تبلیغات
سیرت امام سیدعلی خامنه ای - سخنان منتشر نشده
s2C8R04.jpg
صلوات برای سلامتی و فرج امام زمان عجل الله:










» تعداد مطالب :
» تعداد نویسندگان :
» آخرین بروز رسانی :
» بازدید امروز :
» بازدید دیروز :
» بازدید این ماه :
» بازدید ماه قبل :
» بازدید کل :
» آخرین بازدید :

چاپ این صفحه





Powered by WebGozar

سخنان منتشرنشده آیت‎الله خامنه‎ای پیرامون جنگ، دولت موسوی و وضعیت سیاسی دهه60/
از سال 62 به بعد مسئولیت در جنگ نداشتم/ دولت زیر نظر رئیس جمهور قرار ندارد/ به امام پیشنهاد دادم وزرا را حَکَم ها تعیین کنند/ وزیر صنایع سنگین ناسالم ترین کار را می کند

گروه تاریخ انقلاب - رجانیوز: چندیپیش نشریه رمز عبور با انتشار ویژه نامه ای به بررسی اسرار پذیرش قطعنامه 598 و پایان جنگ پرداخت. به گزارش رجانیوز، بخشی از این ویژه نامه به سخنان منتشر نشده حضرت آیت الله خامنه ای پیرامون اختیارات ریاست جمهوری درزمان جنگ و عدم تبعیت نخست وزیر و برخی از وزرا از ایشان اختصاص داشت، که این بخش را در ادامه می خوانید. 

نسخه الکترونیک نشریه رمز عبور را می توانید از این آدرس تهیه کنید. 

 یكی از مسائل مهم و در عین حال مستور در میان اسرار زمان جنگ، میزان اختیارات، نقش و علت عدم ورود ریاست جمهوری وقت (حضرت آیت‌الله خامنه‌ای) در امور جنگ و همین طور پشتیبانی از جنگ است. براساس سوابق و اسناد موجود، دولت در پشتیبانی از جنگ به خوبی ایفای نقش نمی‌كرد و اگر بخواهیم منصفانه قضاوت كنیم، باید لااقل قبول كنیم كه فرمان حضرت امام خمینی(ره) كه «جنگ در رأس امور است»، توسط دولت جدی گرفته نشده بود؛ واقعاً جنگ در رأس امور دولت نبود. این مطلب نقدی بود كه در زمان جنگ توسط فرماندهان صورت می‌گرفت و سؤال و اشكالی است كه بعد از جنگ توسط محققین و پژوهشگران به آن پرداخته شده است. هرچند برخی از مسئولان معتقد بودند كه دولت بیشتر از این نمی‌توانست از جنگ پشتیبانی كند، ولی براساس آمار و ارقام و در مقایسه با دولت بعثی عراق، می‌توان این ادعا را نپذیرفت.همین مطلب از جمله سؤالاتی است كه در جلسه صمیمی فرماندهان لشكر 27 محمد رسول‌الله(ص) با حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در تاریخ 10/5/1367 مطرح شد و ایشان نیز به طور مشروح و صریح و مستندی به آن پاسخ گفتند.

 
در این زمینه نكاتی مطرح است كه بیان آنها ضروری است:
1- براساس قانون اساسی اولیه (قبل از بازنگری)، سیستم اجرای كشور بدین صورت بود كه بعد از مقام معظم رهبری، ریاست جمهوری، نخست وزیر و هیأت وزیران ساختار اجرایی كشور را تشكیل می‌دادند. براین اساس مسئولیت اجرایی كشور برعهده نخست‌وزیر بود و عملاً ریاست جمهوری به جز معرفی نخست‌وزیر و موافقت با وزیران انتخابی توسط او، نقش دیگری در مسائل اجرایی نداشت. این مسأله باعث شده بود كه مقام ریاست جمهوری به یك مقام تشریفاتی تبدیل شود. وجود این اشكال اساسی باعث شد تا از جمله موضوعاتی كه در بازنگری قانون اساسی مورد بررسی قرار گرفت، همین موضوع باشد. براین اساس، در حكم صادره توسط حضرت امام درباره بازنگری قانون اساسی، بازنگری در ساختار اجرایی كشور مورد تصریح واقع شده است. بعد از بازنگری، پست نخست وزیری حذف و ریاست جمهوری مسئولیت هیأت وزیران را شخصاً برعهده گرفت.
 
2- تعیین نخست وزیر در دور دوم ریاست جمهوری حضرت آیت‌الله خامنه‌ای از موضوعات مهمی است كه نقش اساسی در پشتیبانی از جنگ داشته است. این كه چرا حاج محسن رضایی، فرمانده وقت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، ابقای نخست وزیر وقت (آقای میرحسین موسوی) را از حضرت امام درخواست كردند، جزو موارد مهمی است كه حتماً باید به آن پرداخته شود. به نظر می‌رسد دلایل ارائه شده توسط ایشان و توضیحات درباره آن، تاكنون نتوانسته بسیاری از رزمندگان حاضر در صحنه‌های نبرد، سیاسیون و پژوهشگران را اقناع نماید. ولی آنچه در این واقعه مهم است، تبعیت و تعبد حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در این موضوع است، به طوری كه علی‌رغم این كه شرط كاندیدا شدن مجدد ایشان برای دور دوم ریاست جمهوری، تعیین نخست وزیری غیر از آقای میرحسین موسوی بوده، ولی به محض اطمینان از نظر حضرت امام مبنی بر ابقای وی، معظم‌له بدون درنگ ایشان را به مجلس شورای اسلامی معرفی كردند. 
 
3- عدم تبعیت و بعضاً لجاجت در تقابل با دستورات ریاست جمهوری وقت، موضوعی بود كه بر عموم مردم پوشیده بود. ایشان نیز علی‌رغم امكان توضیح درباره آن و فشار به دولت، هیچ گاه اقدام به این موضوع نكرده و حفظ وحدت را اصل قرار داده و از بیان آن خودداری كردند.
خوب است توضیحات معظم‌له را درباره موضوعات فوق عیناً نقل كنیم تا تاریخ نسبت به آن قضاوت كرده و بسیاری از شبهات مرتفع گردد:
 «...قضایای جنگ هم كه خودتان می‌دانید. جنگ مسئولیتش با من نیست، حالا هم نبوده، دیروز هم نبوده. عرض كنم كه از سال 62 به این طرف، بنده هیچ گونه مسئولیتی در جنگ ندارم و اگر شما سؤال كردید، اشكالی داشتید، ممكن است بنده آن اشكال شما را در مواردی وارد بدانم؛ ممكن است در مواردی هم چون خبرهای بیشتری از شما بدانم. شما اشتباه می‌كنید در یك سؤالی اما چه سؤال شما وارد باشد چه وارد نباشد، طرف سؤال من نیستم؛ این یك مقوله.
مقوله دوم: مسائل دولتی، این سؤالی كه آقای كوثری اخیراً كردند كه چرا سیاست‌های دولت این نیست؟ خب این مسئولش دولت است نه من. ممكن است بگویید خب مگر دولت زیر نظر رئیس جمهور نیست؟ نه، جوابش نه است... حالا دیگر بالاخره قانون اساسی را می‌خواهید بیاورید اینجا بخوانید، آنی كه من دارم می‌گویم، شما این را به عنوان یك برادر بزرگ‌تر از خودتان كه وارد هم هست تو كارها- من هم كه دارم این حرف را می‌زنم، حرفی نمی‌زنم كه آن طرف منكرش بشوند. این حرف را، در نماز جمعه هم می‌شود زد، منتها من مصلحت نمی‌دانم توی نماز جمعه این چیزها را بگویم، یا در ملأ- اما شما یك عده خواصید. هم صاحب فكرید، صاحب نظرید، لااقل بعضی‌هایتان و هم این كه تو مسائل صاحب اعتقاد هستید، یعنی یك نظری دارید، اعمال نظر می‌كنید. برادرهای مسئولی هم هستید. باید شما اینها را بدانید؛ نه، مسئولش من نیستم.
 
بنده‌ای كه فلان وزیر سه سال است، چهار سال است از نظر من عملش غلط، موضعگیری‌اش در زمینه كاری، نه مسائل سیاسی و خطی- آن كه خبر پوچ است- كار ملموس از نظر من غلط، ضعیف، ناقص است و بنده هیچ قادر نیستم كه این وزیر را نه فقط برش دارم، طبق قانون اساسی من نمی‌‌توانم وزیر را بردارم، باید نخست وزیر به من پیشنهاد كند، من قبول كنم. من نمی‌توانم به نخست وزیر پیشنهاد كنم كه بیا این وزیر را برداریم و اگر نخست‌وزیر صد سال هم به فرض محال، یك نفری را پیشنهاد نكند كه عوض كنیم، بنده قادر به كار نیستم. من مجبورم این وزیری را كه دارم می‌بینم جلوی چشم خودم كه نمی‌تواند كار كند و دارد اشتباه می‌كند و دارد غلط عمل می‌كند، باید تحملش بكنم، قبولش كنم. خب بنده چه كار می‌توانم بكنم؟ اتفاقاً آن وزیر هم شگرد كار را فهمیده... یك مدتی تا دو، سه سال اوایل ریاست جمهوری كه این وزرا هنوز تازه‌كار بودند، نمی‌دانستند چی به كجاست، با اینها رفتار می‌كردیم. بعد یواش یواش وزرا فهمیدند نه، بیخودی از ما می‌ترسند! اصلاً نباید بترسند. تنها جایی كه رئیس جمهور می‌تواند در مورد وزیر اعمال نفوذ بكند، اول، پیشنهاد دولت است كه وقتی نخست وزیر گفت آقا این وزیر را ما می‌‌خواهیم به مجلس بدهیم، رئیس جمهور بگوید: نه، آقا من این وزیر را قبول ندارم؛ اینجا آن گلوگاه قدرت رئیس جمهور است. آن هم كه در دوره دوم ریاست جمهوری به خاطر مشكلاتی كه در باب نخست وزیر پیش آمد كه بنده آن نخست وزیر را قبول نداشتم، بعد امام فرمودند، بنده از امام تبعیت كردم، برادرمان آقای موسوی را تصویب كردم و ازشان حمایت هم كردم؛ تا این ساعت هم من از آقای موسوی همیشه حمایت كردم.
 
بعد این مسأله پیش آمد، من خودم به امام گفتم، گفتم: آقا ما سر قضیه نخست وزیری اینقدر مشكل تحمل كردیم. سر قضیه وزرا من و آقای موسوی به توافق نخواهیم رسید؛ من می‌دانم 13 تا، 15 تا وزیر ما اختلاف پیدا خواهیم كرد. ایشان یك كسی را معرفی می‌كند، من آن را قبول نخواهم داشت، قبول ندارم اصلاً. شما بیایید یك فكری بكنید، این را من خودم به امام گفتم، هیچ كس دیگر پیشنهاد نكرد. پیشنهاد من به امام این بود كه شما بیایید یك حَكمی را- من نگفتم یك هیأت- گفتم یك شخصی را به عنوان حَكم معین كنید كه هر جا من و آقای موسوی اختلاف نظر پیدا كردیم در وزیر، آن حَكم بگوید این، حرفش تمام باشد. امام گفتند این خوب فكری است. من سه نفری را معین می‌كنم؛ سه نفر معین كرد. سه نفر هم مورد رضایت من است: یكی آقای هاشمی، یكی آقای موسوی اردبیلی، یكی آقای حاج احمد آقا. خیلی خب، ما گفتیم بسیار خب، من خودم رفتم به برادرها حكمیت را ابلاغ كردم- سال 64- و گفتم این پیشنهاد من به امام بوده. بنده هم می‌خواهم كار و تكلیف الهی انجام بگیرد؛ من چه كار دارم كه كی می‌آید، كی می‌رود؟ هر كی می‌خواهد بیاید، هر كی می‌خواهد برود. این را شما بدانید، الان هم هر كسی می‌خواهد باید، هر كسی می‌خواهد برود، برای بنده یك سر سوزن والله تفاوت نمی‌كند. من فقط حجت شرعی داشته باشم، بتوانم فردا جواب خدا را بدهم. اگر حجت شرعی داشتم، جواب شماها و جواب ملت را خواهم داد. من از جواب دادن اصلاً باكی ندارم. هر كسی بگوید: آقا چرا؟ می‌گویم كه: وظیفه‌ام بود؛ دهان‌ها بسته می‌شود. من باید آنجا را قرص كنم. حجت را سر قضیه نخست وزیر هم به امام گفتم. گفتم آقا من حجت شرعی می‌خواهم، این جوری برای من حجت شرعی نیست؛ حجت شرعی به من بدهید، من اقدام می‌كنم. امام هم حجت شرعی به من داد، من هم اقدام كردم. سر قضیه وزرا هم همین بود، من گفتم آقا حكمیت، حكمیت را هم امام معین كردند. این حكمیت هم به لطف الهی در حدود 11-10 مورد بین من و آقای نخست وزیر اختلاف سر وزرا بود- به نظرم 11 مورد بود- در 11-10 مورد، 11 تا رأی به نفع آقای نخست وزیر دادند، بنده هم هیچ اظهار نگرانی نكردم.
 
همان وزرا بودند كه وقتی نخستین جلسه هیأت دولت تشكل شد، من آمدم بیرون مصاحبه كردم،- همه‌تان شنیدید قاعدتاً- گفتم: بسیاری هیأت دولت خوبی است، چهره‌ها، چهره‌های پرنوری هستند، چهره‌های باصفایی هستند؛ من محیط صفا اینجا دیدم و اعتقادم هم واقعاً این است كه باید از اینها حمایت كرد، تا الان هم حمایت كردم. این حرف‌هایی هم كه دارم به شماها می‌زنم، به كمتر جمعی ممكن است من بزنم این حرف‌ها را. حالا ممكن است یك فرد، دو فردی، اما به جمع‌ها من این حرف‌ها را نمی‌زنم. برای خاطری كه ظرفیتش را ندارند. شما ظرفیتش را دارید، باید بدانید این را. آن وزیری كه من تعیین‌اش نكردم، با حكمیت آمده، آن حرف من را گوش نمی‌كند؛ حالا شما هم هر چی دلت می‌خواهد، می‌گویی.
 
قبل از این جریان هم من به یكی از برادران وزرا- وزیری است كه اسمش هم تو همین جلسه آورده شده- یك چیزی را من نوشتم. آن برادر جواب من را نوشت. كاغذ نوشت كه مثلاً یك بهانه‌ای آورد. من دوباره جواب نوشتم كه آقا این بهانه است، اینی كه شما نوشتید، این درست نیست، ‌این بهانه است؛ همانی كه گفتیم عمل كنید. آن برادرمان باز یك جواب نوشت كه آره، مثلاً به این دلیل فلان. خب من كه ول‌كن معامله نیستم كه باید دنبال كنیم قضیه را تا به جایی برسیم. این مال سال 63 است یا اوایل 64، قبل از دوره دوم ریاست جمهوری. من دوباره، سه باره نوشتم؛ اینها همه‌اش محفوظ است. اینها كاغذهایی است كه هست توی سوابق و پرونده‌های دستگاه ما؛ موجود است در دفتر. ایشان در جواب چون دید نمی‌تواند هر چی بنویسد ما جواب می‌دهیم، نوشتش كه: برای این كه وقت مثلاً ریاست محترم جمهوری و اینها به مكاتبه و اینها تلف نشود، من دیگر بعد از این جواب نامه را نمی‌دهم! این یعنی تا این حد یك وزیر گستاخی می‌كند بنده هیچ ضعیف نیستم. این را شاید بدانید، من آدمی هستم كه به فضل پروردگار زحمت را بر تن خودم و بر جان خودم تحمیل می‌كنم؛ من تنم از زحمت نمی‌ترسد. هیچ لذت و آسایشی را كه به طور معمول وجود دارد، بنده دنبالش نیستم؛ نه این كه اگر لذت بیاید، پس می‌زنم. اما اصلاً بدن من احتیاج به لذت ندارد. روی زمین خوابیدن، تنها خوابیدن، گرسنگی كشیدن، حتی سختی‌های روحی را من می‌توانم تحمل كنم؛ به هیچ وجه احتیاج به هیچ كس و هیچ چیز و هیچ مقامی ندارم كه بخواهم از آن ملاحظه بكنم. آدم دنبال‌گیری هستم، آدم این جوری قوی است.
 
...آدمی كه این جور است، از گروه فشار نمی‌ترسد؛ دنبال آسایش و راحتی خودش نیست؛ این آدم، ضعیف نمی‌تواند باشد؛ من ضعیف نیستم. اما وقتی كه امكان قانونی من ندارم، فشار قانونی نمی‌توانم روی مقامی بیاورم، بنده مسئولیت آن مقام را به عهده نمی‌گیرم.
 
...یا وزیر صنایع سنگین ملزم نیست كه نیسان پاترول را بگذارد كنار؛ مثلاً تویوتا لندكروز را كه سپاه لازم دارد بسازد یا آن مقدارش را به سپاه بدهد. همین اواخر، یك كاری اینها می‌كردند؛ به نهادها از سهمیه دولتی به قیمت بیش از دولتی، مثلاً فلان ماشین كه قیمت دولتی‌اش 150 هزار تومان است، به 350 هزار تومان به نهادها می‌فروختند كه نهاد این را به قیمت دولتی بگیرد، توی بازار آزاد بفروشد كه استفاده پولی بكند؛ ناسالم‌ترین كارهای عالم، موجب تورم، موجب فساد، موجب ضعف دستگاه‌ها از لحاظ ارتباطات با یكدیگر، كار غلط اندر غلط اندر غلط. بنده وقتی كه اعتراض به این كار كردم، پاسخ من مثبت نبود از طرف مسئولانی كه من به اینها اعتراض كردم كه چرا این كار را می‌كنید؟ البته به نهاد ریاست جمهوری هم آمدند، همین را پیشنهاد كردند- پیشنهاد كرده بودند، من خبر دارم- مثلاً به فلان نهاد به فلان نهاد به فلان نهاد، صدتا، 200 تا، 300 تا، هزار تا، فلان ماشین را دادند. من به نهاد گفتم: یك دانه‌اش را قبول نكنید؛ ما توی این سیكل غلط، حتی به این اندازه قرار نخواهیم گرفت و من قبول نخواهم كرد؛ رد كردم من. وقتی كه اعتراض كردم به مسئولانش، پاسخ این بود كه خب چه كار كنیم؟ ما ارز می‌خواهیم، ما فلان می‌خواهیم ما می‌خواهیم كارخانه اشتغال داشته باشد. البته بعداً فهمیدند؛ از بس اعتراض‌ها از اطراف زیاد شد، فهمیدند كه كار غلطی است. اما بنده كه مسئول قانونی هستم و طبق قانون اساسی شخص اول كشور هستم (بعد از رهبری) و مسئولیت‌های قانون هم زیاد است، اختیارات قانونی من آنقدر نیست كه من بتوانم جلوی این كار غلط را بگیرم. حالا شما می‌فرمایید: چرا پاترول تولید می‌كنند؛ نمی‌دانم، تویوتا نمی‌زنند. این اعتراض‌ها را به من نباید بكنید، سؤال از من نباید بكنید. البته من حالا جواب خواهم داد، بعضی‌هایش كه جواب دارد، اما هدف و به اصطلاح، مخاطب این سؤال‌ها هیچ كدام بنده نیستم؛ این را بدانید و اصلاً به این عنوانی كه بنده بخواهم مسئولیت را برگردانم، نیست. هر چی كه مسئولیتش با من است، با كمال میل قبول می‌كنم و خوب هم انجامش می‌دهم، اما اینها مسئولیتش با بنده به هیچ وجه نیست؛ نه آن مسأله جنگ، نه این. بخشی از سؤال‌های آقایان از این دو مقوله است.»
(بیانات در جمع فرماندهان لشكر 27 محمد رسول‌ الله، 10/5/1367، پادگان گلف اهواز، مركز اسناد ستاد حفظ آثار و ارزش‌های دفاع مقدس سپاه محمد رسول‌الله)

منبع: رجانیوز



:: مرتبط با: بیانات آقا ,
:: برچسب‌ها: امام , خامنه ای ,
ن : Khangoli
ت : شنبه 1393/05/18
 

 
Free counter and web stats