفاق دو تن از آزادگان خلبان که اواخر جنگ اسیر شده بودند، در یک اتاق به صبح رساندیم. این اولین صبحی بود که وقتی بیدار می‌شدم دشمن بعثی را در حول و حوش خودم نمی‌دیدم.

پس از صرف صبحانه اتوبوس‌ها برای بردن ما به کرمانشاه آماده بودند. مردم زیادی برای بدرقه در آن‌جا حضور داشتند. به هر کدام از ما شاخه گلی تقدیم کردند و ما سوار شدیم.

هنگام عبور اتوبوس‌ها از شهر قصر شیرین مردم در دو طرف خیابان ایستاده بودند و با تکان دادن دست ابراز احساسات می‌کردند. در بین راه در منطقه چهار زبر اسلام‌آباد غرب هنوز علامات و نشانه‌هایی از عملیات مرصاد دیده می‌شد. تانک‌های سوخته و توپ‌های از کار افتاده دشمن، نشان از بزرگی عملیات می‌داد.

من در ماشین به کمک یکی از دوستان متنی را آماده کردم که گویای حال همه ما بود؛ چه آن‌ها که در اردوگاه بودند و مدت اسارتشان کمتر بود و چه خودم که به صورت مخفی زندان بودم.

مردم خوب و قدرشناس کرمانشاه برای استقبال از آزادگان پیاده و سواره 50 کیلومتر جلوتر از شهر آمده بودند. مردم در دو طرف خیابان ایستاده بودند و با شعارهایی چون "آزاده قهرمان، خوش آمدی به ایران" و یا "لشگری لشگری تو افتخار کشوری" از ما استقبال می‌کردند.

ابتدا به باشگاه افسران و از آن‌جا به فرودگاه کرمانشاه منتقل شدیم. تعدادی ماشین با چراغ‌‌های روشن و بوق‌زنان ما را تا مدخل ورودی فرودگاه بدرقه کردند. شوق و هیجان آن عزیزان هرگز از یادم نمی‌رود.

هواپیمای بوئینگ 747 نیروی هوایی منتظر ما بود. پس از 18 سال بار دیگر در فضای آسمان ایران به پرواز درآمدم.

وقتی در ارتفاع 34000 پایی بر فراز کوه‌های سر به فلک کشیده زاگرس پرواز می‌کردیم به یاد روزهایی افتادم که خودم در هواپیما می‌نشستم و در آسمان لاجوردی جولان می‌دادم.
 
امیر نجفی در کنارم نشسته بود و سؤالاتی در زمینه اسارت و نحوه تبادل اسرا مطرح می‌کرد ولی من در آن موقعیت تنها به خانواده و فرزندم علی فکر می‌کردم که برای اولین بار می‌خواستم او را از نزدیک ملاقات کنم.

در این لحظه میهماندار هواپیما اعلام کرد کمربندهای خودتان را ببندید به فرودگاه نزدیک می‌شویم. حالا خانه‌های شهر تهران را می‌توانستم به راحتی ببینم. سرانجام چرخ‌های هواپیما با باند تماس گرفت و به آرامی به زمین نشست.

من همراه خودم دو عدد ساک داشتم که یکی از مسئولان ایثارگران نیروی هوایی از همان ابتدای ورودم به خاک ایران مسئولیت حمل و نقل آن را تا تهران به عهده گرفت و در فرودگاه تحویل خانواده‌ام داد. اعلام کردند از هواپیما پیاده شویم.
 
امیر نجفی از من خواست نفر اول از هواپیما پیاده شوم و به ترتیب پس از من بقیه آزادگان پیاده شدند. اولین قدم را که بر روی زمین فرودگاه تهران گذاشتم یکی از روحانیان دسته گلی به گردنم آویخت و مرا بوسید.

سپس به ترتیب با فرماندهان نیروی هوایی، رئیس عملیات و دیگر پرسنلی که چهره آنان را برای اولین بار می‌دیدم روبوسی کردیم. سپس به صورتی منظم وارد سالن فرودگاه شدیم. درآن‌جا آقای دکتر خرازی – وزیر امور خارجه – و آقای رمضانی – نماینده رئیس‌جمهور – به استقبال آمده و دیده‌بوسی کردند.

سالن مملو از جمعیت بود و سرود جمهوری اسلامی توسط گروه موزیک نواخته شد. در لحظه‌ای که می‌خواستیم در جایگاه مخصوص قرار بگیریم من برادر همسرم را دیدم که دست پسرم علی اکبر را گرفته و به طرف من می‌آید. ماشاءالله چه پسر قدبلندی! درست شبیه عکسی بود که دو سال تمام در سال جلوی چشمم می‌‌گذاشتم و با او حرف می‌زدم. حالا خودش جلوی من ایستاده بود.

بلافاصله با تمام وجودم او را در آغوش گرفتم و به صورتش بوسه زدم. جلوتر که رفتم توانستم مادر، خواهر و برادرانم و همچنین خانواده همسرم را ببینم و احوالپرسی کنم.

تعدادی از دوستان قدیمی هم در آن‌جا حضور داشتند. در حالی‌که دست پسرم را در دست داشتم در کنار هم روی صندلی نشستیم. پس از اینکه یکی از روحانیان ورود آزاده‌ها را تبریک گفت، من پشت تریبون رفتم و به نمایندگی از طرف همه آزادگان حاضر در سالن، متنی را که در داخل ماشین تهیه کرده بودم خواندم. خبرنگاران داخلی و خارجی در آن‌جا حضور داشتند.

وقتی به سر جایم برگشتم متوجه شدم پسرم عینک به چشم دارد. عکسی که از او داشتم بدون عینک بود؛ لذا در مورد آن سؤال کردم. توضیح داد که بر اثر مطالعه زیاد دور را خوب نمی‌تواند ببیند.

در آن‌جا تعداد زیادی از دوستانم تجمع کرده بودند که بر اثر ازدحام داخل سالن، اجازه نداده بودند وارد شوند. با همه آن‌ها روبوسی کردم و داخل سالن شدم.

حالا فرصت خوبی بود که دیداری کوتاه با همسرم داشته باشم. او آخرین نفری بود که دیدمش! در گوشه‌ای از سالن ایستاده بود و اشک می‌ریخت. تنها چند کلمه "سلام ... حالت چطور است..." بین ما رد و بدل شد. احساسات اجازه نداد بیش از این با هم صحبت کنیم.

او در حالی‌که اشک می‌ریخت نگاهی به چهره‌ام انداخت و گفت: به ایران و خانه‌ات خوش آمدی. نمی‌دانستم چه بگویم. فقط او را نگاه می‌کردم.

پس از دقایقی اعلام کردند اتوبوس‌ها برای رفتن به مرقد امام(ره) آمده‌اند. آزادگانی که خانواده آن‌ها در تهران بودند بچه‌های خودشان را در این سفر کوتاه همراه داشتند. من هم علی‌اکبر با خودم داشتم.

پس از زیارت و خواندن نماز مغرب و عشاء به جماعت، ما را به همراه خانواده به ناهارخوری امام(ره) بردند. سر میز که نشسته بودیم متوجه شدم هر کس یک نوع غذا سفارش می‌دهد و در بین غذا، ماست و نوشابه. بدون اینکه جایی بنویسند پیشخدمت‌ها می‌آوردند.

از برادر بزرگم خواستم حواسش جمع باشد موقع پرداخت پول چیزی را از یاد نبرد که مدیون صاحب غذاخوری شویم. او گفت این غذاخوری متعلق به امام(ره) است و کسی پول پرداخت نمی‌کند. خدا را شکر کردم که مسئولان در این مورد برنامه‌ریزی خوبی کرده‌اند.

در این‌جا از ما خواستند با خانواده‌ها خداحافظی کنیم؛ زیرا تا فردا صبح در اختیار مسئولان بودیم. من علی را همراه خودم داشتم. او مرا به اسم خودم صدا می‌زد و گویی با دوست خودش صحبت می‌کند. سعی کردم با گفتن باباجان و پدرجان به او گوشزد کنم که من پدر تو هستم و دوست دارم من را پدر صدا کنی. الحمدالله او هم زود متوجه شد و از آن به بعد، مرا بابا صدا می‌زد.

شب ما را در مهمانسرا اسکان دادند. ساعت 11 شب یکی از مسئولان ایثارگران نیروی هوایی، لباس پرواز و پوتین خلبانی برای من آورد و گفت فردا درجه‌ات را از دست مقام معظم رهبری دریافت خواهی کرد. آن شب تا ساعت 2 بعد از نیمه‌شب بیدار بودم و با علی و دیگر دوستان صحبت می‌کردم..."
منبع: باشگاه خبرنگاران



:: مرتبط با: یاد شهــــــدا ,
:: برچسب‌ها: شهید , شهید لشگری , امام خامنه ای ,
ن : Khangoli
ت : پنجشنبه 1392/11/3

خاطره رهبر معظم انقلاب از بازگشت امام خمینی(ره) به ایران

دیدم امام از كوچه، تك و تنها به طرف ساختمان مى‌آیند! براى من خیلى جالب و هیجان‌انگیز بود كه بعد از سالها ایشان را مى‌بینم - پانزده سال بود، از وقتى كه ایشان را تبعید كرده بودند، ما دیگر ایشان را ندیده بودیم - فوراً در ساختمان، ولوله افتاد....
به گزارش گروه سیاسی باشگاه خبرنگاران، پایگاه اطلاع‌رسانی KHAMENEI.IR در پنجمین قسمت از مجموعه چندرسانه‌ای عبدصالح، خاطره‌ای از اولین روزهای بازگشت حضرت امام خمینی رحمه‌الله در سال ۱۳۵۷ به كشور و ماجرایی درباره‌ی انس ایشان با كلام‌الله مجید را منتشر كرد. عنوان این قسمت «انقلاب قرآن» است و بخشی از فایل صوتی خاطره‌ی رهبر انقلاب برای اولین بار پس از سی و سه سال در این برنامه منتشر می‌شود.

 بیانات در جلسه درس تفسیر قرآن كریم ۱۳۶۰.۱۱.۰۹

امام كه آمده بودند ایران - سال ۵۷ - خب ما اوّل یك نظر امام را دیدیم، سالى كه ایشان، روزى كه ایشان وارد شدند آن‌جا زیارت كردیم امام را بعد هم شب كه آمدند مدرسه‌ى رفاه یك نظر دیدیم، نزدیك هم نرفتم كه مبادا مزاحمشان بشویم كه همه‌ى دورشان را گرفته بودند، مى‌بوسیدند، من گفتم، من یك نفر حداقل اذیت نكنم امام را، نرفتم،[گفتم] بعد مى‌رویم خدمت امام. فردا شبش بود ظاهراً، یا یكى دو شب بود كه آن مدرسه‌ى علوى بودند، فرستادند ما را خواستند، بنده و بقیه‌ى برادرانى كه عضو شوراى انقلاب بودیم ماها را خواستند. من وارد اتاق شدم، سر شب بود دیدم امام نشستند پشت قرآن دارند قرآن مى‌خوانند. حالا كِى است؟ دو سه روز بعد از ورود امام، آن روزهایى كه شماها لابد یادتان هست در خیابان ایران و آن محوطه‌ى اطراف چه خبر بود از جمعیت و ولوله‌ى جمعیت. امام مراجعات به او شده، آمده‌اند، رفته‌اند. حالا غیر از این‌كه مردم آمده‌اند مراجعه كردند، افراد خصوصى، سیاستمداران، روحانیون، - نمى‌دانم - دوستان قدیمى، افراد متفرقه آمدند خدمت امام، یكى پیشنهاد كرده، یكى پرسیده، یكى چیزى گفته، مرتب مشغول بود امام. سرشب ایشان در این همه غوغا كه حالا بعدش هم باز یك عدّه‌اى بخواهند ملاقات كنند، یك عدّه‌اى كار دارند، تا آخر شب باز امام كار داشت، در همه‌ى این غوغاها بعد از نماز مغرب و عشا ایشان نشسته بودند در یك اتاق تنها انگار كه در این دنیا هیچ خبرى نیست قرآن را باز كرده بودند، مشغول قرآن خواندن بودند. یعنى امام یك روز هم قرآن خواندن یادشان نمى‌رفت؛ مرتب قرآن مى‌خواند. ببینید این دل با قرآن آشناست كه این‌جورى است.

۱۳۷۶.۱۱.۱۴
 
یكى از خاطرات خیلى جالب من، آن شب اوّلى است كه امام وارد تهران شدند؛ یعنى روز دوازدهم بهمن - شب سیزدهم - شاید اطّلاع داشته باشید و لابد شنیده‌اید كه امام، وقتى آمدند، به بهشت زهرا رفتند و سخنرانى كردند، بعد با هلى‌كوپتر بلند شدند و رفتند.

تا چند ساعت كسى خبر نداشت كه امام كجا هستند! علّت هم این بود كه هلى‌كوپتر، امام را در جایى كه خلوت باشد برده بود؛ چون اگر مى‌خواست جایى بنشیند كه جمعیت باشد، مردم مى‌ریختند و اصلاً اجازه نمى‌دادند كه امام، یك جا بروند و استراحت كنند. مى‌خواستند دور امام را بگیرند.

من در مدرسه رفاه بودم كه مركز عملیاتِ مربوط به استقبال از امام بود - همین دبستان دخترانه رفاه كه در خیابان ایران است كه شاید شما آشنا باشید و بدانید - آن‌جا در یك قسمت، كارهایى را كه من عهده‌دار بودم، انجام مى‌گرفت؛ دو، سه تا اتاق بود. ما یك روزنامه روزانه منتشر مى‌كردیم. در همان روزهاى انتظار امام، سه، چهار شماره روزنامه منتشر كردیم. عدّه‌اى آن‌جا بودیم كه كارهاى مربوط به خودمان را انجام مى‌دادیم.

آخر شب - حدود ساعت نه‌ونیم، یا ده بود - همه خسته و كوفته، روز سختى را گذرانده بودند و متفّرق شدند. من در اتاقى كه كار مى‌كردم، نشسته بودم و مشغول كارى بودم؛ ناگهان دیدم مثل این كه صدایى از داخل حیاط مى‌آید - جلوِ ساختمان مدرسه رفاه، یك حیاط كوچك دارد كه محلِّ رفت و آمد نیست؛ البته آن هم به كوچه در دارد، لیكن محلِّ رفت و آمد نیست - دیدم از آن حیاط، صداى گفتگویى مى‌آید؛ مثل این‌كه كسى آمد، كسى رفت. پا شدم ببینم چه خبر است. یك وقت دیدم امام از كوچه، تك و تنها به طرف ساختمان مى‌آیند! براى من خیلى جالب و هیجان‌انگیز بود كه بعد از سالها ایشان را مى‌بینم - پانزده سال بود، از وقتى كه ایشان را تبعید كرده بودند، ما دیگر ایشان را ندیده بودیم - فوراً در ساختمان، ولوله افتاد؛ از اتاقهاى متعدّد - شاید حدود بیست، سى نفر آدم، آن‌جا بودند - همه جمع شدند. ایشان وارد ساختمان شدند. افراد دور ایشان ریختند و دست ایشان را بوسیدند. بعضیها گفتند كه امام را اذیّت نكنید، ایشان خسته‌اند.

براى ایشان در طبقه بالا اتاقى معیّن شده بود - كه به نظرم تا همین سالها هم مدرسه رفاه، هنوز آن اتاق را نگه داشته‌اند و ایام دوازده بهمن، گرامى مى‌دارند - به نحوى طرف پله‌ها رفتند تا به اتاق بالا بروند. نزدیك پاگرد پله كه رسیدند، برگشتند طرف ما كه پاى پله‌ها ایستاده بودیم و مشتاقانه به ایشان نگاه مى‌كردیم. روى پله‌ها نشستند؛ معلوم شد كه خود ایشان هم دلشان نمى‌آید كه این بیست، سى نفر آدم را رها كنند و بروند استراحت كنند! روى پله‌ها به قدر شاید پنج دقیقه نشستند و صحبت كردند. حالا دقیقاً یادم نیست چه گفتند. به‌هرحال، «خسته نباشید» گفتند و امید به آینده دادند؛ بعد هم به اتاق خودشان رفتند و استراحت كردند.

البته فرداى آن روز كه روز سیزدهم باشد، امام از مدرسه رفاه به مدرسه علوىِ شماره دو منتقل شدند كه برِ خیابان ایران است - نه مدرسه علوى شماره یك كه همسایه رفاه است - و دیگر رفت و آمدها و كارها، همه آن‌جا بود. این خاطره به یادم مانده است.
منبع: باشگاه خبرنگاران



:: مرتبط با: خاطـــــــرات ,
:: برچسب‌ها: امام خامنه ای , امام خمینی , انقلاب , قرآن ,
ن : Khangoli
ت : چهارشنبه 1392/11/2
آزاده شهید "حسین لشگری" اسطوره مقاومت

سوغاتی کربلا برای دیدن آقای خامنه‌ای

روی دیوار نوشتم: امروز آخرین باری است که به هواخوری می‌آیم و احتمال دارد فردا به ایران بروم، خداحافظ یاران! حسین لشگری اولین و آخرین خلبان اسیر ایرانی.
به گزارش خبرنگار دفاعی - امنیتی باشگاه خبرنگاران، امیر آزاده شهید سرلشکر "حسین لشگری" خلبان نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران بود که پس از 18 سال (6410 روز) اسارت در زندان‌های رژیم بعث عراق، در فروردین 1377 به ایران بازگشت.

نام کتاب خاطرات این شهید بزرگوار، "6410" است و تحت مجموعه "امیران جاوید"، شماره 8 با عنوان یادنامه امیر آزاده شهید سرلشکر خلبان "حسین لشگری" به بازنویسی "علی اکبر" (فرزند شهید لشگری) توسط نشر آجا وابسته به سازمان عقیدتی- سیاسی ارتش به چاپ رسیده است.
 
او دارای درجهٔ جانبازی 70 درصد بود و در طول جنگ تحمیلی تا پیش از اسارت توانست در 12 عملیات هوایی شرکت کند. او از سوی مقام معظم رهبری به لقب "سید الاسراء" مفتخر شد.
 
آزاده سرافراز "حسین لشگری" با موافقت فرمانده معظم کل قوا در تاریخ 27 بهمن 1378 به درجه سرلشکری ارتقا یافت.
 
رهبر معظم انقلاب اسلامی در مراسم تجلیل از امیر آزاده سرلشکر "حسین لشگری" فرمودند: " لحظه به لحظه رنج‌ها و صبرهای شما پیش خدای متعال ثبت و محفوظ است و پروردگار مهربان این اعمال و حسنات را در روز قیامت که انسان از همیشه نیازمندتر است به شما بازخواهد گردانید... آزادگان، سربازان فداکار اسلام و انقلاب و رمز پایداری ملت ایران هستند."
باشگاه خبرنگاران در نظر دارد برای گرامیداشت مقام والای امیر مقاوم و آزاده لشکر اسلام، زندگی‌نامه و خاطرات این شهید بزرگوار را منتشر کند؛ قسمت پنجاه و هشتم این خاطرات به شرح ذیل است:

" به محض این‌که وارد سلول شدم فکر این‌که تا دو روز دیگر در ایران و پیش خانواده خواهم بود لحظه‌ای مرا آرام نمی‌گذاشت. خوشحالیم تمام شدنی نبود.

شاید اگر کسی 18 سال می‌خواست در خوشی به سر ببرد،  به اندازه خوشی آن لحظات کوچک من نبود. شیرینی لحظه رسیدن  به خانواده را کم کم مزمزه می‌کردم و بی‌اختیار دانه‌های اشک خوشحالی از چشمانم سرازیر می‌شد.

هر کار کردم آن روز ناهار بخورم، لقمه‌ای از گلویم پایین نمی‌رفت. خواستم بخوابم ولی ممکن نشد. ساعت هواخوری فرارسیده بود. گفتم اگر خدا بخواهد این آخرین هواخوری من است.

روی دیوار نوشتم: امروز آخرین باری است که به هواخوری می‌آیم و احتمال دارد فردا به ایران بروم، خداحافظ یاران! حسین لشگری اولین و آخرین خلبان اسیر ایرانی.

ساعت 12:30 دقیقه نصف شب پس از نماز خواندن، دعا و فاتحه برای درگذشتگان خوابم برد. در وقت مناسب برای نماز شب بیدار شدم و پشت سر آن نماز صبح را بجا آوردم.

شروع به بسته بندی وسایل مورد نیازم کردم. قبلاً ابوفرح از من قول گرفته بود و گفته بود که من وارث او هستم، لذا وسایلی را که نیاز نداشتم برای او بسته بندی کردم. این کار  تا ساعت 7.5 صبح طول کشید.

آشپز صبحانه آورد و من مقداری شوربا خوردم و سپس اخبار ساعت 8 صبح را گوش دادم. حالا همه چیز بوی ایران اسلامی را می‌دهد و من مرتب خودم را در میان انبوه مردم می‌بینم.

سعی کردم مقداری بخوابم. ساعت 10 صبح بیدار شدم و اطراف خود را نگاهی انداختم. همه چیز آماده و مهیای رفتن بود. خواستم دوش بگیرم ولی آب گرم نبود. با همان آب سرد برای آخرین بار در سلول دوش گرفتم و لباس پوشیدم و داخل سلول به قدم زدن پرداختم.

لحظه‌ها سخت و سنگین می‌گذشت. ذهنم روی ایران و گذشتن از مرز دور می‌زد. تسبیح به دست گرفتم و مقداری ذکر خدا گفتم و صلوات فرستادم.

 
10.55 دقیقه ابوفرح دریچه را باز کرد و  با خنده گفت: سلام، صبح بخیر! بیداری؟ گفتم: بله، منتظر و آماده!

این اولین باری بود که عرب‌ها قبل از موعد مقرر به وعده‌گاه می‌آمدند. ابوفرح به داخل سلول آمد و من وسایلی را که برای او کنار گذاشته‌ بودم نشانش دادم.

او گفت: همه پایین منتظر هستند. با سلول خداحافظی کن که دیگر برنخواهی گشت. در طبقه پایین، نماینده وزارت امور خارجه و همراهانش با دو ماشین تویوتا سفید منتظر من بودند. 5 نفر مسلح به کلاشینکف ما را محافظت می‌کردند.

در این مسافرت، اختیار پول، زمان و مکان به دست نماینده امور خارجه بود. او در ابتدای راه نجف اشرف همه چیز، از قبیل میوه و سیگار برای ماشین‌ها تهیه کرد و حرکت کردیم.

ماشین‌ها با سرعت خوبی حرکت می‌کردند. خیلی زود به شهر نجف رسیدیم. در طول 3 ماه گذشته بار دوم بود که به پابوس آقا علی(ع) می‌آمدم. این بار زیارت خداحافظی بود.

سعی کردم این بار وقت بیشتری برای دیدن جلال و جبروت آقا صرف کنم تا دقیقاً تمام زوایای ضریح و صحن را در ذهنم حک کنم.

خداحافظی با آقا خیلی سخت بود؛ ولی چاره‌ای نداشتم. از مولا خواستم وسیله‌ای فراهم کند تا بتوانم به طور آزاد با خانواده و دوستان خدمت برسم.


پس از زیارت، اتومبیل‌ها به سرعت نجف را به سمت کربلا پشت سر گذاشتند. نماز ظهرم را در کنار ضریح شش گوشه امام حسین(ع) بجا آوردم و با چشمانی اشکبار با سالار شهیدان، خداحافظی کردم.

نماز عصر را در کنار ضریح حضرت ابوالفضل‌العباس(ع) خواندم. برای آخرین بار ضریح را بوسیدم و از آن‌جا خارج شدیم.

ساعت 4 بعد از ظهر برای خوردن ناهار به غذاخوری رفتیم. دسته جمعی به چند مغازه مهر و تسبیح فروشی سر زدیم. نماینده وزارت امور خارجه رو به من کرد و گفت: مهر انتخاب کن! گفتم: قبلاً خریده‌ام. گفت: اشکالی ندارد. آقای صدام حسین گفته هر چه می‌خواهی خرید کن!

با اصرار چند عدد مهر برداشتم. نماینده به مهر فروش گفت که دو بسته مهر برایم بسته‌بندی کند و از نگهبان خواست آن‌ها را داخل ماشین بگذارد.

او گفت: احتمال دارد به دیدن آقای خامنه‌ای بروی؛ بهتر است سوغاتی کربلا داشته باشی..."
منبع: باشگاه خبرنگاران



:: مرتبط با: یاد شهــــــدا ,
:: برچسب‌ها: شهدا , شهید لشگری , کربلا , امام خامنه ای ,
ن : Khangoli
ت : سه شنبه 1392/11/1
بسم الله الرحمن الرحیم

حجت الاسلام والمسلمین سیداحمد خمینی:
برخی افراد دور من را گرفته اند که بنده را در مقابل حضرت آیت الله خامنه ای قرار دهند که من متوجه شدم و توی دهنشان زدم... باید به این احمق هایی که می گویند آقای خامنه ای نباید رهبر شود، گفت پس چه کسی؟  اگر نظر آنها بر روی فلانی است، او که حتی توانایی اداره خانواده خود را ندارد چه رسد به یک مملکت.
امروز من و شما باید در همان خط حرکت کنیم. خالصاً و مخلصاً برای خدا و اسلام و نظام اسلامی مان از رهبر بزرگوارمان حضرت آیت الله خامنه ای حمایت کنیم و در راه او که راه امام عزیزمان است گام برداریم.  امروز باید در کنار نظاممان پشت سر رهبری قرار بگیریم.  رهبر ما شاگرد امام است. رهبر ما از چهره های شناخته شده انقلاب است. از افرادی است که در طول انقلاب خدمات زیادی کرده و در جبهه ها مستقیماً جنگیده است.  باید افتخار کنیم که چنین رهبری را داریم و همگی پشت سر او حرکت کنیم. و ...

نکته ها و گفته ها ، دفتر اول



:: مرتبط با: آقا از نگاه دیگران ,
:: برچسب‌ها: امام خامنه ای , سیداحمد خمینی , رهبر , ولی فقیه ,
ن : Khangoli
ت : شنبه 1392/10/28
رهبر معظم انقلاب در دیدار رئیس و اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی:
شورای عالی انقلاب فرهنگی؛ ابتکار با برکت امام/ امواج نشاط آفرین «ما می‌توانیم» را تقویت کنید/ چرخه پیشرفت علمی کشور کند نشود/ انفعال در مقابل فرهنگ مهاجم خسارت‌بارترین نوع برخورد است (۱۳۹۲/۰۹/۱۹ - ۱۱:۵۱)
 حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز (سه شنبه) در دیدار رئیس و اعضای شورایعالی انقلاب فرهنگی، با تبیین اهمیت حیاتی مقوله فرهنگ و جایگاه شورایعالی انقلاب فرهنگی؛ ضمانت اجرای مصوبات این شورا؛ وظایف نظارتی و هدایتی دستگاهها در مقوله فرهنگ؛ ضرورت برخورد حکیمانه با پدیده های فرهنگی، استمرار پیشرفت علمی در دانشگاهها؛ تدوین مبانی تحول علوم انسانی، و صیانت از زبان زیبای فارسی، نکات مهمی را بیان کردند.


ادامه مطلب

:: مرتبط با: بیانات آقا ,
:: برچسب‌ها: بیانات , امام خامنه ای , فرهنگی , شورا ,
ن : Khangoli
ت : دوشنبه 1392/09/25

ماجرای تأسیس بنیاد نهج‌البلاغه/ خاطراتی از همدرسی با رهبر انقلاب/ به هندوستان ممنوع‌الورودم

مؤسس بنیاد بین‌المللی نهج‌البلاغه می‌گوید ماجرای تأسیس این بنیاد به خاطرات علامه امینی و نگارش الغدیر بازمی‌گردد؛ از امیرالمؤمنین(ع) خواستم یک کاری هم دست ما بدهد که نتیجه‌اش تأسیس بنیاد شد.

خبرگزاری فارس: ماجرای تأسیس بنیاد نهج‌البلاغه/ خاطراتی از همدرسی با رهبر انقلاب/ به هندوستان ممنوع‌الورودم
-------------------------------

به گزارش خبرنگار آیین و اندیشه خبرگزاری فارس، از کودکی در تب و تاب درس دین و علم بودن تا تلمذ در محضر اساتیدی چون آیت‌الله بروجردی، مرحوم امام و علامه طباطبایی روحیه بزرگی را می‌طلبد.

هم‌کلاس رهبر معظم انقلاب اسلامی، خاطرات بسیاری از ایشان و امام راحل دارد، وی می‌گوید که در منزل امام راحل با مقام معظم رهبری بوده که ایشان بهشان گفته «من اشبحک منی؟» همینطور در ابتدای انقلاب با هم کار رسانه‌ای هم می‌کردیم.

من و مقام معظم رهبری از دوران طلبگی با هم آشنا بودیم

*خدا رحمت کند. الان با مقام معظم رهبری هم ارتباط دارید؟

-بله خوشبختانه ایشان به ما لطف دارند چون از دوران طلبگی با هم بودیم.

 

*یعنی هم کلاس بودید؟

-بله آقازاده آیت‌الله حائری یزدی در مدرسه عشق‌علی درس می‌گفتند که ما درس ایشان می‌رفتیم ساعت ده صبح مقام معظم رهبری و آقای هاشمی رفنسجانی هم می‌آمدند و ما در این درس شرکت می‌کردیم یک جلسه‌ای هم ایشان دوشنبه‌ها دارند که نیمه خصوصی است و گه گاهی تشکیل می‌شود گاهی زنگ می‌زنند من هم می‌روم گاهی هم در مجالس علمی و مباحثی که دعوت می‌کنند حضور می‌یابم.

 ...

خاطراتی از مقام معظم رهبری

*خاطره ای هم از ایشان دارید؟

-بله یک زمان منزل امام در دوران حیاتشان بودیم  ایشان هم آمدند که در آن دوران رییس جمهور بودند و به من گفتند «ما اشبحک منی» یعنی چقدر تو شبیه من هستی؟ خودشان هم اشتباه کرده بودند(با خنده)

در دوران انقلاب و تأسیس روزنامه جمهوری اسلامی یک زمان شهید بهشتی با من تماس گرفتند که یک عده دوستان می‌خواهند روزنامه‌ای تأسیس کنند و می‌خواهند نزد شما بیایند که با آنها همکاری کنید آنها منزل ما آمدند و یک عده از دوستان حجت‌الاسلام کاظم بجنوردی و اینها، ما هم صحبت کردیم و مشورت دادیم کار که نهایی شد مقام معظم رهبری منزل ما آمدند به آنها هم گزارش کار دادیم و من چند مقاله داشتم که در روزنامه جمهوری منتشر کردیم.

فارس نیوز




:: مرتبط با: خاطـــــــرات , آقا از نگاه دیگران ,
:: برچسب‌ها: امام خامنه ای , طلبگی ,
ن : Khangoli
ت : جمعه 1392/09/22
منبع: leader.ir



:: مرتبط با: عکس و پوستر ,
:: برچسب‌ها: عکس , دیدار , بسیج , سپاه , ارتش ,
ن : Khangoli
ت : جمعه 1392/09/22

منبع: leader.ir



:: مرتبط با: عکس و پوستر ,
:: برچسب‌ها: عکس , دیدار , بسیج ,
ن : Khangoli
ت : جمعه 1392/09/22
بسم الله الرحمن الرحیم

حضرت آیت الله علم الهدی:
امام زمان عجل الله راه ارتباط را فقط از یک راه مشخص داشته اند و غیر از این راه تمامی مسیرها باطل است. امام زمان عجل الله تنها راه ارتباط را مجتهد جامع الشرایط و ولی فقیه تاکید داشتند. برخی ها فکر می کنند که می توانند دین و فرقه ای بسازند و مردم را به وسیله آن منحرف کنند در حالی که امامت امام زمان عجل الله از راه مجتهد جامع الشرایط است. کسی که در برابر ولی فقیه بایستد و از فرمان ایشان اطاعت نکند، طاغوت پرست است.
معظم له با اخلاص، اخلاق و تقوا به رهبری جامعه می پردازد و با قاطعیت مطلق، برای احیای ارزشها و مکتب با هر مسئله و چالشی مقابله و برخورد می کند.

نکته ها و گفته ها ، دفتر اول



:: مرتبط با: آقا از نگاه دیگران ,
:: برچسب‌ها: امام زمان , امام خامنه ای , دین , مجتهد , جامع الشرایط , طاغوت , اخلاق ,
ن : Khangoli
ت : جمعه 1392/09/22
 

 


 

 
Free counter and web stats